WEBVTT

00:20.895 --> 00:23.648
‫[آرزومه یک بار صدای خودم رو بشنوم.]

00:23.815 --> 00:27.402
‫[امیدوارم صدای خش‌دار
‫و منحصر به فردی داشته باشم.]

00:27.694 --> 00:31.030
‫[ماکیلا]

00:36.536 --> 00:38.872
‫قشنگ‌ترین صدایی که تو عمرم شنیدم...

00:38.955 --> 00:42.083
‫صدای بادیه که بین درخت‌ها جریان داره.

00:42.167 --> 00:44.711
‫نه. خیلی‌خب.
‫بعدی رو امتحان کنیم.

00:49.257 --> 00:51.968
‫قشنگ‌ترین صدایی که تو عمرم شنیدم...

00:52.051 --> 00:55.013
‫صدای بادیه که بین درخت‌ها جریان داره.

00:55.096 --> 00:58.600
‫نه. خیلی‌خب.
‫یکی دیگه رو امتحان کنیم.

01:02.562 --> 01:05.607
‫قشنگ‌ترین صدایی که تو عمرم شنیدم...

01:06.858 --> 01:11.070
‫صدای بادیه که بین درخت‌ها جریان داره.

01:13.198 --> 01:15.450
‫مردم اغلب صدا رو نادیده می‌گیرن.

01:16.367 --> 01:19.120
‫ولی برای من مثل آواز می‌مونه.

01:21.539 --> 01:26.294
‫ملودی‌هایی می‌سازه
‫که شبیه سکوت خودمه.

01:27.295 --> 01:29.005
‫من به طبیعت تعلق دارم.

01:30.715 --> 01:32.383
‫صدای طبیعی.

01:34.260 --> 01:36.012
‫باد الهام‌بخش منه.

01:36.804 --> 01:40.642
‫به من الهام می‌کنه
‫که در نوع خودم بدرخشم.

01:41.768 --> 01:42.644
‫سکوت؟

01:42.727 --> 01:44.896
‫ما که نیستیم.

01:46.522 --> 01:48.942
‫ما صدای زیبایی نهفته‌ایم.

01:51.361 --> 01:52.695
‫باد اوتیسم.

01:55.740 --> 01:58.076
‫من در بین درختان اوج می‌گیرم.

01:59.744 --> 02:00.995
‫به این فکر کن.

02:02.455 --> 02:03.498
‫«پ».

02:03.581 --> 02:05.667
‫اوهوم. اوهوم.

02:05.750 --> 02:07.794
‫اوهوم. اوهوم.

02:07.877 --> 02:09.796
‫بذار. «پورشا».

02:10.380 --> 02:12.298
‫«د»... «دقیقا»...

02:13.967 --> 02:15.426
‫«صدای»... درسته...

02:16.010 --> 02:17.011
‫اوهوم.

02:17.387 --> 02:19.806
‫تا آخر همه حروف رو بذار. آفرین.

02:22.392 --> 02:24.394
‫«پورشا دقیقا صدای منه.»

02:24.978 --> 02:25.979
‫عالی.

02:26.020 --> 02:28.106
‫عاشق صدایی شدم که انتخاب کردی.

02:28.815 --> 02:30.817
‫خیلی...

02:32.944 --> 02:35.196
‫[ماکیلا اوتیسم غیرکلامی داره.]

02:35.488 --> 02:38.366
‫[افکاری که توی این فیلم بیان شده‌ان،]

02:38.658 --> 02:41.577
‫[کاملا توسط خودش
‫با تخته حروف نوشته شده،]

02:41.911 --> 02:46.082
‫[و توسط صداپیشه‌ای به نام
‫پورشا کیو خوانده شده.]

02:47.333 --> 02:50.378
‫اسم من ماکیلاست و با خانواده‌ام
‫توی آتلانتا، واقع در جوررجیا...

02:50.461 --> 02:51.713
‫زندگی می‌کنیم.

02:52.422 --> 02:56.551
‫مامانم به مد و فشن علاقه‌منده
‫و بوتیک خودش رو داره.

02:59.095 --> 03:01.681
‫خواهرم دانشکده موسیقی درس می‌خونه.

03:03.099 --> 03:05.852
‫برادرم قراره وارد پایه راهنمایی بشه.

03:08.104 --> 03:11.649
‫بابام تهیه‌کننده موسیقی مشهوریه.

03:11.733 --> 03:13.735
‫[فیفتی‌سنت]

03:14.027 --> 03:15.194
‫[فروش جهانی دوازده میلیون نسخه]

03:15.278 --> 03:17.447
‫من هم اوتیسم دارم.

