WEBVTT

01:00.000 --> 01:10.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

01:10.000 --> 01:13.000
مترجم: غزل رستگاری

01:13.824 --> 01:16.890
..[فریدا] در کل زندگیم

01:16.915 --> 01:19.979
فقط درحال نشون دادن حقیقت
خودم توی نقاشیام بودم

01:22.124 --> 01:26.003
تا بتونم چیزهایی رو بگم که
جور دیگه‌ای قابل بیان نبودن

01:28.923 --> 01:32.426
من نقاشی می‌کنم چون بهش نیاز دارم

02:14.051 --> 02:16.053
♪ ♪

02:46.083 --> 02:48.085
♪ ♪

03:37.551 --> 03:41.347
کی فکرش رو می‌کرد که لکه‌های
..رنگ به زندگی یکی بیان

03:41.430 --> 03:44.350
و کمکش کنن که زندگی رو بهش برگردونه؟

03:47.394 --> 03:52.024
مکزیک همه‌ی دنیای من بود

03:53.984 --> 03:57.029
خوشحال بودم

04:06.288 --> 04:10.459
برای خودم می‌دویدم

04:11.126 --> 04:16.090
زیر درختا داد می‌زدم
می‌خندیدم

04:33.732 --> 04:36.902
مادرم به شدت مذهبی بود

04:37.903 --> 04:41.198
اون کشیشا رو دعوت کرد تا توی
خونه‌م مراسم عشای ربانی برپا کنن

04:41.615 --> 04:45.577
دوستاش هم دعوت کرد تا اونجا دعا بخونن

04:46.704 --> 04:49.373
..وقتی که همه درحال دعا بودن

04:49.873 --> 04:53.585
تلاش می‌کردم جلوی خنده‌م رو بگیرم

04:57.131 --> 05:02.011
به یاد دارم که در مورد
اسرار کتاب مقدس پرسیدم

05:03.178 --> 05:10.144
همیشه می گفتن،
«باید خود را بیشتر وقف خدا کنیم»

05:11.145 --> 05:13.230
♪ ♪

05:21.905 --> 05:26.285
ولی دست برنمی‌داشتم و کشیش
رو با سوالام اذیت می‌کردم

05:27.911 --> 05:29.997
مسیح چگونه متولد شد؟

05:31.582 --> 05:35.210
مریم مقدس واقعا باکرده بود؟

05:41.091 --> 05:45.262
اونا من رو می‌نداختن بیرون چون
برای بقیه بچه‌ها بدآموزی داشتم

05:52.311 --> 05:54.688
پدرک عکاس بود

05:54.980 --> 05:58.776
من شیفته استودیوی اون بودم

06:00.402 --> 06:05.115
..بابا آتئیست بود و تنها کسی که توی خانه

06:05.783 --> 06:11.121
کتاب‌هایی درباره علوم و
جغرافیا و تاریخ می‌خوند

06:17.211 --> 06:20.547
همه جا با بابام می‌رفتم

06:22.007 --> 06:25.803
اون مناظر کنار رودخانه رو نقاشی می‌کرد

06:26.762 --> 06:30.474
با آبرنگ و رنگ روغن

06:30.933 --> 06:32.935
♪ ♪

06:36.105 --> 06:42.486
بابا جعبه رنگش رو توی
آتلیه‌اش نگه می‌داشت

06:43.403 --> 06:48.158
خیلی دلم اون جعبه رو می‌خواست

06:52.788 --> 06:54.039
سبز

06:54.623 --> 06:57.793
نور گرم خوب

06:59.169 --> 07:00.671
سرخابی

07:01.380 --> 07:03.132
آزتک

07:04.550 --> 07:06.093
قرمز مکزیکی

07:06.343 --> 07:09.054
خون کهنه گلابی خاردار

07:09.888 --> 07:11.265
قهوه‌ای

07:11.682 --> 07:13.308
رنگ مول

07:14.017 --> 07:15.227
زمین

07:16.937 --> 07:18.147
زرد

07:19.022 --> 07:22.276
خورشید و شادی

07:30.159 --> 07:33.996
..من دختری بودم که در دنیایی پر از رنگ‌هایی

07:34.496 --> 07:36.623
از اشکال ملموس قدم می‌زدم

07:41.211 --> 07:44.089
همه چیز اسرارآمیز پر رمز و راز بود

07:55.267 --> 07:59.438
رمزگشایی جهان مانند یک بازی بود

08:04.735 --> 08:06.737
♪ ♪

08:21.793 --> 08:23.795
می‌خواستم دکتر بشم

08:24.922 --> 08:27.925
بنابراین من در مدرسه
مقدماتی ملی شرکت کردم

08:32.721 --> 08:38.518
اولش خوشم نیومد چون باید
با بقیه دخترا می‌رفتم طبقه بالا

08:39.978 --> 08:41.897
همه‌ی دخترا می‌گفتن

08:42.189 --> 08:44.816
"فریدا عجیبه"

08:48.320 --> 08:52.491
در نهایت با گروهی به نام کاچاها دوست شدم

08:56.370 --> 08:58.163
کلاه کپ می‌زدیم

08:58.288 --> 09:01.625
و من تنها دختر اونجا بودم

09:06.672 --> 09:08.674
♪ ♪

09:11.301 --> 09:14.554
[حرف‌های آلخاندرو گومز آریاس، همکلاسی]
وقتی فریدا به مدرسه رسید، سرکش بود

09:14.638 --> 09:17.724
و سنت رو زیر پا گذاشت

09:20.352 --> 09:25.732
او به سوی مردان جوان سرکش کشیده شد

09:26.358 --> 09:29.486
و به گروه ما پیوست

09:29.903 --> 09:31.905
♪ ♪

09:39.621 --> 09:42.874
[فریدا] همه جا دنبال کاچاها می‌رفتم

09:43.667 --> 09:47.963
و در تمام شیطنت‌هاشون مشارکت می‌کردم

09:57.556 --> 10:00.267
[بالتاسار دروموندو، همکلاسی]
..یه ترقه به سگی وصل کردیم

10:00.392 --> 10:02.936
و اون رو به مدرسه فرستادیم

10:04.938 --> 10:10.610
خرابکاری کردیم و همه کلاس‌ها
رو به حالت تعلیق در آوردیم

10:13.322 --> 10:18.535
فریدا تو راهرو ایستاده
بود و داشت از خنده می‌مرد

10:24.124 --> 10:27.836
[فریدا] من به جای اینکه به کلاس
خودم برم، به کلاس پسرا می‌رفتم

10:28.045 --> 10:30.213
کلاسام رو به سختی پاس می‌کردم

10:30.589 --> 10:33.425
یا برای نمره‌ی خوب تقلب می‌کردم

10:43.435 --> 10:46.438
آلخاندرو در مدرسه رهبر بود

10:47.147 --> 10:51.443
تو همه‌ی اعتراضات دانشجویی نقش داشت

10:53.362 --> 10:57.366
من به آدم‌های باهوش علاقه‌مند می‌شم

10:57.908 --> 11:02.871
کسایی رو انتخاب می‌کنم که از من بالاتر هستن

11:04.414 --> 11:05.832
الکس من

11:06.833 --> 11:08.710
الکس عزیز من

11:09.836 --> 11:11.213
الکس من

11:14.758 --> 11:17.469
از آلخاندرو خواستم که باهام سکس کنه

11:18.011 --> 11:20.263
ولی اون ترجیح داد حرفای قشنگ بزنه

11:20.555 --> 11:22.349
شعر می گفت

11:22.432 --> 11:25.435
بوسم می‌کرد
بغلم می‌کرد

11:28.146 --> 11:31.858
من فکر می‌کنم هر چیزی
که به آدم لذت می‌ده خوبه

11:37.697 --> 11:40.158
نفس

11:40.742 --> 11:42.452
بو

11:43.203 --> 11:45.163
آغوش

11:45.580 --> 11:47.416
عشق

11:48.667 --> 11:51.044
لبه پرتگاه

11:52.337 --> 11:54.339
♪ ♪

12:23.034 --> 12:27.289
..اون روزی که با آلخاندرو سوار اتوبوس شدم

12:29.833 --> 12:34.713
من کنار نرده نشستم و الخاندرو هم کنارم نشست

12:36.131 --> 12:40.093
کمی بعد از سوار شدن به
اتوبوس، تصادف شد

12:42.929 --> 12:46.391
[آلخاندرو، دوست‌پسر فریدا]
یک چرخ دستی به اتوبوس ما نزدیک شد

