WEBVTT

00:00.870 --> 00:12.870
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

00:19.894 --> 00:22.063
میتونیم فیلمبرداری کنیم؟

00:23.273 --> 00:26.067
ما باید فیلمبرداری کنیم ؛ من الان اینجام ؛ بجنب

00:27.610 --> 00:29.945
من واقعا دوست دارم فیلمبرداری کنم
من اینجا نشستم

00:29.946 --> 00:32.532
واقعا دوست دارم فیلمبرداری کنم
آره ما هم همینطور

00:33.825 --> 00:36.326
باشه

00:36.327 --> 00:38.162
هر وقت آماده شدی بهم بگو فی
آماده ام

00:38.163 --> 00:39.621
شروع کنیم؟

00:39.622 --> 00:41.206
داریم برداشت می کنیم

00:41.207 --> 00:43.125
چیزی که شگفت انگیزه اینه که

00:43.126 --> 00:46.754
امروز 29 مارسه

00:46.755 --> 00:51.425
حالا در ۲۹ مارس ۱۹۷۷

00:51.426 --> 00:55.512
تو این عکس رو گرفتی

00:55.513 --> 00:57.139
آره

00:57.140 --> 00:58.850
عکس رو به دوربین نشون بده

01:02.437 --> 01:04.938
دقیقا ۴۵ سال پیشه

01:04.939 --> 01:07.400
زمان به طور وحشتناکی سریع میگذره

01:08.109 --> 01:10.194
وقتی امروز به این عکس نگاه می کنی

01:10.195 --> 01:11.862
<i>چی میبینی؟</i>

01:11.863 --> 01:13.280
خب من اون لحظه رو یادمه

01:13.281 --> 01:17.284
شب قبل اینو برای شبکه اسکار گرفته بودم

01:17.285 --> 01:19.870
و نزدیک ساعت پنج بود

01:19.871 --> 01:22.247
تری اونیل سعی کرد منو متقاعد کنه

01:22.248 --> 01:25.376
تا موقع طلوع آفتابی بیام به استخر

01:25.377 --> 01:28.796
چون اون یک عکس سنتی نمیخواست

01:28.797 --> 01:31.757
با بازیگری که به اسکار رسیده و بدستش آورده بود

01:31.758 --> 01:33.092
اما اون صحنه رو ساخت

01:33.093 --> 01:34.551
چیزی که دوست داشتم این بود که

01:34.552 --> 01:38.305
تمام چیزی که هست همینه؟
به نوعی موضوع همین بود

01:38.306 --> 01:41.392
چون همه روزنامه های صبح زیر پام هستند

01:41.393 --> 01:45.396
<i>اعلام برنده ها و همچنین
اسکار پس از مرگ پیتر فینچ</i>

01:45.397 --> 01:48.316
چون سه ماه زودتر از دنیا رفت

01:48.900 --> 01:52.236
پس تلخ بود و این یک مکان کلاسیکه

01:52.237 --> 01:55.197
هتل بورلی هیلز و استخر

01:55.198 --> 01:57.783
پس به هر حال شب شگفت انگیزی بود

01:57.784 --> 01:59.326
واقعا دیوونه کننده بود

01:59.327 --> 02:02.080
خیلی خیلی خاطره انگیز بود

02:19.222 --> 02:20.849
منو میشناسی؟

02:22.142 --> 02:24.435
خب

02:24.436 --> 02:26.979
فکر کنم یادمه

02:26.980 --> 02:28.772
تا حالا همدیگه رو دیدیم؟

02:28.773 --> 02:31.275
... فی دانوی در یک کلمه

02:31.276 --> 02:33.193
غیرقابل اخراج بود

02:33.194 --> 02:35.112
خب من خانم بانی بارکر هستم

02:35.113 --> 02:37.614
و این آقای کلاید باروئه

02:37.615 --> 02:39.825
ما از بانک ها دزدی می کنیم

02:39.826 --> 02:42.870
فی یک افسانه و یک الهامه

02:42.871 --> 02:46.040
نیرویی از طبیعته

02:46.041 --> 02:48.334
به معنی واقعی کلمه

02:48.335 --> 02:50.961
و نبوغ مطلقه

02:50.962 --> 02:53.339
از یک هنرمند بازیگر

02:53.340 --> 02:55.966
و فی دوست منه

02:55.967 --> 02:59.887
این کار خنده دار ؛‌کوچیک و کثیفه