03:18.531 --> 03:20.074
‫سکوت قفس منه،

03:20.074 --> 03:25.705
‫ولی هدیه من به دنیا اینه
‫که سکوتم رو بلند فریاد بزنم.

03:25.788 --> 03:29.125
‫امیدوارم بتونم با تجربیات خودم
‫شما رو تحت تاثیر قرار بدم.

03:29.208 --> 03:32.795
‫مرسی که پیشم هستین.
‫این ترانه‌ی منه.

03:36.924 --> 03:43.890
‫تشخیص رسمی و دقیق ماکیلا
‫اینه که حذف ۲۲کیوئه.

03:43.973 --> 03:46.184
‫اسمش سندرم فیلن-مک‌درمیده.

03:46.267 --> 03:50.229
‫در واقع کروموزوم ناقص داره.

03:50.313 --> 03:52.815
‫خیلی بیماری نادریه،

03:52.899 --> 03:57.904
‫بعد... هیچ‌کس هم نمی‌تونست
‫کاری براش بکنه.

03:57.987 --> 04:01.365
‫صرفا همه‌چی اونطور که باید پیش نرفت.

04:05.995 --> 04:09.040
‫ماکیلا، نمی‌فهمم چی می‌خوای.

04:16.589 --> 04:17.590
‫بسه دیگه.

04:20.968 --> 04:21.969
‫بیا.

04:25.223 --> 04:28.559
‫احتمالا اذیت‌کننده‌ترین چیزی
‫که برامون وجود داشته،

04:28.643 --> 04:32.063
‫این بوده که مثلا...
‫آدم بدونه دخترش...

04:33.356 --> 04:36.651
‫تو این چهارده سالی که زندگی کرده...

04:36.734 --> 04:39.028
‫قطعا کلی حرف واسه زدن داشته،

04:39.111 --> 04:42.740
‫کلی فکر واسه بیان کردن داشته،
‫ولی نمی‌تونه کلامی ارتباط بگیره.

04:42.823 --> 04:48.204
‫به نظرم ناراحت‌کننده‌ترین چیز
‫در مورد این شرایط همینه که...

04:48.996 --> 04:53.501
‫آدم می‌دونه می‌خواد ارتباط برقرار کنه،
‫یا می‌تونه برقرار کنه، یا...

04:53.584 --> 04:55.836
‫ولی نمی‌دونه چطور حرف بزنه.

05:08.641 --> 05:11.018
‫همون‌طور که گفتم، اوتیسم دارم.

05:11.102 --> 05:13.771
‫که بخش مهمی ازم رو شامل می‌شه.

05:14.939 --> 05:15.439
‫یادتون باشه...

05:15.898 --> 05:18.818
‫نمی‌تونم صحبت کنم،
‫ولی می‌تونم ارتباط بگیرم.

05:18.901 --> 05:22.238
‫برای نگارش افکارم
‫از صفحه حروف استفاده می‌کنم.

05:22.321 --> 05:24.657
‫کار سختیه، اما ارزشش رو داره.

05:27.159 --> 05:30.454
‫همچنین دختری‌ام که شدیدا
‫موسیقی دوست داره...

05:33.416 --> 05:35.543
‫و به رشته‌های هنری علاقه‌منده.

05:36.043 --> 05:40.881
‫اخیرا رفته بودم پاریس
‫و تونستم اثر نقاش محبوبم...

05:40.965 --> 05:42.341
‫ونسان ون‌گوگ رو ببینم.

05:43.050 --> 05:45.845
‫اون توی احساساتش محبوس شده بود،

05:45.928 --> 05:49.473
‫همون‌طور که من توی این بدن حبس شدم.

05:55.021 --> 05:57.898
‫ونسان برای برقراری ارتباط
‫از رنگ استفاده می‌کرد...

06:00.234 --> 06:03.279
‫من هم از حروف روی صفحه استفاده می‌کنم.

06:03.863 --> 06:07.033
‫برای افرادی که قدرت تکلم دارن،
‫زبان تنها زمانی ارزشمنده...

06:07.116 --> 06:10.202
‫که به صورت کلامی بیان بشه.

06:10.286 --> 06:12.621
‫ولی عمیق‌ترین مفاهیم...

06:12.705 --> 06:16.959
‫از کسایی مثل من و ون‌گوگ میاد...

06:17.043 --> 06:18.878
‫که راه ارتباطی متفاوتی داریم.

06:21.047 --> 06:23.132
‫[بوتیک بریج]

06:23.382 --> 06:25.718
‫آره، به خریدار بگو.