12:47.058 --> 12:48.810
و به آرامی مستقیم به وسط ما برخورد کرد

12:51.646 --> 12:55.567
اتوبوسه انعطاف‌پذیری عجیبی داشت

12:56.276 --> 12:58.945
هی بیشتر و بیشتر خم شد

12:59.779 --> 13:02.782
..وقتی به ته انعطافش رسید

13:03.200 --> 13:05.368
به هزار تکه تقسیم شد

13:12.876 --> 13:14.503
[فریدا] خشونت نبود

13:16.546 --> 13:18.507
ولی بی‌صدایی یود

13:18.757 --> 13:20.300
آروم

13:21.218 --> 13:27.098
نرده مثل شمشیری که از یه
گاو رد شه، از من رد شد

13:30.268 --> 13:33.522
این دروغه که آدم متوجه سقوطش می‌شه

13:34.856 --> 13:37.108
دروغه که اون لحظه گریه می‌کنه

13:38.443 --> 13:41.571
من گریه نکردم

13:43.448 --> 13:48.703
نمی‌فهمیدم چه زخمی توی تنمه

13:49.496 --> 13:53.542
فکر کردم سالم اومدم بیرون

13:59.923 --> 14:02.259
[آلخاندرو] من به زیر چرخ دستی رسیدم

14:04.427 --> 14:09.849
به‌محض اینکه تونستم
بلند شم دنبال فریدا رفتم

14:12.686 --> 14:18.275
باوحشت متوجه شدم که یک
تکه آهن بدنش رو سوراخ کرده

14:19.526 --> 14:22.529
یه مردی گفت که باید بکشیمش بیرون

14:22.612 --> 14:26.658
زانوش رو روی بدن فریدا
گذاشت و اونو بیرون کشید

14:30.036 --> 14:36.918
فریدا خیلی بلند فریاد زد
جوری که صدای آژیر آمبولانس رو نمی‌شنیدی

14:39.129 --> 14:45.552
تثادف اتویوس رو تکه تکه کرد

14:49.180 --> 14:52.100
دکترا فکر نمی‌کردن بتونن نجاتش بدن

15:09.075 --> 15:14.539
[فریدا] مدت زیادی طول
می‌کشه تا شکستگی لگنم بهبود پیدا کنه

15:15.040 --> 15:18.043
و زخمای پام بهتر بشه

15:22.047 --> 15:26.718
..دکتر فکر می‌کنه که باید

15:27.636 --> 15:30.472
سه یا چهار ماه اینجوری بمونم

15:39.814 --> 15:44.110
من اکنون در دنیایی از درد زندگی می‌کنم

15:45.945 --> 15:48.239
شفاف

15:48.615 --> 15:50.700
مثل یخ

15:51.201 --> 15:54.287
دیگه رمز و رازی نداره

16:07.175 --> 16:09.761
تصادف نابودم کرد

16:10.136 --> 16:12.555
اما حداقل بانوی مرگ منو نگرفت

16:16.643 --> 16:20.647
همه می‌گن ناامید نباش

16:24.317 --> 16:28.822
ولی هیچکس نمی‌دونه که چجوری می‌گذره

16:29.280 --> 16:34.786
همه‌ی عمرم توی خیابونا رها و آزاد بودم

16:40.458 --> 16:45.672
احساس می‌کنم توی اتاقم به دام افتادم

16:46.631 --> 16:51.344
با روح خودم تنها

17:00.186 --> 17:07.186
مادرم یک ابزار چوبی ابداع کرد که
می‌تونستم کاغذهام رو روی اون نگاه دارم

17:10.238 --> 17:17.238
اون همچنین یک آینه روی تختم آویزون کرد تا
بتونم از خودم به عنوان مدل استفاده کنم

17:21.040 --> 17:24.252
با نقاشی کردن از پرتره‌ دوستام شروع کردم

17:28.798 --> 17:30.550
آگوستین عزیزم

17:31.050 --> 17:34.137
پرتره‌ی تو رو با عشق کشیدم

17:37.557 --> 17:39.642
آلیسیای زیبا

17:40.310 --> 17:45.315
تمام عشقم را برایت می‌فرستم
رفیق شما، فریدوشا

17:47.525 --> 17:50.278
میگل، برادر کوچیکم

17:50.862 --> 17:53.656
هیچوقت کاچاها رو فراموش نکن
شماره 9

17:53.740 --> 17:55.867
فریدار کالو

17:57.410 --> 17:59.078
الکس

17:59.662 --> 18:02.207
این برای اینه که فراموشم نکنی

18:02.957 --> 18:05.502
منتظرم بمون

18:09.589 --> 18:12.050
این پرتره منه الکس

18:12.759 --> 18:15.845
قول می‌دم تا چند روز دیگه خونه شما باشم

18:16.846 --> 18:20.975
بهت التماس می‌کنم
پایین آویزونش کن

18:21.810 --> 18:26.523
وقتی نگاهش می‌کنی انگار داری
دقیقا به خودم نگاه می‌کنی

18:53.967 --> 18:57.262
بعد از یک سال
بعد کلی عمل

18:57.595 --> 19:03.268
هنوز درد زیادی داشتم و ضعیف بودم

19:04.143 --> 19:11.143
اما من می‌خوام با سلامتی‌ای که
برام باقی مونده مثمر ثمر باشم

19:24.455 --> 19:29.544
زمانی که انقلاب شروع شد
حواسم بود که چه اتفاقی دارد میفته

19:31.296 --> 19:38.136
چهار ساله بودم که شاهد مبارزه
دهقانی زاپاتا علیه نظام بودم

19:38.761 --> 19:41.264
♪ ♪

19:43.141 --> 19:45.859
[امیلیانو زاپاتا، رهبر انقلاب]
..دهقانا اسلحه به دست گرفتن تا

19:45.884 --> 19:48.712
نانی را بگیرن که ثروتمندان
از آنها دریغ می کردن

19:49.522 --> 19:51.774
سرزمین و آزادی

19:56.237 --> 20:03.077
[فریدا] توی مکزیک کوراخه به
معنی خشن شدن دربرابر بی‌عدالتیه

20:09.709 --> 20:12.962
من درد مظلوم رو حس می‌کنم

20:13.504 --> 20:17.342
احساس جنگیدن برای اونا رو حس می‌کنم

20:18.384 --> 20:23.222
برای همین هم همون موقعی که بعد
..تصادف بهم اجازه راه رفتن دادن

20:23.348 --> 20:26.267
به حزب کمونیست پیوستم

20:29.938 --> 20:31.940
♪ ♪

20:33.733 --> 20:37.028
هنر مکزیکی ارزش های جدید را منعکس می کن

20:37.111 --> 20:40.698
هنر و انقلاب

20:44.285 --> 20:46.287
♪ ♪

20:57.674 --> 21:02.387
روح انقلاب

21:02.804 --> 21:06.265
اساس عزم من بود

21:28.955 --> 21:34.127
دیگو ریورا در حال نقاشی دیواری
در وزارت آموزش و پرورش بود

21:34.919 --> 21:36.921
♪ ♪

21:48.599 --> 21:50.643
دیگو کمونیسته

21:50.977 --> 21:56.274
کار خلاقانه او در خدمت انقلاب اجتماعیه

22:05.450 --> 22:07.452
سلیقه عالی‌ای داره

22:08.870 --> 22:12.290
او هر زیبایی‌ای رو تحسین می‌کنه

22:13.291 --> 22:18.880
چه زیبایی‌ای که از یک
زن بیاد یا از یک کوه

22:37.523 --> 22:42.695
من اونو فقط از دور دیده بودم
اما بسیار تحسینش می‌کردم

22:44.155 --> 22:49.577
یک روز چهار تابلو براش
آوردم و همینطور گفتم

22:50.411 --> 22:52.914
بشین دیگو

22:55.083 --> 23:00.463
[دیگو ریورا] از روی داربستم به پایین
نگاه کردم و دختری حدودا هجده ساله را دیدم

23:02.048 --> 23:06.177
هیکل زیبا و صورت ظریفی داشت

23:08.971 --> 23:12.600
[فریدا]
ببین نیومدم باهات لاس بزنم

23:13.142 --> 23:17.605
بااینکه خیلی خانم‌بازی ولی من اومدم
تا فقط نقاشیام رو بهت نشون بدم

23:19.941 --> 23:24.403
اگر خوشت میاد بهم بگو، اگر نه هم اوکیه

23:24.612 --> 23:28.825
یه راه دیگه برای کمک به
پدر و مادرم پیدا می‌کنم

23:31.619 --> 23:34.580
[دیگو] تحت‌تاثیر قرار گرفتم

23:34.831 --> 23:39.168
نقاشی‌هاش بیان خشمگینی داشتن

23:39.377 --> 23:44.173
"به نظر من، شما باید به نقاشی ادامه بدید"
یک دفعه گفتم

23:44.966 --> 23:48.594
[فریدا] بهم گفت تو استعداد داری

23:49.846 --> 23:53.724
از اون زمان دوران عشق و عاشقی ما هم شروع شد

24:14.620 --> 24:16.539
♪ ♪

24:17.456 --> 24:19.959
دیگو یه بچه‌ی بزرگه

24:20.668 --> 24:24.422
..چشای برآمده‌ش اصلا طوری نیستن که

24:24.797 --> 24:29.135
انگار برای یه نقاش ساخته شده باشن

24:31.345 --> 24:38.345
همیشه لبخند شیطون و
بامزه‌ای روی لبای گوشتیشه

24:41.856 --> 24:44.400
[آدلینا زندهاس، همکلاسی]
از شنیدن حرفای دیگو خیلی ناراحت شد