02:59.888 --> 03:01.305
کیمیاگری

03:01.306 --> 03:05.268
این رابطه بین یک لنز و یک چهره است

03:05.769 --> 03:08.020
تو نمی تونی اونو به عنوان یک ستاره سینما تخریب کنی

03:08.021 --> 03:09.480
تو فیلم فی دانوی رو میبینی

03:09.481 --> 03:11.273
و چیز کاملا متفاوتی میبینی

03:11.274 --> 03:14.234
تو فی داناوی رو نمی بینی
تو بانی پارکر رو میبینی

03:14.235 --> 03:16.320
لورا مارس رو می بینی

03:16.321 --> 03:20.157
واندا ویلکاکس رو میبینی
جوآن کرافورد رو میبینی

03:20.158 --> 03:23.160
خانواده سلطنتی هالیوود

03:23.161 --> 03:24.745
مسحور کننده است

03:24.746 --> 03:26.955
میدونی ؛ خیلی نادره کسی رو پیدا کنی

03:26.956 --> 03:30.834
که اونقدر قیافه چشمگیری
به عنوان یک بازیگر داشته باشه

03:30.835 --> 03:34.129
و اون اعتماد به نفس داشت چون
فی میدونست که میتونه کار رو دربیاره

03:34.130 --> 03:35.798
من ترسیدم
منم همینطور

03:35.799 --> 03:38.009
از چی میترسی؟ تو اسلحه داری
آره

03:38.343 --> 03:42.054
مادر من زن خیلی قویه

03:42.055 --> 03:43.847
و من فکر می کنم این یکی از دلایلیه

03:43.848 --> 03:46.684
که اینقدر تو بازیگری خوب بود

03:46.685 --> 03:50.396
برای اینکه اون احساساتش رو درونش نگه میداشت

03:50.397 --> 03:54.066
و بعد زمانی که مجبور بود صحنه ای رو بازی کنه
اونو بیرون میداد

03:54.067 --> 03:55.526
بهش گفتم لو

03:55.527 --> 03:57.236
یک هفته است که هر روز بهش میگم

03:57.237 --> 03:59.822
حالم به هم میخوره از اینکه بهش بگم
حالا تو بگو

03:59.823 --> 04:01.657
اگه برگردی

04:01.658 --> 04:03.867
و تمام فیلم های مامانم رو تماشا کنی

04:03.868 --> 04:07.329
فکر می کنم اون همه شخصیت ها رو در یکی داره

04:07.330 --> 04:09.915
در زندگی واقعیش چون اون یکم از خودش

04:09.916 --> 04:11.709
درون هر شخصیت گذاشت

04:11.710 --> 04:14.420
و اون یکم از شخصیت خودش رو در اون قرار داد

04:14.421 --> 04:16.422
من هرگز اینطور مغرور نبودم

04:16.423 --> 04:19.342
میدونستم که به یک نگاه نیاز دارم
و به دستش آوردم

04:19.551 --> 04:22.136
فی داناوی در یک کلمه؟

04:22.137 --> 04:24.054
بغرنج

04:24.055 --> 04:27.016
بدترین آدمی که تو هالیوود میشناسی کیه؟

04:27.017 --> 04:28.434
که باهاش ​​کار کردم؟

04:28.435 --> 04:30.352
...یا اینکه نمیخوای دوباره باهاش کار کنی ؛ اگه

04:30.353 --> 04:33.148
یک میلیون دلار، فی داناوی

04:34.607 --> 04:36.817
هر کسی که میتونی روی این صحنه بزاری

04:36.818 --> 04:39.111
دقیقا همینو بهت میگه

04:39.112 --> 04:41.196
مردم اینو میخونند

04:41.197 --> 04:43.323
با اظهارنظر های سطحی درباره فی

04:43.324 --> 04:47.327
اون بی ثباته و خلق و خوی بدی داره

04:47.328 --> 04:49.413
خشونت آمیزه ؛ خب آره

04:49.414 --> 04:51.540
این هم درسته

04:51.541 --> 04:53.459
اما اون به همون اندازه که سختگیره

04:53.460 --> 04:55.127
دلسوزه و عمیقا اهمیت میده

04:55.128 --> 04:57.212
و اون یک چشم داره

04:57.213 --> 05:01.175
و خلق و خویی رو که با جزئیات بهش
فکر می کنم به تعادل میرسونه