06:25.801 --> 06:28.345
‫باید به تناسب و شیوه‌ی
‫خودمون پایبند باشیم و...

06:28.429 --> 06:32.850
‫یک سال اول که ماکیلا به دنیا اومده بود،
‫فکر نمی‌کردیم بتونه ارتباط برقرار کنه.

06:32.933 --> 06:37.855
‫قبل از اینکه بتونه با حروف صحبت کنه،
‫هیچ نمی‌دونستیم به چی فکر می‌کنه.

06:37.938 --> 06:43.611
‫حالا که داره با روکسی صحبت می‌کنه،
‫تونستیم از افکارش مطلع بشیم.

06:43.694 --> 06:48.991
‫اینکه ماکیلا می‌تونه ارتباط برقرار کنه،
‫برامون دری به دنیای جدیدی باز کرده.

06:49.075 --> 06:52.411
‫خیلی چیز قشنگیه، چون آدم
‫از خودش می‌پرسه «این بچه کی بود؟»

06:52.953 --> 06:53.954
‫اِم...

06:53.996 --> 06:56.916
‫فعلا داریم باهاش آشنا می‌شیم.

07:00.127 --> 07:03.964
‫[نامه به مامان]

07:04.256 --> 07:09.178
‫مامان عزیزم. منم، ماکیلا.
‫دختر قشنگتم.

07:09.261 --> 07:10.763
‫این نامه رو برات می‌نویسم...

07:10.846 --> 07:14.600
‫چون تو زندگی روزمره خودم
‫این فرصت رو ندارم تا باهات صحبت کنم.

07:14.683 --> 07:17.812
‫مامان، کلی حرف تو دلمه
‫که می‌خوام بهت بگم.

07:17.895 --> 07:21.148
‫اولا باید بگم که خیلی، خیلی باهوشم.

07:21.232 --> 07:23.025
‫با گوش دادن یاد می‌گیرم.

07:23.108 --> 07:27.571
‫مغزم مثل اسفنجی می‌مونه
‫که دانش رو مثل مایعات جذب می‌کنه.

07:27.655 --> 07:30.074
‫تمام حواسم تقویت‌شده‌ان،

07:30.157 --> 07:34.078
‫و می‌تونم از طریق اون‌ها،
‫احساسات رو مثل موسیقی تجربه کنم.

07:34.662 --> 07:39.583
‫در سکوتم متوجه شدم که خیلی‌ها
‫فکر می‌کنن افراد ساکت، احمق هستن.

07:40.251 --> 07:41.377
‫از این طرز تفکر خوشم نمیاد.

07:41.460 --> 07:45.172
‫واقعا ناراحت می‌شم.
‫خیلی حرف زشتیه.

07:45.256 --> 07:50.135
‫در عین حال می‌فهمم چرا چنین نظری دارن،
‫که بابتش حتی بیشتر ناراحت می‌شم.

07:51.345 --> 07:56.850
‫می‌دونم خیلی خوش‌شانسم که تو و بابا،
‫روکسی رو پیدا کردین که بتونم نامه بنویسم.

07:56.934 --> 08:02.523
‫تمام چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم،
‫این بود که بتونم باهاتون صحبت کنم.

08:02.606 --> 08:06.318
‫کریسمس نزدیکه،
‫ازتون یه خواسته‌ی بزرگ دارم.

08:06.402 --> 08:11.657
‫می‌خوام بابا من رو ببره آکواریوم
‫تا ماهی‌ها و دلفین‌ها رو ببینم.

08:12.658 --> 08:15.411
‫دوستت دارم مامان.
‫از طرف ماکیلا.

08:18.289 --> 08:21.083
‫وقتی دانش‌آموزی تازه یاد می‌گیره
‫از صفحه حروف استفاده کنه،

08:21.166 --> 08:24.003
‫ممکنه کلی کمک و راهنمایی لازم داشته باشه.

08:24.628 --> 08:28.799
‫بخش حرکتی‌ای وجود داره
‫که ماکیلا با استفاده از بدنش...

08:28.882 --> 08:31.969
‫تلاش می‌کنه تک‌تک حروف
‫توی ذهنش رو انتخاب کنه.

08:32.052 --> 08:35.514
‫این بخش حرکتی چیزیه
‫که آدم رو خیلی خسته می‌کنه.

08:37.349 --> 08:38.350
‫یکی دیگه.

08:40.185 --> 08:42.313
‫شروع می‌کنیم. «آ»...