24:44.859 --> 24:50.364
اذیتش می‌کرد
عصبانیش می‌کرد

24:51.741 --> 24:54.452
[برترام ولف، دوست دیگو]
دیدم دیگو با یه دختر جدیده

24:54.535 --> 24:56.954
زن جوونی بود

24:58.039 --> 25:00.750
تقریباً یکباره اون رو
به‌صورت نقاشی دیواری درآورد

25:03.002 --> 25:05.254
دیگو بهش گفت
صورت سگی‌ای داری

25:05.338 --> 25:08.758
فریدا پاسخ داد: "و تو
"چهره قورباغه‌ای داری

25:09.759 --> 25:11.079
[فریدا]
صورت قورباغه‌ای

25:11.135 --> 25:13.238
[برترام]
اسم موردعلاقه‌ی فریدا شد

25:13.262 --> 25:15.097
..و یه چیز دیگه

25:15.389 --> 25:16.669
[فریدا]
شکم گنده

25:16.724 --> 25:18.744
[برترام]
بعضی وقتا هم کوچولو

25:18.768 --> 25:20.728
[فریدا]
دیگو کوچولو

25:21.062 --> 25:25.441
[برترام] بعدش دیگو شروع به
پرسیدن نظر اون برای کار خودش کرد

25:25.524 --> 25:28.527
داوریش گاهی نامطلوب بود

25:29.612 --> 25:33.866
اون(دیگو) غر می‌زد، اما روز بعد، جزئیات
توهینآمیز رو تغییر می‌داد

25:38.871 --> 25:41.249
[فریدا]
قبلش شبیه پسرا لباس می‌پوشیدم

25:44.460 --> 25:49.423
اما از وقتی دیگو رو می‌دیدم
لباسای سنتی تهوانا رو می‌پوشیدم

25:50.424 --> 25:52.426
♪ ♪

26:04.272 --> 26:08.901
اسم تو رو اکسوکروم ( تشدید کننده
رنگ) می‌ذارم کسی که رنگ‌ها رو می‌گیره

26:09.568 --> 26:14.573
من کروموفور(رنگ ساز) اونی که رنگ می‌ده

26:15.741 --> 26:18.577
♪ ♪

26:37.555 --> 26:41.726
دیگو ریورا ازدواج کرد

26:42.852 --> 26:49.317
همه می‌گفتن مثل ازدواج یک فیل با یک کبوتره

27:00.870 --> 27:03.456
می‌خوام پسردار بشم

27:04.081 --> 27:07.168
چون این دنیای مرداس

27:08.502 --> 27:11.088
می‌خوام شبیه دیگو بشه

27:13.674 --> 27:18.804
اگر دختر داشتم دلم
می‌خواست کمی شبیه من باشه

27:19.722 --> 27:21.724
ولی زیباتر

27:23.809 --> 27:25.811
♪ ♪

27:30.733 --> 27:35.654
وقتی دیگو نقاشی می‌کرد
هر روز به دیدنش می‌رفتم

27:36.655 --> 27:42.953
دیدن من با غذا توی سبدی پوشیده
از گل خوشحال می‌کرد

27:52.338 --> 27:56.133
[دیگو]
من هفت روز در هفته کار می کردم

27:56.217 --> 28:00.763
و 18 ساعت در روز تو
کمیسیون‌های دولتی کار می‌کردم

28:04.558 --> 28:08.369
زمانی که یک دلال آثار
..هنری به من پیشنهاد نمایش

28:08.394 --> 28:11.582
..یک نفره در موزه هنر مدرن نیویورک را داد

28:11.899 --> 28:14.193
به شدت هیجان‌زده بودم

28:15.444 --> 28:21.075
برای یک هنرمند این اوج موفقیت حرفه‌ایه

28:33.963 --> 28:35.047
همین‌جاس

28:35.714 --> 28:36.966
توانایی

28:37.800 --> 28:39.009
قدرت

28:39.885 --> 28:41.345
شکوه

28:41.595 --> 28:43.848
جوانی سرزمین ما

28:48.978 --> 28:53.023
[گزارشگر]
نقاش مکزیکی، دیگو ریورا، وارد شد

28:54.316 --> 28:58.696
سنیورا ریورا، زنی شبیه پرنده‌ها
و ریزاندام، از پشت شوهرش لبخند زد

29:01.532 --> 29:04.243
[فریدا]
نیویورک خیلی بزرگه

29:04.577 --> 29:08.289
باورم نمی‌شه آدما ساختنش

29:11.584 --> 29:15.629
هتلمون دقیقا رو‌به‌روی سنترال پارکه

29:16.297 --> 29:19.300
فقط یک بلوک با خیابان پنجم فاصله داره

29:31.061 --> 29:35.524
برخی از محله‌های نیویورک
بسیار جالب‌تر از محله‌های ما هستن

29:39.278 --> 29:41.030
هارلم رفتیم

29:41.447 --> 29:43.782
خیلی قشنگه

29:51.499 --> 29:55.461
جوامع مهاجر از هر نقطه از جهان وجود داره

29:58.714 --> 30:03.010
جشن‌های تو محله چینی‌ها شبیه جشن‌های مکزیکه

30:03.719 --> 30:06.597
پر از آتیش‌بازی و رنگ

30:19.610 --> 30:22.655
[دیگو] با استقبال باشکوهی مواجه شدیم

30:23.405 --> 30:27.576
در مهمانی‌ها و شام‌ها از ما پذیرایی می‌کردن

30:28.160 --> 30:31.205
[فریدا]دیگو اینجا گه بزرگی به حساب میاد

30:32.706 --> 30:38.462
مردم طبقه‌ی بالا به
احمق‌های بیشتری زندگی می‌دن

30:40.005 --> 30:47.005
کلی چرت‌پرت می‌گن و به پولشون می‌بالن

30:49.348 --> 30:52.601
کلی هم لباس باید داشته باشی

30:53.477 --> 30:58.607
اگر ژولیده ظاهر بشید،
شما رو زنده زنده می‌خورن

31:01.944 --> 31:04.280
ولی لباسای مکزیک الان مده

31:04.905 --> 31:08.409
و همه‌ی لباسام توجهشون رو جلب می‌کنه

31:08.909 --> 31:11.036
دهشون باز می‌مونه

31:12.288 --> 31:17.793
چون احمقایی هستن که سر
احمقانه‌ترین چیزها هیجان‌زده می‌شم

31:28.429 --> 31:32.600
دیگو دو بلوک از هتل ما رو نقاشی می‌کنه

31:42.776 --> 31:45.571
منم همه‌ش دارم نقاشی می‌کنم

31:47.865 --> 31:52.911
من چیزهایی رو نقاشی می‌کنم
که به شدت تحت تأثیر دیگو هستن

31:57.666 --> 32:00.002
من با سبک اون سازگار شده‌ام

32:00.210 --> 32:03.047
تمام تلاشم رو می‌کنم تا مطمئن
شم که به خوبی انجام شده

32:08.677 --> 32:10.905
[لوسیل بلانچ]
اون نقاشی‌های کوچیکی

32:10.929 --> 32:12.890
با رنگ‌های روشن مکزیکی می‌کرد

32:12.973 --> 32:16.310
ولی از من نمی‌خواست کارهاش رو ببینم

32:16.393 --> 32:18.937
یه‌کم از نقاشی‌هاش خجالت می‌کشید

32:20.481 --> 32:23.359
اون خودش رو به عنوان یک هنرمند معرفی نکرد

32:23.442 --> 32:26.945
اونجا بود چون دیگو داشت می‌درخشید

32:47.216 --> 32:50.594
[فریدا]
زمستون اینجا واقعا ناراحت‌کننده‌س

32:51.970 --> 32:55.432
یهو همه چی سفید شد

32:55.766 --> 32:58.560
ولی مردم دست از بیرون رفتن برنمی‌دارن

32:59.937 --> 33:02.481
من اینجا رو ترک نمی‌کنم

33:02.690 --> 33:05.818
با این ستون فقراتم نمیتونم زیاد راه برم

33:09.279 --> 33:11.407
همیشه درد دارم

33:12.241 --> 33:15.327
ضعیف و خسته‌م

33:30.467 --> 33:32.261
روزامو تنها می‌گذرونم

33:33.011 --> 33:36.682
از وقتی که دیگو از نقاشی دست نمی‌کشه

33:37.558 --> 33:43.188
و باید به کاراش برسه

33:45.149 --> 33:46.442
دیگو

33:47.234 --> 33:49.987
من تنهام

33:52.865 --> 33:55.451
[دیگو] من هرگز شوهر وفاداری نبودم

33:56.618 --> 33:59.913
زیادی برای کارای خودم پافشاری کردم

34:00.664 --> 34:05.627
همیشه زن‌ها را جوری می‌دیدم که
نمی‌تونستم دربرابرشون مقاومت کنم