05:01.176 --> 05:03.177
به چیزی که مردم بهش میگند دشوار

05:03.178 --> 05:07.097
و من فکر می کنم قبل از شروع قضاوت های سطحی

05:07.098 --> 05:08.432
درباره کسی مثل فی

05:08.433 --> 05:11.603
باید عمیق تر به یک هنرمند نگاه کرد

05:15.231 --> 05:17.274
این بدترین صندلی دنیاست

05:17.275 --> 05:19.234
اینجا از هیچی راضی نیستم

05:19.235 --> 05:20.402
من میخوام با این زاویه بشینم

05:20.403 --> 05:22.446
من نمیخوام صاف بشینم

05:22.447 --> 05:24.782
پس شونه ها اونجا هستند؟
به نظرم بهتره عزیزم

05:24.783 --> 05:26.909
با همین دوربین مستقیم حرف بزنم
به نظرم خوبه

05:26.910 --> 05:30.454
این کاره ؛ میدونی؟
چیزی که میخوای رو بدست میاری

05:30.455 --> 05:33.415
مردم فکر می کنند ساده است و قراره واقعی باشه

05:33.416 --> 05:35.376
اما جزئیات زیادی وجود داره

05:35.377 --> 05:38.295
من آرایش می کنم و موهام رو درست می کنم

05:38.296 --> 05:40.214
میدونی باید زودتر برسی

05:40.215 --> 05:43.133
تا زمانی که زمان دقیق رو بدست بیاری
پس اون موقع بهش میرسی

05:43.134 --> 05:45.427
و تو وقت نداری و عصبی میشی و بداخلاقی می کنی

05:45.428 --> 05:48.514
اگه زود بیای آمادگی خودت رو داری

05:48.515 --> 05:51.141
تو یک سازمان داری ؛ این فقط چیزهای زیادیه

05:51.142 --> 05:53.560
که باید مثل یک پازل کنار هم قرار بگیرند

05:53.561 --> 05:56.105
منم یک لیوان آب میخوام نه بطری

05:56.106 --> 05:57.564
فهمیدم‌؛ صبر کن

05:57.565 --> 05:59.650
و قراره تو رو آزاد کنه

05:59.651 --> 06:02.778
و سخته ؛ چون همش تنش داره

06:02.779 --> 06:05.322
خیلی خب فی کتاب رو بزار زمین
کتاب رو بزار زمین

06:05.323 --> 06:06.532
تا یک دقیقه

06:06.533 --> 06:09.743
پس حالا میبینی که چطوره

06:09.744 --> 06:11.705
درمورد من

06:12.288 --> 06:13.497
آسون نیست

06:13.498 --> 06:17.001
آسون نیست ؛ اما نتیجه میگیره

06:17.002 --> 06:18.837
خواهیم دید، خواهیم دید

06:19.504 --> 06:22.006
انگار همیشه دوست داشتم بازیگر بشم

06:22.007 --> 06:24.425
یا همیشه میدونستم که به هر حال
این چیزیه که میخوام دنبال کنم

06:24.426 --> 06:26.427
میدونی ‌؛ از سنین پایین وقتی جنوب بودم

06:26.428 --> 06:29.430
وقتی پنج شش ساله بودم و داشتم رشد می کردم

06:29.431 --> 06:31.473
احساس می کنم میتونم بهش برسم

06:31.474 --> 06:33.517
اگه به اندازه کافی سخت کار می کردم
میخواستم بهش برسم

06:33.518 --> 06:36.312
منظورم اینه این همون رویای آمریکاییه ؛ درسته؟

06:41.192 --> 06:44.194
من به عنوان دوروتی فی داناوی به دنیا اومدم

06:44.195 --> 06:47.865
در ۱۴ ژانویه ۱۹۴۱

06:47.866 --> 06:50.200
دوروتی فی دختر کوچیکی با موهای قهوه ایه

06:50.201 --> 06:53.746
<i>که در وسط یک جاده خاکی در
بسکام فلوریدا ایستاده بود</i>