08:43.022 --> 08:45.983
‫تو جلسات اولیه با ماکیلا
‫درس‌های مختلفی می‌خوندیم،

08:46.066 --> 08:49.153
‫مثلا بهش می‌گفتم:
‫«امروز در مورد کهکشان‌ها می‌خونیم».

08:49.236 --> 08:50.404
‫«کهکشان رو هجی کن».

08:50.487 --> 08:53.657
‫اما منظورم امتحان کردن اینکه
‫آیا می‌تونه هجی کنه، نبود.

08:53.741 --> 08:55.993
‫داشتم بهش کمک می‌کردم
‫به بدن خودش مسلط باشه،

08:56.076 --> 08:58.662
‫و با دقت کامل به حروف اشاره کنه.

08:59.330 --> 09:02.916
‫هر چقدر قوی‌تر شد،
‫اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد.

09:03.000 --> 09:05.336
‫به همین سبب بیشتر می‌تونستم
‫سوالاتی ازش بپرسم،

09:05.419 --> 09:08.297
‫تا در موردشون صحبت کنیم،
‫مثلا: «از تجربه اوتیسم برام بگو».

09:08.380 --> 09:09.673
‫«چه خواب‌هایی می‌بینی؟»

09:09.757 --> 09:13.135
‫چون دیگه یاد گرفته بود
‫چطور باید بدنش رو حرکت بده،

09:13.218 --> 09:15.888
‫و با دقت حروف رو نشون بده.

09:17.139 --> 09:23.479
‫احساس می‌کنم ماکیلا
‫به لایه‌ای از وجودش دسترسی داره،

09:24.146 --> 09:27.775
‫که برای بیشتر ما این لایه قفله،

09:27.858 --> 09:32.112
‫چون مدام داریم به همدیگه گوش می‌دیم،
‫تا بتونیم جواب اون فرد رو بدیم.

09:32.196 --> 09:34.073
‫با این تفاوت که ماکیلا گوش می‌ده،

09:34.156 --> 09:38.285
‫و دانسته‌هاش رو به دنیای خودش می‌بره،
‫درونی‌سازی می‌کنه و توی این...

09:38.368 --> 09:40.871
‫سطح به شدت عمیق روحی،
‫بهش فکر می‌کنه...

09:40.954 --> 09:44.666
‫و حس می‌کنم تا حدی
‫مثل پدرش که هنرمنده، باشه.

09:51.924 --> 09:55.177
‫[نامه به بابا]

09:59.056 --> 10:01.058
‫سلام بابا.

10:01.141 --> 10:05.938
‫روز پدر با تاخیر مبارک.
‫ببخشید دیر تبریک می‌گم.

10:06.021 --> 10:09.149
‫خیلی، خیلی دوستت دارم.

10:09.233 --> 10:11.318
‫اصلا باورنکردنیه.

10:12.361 --> 10:15.447
‫خیلی خوش‌شانسم که دختر تو شدم.

10:15.531 --> 10:18.575
‫وقتی پیشم هستی خیلی خوشحالم.

10:18.659 --> 10:21.078
‫همیشه می‌خندم و خوشحالم،

10:21.161 --> 10:24.957
‫چون نمی‌خوام حتی لحظه‌ای
‫به ارزشی داری، شک کنی.

10:25.582 --> 10:29.086
‫بابا جون، من خیلی چیزها ازت می‌گیرم.

10:29.169 --> 10:31.588
‫توجه، موسیقی و عشق.

10:32.130 --> 10:35.843
‫قبل از اینکه کسی صدای من رو پیدا کنه
‫و خودم فکر می‌کردم...

10:36.468 --> 10:40.138
‫صدام هیچ‌وقت ممکنه شنیده نشه،
‫تو بودی که پیداش کردی.

10:40.681 --> 10:44.226
‫خیلی از قدرتم رو از دیدن
‫نحوه‌ی کار کردن تو می‌گیرم.

10:45.227 --> 10:46.687
‫واقعا بهترینی.

10:46.770 --> 10:48.564
‫دوستت دارم بابا خان.

10:49.106 --> 10:50.107
‫از طرف ماکیلا.

10:59.575 --> 11:01.660
‫باید کمک بگیرم.

11:01.743 --> 11:04.037
‫وقتی بدنم از ذهنم جدا می‌شه،
‫شروع به دویدن می‌کنم.

11:04.121 --> 11:07.499
‫خودم متوجه می‌شم و وحشت می‌کنم،
‫واسه همین پاهام به جلو می‌رن.

11:07.583 --> 11:09.585
‫مامان و بابام به این کارم
‫می‌گن «فرار کردن».