34:09.381 --> 34:15.345
دلم می‌خواست آزاد باشم تا
دنبال هرکی که می‌خوام برم

34:19.725 --> 34:22.436
فریدا به خیانت من اعتراضی نکرد

34:22.895 --> 34:26.386
چیزی که اونو اذیت کرد این
..بود که زنایی رو انتخاب

34:26.411 --> 34:29.759
کردم که شایسته من نبودن
یا از خودش پست‌تر بودن

34:33.906 --> 34:35.800
[لوسیل، دوست]
..یه بار یه دختری بود

34:35.824 --> 34:37.743
داشت سعی می‌کرد توجهش رو جلب کنه

34:38.911 --> 34:42.498
فریدا شروع به اجرای آهنگ‌های
خنده‌دار مکزیکی کرد

34:44.666 --> 34:46.668
♪ ♪

34:48.879 --> 34:51.548
بامزه‌ و بامزه‌تر شد

34:51.632 --> 34:54.635
بامزه و شوخ‌طبع بود

34:55.719 --> 34:59.348
دیگو از یه جایی توجه به دخترا رو ول کرد

35:00.432 --> 35:03.894
فریدا می‌دونست باید چکار کنه

35:18.283 --> 35:23.997
[فریدا] خیلی عصبانی می‌شدم و
راستش رو بخواید حسودی می‌کردم

35:26.667 --> 35:31.839
چرا نمی‌تونم بهش فکر نکنم؟
که با این همه زن رابطه داره

35:32.214 --> 35:34.341
معلم‌های انگلیسی

35:34.424 --> 35:36.093
مدل‌ها

35:36.510 --> 35:40.347
..و این شاگردایی که اسیر هنرت شدن

35:40.430 --> 35:43.809
جز حواس‌پرتی، هیچی نیستن

35:44.810 --> 35:49.439
..هرچقدر هم دعوا کنیم و به هم فحش بدیم

35:49.523 --> 35:56.029
همه این‌ها باعث می‌شه بفهمم که تو
رو بیشتر از پوست و جون خودم دوست دارم

35:56.613 --> 35:59.533
و حتی اگر تو من رو
..اینجوری دوست نداشته باشی

36:00.659 --> 36:03.871
حتما که یه‌ذره دوستم داری، نه؟

36:22.306 --> 36:25.601
نمایشگاه دیگو موفقیت آمیز بود

36:28.520 --> 36:32.691
دو تا سه هزار نفر روزانه ازش بازدید می‌کردن

36:36.153 --> 36:39.031
به دیگو کارهای جدید زیادی پیشنهاد شده

36:39.865 --> 36:42.367
بنابراین اکنون، ما به دیترویت می‌ریم

36:51.001 --> 36:53.795
تنها چیزی که می‌خوام اینه که به مکزیکو برم

36:54.379 --> 36:59.343
اما دیگو رویای نقاشی صنعت
فولاد رو توی سرش داره

37:00.218 --> 37:02.054
♪ ♪

37:09.019 --> 37:13.440
[دیگو]
..کمیسیون هنر دیترویت به رهبری ادسل فورد

37:13.690 --> 37:17.569
از من دعوت کرد تا نقاشی‌های دیواری بکشم
در موسسه هنر دیترویت

37:19.488 --> 37:25.827
این بیشترین مبلغی بود که برای
رنگ‌آمیزی دیوارها به من پیشنهاد شده بود

37:28.705 --> 37:30.415
♪ ♪

37:43.595 --> 37:45.973
[فریدا] اون عاشق کارخانه‌هاست

37:47.140 --> 37:49.142
و ماشین‌ها

37:50.686 --> 37:54.564
مثل بچه‌ای که اسباب‌بازی جدید پیدا کرده

38:05.492 --> 38:11.206
متاسفانه دیگو باید برای
این پولدارای آشغال کار کنه

38:14.251 --> 38:20.132
به من می‌گه اینجا حدود سه چهار ماه کار داره

38:21.133 --> 38:24.344
و بعد می‌تونیم برگردیم مکزیکو

38:39.860 --> 38:42.487
دو ماهه باردارم

38:44.072 --> 38:46.700
نمی‌دونم چکار کنم

38:53.498 --> 38:57.836
نمی‌دونم دیگو می‌خواد
که بچه‌ داشته باشه یا نه

38:59.087 --> 39:02.424
دیگو فقط به نقاشی اهمیت می‌ده

39:02.966 --> 39:06.762
این از همه چی مهم‌تره

39:09.639 --> 39:12.309
و اینکه من قوی نیستم

39:14.144 --> 39:17.981
تصادف توی اتوبوس استخونام رو شکست

39:20.400 --> 39:23.987
مطمئن نیستم بچه سالم باشه

39:29.409 --> 39:34.664
از اونجایی که باید دقیق‌ترین
..تصمیم رو برای سلامتم بگیرم

39:36.083 --> 39:40.170
فکر کنم باید سقط کنم

39:44.966 --> 39:51.431
دکتر به من گفت به جای سقط
کردن بچه باید نگهش دارم

39:55.060 --> 40:02.060
با وجود وضعیت نامناسب من، اون فکر می‌کنه که
می تونم با سزارین بچه رو به دنیا بیارم

40:07.823 --> 40:13.328
نمی‌دونم چرا دکتر فکر
می‌کنه بهتره بچه رو نگه دارم

40:14.996 --> 40:21.878
از اونجایی که سقط جنین
غیرقانونیه، ممکنه از ترسش باشه

40:36.017 --> 40:38.645
تقریبا دو ماهه

40:40.147 --> 40:44.192
الان که فکر می‌کنم می‌تونم
بارداری رو تحمل کنم

40:44.985 --> 40:48.238
برای بچه‌دار شدن هیجان دارم

40:52.367 --> 40:55.495
[لوسیل]
..وقتی طرفای 4 جولای رسیدم اونجا

40:55.579 --> 40:58.540
:فریدا گفت
حامله‌م

40:58.623 --> 41:00.417
خیلی خوشحال بود

41:03.461 --> 41:06.089
طرفای سه صبح بود

41:06.173 --> 41:11.011
دیگو ژولیده در حال راه رفتنه

41:11.094 --> 41:14.890
گفت زود بیا فریدا خونریزی داره

41:19.644 --> 41:23.356
دویدم به سمت اتاق
اونجا دراز کشیده بود

41:23.440 --> 41:27.027
تقریباً عمیق‌ترین گودال خونی
بود که تا به حال دیده بودم

41:29.029 --> 41:32.741
خیلی کوچیک به نظر می‌اومد
شبیه یه بچه 12 ساله

41:32.824 --> 41:35.202
پیراهنش از اشک خیس شده بود

41:35.285 --> 41:40.207
از میون برکه‌های خونی که ساخته
بود، بدترین فریادهای ناامیدی رو شنیدم

41:40.290 --> 41:42.459
♪ ♪

41:53.720 --> 41:56.806
[فریدا]
در یک چشم به هم زدن سقط کردم

41:59.559 --> 42:04.397
جنین تشکیل نشد. متلاشی شده بود

42:06.942 --> 42:11.988
کی می‌دونه که بدنم چه مرگشه؟

42:16.451 --> 42:23.451
خیلی هیجان‌زده بودم که قراره دیگو کوچولو
رو داشته باشم، برای همین خیلی گریه کردم

42:27.796 --> 42:30.423
بردنم بیمارستان فورد

42:31.383 --> 42:34.511
دکتر بهم نگفت علتش چی بود

42:34.928 --> 42:37.389
نمی‌دونم چرا سقط کردم

42:41.685 --> 42:44.664
[لوسیل] از دکتر خواهش
کرد یه کتاب پزشکی بهش بده

42:44.688 --> 42:48.191
می‌خواست بدونه اون جنین دقیقا چجوری بوده

42:48.275 --> 42:51.278
حتی می‌خواست جنین واقعی رو
ببینه اما دکتر قبول نکرد

42:51.361 --> 42:53.655
"کتابی نمی‌تونم بهت بدم"