06:53.747 --> 06:56.081
و چارخونه و مامان بازی می کرد

06:56.082 --> 06:59.627
اما من مدت زیادیه که دیگه دوروتی فی نیستم

07:00.253 --> 07:03.422
اون ممکنه خارج از فیلمنامه نوشته شده باشه

07:03.423 --> 07:06.592
امیدوارم همینطور باشه مگه نه؟
اون نبوده

07:06.593 --> 07:07.926
اون برام خیلی مهمه

07:07.927 --> 07:10.095
و این همون کسیه که گاهی اوقات
دلم میخواد بهش برگردم

07:10.096 --> 07:14.017
اما فی کسیه که شاید من خلق کرده باشم

07:14.768 --> 07:18.645
این شخصیتیه که خیلی با کار من مرتبطه

07:18.646 --> 07:21.732
مخصوص حرفه منه

07:21.733 --> 07:24.319
فکر کنم اون بازیگره

07:25.028 --> 07:28.197
و دوروتی فی اون دخترکوچولو اهل جنوبه

07:28.198 --> 07:30.240
این هنوز بخش عمیقی از وجود منه

07:30.241 --> 07:32.034
و من باید بهش نزدیک بمونم

07:32.035 --> 07:35.121
چون میدونم این جز, جدایی ناپذیری
از چیزیه که من هستم

07:39.000 --> 07:40.250
مادر و پدرم

07:40.251 --> 07:41.752
وقتی ازدواج کردند جوان بودند

07:41.753 --> 07:45.464
و من فکر نمی کنم که اونا رابطه خوبی داشتند

07:45.465 --> 07:49.051
چون اون به الکل اعتیاد داشت

07:49.052 --> 07:50.594
درسته ؛ بیماریش جدی بود

07:50.595 --> 07:52.513
و اون پولی سر سفره نمیاورد

07:52.514 --> 07:54.640
شاید حتی اونموقع هم زیاد مشروب میخورد

07:54.641 --> 07:57.434
پس مامانم نامه ای به وزارت جنگ فرستاد

07:57.435 --> 08:00.479
از اونا خواستم که پدرم رو به خدمت بگیرند
و همین کار رو کردند

08:00.480 --> 08:02.690
اون آشپز بود
تو آشپزخونه کار می کرد

08:02.691 --> 08:04.650
و هر ماه چک براش میفرستاد

08:04.651 --> 08:07.903
و تونستیم خرج قبض ها و خونه رو بدیم

08:07.904 --> 08:12.616
اما مامانم حس خوبی از انجام این کارها داشت

08:12.617 --> 08:14.034
و همچنین همه چیز رو خودش اداره می کرد

08:14.035 --> 08:15.786
و زمانی که اون کار نمی کرد
این چیزی بود که یاد گرفتم

08:15.787 --> 08:18.414
که باهاش باشم و نحوه عملکرد اونو ببینم

08:18.415 --> 08:20.666
و این همون چیزیه که برای انجام دادن
هر کاری لازمه

08:20.667 --> 08:24.129
مامانم خیلی به گریس نزدیک بود

08:24.379 --> 08:28.799
و ما به مزرعه کوچیک اون در کارولینای جنوبی میرفتیم

08:28.800 --> 08:31.886
و مادرم همیشه سعی می کرد ازش مراقبت کنه

08:32.137 --> 08:33.804
من همیشه باهاش صمیمی بودم

08:33.805 --> 08:36.640
یعنی اون همه چیز رو بهم یاد داد

08:36.641 --> 08:39.643
اون دیسک کمر داشت و خیلی سخت مبارزه می کرد

08:39.644 --> 08:42.354
در یک زندگی بسیار دشوار با پول خیلی کم

08:42.355 --> 08:44.481
و مشکلاتی که با پدرم داشت

08:44.482 --> 08:47.109
و مادرم همیشه چیز بیشتری میخواست

08:47.110 --> 08:49.945
پس اون بهم یاد داد تا بهش برسم

08:49.946 --> 08:52.740
اون بهم یاد داد تا در هر کاری که انجام میدم
درجه یک باشم

08:52.741 --> 08:54.700
سخت کار کردن مهم نیست

08:54.701 --> 08:56.410
و من خوشحالم که اون این کار رو کرد

08:56.411 --> 08:58.162
اما همچنین خیلی خواسته داشت

08:58.163 --> 09:00.914
من برای بهترین بودن آموزش دیدم و همینطور هم شدم

09:00.915 --> 09:02.541
فکری اومد تو ذهنم

09:02.542 --> 09:05.086
و من برای ریدن بهش تلاش می کردم
اون مادرمه

09:06.254 --> 09:09.840
ما با اون یارو شروع می کنیم
خدای من

09:09.841 --> 09:13.844
خب ؛ این من و برادر عزیزم مک هستیم

09:13.845 --> 09:16.555
شیرین ترین پسر دنیا به جز لیام

09:16.556 --> 09:17.890
من همیشه فکر می کردم اون خیلی بامزه است

09:17.891 --> 09:21.268
و بعد از مادرم به نوعی من مراقبش بودم

09:21.269 --> 09:24.356
احساس گناه می کردم و احساس می کردم
کاش بیشتر شبیه اون بودم