11:09.668 --> 11:11.503
‫بخش دشوارش اینه که وحشت می‌کنم،

11:11.587 --> 11:15.215
‫واسه همین سخته که موقع ترسیدن،
‫از حرکت متوقف بشم.

11:18.176 --> 11:20.637
‫کمک می‌خوام. حدسم اینه که...

11:21.722 --> 11:24.141
‫برای شنیدن موسیقی خودم
‫به فضا نیاز دارم،

11:24.224 --> 11:27.311
‫ولی بدنم این اندیشه رو
‫برداشت لغوی می‌کنه.

11:32.524 --> 11:35.986
‫سرم درد می‌کنه.
‫خیلی وقت‌ها که طوفان می‌شه سردرد دارم.

11:37.029 --> 11:40.073
‫فکر می‌کنم به استراحت نیاز دارم.

11:43.160 --> 11:44.202
‫سکوت.

11:57.507 --> 11:59.343
‫سلام روکسی.

11:59.426 --> 12:02.012
‫امروز اصلا مدرسه رو دوست نداشتم.

12:02.971 --> 12:08.018
‫واقعا گیج می‌شم که چطور
‫بدنم انقدر برام مشکل می‌تراشه.

12:09.144 --> 12:13.982
‫چه انصافیه که من این مشکلات رو دارم،
‫و فقط هم من دارم؟

12:15.233 --> 12:19.821
‫امروز تو مدرسه عصبانی شدم،
‫چون یه لحظه خیلی حسادت کردم.

12:20.530 --> 12:23.200
‫احساس حسادت داشتن چیز بدیه؟

12:23.325 --> 12:26.036
‫آخه... نمی‌دونم چطور
‫احساسات بزرگ توی بدنم رو...

12:26.119 --> 12:28.080
‫بدون واکنش‌های یهویی نشون بدم.

12:35.962 --> 12:39.883
‫همه همه‌چی دارن،
‫هیچی هم براشون سخت نیست.

12:41.301 --> 12:43.387
‫سختی‌ها شادی رو از بین می‌برن.

12:44.888 --> 12:46.598
‫یه مثال براش دارم.

12:46.681 --> 12:47.766
‫همین اوتیسم.

12:48.767 --> 12:51.478
‫کاش می‌شد بیشتر شبیه
‫برادر و خواهرم باشم.

12:51.561 --> 12:55.816
‫چطور می‌شه در سکوت
‫انقدر احساس داشت؟

12:59.945 --> 13:03.198
‫آدم به سختی می‌تونه
‫احساسات رو درون خودش نگه داره.

13:04.074 --> 13:06.993
‫اگه ابراز نشن،
‫از درون ما رو نابود می‌کنن.

13:08.245 --> 13:12.249
‫وقتی ساکت باشیم،
‫مجبوریم احساسات رو دفن کنیم.

13:13.875 --> 13:19.005
‫نمی‌تونیم نحوه بیرون دادن
‫یا ابراز احساسامون رو انتخاب کنیم.

13:20.340 --> 13:23.426
‫واسه همین احساسات افرادی
‫که مثل ما هستن، عجیب بروز داده می‌شن.

13:25.095 --> 13:30.559
‫تازه به لطف اوتیسم،
‫تجربیات زیادی از تنهایی داریم.

13:31.810 --> 13:35.605
‫یعنی توی این احساسات بزرگ،
‫تک و تنها رها شدیم.

13:35.689 --> 13:39.901
‫خیلی ترسناکه.
‫این ترس باعث می‌شه کارهایی بکنیم...

13:39.985 --> 13:42.863
‫که در حالت عادی
‫امکان نداشت انجام بدیم.

13:42.904 --> 13:43.822
‫[دیشب ساعت سه صبح]

13:43.905 --> 13:45.282
‫«خودت رو ببخش».

13:47.200 --> 13:49.369
‫این بهترین راه برای ابراز احساساته.

13:49.953 --> 13:55.375
‫آدم با این کار،
‫بخشش رو به بقیه یاد می‌ده.

13:59.296 --> 14:02.549
‫چه چیزی تو افراد دارای اوتیسم
‫باعث می‌شه خاص باشن؟

14:02.632 --> 14:06.469
‫یعنی در واقع منظورم
‫موهبت‌هاییه که دارن.

14:07.971 --> 14:09.556
‫می‌تونی «اوتیسم» رو بنویسی؟

14:09.639 --> 14:11.141
‫- «ا»...
‫- «ا»...

14:11.224 --> 14:12.726
‫بعدش چه حرفی میاد؟

14:13.643 --> 14:14.644
‫«و».

14:15.687 --> 14:16.688
‫خب.