42:53.738 --> 42:57.033
..بعدش دیگو خیلی جدی با دکتر حرف زد

42:57.117 --> 43:01.288
[دیگو] تو با یه آدم عادی طرف نیستی

43:01.371 --> 43:03.957
اون یه کاری با این اتفاق می‌کنه

43:04.040 --> 43:06.626
باهاش یه کاری توی هنر می‌کنه

43:51.421 --> 43:55.550
[فریدا]
برای شروع دوباره وسواس پیدا کردم

43:57.093 --> 44:00.722
..نقاشی کردن اشیا همونطور که

44:02.015 --> 44:04.351
..خودم اونا رو می‌دیدم

44:06.311 --> 44:07.937
و نه هیچس دیگه

44:12.692 --> 44:15.153
احساساتم

44:15.570 --> 44:17.947
حال و هوام

44:18.365 --> 44:23.828
و واکنش های عمیق من به زندگی

44:45.100 --> 44:47.102
♪ ♪

44:54.901 --> 44:57.070
تنها چیزی که می‌دونم

44:58.613 --> 45:01.282
اینه که من نقاشی می‌کنم
چون بهش نیاز دارم

45:09.791 --> 45:12.043
چقدر دلم می‌خواد از اینجا برم

45:12.836 --> 45:17.841
می‌خوام انقدر بدوم و بدوم تا به مکزیکو برسم

45:19.926 --> 45:22.053
[دیگو] فریدا ترجیح می‌داد مکزیکو باشه

45:22.303 --> 45:25.515
ولی من عاشق آمریکام

45:26.266 --> 45:28.435
اینجا خوشحال‌ترم

45:33.857 --> 45:37.277
[گزارشگر]
مرکز راکفلر، شهری درون شهر

45:37.360 --> 45:41.406
دوازده هکتار از ساختمان‌های
سفید بزرگ که به آسمان می‌رسن

45:42.782 --> 45:45.931
..[دیگو] نلسون راکفلر
می‌خواست که بهترین هنرمندان

45:45.956 --> 45:49.104
ساختمان جدید اون (ساختمان
آر سی ای) رو زیبا کنن

45:58.756 --> 46:03.303
[فریدا] من کاملا از ایالات
متحده معروف ناامید هستم

46:06.639 --> 46:12.770
اینجا ظاهر همه چی خوبه
اما عمیقا به گه نشسته

46:15.482 --> 46:19.527
هزاران انسان دیدم که توی
بدترین وضعیت ممکن بودن

46:20.653 --> 46:23.239
بدون غذایی برای خوردن یا
جایی برای خوابیدن

46:30.997 --> 46:35.502
[دیگو] راکفلر با عقاید
کمونیستی من کاملاً آشنا بود

46:38.004 --> 46:42.008
دیگو ریورا با همسر و دستیارانش

46:43.259 --> 46:46.137
..داشتم یک نقاشی دیواری انقلابی

46:46.513 --> 46:49.265
با کارگرانی که راهپیمایی
..می‌کردن و آواز می‌خوندن

46:51.100 --> 46:53.144
و چهره‌ای از لنین می‌کشیدم

46:55.146 --> 46:58.608
من کاملاً آگاه بودم که
مخالف افکار عمومی هستم

47:04.697 --> 47:10.203
پلیس خصوصی رادیو سیتی به
من دستور توقف کار داد

47:10.620 --> 47:14.082
نقاشی دیواری من تکه تکه شد

47:18.294 --> 47:20.046
[فریدا] گرینگوهای گیر کرده

47:20.213 --> 47:23.800
مادر به خطاها
حروم‌زاده‌ها

47:26.052 --> 47:28.638
[دیگو]
به دلیل درگیری با راکفلر

47:28.721 --> 47:32.642
تمام کمیسیون‌های من در ایالات متحده لغو شد

47:52.579 --> 47:57.166
[فریدا] دیگو من رو سرزنش می‌کنه
که به مکزیک رها شده برگشتم

47:58.876 --> 48:03.131
ولی می‌دونم که تقصیر من نیست

48:07.468 --> 48:12.682
هیچ علاقه‌ای به کار کردن
نداره و زود عصبانی می‌شه

48:15.268 --> 48:21.733
این دردناکه که اون فکر می‌کنه من مقصر هستم

48:23.443 --> 48:25.796
[گزارشگر] مکزیک تنها سرزمینیه
که اون رو قبول می‌کنه

48:25.820 --> 48:29.532
بنابراین او، تروتسکی، با
همسرش در تامپیکو فرود آمد

48:29.616 --> 48:31.993
تروتسکی زمانی که شریک
..لنین و فرمانده ارتش سرخه

48:32.076 --> 48:33.911
پناهگاهی پیدا می‌کنه

48:37.498 --> 48:42.462
[دیگو] من نقش مهمی در آوردن
تروتسکی به مکزیک داشتم

48:42.962 --> 48:47.300
بعد از اینکه همه کشورهای جهان
درهای خودشون رو بسته بودن

48:48.801 --> 48:52.096
وقتی تروتسکی رسید
مریض بودم

48:52.722 --> 48:56.684
بنابراین از فریدا خواستم که از
او و همسرش در اسکله پذیرایی کنه

49:17.246 --> 49:19.966
[ژان ون هایجنورت، منشی تروتسکی]
..توی ارتباطش با تروتسکی

49:19.999 --> 49:23.503
فریدا خیلی با اون راحت رفتار می‌کرد

49:23.586 --> 49:25.963
فریدا خیلی موردتوجه بود

49:27.965 --> 49:32.887
تروتسکی هم شروع به نوشتن نامه برای اون کرد

49:36.974 --> 49:41.145
نامه رو لای یه کتاب می‌ذاشت و
کتاب رو به فریدا می‌داد

49:41.229 --> 49:44.232
اغلب وقتی که بقیه هم بودن

49:44.315 --> 49:48.152
دیگو هیچ تصوری از آنچه
در حال وقوعه نداشت

49:52.407 --> 49:59.407
[فریدا] من این نقاشی رو با تمام
محبت به لئون تروتسکی تقدیم می‌کنم

50:07.797 --> 50:11.092
[الا ولف، دوست]
بعد 6 ماه از اون مرد خسته شد

50:12.218 --> 50:15.054
[فریدا]
خیلی از این پیرمرد خسته‌م

50:16.681 --> 50:20.184
[الا] نامه‌ای نه صفحه ای
از تروتسکی به فریدا بود

50:20.268 --> 50:22.520
که التماس می‌کرد رابطه‌شون رو تموم نکنه

50:22.603 --> 50:27.400
و زندگی بدون اون پوچ و غمگینه

50:28.651 --> 50:30.528
واقعا التماس بود

50:30.611 --> 50:33.656
از اون التماس‌ها که نوجوون 17 ساله می‌کنه

50:33.740 --> 50:35.825
تا برای کسی که عاشقشه بفرسته

50:45.251 --> 50:48.421
[جین، منشی تروتسکی و معشوقه‌ی فریدا]
فریدا

50:48.504 --> 50:51.591
یکی از بهترین‌زن‌های زندگیم بود

50:53.176 --> 50:58.097
شکی نیست که میل جنسی خیلی زیادی داشت

50:59.474 --> 51:03.019
..یه بار بهم گفت زندگی از دید اون

51:03.269 --> 51:06.856
[فریدا]
عشق‌بازی و دوش گرفتنه

51:07.732 --> 51:09.859
و دوباره عشق بازی

51:17.950 --> 51:24.373
برای اینکه عاشق کسی بشم،
اون فرد باید احساساتی باشه

51:25.208 --> 51:29.837
علاوه بر اون باید نسبت
بهش کشش جنسی داشته باشم

51:36.302 --> 51:41.015
یک رابطه تا زمانی ادامه
داره که لذت‌بخش باشه

51:41.974 --> 51:47.063
رابطه جنسی خوبه حتی اگر بدون عشق باشه

51:47.087 --> 51:49.087
آوامــووی

51:53.194 --> 51:57.532
توی سکس سینه‌هام نقش فعالی دارن

51:58.574 --> 52:01.118
وقتی لمس می‌‌شن، هیجان‌زده می‌شم

52:06.833 --> 52:13.506
ناچیتو، من دوست دارم بیشتر
وقتم رو با تو بگذرونم

52:13.798 --> 52:17.927
خیلی دوست دارم جورجیا

52:18.761 --> 52:21.639
جاکلین، هرگر فراموشت نمی‌کنم

52:21.931 --> 52:26.185
شب ها طولانی و عذاب‌آورن

52:27.436 --> 52:34.436
بارتولی، دیشب احساس کردم بالها
تمام بدنم رو نوازش می‌کنن

52:34.986 --> 52:40.992
انگار نوک انگشتات شبیه لبی
بود که پوستم رو می‌بوسید

52:41.409 --> 52:44.412
آه نیک عزیزم

52:44.495 --> 52:46.205
من تو رو می‌پرستم

52:46.289 --> 52:50.585
باور کن انگار هیچ وقت کسی رو دوست نداشتم

52:50.668 --> 52:52.670
♪ ♪

53:03.639 --> 53:07.059
این نقاشی رو برای او کشیدم

53:08.352 --> 53:12.023
یادت نره که من روی این سیاره بودم

53:14.942 --> 53:19.405
عشق اس و اساس زندگیه

53:36.380 --> 53:41.010
[لوسین، دوست]
دیگو ارتباط فریدا با زن‌ها رو قبول کرد

53:42.094 --> 53:45.514
:یه روز با خنده بهم گفت

53:45.598 --> 53:49.393
[دیگو] می‌دونی فریدا همجنسگراست؟

53:49.477 --> 53:52.730
زن‌ها احساسی‌ترن

53:52.813 --> 53:58.819
بنابراین، دو زن با هم فوق‌العاده‌ترین
تجربه جنسی رو خواهند داشت