09:25.857 --> 09:29.485
برادرم اسمش مک سیمون داناوی بود

09:29.486 --> 09:31.278
و اون ازم کوچیکتره ؛ دو سال کوچیکتره

09:31.279 --> 09:34.073
و به نظرم اون خیلی بامزه تر از من بود

09:34.074 --> 09:35.282
اما من به این حسادت می کردم

09:35.283 --> 09:38.203
غبطه میخوردم ؛ اون خیلی دوست داشتنی و جذاب و بامزه بود

09:39.037 --> 09:42.122
درست قبل از اینکه تنهاش بزارم کنار تختش بودم

09:42.123 --> 09:44.958
که البته خوشحالم ؛ خوشحالم که اونجا بودم

09:44.959 --> 09:47.836
اون به نوعی بیماری مبتلا شده بود

09:47.837 --> 09:50.422
بدون اینکه واقعا ازش انتظاری داشته باشیم

09:50.423 --> 09:51.965
به طور دلخراشی اونو از دست دادیم

09:51.966 --> 09:54.678
اون مرد فوق العاده ای بود ؛‌زندگی عالی داشت

09:56.513 --> 09:58.263
این یکی جالب بود فکر کنم

09:58.264 --> 09:59.556
چون قبلا ندیده بودمش

09:59.557 --> 10:01.642
و هیچ زمان تاریخ یا چیزی شبیهش نبود

10:01.643 --> 10:03.143
قطعا همینه
مانهایم آلمانه

10:03.144 --> 10:05.938
وقتی پدرم در آلمان مستقر بود

10:05.939 --> 10:08.649
و ما بیرون یکی از پارک های اونجا بودیم

10:08.650 --> 10:10.693
و برادرم و پدرم

10:10.694 --> 10:12.653
دقیقا همینطور وایسادند

10:12.654 --> 10:14.905
میتونی ببینی ؛ قشنگه ؛ خیلی قشنگه

10:14.906 --> 10:16.573
اونجا در ارتش مستقر بود

10:16.574 --> 10:19.243
و ما دو سال رو اونجا گذروندیم

10:19.244 --> 10:22.746
الگوی زمانی زندگی من خیلی زود تثبیت شد

10:22.747 --> 10:26.083
وقتی با پدرم در ارتش سفر می کردیم

10:26.084 --> 10:28.669
هر دو سال یک بار به جای دیگه ای منتقل میشد

10:28.670 --> 10:31.422
و ما از فلوریدا رفتیم

10:31.423 --> 10:35.050
به آرکانزاس و تگزاس رفتیم

10:35.051 --> 10:36.343
و بعدش به آلمان

10:36.344 --> 10:39.722
و بازگشت به یوتا که دلگیر بود

10:39.723 --> 10:43.267
و ریتمی بود که گاهی ناخوشایند بود

10:43.268 --> 10:45.811
دردناک بود چون مجبور بودی دوستات رو ترک کنی

10:45.812 --> 10:47.146
و افرادی که دوستشون داشتی و میشناختی

10:47.147 --> 10:49.690
و هیچ نوع نگه داشتنی در کار نبود

10:49.691 --> 10:51.525
...هیچ جور ؛ این

10:51.526 --> 10:54.111
به نظرم این کار خوب نیست

10:54.112 --> 10:55.821
اما منظورم اینه که در اون زمان دوستش داشتم

10:55.822 --> 10:57.448
بیشتر به این دلیل که چیز جدیدی وجود داشت

10:57.449 --> 10:58.657
و من همیشه کنجکاو بودم

10:58.658 --> 11:00.284
و همیشه میخواستم مکان های جدید رو ببینم

11:00.285 --> 11:03.454
اما مخلوط بود ؛ از خوبی و بدی

11:03.455 --> 11:05.622
من میخوام بدونم در چه زمانی علاقه
شدیدی به بازیگری پیدا کردی

11:05.623 --> 11:08.709
و تصمیم گرفتی ؛ یا اینکه تصمیم مبهمی بود

11:08.710 --> 11:12.880
برای حداقل بازیگر بودن
من همیشه یادمه ؛ میتونم بگم خیلی مهم بود