14:17.731 --> 14:18.732
‫«ا».

14:19.774 --> 14:21.693
‫آره. حرف بعدیش چیه؟

14:21.776 --> 14:22.777
‫همینه.

14:25.071 --> 14:25.906
‫«ی»...

14:31.411 --> 14:37.626
‫من می‌بینم که چطور ذهن اوتیسمی
‫به طریقی کیهانی روح رو بازتاب می‌ده.

14:37.709 --> 14:40.295
‫در اصوات، رنگ می‌بینه.

14:40.837 --> 14:43.214
‫در باد، موسیقی می‌شنوه.

14:43.298 --> 14:46.009
‫روح من چیزهایی می‌بینه
‫که بقیه نمی‌تونن ببینن.

14:46.092 --> 14:50.639
‫حقیقت، صداقت و عشق
‫رنگ‌هایی هستن که قلب رو احاطه می‌کنن.

14:51.389 --> 14:53.224
‫من به معنای کلمه این‌ها رو می‌بینم.

14:53.933 --> 14:56.936
‫موسیقیه. مثل من بی‌صداست.

14:57.729 --> 15:00.690
‫روکسی، کاش می‌شد بهت نشون بدم.

15:00.774 --> 15:05.070
‫خیلی قشنگه.
‫شبیه سحابیه که بهم نشون دادی.

15:05.737 --> 15:09.115
‫امیدوارم بتونم دنیا رو متحول کنم.
‫آیا می‌تونم؟

15:10.325 --> 15:12.869
‫امیدوارم اونقدر به خودم
‫اعتماد داشته باشم و نترسم...

15:12.952 --> 15:15.413
‫تا بتونم تاثیری بذارم
‫که قلب بقیه رو منقلب کنه.

15:15.497 --> 15:18.249
‫می‌خوام این تخته‌ها رو به دنیا نشون بدم.

15:18.333 --> 15:21.294
‫تا بتونم از افراد اوتیسمی
‫که صدایی ندارن، حمایت کنم.

15:22.087 --> 15:25.423
‫گمونم پدرم بتونه کمک کنه،
‫چون کلی آدم می‌شناسه.

15:27.801 --> 15:30.512
‫وقتی با صفحه کلمات رو می‌نویسه،
‫معمولا کلمات کوچیک هستن.

15:30.595 --> 15:32.555
‫مثلا اینکه «بابا خان» صدام می‌کنه.

15:32.639 --> 15:36.393
‫اصلا «بابا خان» رو از کجا آورده؟
‫من تا حالا این کلمه رو جلوش نگفتم.

15:36.893 --> 15:41.272
‫چیزهایی می‌گه که ممکنه
‫سال‌ها پیش گفته باشیم.

15:41.356 --> 15:42.357
‫اِم...

15:43.191 --> 15:45.235
‫ما همیشه «دختر قشنگم» صداش می‌زنیم.

15:45.318 --> 15:50.532
‫اولین باری رو یادمه که با صفحه حروف
‫برای همسرم نامه نوشت.

15:50.615 --> 15:56.287
‫عملا داشت خودش رو...
‫به همسرم معرفی می‌کرد.

15:56.371 --> 16:00.458
‫می‌گفت: «ببینید بچه‌ها، منم...»

16:01.209 --> 16:03.378
‫«منم. دختر قشنگتونم.»

16:16.558 --> 16:17.559
‫اِم...

16:18.435 --> 16:19.436
‫اِم...

16:21.479 --> 16:22.647
‫«خیلی باهوشم».

16:24.232 --> 16:27.735
‫«اطـ... اطلاعات رو
‫خیلی سریع پردازش می‌کنم.»

16:30.363 --> 16:34.367
‫«اِم، باهاتون فرق دارم، ولی...»

16:36.161 --> 16:37.162
‫«کنارتونم.»

16:38.538 --> 16:40.081
‫همین، همین...

16:40.623 --> 16:43.042
‫همین برام مهم‌ترین چیزه. انگار...

16:44.794 --> 16:49.382
‫یعنی، دخترم کلا چهارده سالشه...

16:51.634 --> 16:53.511
‫ولی تازه...

16:54.470 --> 16:56.598
‫از همین شیش ماه پیش...

16:57.932 --> 16:59.267
‫داریم برای اولین بار صحبت می‌کنیم.

17:00.018 --> 17:02.061
‫دختر باهوشیه،
‫همیشه هوش و ذکاوت داشته.

17:02.145 --> 17:03.855
‫فقط باید... انگار...

17:04.564 --> 17:08.985
‫مثل بچه‌ای می‌مونه که باید
‫بریم و از این...