54:02.114 --> 54:05.618
[ایسامو نوگوچی، معشوقه فریدا] از
..اونجایی دیگو خودش به خانم‌بازی معروف بود

54:05.701 --> 54:08.621
نمی‌تونست اگر مردی باهاش
می‌بینه، سرزنشش کنه

54:08.704 --> 54:11.707
اما خیلی هم براش قابل‌قبول نبود

54:14.043 --> 54:15.920
من عاشقش بودم

54:16.003 --> 54:18.965
باهاش چندباری قرار داشتم

54:20.758 --> 54:23.052
دیگو با یه تفنگ اومد

54:23.135 --> 54:25.137
همیشه تفنگ همراهش بود

54:26.222 --> 54:28.307
تفنگ رو نشونم داد و گفت:

54:28.391 --> 54:31.602
"دفعه‌ی بعدی که ببینمت، شلیک می‌کنم"

54:34.814 --> 54:36.816
دیگو دیوانه‌وار حسود بود

54:36.899 --> 54:38.901
♪ ♪

54:47.702 --> 54:53.082
[دیگو] هرچقدر بیشتر زنی رو دوست
داشتم بیشتر می‌خواستم آزارش بدم

54:54.125 --> 54:59.463
فریدا قربانی اصلی این خصلت نفرت انگیز بود

55:01.090 --> 55:03.884
وارد رابطه با بهترین دوستش شدم

55:05.219 --> 55:08.139
خواهرش، کریستینا

55:18.399 --> 55:20.317
[فریدا] ما چهارتا خواهر بودیم

55:20.401 --> 55:24.613
ولی کریستینا رو بیشتر از همه دوست داشتم

55:25.197 --> 55:29.326
اون کسی که تلاش می‌کردم هر
وقت که بتونم کمکش کنم

55:31.495 --> 55:34.874
کریستینا واقعا زیباست

55:35.541 --> 55:38.169
وقتی بچه بودم
بهش حسودی می‌کردم

55:38.377 --> 55:40.963
دعواهای ناجوری می‌کردیم

55:42.089 --> 55:45.009
ولی اون همه‌چیزم بود

55:52.308 --> 55:57.521
می‌دونم حالا دیگو بیشتر
به خواهرم علاقه داره تا من

56:01.108 --> 56:02.902
این دیگه خیلی مزخرفه

56:03.569 --> 56:05.654
نمی‌تونم ببخشمش

56:06.947 --> 56:08.783
و این تموم ماجراس

56:13.162 --> 56:14.747
عشق

56:15.623 --> 56:17.083
نفرت

56:18.209 --> 56:20.252
جنون

56:26.675 --> 56:28.677
♪ ♪

56:33.933 --> 56:37.728
روزهام رو با گریه و خشم می‌گذرونم

56:38.687 --> 56:44.401
مثل هر دختر دیگه‌ای که
از ترک شدن توسط مردی دلش می‌شکنه

56:45.444 --> 56:47.947
من بی ارزشم

56:48.823 --> 56:52.076
نمی‌تونم هیچی رو درست انجام بدم

56:53.369 --> 57:00.369
وضعیت من انقدر احمقانه‌ست که از خودم متنفرم

57:01.710 --> 57:03.712
♪ ♪

57:17.393 --> 57:21.564
[دیگو] یهو فریدا فهمید و ترکم کرد

57:22.815 --> 57:24.692
دیگه خیلی دیر بود

57:24.900 --> 57:31.900
اما اگر شانس دوباره‌ای داشتم،
نمی‌تونم بگم متفاوت عمل می‌کردم

57:35.578 --> 57:39.206
هر انسانی محصول زمانه خودشه

57:39.290 --> 57:42.334
و منم این چیزی‌ام که هستم

57:44.128 --> 57:48.632
[فریدا] می‌خواستم برم
نیویورک اما پول نداشتم

57:49.300 --> 57:52.219
الان جای دیگه‌ای زندگی می‌کنم

57:53.220 --> 57:59.101
دیگو رو هرچندوقت یه بار می‌بینم
ولی حرفی نداریم

57:59.351 --> 58:03.355
دیگه هیچی بینمون نیست

58:04.773 --> 58:11.773
درباره زندگیش بهم نمی‌گه و به
کارم یا فکرم علاقه‌ای نداره

58:14.325 --> 58:18.204
[دیگو]
انقدر دوسش داشتم که عذابش بدم

58:18.454 --> 58:25.085
بنابراین برای جلوگیری از ناراحتی‌های
آینده از او خواهش کردم که طلاق بگیریم

58:33.385 --> 58:36.680
[فریدا] امروز برگه‌های طلاق رو امضا کردم

58:37.848 --> 58:42.019
احساس شرم می‌کنم
چون واقعا عاشقشم

58:45.981 --> 58:50.861
اما فکر می‌کنم این درنهایت
چیزی که می‌خواد رو بهش می‌ده

58:51.946 --> 58:58.946
دیگه موجب گرفتن آزادی‌ای که می‌خواست نیستم

59:01.038 --> 59:03.040
♪ ♪

59:19.390 --> 59:22.601
بعد از چندماه خواهرم رو بخشیدم

59:23.435 --> 59:29.400
و دارم تمام تلاشم رو می‌کنم
فراموش کنم تا بتونم زندگی کنم

59:42.288 --> 59:44.915
دارم یاد می‌گیرم تنها باشم

59:45.916 --> 59:50.254
و این یک پیروزی کوچکه

59:53.632 --> 59:58.470
بهترین سال‌هام رو با
وابستگی به یک مرد تلف کردم

59:58.929 --> 01:00:01.473
بدون اینکه کاری برای خودم بکنم

01:00:06.937 --> 01:00:10.649
باید نقاشی کنم که بتونم زندگی کنم

01:00:11.692 --> 01:00:14.194
و بعد دیگه آزادم

01:00:15.612 --> 01:00:18.991
دیگه یه سنت هم از دیگو قبول نمی‌کنم

01:00:19.575 --> 01:00:24.496
تا روزی که بمیرم هیچ
پولی از هیچ مردی نمی‌گیرم

01:00:30.669 --> 01:00:35.799
خودم رو نقاشی می‌کنم چون خودم
رو بهتر از هر چیزی می‌شناسم

01:00:41.972 --> 01:00:48.270
پرتره‌های خودم بیان حقیقت احساساتم هستن

01:00:53.025 --> 01:00:58.781
بهم گفتن انقد چیزهای غم‌انگیز نکشم

01:00:59.406 --> 01:01:05.037
ولی من هر چی که دوست داشته
باشم می‌کشم حتی اگر فروش نرن

01:01:21.011 --> 01:01:27.768
برای اولین بار تو زندگیم
یکی از کارام رو فروختم

01:01:31.271 --> 01:01:36.068
حالا سفارشی دارم که باید با
میمون‌ها یک سلف پرتره بکشم

01:01:37.236 --> 01:01:40.906
انگار همه میمون می‌خوان

01:01:41.115 --> 01:01:43.367
نمی‌دونم چرا

01:01:59.007 --> 01:02:03.971
شاعر سوررئالیست آندره برتون به مکزیک آمد

01:02:07.099 --> 01:02:11.603
[آندره برتون، رهبر سوررئالیسم]
..با ورودم به مکزیکو و دیدن

01:02:11.687 --> 01:02:15.149
..فقر وحشتناک

01:02:15.232 --> 01:02:19.611
مردم هند توی بازار
متعجب شدم

01:02:26.743 --> 01:02:29.705
هنوز فریدا کالو رو ندیده بودم

01:02:29.788 --> 01:02:35.377
شبیه شاهزاده‌های داستانای افسانه‌ای
بود که توی انگشتاش جادو داشت

01:02:39.965 --> 01:02:43.969
..اونجایی خیلی سوپرایز شدم که

01:02:44.052 --> 01:02:48.724
متوجه شدم کارهاش سوررئالیست نابی هستن

01:02:48.807 --> 01:02:53.896
علی‌رغم این واقعیت که
..بدون هیچ گونه آگاهی قبلی

01:02:53.979 --> 01:02:59.276
از ایده‌های من و دوستام
کارهاش به این شکل بود

01:03:04.281 --> 01:03:06.825
[فریدا]
هیچوقت نمی‌دونستم سوررئالیستم

01:03:07.034 --> 01:03:11.872
تا اینکه آندره برتون اومد مکزیکو و بهم گفت

01:03:13.832 --> 01:03:20.464
باید اعتراف کنم که حتی خبر
نداشتم این مکتب وجود داره

01:03:24.843 --> 01:03:29.848
[سالوادو دالی، نقاش اسپانیایی سوررئالیست]
سوررئالیسم قدرت مطلق رویاهاست

01:03:32.643 --> 01:03:35.646
..ما مفتخریم که در این زمان

01:03:35.729 --> 01:03:40.651
در ورود زنی به این اندازه اغواگر و مستعد
حضور داشته باشیم

01:03:40.734 --> 01:03:45.489
فردی که به جامعه‌ای که
ازآن مردان نابغه‌س عادت کرده

01:03:45.572 --> 01:03:50.994
هنر فریدا کالو شبیه یک
ربانیه که دور یک بمب پیچیدن

01:04:04.341 --> 01:04:08.095
[فریدا]
از این همه استقبال افتخار می‌کنم

01:04:09.137 --> 01:04:11.765
ولی من هیچوقت رویاهامو نکشیدم

01:04:12.224 --> 01:04:15.852
من خود حقیقیم رو کشیدم

01:04:30.367 --> 01:04:33.867
برتون آنقدر تحت تأثیر
..کار من قرار گرفت که از من

01:04:33.892 --> 01:04:37.391
خواست تا در پاریس و نیویورک
نمایشگاهی داشته باشم

01:04:53.473 --> 01:05:00.473
یک گالری سوررئالیست در نیویورک از من دعوت
کرد تا یک نمایشگاه انفرادی برگزار کنم

01:05:03.942 --> 01:05:07.070
من تا به حال یک نمایشگاه هم نداشتم

01:05:10.741 --> 01:05:13.511
..[گزارشگر] هیاهو این هفته در منهتن به دلیل

01:05:13.535 --> 01:05:16.705
اولین نمایشگاه نقاشی فریدا کالو بود

01:05:16.788 --> 01:05:22.294
عکس‌های کوچیک فریدا
شبیه یک کودک بی‌احساس بود

01:05:23.754 --> 01:05:26.632
[فریدا]
همه چیز فوق‌العاده شد

01:05:27.132 --> 01:05:31.094
من 25 قطعه رو نمایش
دادم و 12 قطعه رو فروختم

01:05:35.849 --> 01:05:40.687
از اونجا برای نمایشگاهی که آندره
برتون ترتیب داده بود به پاریس رفتم

01:05:41.938 --> 01:05:43.940
♪ ♪

01:05:55.535 --> 01:06:00.248
وقتی که رسیدم، همه چیز افتضاح بود

01:06:01.291 --> 01:06:04.252
نمایشگاه من حتی برپا نشده بود

01:06:04.503 --> 01:06:09.007
نقاشی‌هام توی گمرک مونده بودن

01:06:09.299 --> 01:06:14.888
برتون پسر‌ه‌ی عوضی حتی
برای تحویل اونها نرفته بود

01:06:16.723 --> 01:06:20.519
..حالا برتون می‌خواد نقاشی‌های من رو

01:06:20.852 --> 01:06:24.523
همراه با اشیای معمولی که در
بازارهای مکزیک خریده به نمایش بذاره

01:06:27.567 --> 01:06:29.194
یه عالمه چیز معمولی

01:06:29.736 --> 01:06:31.405
همه‌ش آشغال

01:06:36.952 --> 01:06:41.498
این نمایشگاه در نهایت در گالری
پیرکل افتتاح می‌شه

01:06:41.581 --> 01:06:44.918
می‌گن یکی از بهترین‌های اینجاس

01:06:48.422 --> 01:06:52.634
ازدحام زیادی در افتتاحیه بود

01:06:54.094 --> 01:06:57.097
تبریک زیاد خوان میرو

01:06:57.639 --> 01:07:00.892
ستایش بزرگ از کاندینسکی

01:07:01.393 --> 01:07:06.773
و تبریک‌های پیکاسو یکی
دیگه از بزرگان سوررئالیسم

01:07:08.608 --> 01:07:14.448
اما این عوضی‌های پولدار نمی‌خوان چیزی بخرن

01:07:16.783 --> 01:07:22.539
من افتخار حضور در حلقه نخبگان
هنرمندان مشهور رو ندارم

01:07:23.331 --> 01:07:25.459
مردها پادشاهی می‌کنن

01:07:25.876 --> 01:07:28.754
اون‌هان که حکومت می‌کنن

01:07:37.053 --> 01:07:41.183
این آدم‌ها باعث تهوعم می‌شن

01:07:42.350 --> 01:07:48.356
ساعتا توی کافه می‌شینن تا
کون‌های باارزششون رو گرم کنن

01:07:48.523 --> 01:07:53.737
" آنها بی‌وقفه از "فرهنگ" "هنر" و "انقلاب
حرف می‌زنن

01:07:54.404 --> 01:08:00.368
اونها هوا رو با تئوری‌هایی
مسموم می‌کنن که هرگز محقق نمی‌شن

01:08:03.580 --> 01:08:05.832
از سوررئالیسم متنفرم

01:08:07.042 --> 01:08:11.755
این تجلی انحطاط هنر بورژوازیه

01:08:18.261 --> 01:08:24.810
حالم از کل ماجرا به‌هم می‌خوره
گه تو همه‌ش

01:08:25.685 --> 01:08:31.316
لعنت به هر چی که برتون
نگرانشه و این‌ جای وحشتناک

01:08:31.858 --> 01:08:34.236
فقز هر گهی می‌خوان بخورن

01:08:34.402 --> 01:08:37.781
می‌رم خونه

01:08:51.670 --> 01:08:54.256
انگار جهنمه

01:08:55.465 --> 01:09:00.220
خسته‌م از درد مداوم توی
کمرم که هر روز بدتر می‌شه

01:09:11.356 --> 01:09:16.152
من به‌خاطر اون تصادف به گا رفتم

01:09:19.823 --> 01:09:22.659
پاهام همیشه درد می‌کنن

01:09:23.952 --> 01:09:30.876
عصب‌هاش آسیب دیدن و هرگز شبیه قبل نمی‌شن

01:09:32.460 --> 01:09:34.671
هیچ امیدی نیست

01:09:42.470 --> 01:09:48.476
همه‌ی دکترا می‌گن باید عمل کنم

01:09:50.562 --> 01:09:52.856
می‌ترسم

01:10:02.365 --> 01:10:06.328
در نهایت اقدام به شکستن استخوان کردن

01:10:07.621 --> 01:10:13.418
تکه‌ای از لگنم رو برداشتن
و به ستون فقراتم چسبوندن

01:10:24.971 --> 01:10:30.143
رشد و جاافتادن مجدد استخون
به زمان زیادی نیاز داره

01:10:31.353 --> 01:10:34.898
باید برای مدتی توی بیمارستان بمونم

01:10:38.276 --> 01:10:42.030
برام سخته که به آینده فکر کنم

01:10:42.572 --> 01:10:46.660
تا وفتی که خوب نشم نمی‌تونم بهش فکر کنم

01:10:49.496 --> 01:10:54.709
درخت امید، قوی بمون

01:11:16.356 --> 01:11:20.235
[دیگو]
..فریدا نمی‌دونم چجوری بگم

01:11:20.735 --> 01:11:26.324
من هرگز نتونستم اعتراف
کنم که چقدر دوستت دارم

01:11:26.950 --> 01:11:29.953
اما الان دیگه ازش مطمئنم

01:11:31.621 --> 01:11:36.042
دختر کوچیک، من خیلی نگران وضعیتتم

01:11:44.050 --> 01:11:50.306
[فریدا] اون می‌گه من اون
زنی‌ام که بیشتر از همه عاشقشه

01:11:50.724 --> 01:11:55.311
و ازم می‌خواد دوباره باهاش ازدواج کنم

01:11:58.189 --> 01:12:03.695
[دیگو]عاشقش بودم و بهش التماس
کردم دوباره باهام ازدواج کنه

01:12:04.070 --> 01:12:06.364
ولی موفقیت‌آمیز نبود

01:12:06.823 --> 01:12:11.786
وقتی بالاخره قبول
کرد شرط و شروطی گذاشت

01:12:13.621 --> 01:12:18.752
که اون با پولی که خودش درمیاره زندگی می‌کنه

01:12:19.669 --> 01:12:24.340
و منم فقط نیمی از مخارج خونه رو پرداخت کنم

01:12:25.133 --> 01:12:27.969
و با هم سکس نکنیم

01:12:29.304 --> 01:12:33.641
وقتی داشت آخرین شرط رو می‌گفت
گفت:

01:12:34.434 --> 01:12:41.434
[فریدا] وقتی تو رو با زن‌های دیگه تصور
می‌کنم دیگه نمی‌تونم باهات عشق‌بازی کنم

01:12:42.275 --> 01:12:49.275
به‌محض اینکه شروع به اغوا کردنم بکنی
توی ذهنم با یک مانع رو‌به‌رو می‌شم