17:10.612 --> 17:12.655
‫از این بدن بلندش کنیم.

17:12.739 --> 17:16.242
‫خلاصه آره، اِم...
‫واقعا خارق‌العاده بوده.

17:16.993 --> 17:20.163
‫تمام تلاش‌هایی که کردیم
‫باعث شده انقدر پیشرفت کنه...

17:20.246 --> 17:22.665
‫و بهش توی حرف زدن کمک کنه.

17:27.754 --> 17:30.048
‫آره، بعضی وقت‌ها
‫که من و ماکیلا پیش همدیگه‌ایم،

17:30.131 --> 17:34.385
‫ازش می‌پرسم دلش می‌خواد
‫درس بخونیم یا نویسندگی کنیم.

17:34.469 --> 17:37.513
‫مثلا یک روز به‌خصوص بود
‫که گفت یه چیزی بنویسیم.

17:37.597 --> 17:38.598
‫بعدش...

17:39.515 --> 17:43.186
‫قشنگ‌ترین متنی که تا حالا
‫توی زندگیم خوندم رو نوشت.

17:43.269 --> 17:44.979
‫بعد از اون کلی متن دیگه نوشته‌ها،

17:45.063 --> 17:47.523
‫ولی اون برام جایگاه خاص و ویژه‌ای داره.

17:47.607 --> 17:49.734
‫سوالی که پرسید این بود:

17:49.817 --> 17:53.237
‫«مارها جالبن یا ترسناک؟ چرا؟»

17:53.821 --> 17:55.490
‫اِم، بعد این رو نوشت.

17:56.532 --> 18:00.411
‫«یه بار دیدم مار کوچیکی
‫داره روی زمین می‌خزه.»

18:00.495 --> 18:04.916
‫شهامت بودن در محیطی رو داشت
‫که برای امثال اون نبود.

18:04.999 --> 18:08.169
‫عده‌ای نادیده گرفتنش،
‫بقیه ازش می‌ترسیدن،

18:08.252 --> 18:11.506
‫بعضی‌ها هم می‌گفتن احمقه
‫و حق زنده بودن نداره.

18:12.632 --> 18:16.552
‫وقتی تبدیل به شکارچیان ترس شدن،
‫با خنده و شادی همراهی کردن.

18:16.636 --> 18:20.390
‫انقدر در قضاوت کورکورانه خود غرق بودن
‫که خواستن جانش رو بگیرن.

18:21.057 --> 18:24.394
‫مار با احساس این تهدید،
‫شروع به مخفی شدن کرد.

18:24.477 --> 18:28.606
‫مثل رعد و برقی توی آسمون شب،
‫مار شروع به حرکت کرد.

18:28.690 --> 18:32.568
‫همین‌طور می‌رفت و می‌رفت.
‫انگار تقاضا داشت که صداش شنیده بشه.

18:32.652 --> 18:36.322
‫رفت و رفت، تا اینکه تبدیل
‫به شکارچی تازه‌ای شد.

18:36.406 --> 18:39.075
‫بعضی وقت‌ها احساسم
‫شبیه همون ماره.

18:39.158 --> 18:43.871
‫کوچیک، دور از دید و نادیده گرفته شده،
‫و بعضی وقت‌ها مظهر وحشتم.

18:43.955 --> 18:46.791
‫من تو دنیای سخنگوها،
‫در سکوت زندگی می‌کنم.

18:46.874 --> 18:50.253
‫مثل ماری که تو دنیای موجودات پادار،
‫روی زمین می‌خزه.

18:50.336 --> 18:54.632
‫صفحه حروف من جوریه
‫که می‌خوام صدام شنیده بشه.

18:54.716 --> 19:00.012
‫انگشتم رو روی تک‌تک حروف می‌ذارم،
‫کلمات مد نظرم رو هجی می‌کنم.

19:00.096 --> 19:01.556
‫همین‌طور می‌نویسم،

19:01.639 --> 19:04.809
‫و ناتوانی کلامی‌ای که زمانی
‫در من وجود داشت رو از بین می‌برم.

19:04.892 --> 19:08.438
‫چه ترسناک و چه جالب،
‫قضاوتش با خودتونه.

19:11.524 --> 19:13.359
‫امیدوارم بتونم به بقیه کمک کنم.

19:13.443 --> 19:15.987
‫امیدوارم همچنان بتونم
‫چیزهای جدید از دنیا یاد بگیرم.

19:16.863 --> 19:20.867
‫امیدوارم بتونم سکوت و اوتیسم رو تموم کنم.

19:21.742 --> 19:22.910
‫عاشق این صدام.

19:23.995 --> 19:25.913
‫همون‌طور که تصور می‌کردم خش‌داره.

19:26.873 --> 19:28.958
‫ولی حالا می‌خوام از
‫صدای واقعیم استفاده کنم.

19:30.918 --> 19:32.128
‫چی به بابا می‌گی؟

19:32.712 --> 19:35.423
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت...

19:35.965 --> 19:39.677
‫آخ، قربونت برم.
‫فدات بشم. من هم دوستت دارم.

20:06.621 --> 20:08.956
‫حالا که همگی دور همیم،
‫سوالی از ما ندارین؟

20:09.040 --> 20:13.294
‫هیچ‌وقت با همدیگه تو جلسه
‫حروف الفبا شرکت نکردیم.

20:14.253 --> 20:17.590
‫«آر آی اِن.» خیلی‌خب.

20:17.673 --> 20:20.343
‫«می‌خوام بدونم دیدت به...»

20:20.927 --> 20:22.637
‫«می‌خوام بدونم دیدت به من چیه.»

20:23.554 --> 20:25.890
‫زیبا، قوی، نابغه.

20:25.890 --> 20:28.267
‫واقعا کاش یه روزی عین تو باهوش بشم.

20:33.356 --> 20:35.650
‫کدوم دوستت رو تو مدرسه
‫بیشتر از همه دوست داری و چرا؟

20:36.609 --> 20:37.610
‫وای.

20:37.944 --> 20:40.279
‫- «الکسیس.» خب، چرا؟
‫- الکسیس.

20:40.363 --> 20:41.530
‫چرا بیشتر از بقیه دوستش داری؟

20:41.614 --> 20:44.909
‫«اِن» و «کِی» و «جسور.»

20:48.871 --> 20:52.583
‫شغل خاصی مد نظرت نیست؟

20:52.667 --> 20:54.543
‫خیلی‌خب، فهمیدم. «تی»، بعدش؟

20:56.045 --> 20:58.339
‫«اِچ»، بعدش؟ «او»، بعدش...

20:58.422 --> 20:59.632
‫«مؤلف.»

20:59.715 --> 21:01.050
‫می‌خوای مؤلف بشی؟

21:01.133 --> 21:03.135
‫- خیلی‌خب. مسیرت درسته.
‫- آره.

21:03.219 --> 21:05.012
‫لحنت عین مؤلف‌هاست.

21:09.767 --> 21:11.978
‫بیشتر از همه دوست داری
‫به کجا سفر کنی؟

21:12.061 --> 21:14.313
‫«اِم ای اِکس.»

21:15.481 --> 21:17.274
‫ایول.

21:17.358 --> 21:19.694
‫«آی سی.» ایول.

21:20.569 --> 21:22.530
‫«مکزیک.» خیلی حرفش رو می‌زنه.

21:23.364 --> 21:24.740
‫- خیلی‌خب.
‫- آره، تو...

21:30.413 --> 21:34.166
‫«آر اِس اِس آی.»

21:34.250 --> 21:35.835
‫نشون بده. «اِی.»

21:43.551 --> 21:49.348
‫چرا اولش اصلا دلت نمی‌خواد بری تو استخر؟

21:49.432 --> 21:53.436
‫«تی اِس اِم وای اِل.»

21:53.519 --> 21:54.687
‫«مدلمه.»

22:03.404 --> 22:06.115
‫«آی آی اِم اِن او.»
‫نشون بده.

22:06.198 --> 22:07.074
‫«نمی...» «اِل»، فهمیدم.

22:13.038 --> 22:14.373
‫- آفرین ماکیلا.
‫- آفرین!

22:14.457 --> 22:17.460
‫ماکیلا، خیلی بهت افتخار می‌کنم.
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم.

22:17.543 --> 22:19.128
‫- کارت حرف نداره.
‫- آره.

22:19.211 --> 22:20.755
‫می‌تونی هر کاری دلت خواست بکنی.

22:20.838 --> 22:24.091
‫- می‌شه با دوربین خداحافظی کنی؟
‫- بگو «خداحافظ.» می‌شه خداحافظی کنی؟

22:24.175 --> 22:25.342
‫هوم. خداحافظ.

22:25.426 --> 22:27.052
‫بلندتر بگو، دوباره بگو.

22:27.136 --> 22:27.970
‫خداحافظ.

22:28.053 --> 22:30.681
‫خداحافظ. آفرین.
‫قبوله. خیلی‌خب.

22:30.705 --> 22:38.705
www.Doostihaa.com