01:12:52.702 --> 01:12:57.582
[دیگو] از بازگشت اون به قدری خوشحال
شدم که همه شروط اون رو پذیرفتم

01:12:57.999 --> 01:13:02.295
من و فریدا برای دومین بار ازدواج کردیم

01:13:28.279 --> 01:13:30.448
[فریدا]ازدواج دوممون داره خوب پیش می‌ره

01:13:32.242 --> 01:13:38.540
درک متقابل بیشتری هست. دیگه از حسادت
یا بحث‌های خشونت‌آمیز خبری نیست

01:13:41.751 --> 01:13:46.714
هر کدوممون وظیفه‌مون رو
برای مدیریت خونه انجام می‌دیم

01:13:49.467 --> 01:13:52.512
تا ابد باهم می‌مونیم

01:13:54.139 --> 01:13:57.183
هیچی جز عشق بین ما نیست

01:14:12.407 --> 01:14:14.075
پسر کوچیکم

01:14:14.492 --> 01:14:20.456
برات یه خونه باعشق می‌سازم

01:14:24.294 --> 01:14:26.296
♪ ♪

01:14:31.551 --> 01:14:35.221
الان دارم توی یه مدرسه‌ی هنر درس می‌دم

01:14:42.395 --> 01:14:46.441
و بعدازظهرها خودم رو
وقف زیبایی نقاشی می‌کنم

01:14:48.610 --> 01:14:55.610
به‌محض‌اینکه یکی رو تمام کنم باید بفروشمش
تا پول کافی برای مخارج ماهانه داشته باشم

01:14:58.286 --> 01:15:00.663
اگر وضعیت سلامتیم اینجوری نبود

01:15:01.789 --> 01:15:04.626
می‌شد بگم خوشحالم

01:15:23.478 --> 01:15:29.025
تا سال 1950 به اندازه کافی خوب کار می کردم

01:15:30.401 --> 01:15:33.571
اما الان وضعیت سلامتی
من در بدترین حالت خودشه

01:15:38.493 --> 01:15:42.413
[آلخاندرو]
فریدا یه بیمار حرفه‌ای شده بود

01:15:43.373 --> 01:15:46.709
یه عالمه جراحی

01:15:47.085 --> 01:15:50.755
کلی پزشک و ارتوپد

01:15:51.506 --> 01:15:55.093
اون رو حلق‌آویز می‌کردن
تا ستون فقراتش صاف بشه

01:16:02.016 --> 01:16:04.060
[فریدا] این حقیقت منه

01:16:04.560 --> 01:16:06.562
چاره‌ای وجود نداره

01:16:07.480 --> 01:16:11.317
با وجود اینا هیچ چیز بهتر از خنده نیست

01:16:11.943 --> 01:16:16.114
سخت خندیدن به شما قدرت می‌ده

01:16:18.157 --> 01:16:22.495
[دکتر گیلرمو ولاسکو و پولو، دکتر فریدا]
توی بیمارستان فریدا از درد خودش نور ساخت

01:16:23.204 --> 01:16:26.124
و همیشه قسم می‌خورد

01:16:26.791 --> 01:16:29.294
[فریدا] زندگی لعنتی

01:16:33.214 --> 01:16:37.051
[دیگو] اگر من رو با یک
زن زیبا می دید، می‌گفت

01:16:37.260 --> 01:16:41.306
[فریدا] بسپارش به من

01:16:43.141 --> 01:16:45.143
♪ ♪

01:16:46.602 --> 01:16:48.980
همیشه توی عملم

01:16:49.439 --> 01:16:51.482
اما ناامید نیستم

01:16:53.484 --> 01:16:56.654
من میل زیادی برای ادامه زندگی دارم

01:17:01.617 --> 01:17:04.454
زنده باد زندگی

01:17:28.644 --> 01:17:32.440
مطمئنم پای راستم رو قطع می‌کنن

01:17:34.192 --> 01:17:39.197
جزئیات رو نمی‌دونم اما دکترا نگران‌ان

01:17:47.663 --> 01:17:49.665
♪ ♪

01:17:59.675 --> 01:18:01.344
من یک معلول هستم

01:18:04.472 --> 01:18:11.472
حالا تو این خونه مهجور لعنتی گرفتار شده‌م

01:18:17.819 --> 01:18:19.695
زرد

01:18:21.030 --> 01:18:22.824
بیماری

01:18:23.199 --> 01:18:24.951
ترس

01:18:26.119 --> 01:18:30.790
همه ارواح این رنگ رو می‌پوشن

01:18:33.543 --> 01:18:35.795
قرمز

01:18:37.755 --> 01:18:39.757
خون

01:18:46.514 --> 01:18:48.891
سیاه

01:18:51.269 --> 01:18:53.187
هیچی سیاه نیست

01:18:55.231 --> 01:18:57.316
واقعا هیچی

01:19:07.160 --> 01:19:09.036
می‌خوام بمیرم

01:19:14.959 --> 01:19:18.796
[جودیت فرتو، پرستار فریدا]
بعد از عمل برای قطع پاش

01:19:19.255 --> 01:19:21.424
همه چیز در سکوت بود

01:19:22.633 --> 01:19:27.597
حتی حضور دیگو هم کمکی نکرد و
اصلاً نمی‌خواست نقاشی کنه

01:19:28.264 --> 01:19:31.058
دکتر گفت مجبورش نکنید کاری کنه

01:19:31.142 --> 01:19:33.519
چون اون دیگه نمی‌خواد زندگی کنه

01:19:37.607 --> 01:19:41.152
ولی یه روز صبح نگاهم کرد و گفت:

01:19:41.903 --> 01:19:43.863
[فریدا] فکر کنم می‌خوام نقاشی کنم

01:19:45.406 --> 01:19:49.494
[جودیت] مجبور شدم اونو به
ویلچرش ببندم تا بتونه صاف بشینه

01:20:02.548 --> 01:20:05.259
..[فریدا]توی کل زندگیم

01:20:06.969 --> 01:20:11.015
بدوت ذره‌ای جاه‌طلبی نقاشی کشیدم

01:20:13.351 --> 01:20:18.147
فقط خواستم که خودم لذت ببرم

01:20:20.483 --> 01:20:24.737
و با این قدرتی که دارم زندگی کنم

01:20:27.657 --> 01:20:32.912
من چیزهای زیادی رو که برای
زندگیم می‌خواستم از دست دادم

01:20:34.497 --> 01:20:38.376
اما نقاشی کردن زندگی من رو کامل کرد

01:20:40.044 --> 01:20:42.046
♪ ♪

01:21:05.486 --> 01:21:08.986
[لولا آلوارز براوو، دوست] من
به دیگو گفتم که این از سر خشمه

01:21:09.011 --> 01:21:12.510
که ما هرگز نمایشگاهی برای فریدا
در مکزیک برگزار نکرده بودیم

01:21:13.536 --> 01:21:18.165
تا ببینم اون درباره برگزار
کردن گالری چی بهم می‌گه

01:21:19.709 --> 01:21:25.631
نمایشگاه مجموعه آثار فریدا کالو

01:21:33.973 --> 01:21:36.225
[دیگو] اون با آمبولانس رسید

01:21:36.809 --> 01:21:38.894
شبیه یه قهرمان

01:21:41.897 --> 01:21:44.150
فریدا وسط اتاق نشست

01:21:45.526 --> 01:21:51.532
او از دیدن این همه آدم که به گرمی
از اون تجلیل می‌کنن خوشحال بود

01:21:56.078 --> 01:21:58.914
تقریبا هیچی نگفت

01:22:00.583 --> 01:22:06.464
احتمالا متوجه شده بوده که
داره با زندگی خداحافظی می‌کنه

01:22:10.217 --> 01:22:12.678
[فریدا] من از مرگ نمی‌ترسم

01:22:14.221 --> 01:22:18.100
با این حال، باید با این
واقعیت تلخ روبه‌رو بشم

01:22:18.601 --> 01:22:22.938
که حتی چندتا زندگی هم برای من کافی نیست

01:22:23.606 --> 01:22:27.777
که بتونم نقاشی‌هایی که می‌خوام رو بکشم

01:22:48.381 --> 01:22:50.508
شادی چیه؟

01:22:52.093 --> 01:22:55.096
خلقت کشف کردن

01:23:05.147 --> 01:23:09.944
آهوی تنها سرگردان و زخمی شد

01:23:11.153 --> 01:23:14.532
تا اینکه گرما رو توی خونه پیدا کرد

01:23:18.202 --> 01:23:23.124
و بهبود پیدا کرد و قوی شد

01:23:24.041 --> 01:23:29.422
زخم‌هایی که اون تحمل کرد، همگی از بین می‌رن

01:23:37.513 --> 01:23:40.099
ممنون که به من آرامش دادی

01:23:41.726 --> 01:23:47.148
در جنگل آهو، اکنون آسمان صافه

01:23:47.172 --> 01:23:57.172
« ارائه شده توسط وبسایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