11:12.881 --> 11:16.258
نوعی ناگفته است و به سمت اون متمایل می شدم

11:16.259 --> 11:18.093
من همیشه بازی می کردم
من همیشه بازی می کردم

11:18.094 --> 11:20.637
جایی بازی می کردم و لباس می پوشیدم و از این کارا

11:20.638 --> 11:22.890
تو خونه های بازی محله بود

11:22.891 --> 11:24.641
و در ۱۳ سالگی تست دادم

11:24.642 --> 11:26.894
برای نقش پرستار کلی در هاروی

11:26.895 --> 11:29.438
و من اینو در این خونه بازی محله بازی کردم

11:29.439 --> 11:31.648
<i>در داگوی پرووینگ گراوند، یوتا</i>

11:31.649 --> 11:33.984
که یک پایگاه ارتش بود که پدرم اونجا بود

11:33.985 --> 11:37.029
این کاری بود که انجام دادم
چون بهش علاقه داشتم

11:37.030 --> 11:38.614
من همیشه بهش علاقه داشتم

11:38.615 --> 11:41.533
اما این به موازات تجربه خانوادگی من بود

11:41.534 --> 11:42.702
که دردناک بود

11:43.244 --> 11:45.746
ازدواج خراب شده بود و داشت از هم میپاشید

11:45.747 --> 11:49.750
و بازیگری یک راه فرار از سختی ها بود

11:49.751 --> 11:52.878
که در زندگی خانوادگی من وجود داشت
در زندگی خونگی من

11:52.879 --> 11:55.172
یعنی به ما هم آسیب میرسوند ؛ به بچه ها

11:55.173 --> 11:58.967
پس مادرم درخواست طلاق کرد
و ما به فلوریدا برگشتیم

11:58.968 --> 12:01.053
کودکی شادی داشتی یا نه؟

12:01.054 --> 12:04.139
...من یکم دربارش خوندم
هردوتا بود ؛ واقعا وحشتناک نبود

12:04.140 --> 12:05.808
....این انگار

12:05.809 --> 12:07.893
خب وقتی من بزرگ تر شدم
طلاق در خانواده من به وجود اومد

12:07.894 --> 12:10.688
اما وقتی بچه بودم

12:10.689 --> 12:12.940
اوضاع خیلی ناراحت کننده نبود

12:12.941 --> 12:15.109
مثلا یادمه که رابطه من با مادرم

12:15.110 --> 12:18.862
خیلی به هم نزدیک بودیم ؛ میدونی
البته در دوران نوجوانی این شکلی نبود

12:18.863 --> 12:20.072
که اونا طلاق گرفتند

12:20.073 --> 12:21.532
و این قطعه یک تعدیل بود

12:21.533 --> 12:24.827
چون از نظر احساسی سخت بود و من حس می کردم

12:24.828 --> 12:28.372
از نظر مالی زندگیم یکم آسونتر بود

12:28.373 --> 12:29.999
ما در تالاهاسی زندگی می کردیم

12:30.000 --> 12:32.209
و من به دبیرستان لئون رفتم

12:32.210 --> 12:35.004
بعدش سعی کردم یک تشویق کننده باشم
و یک تشویق کننده شدم

12:35.005 --> 12:37.214
یک باشگاه نمایشی هم بود

12:37.215 --> 12:41.218
و من چندتا نقش اونجا داشتم

12:41.219 --> 12:42.761
بعد از فارغ التحصیلی

12:42.762 --> 12:45.431
من یک سال به دانشگاه ایالتی فلوریدا رفتم

12:45.432 --> 12:47.307
و بعدش به دانشگاه فلوریدا منتقل شدم

12:47.308 --> 12:49.644
چون دوست پسری داشتم که اونجا بود

12:50.145 --> 12:54.148
اما برنده شدن در مسابقات زیبایی جنوب د ریگور

12:54.149 --> 12:56.316
این خیلی مهم بود
باید یکی رو میبردم

12:56.317 --> 12:57.484
باید یکی رو می بردی

12:57.485 --> 12:59.278
و من چندین بار تلاش کردم

12:59.279 --> 13:01.405
و من همیشه نفر دوم می کوئین بودم

13:01.406 --> 13:04.408
شش رای رو نگرفتم و اونا رو یکی دیگه گرفت

13:04.409 --> 13:07.911
و بعدش در نهایت زمانی که عزیز دل اونا شدم

13:07.912 --> 13:10.330
دوست پسر عزیزم در اون زمان

13:10.331 --> 13:12.916
یوجین پیچ که متاسفانه دیگه در بین ما نیست

13:12.917 --> 13:15.753
اون بخشی از این بود

13:15.754 --> 13:17.838
و زمانی که اونو بردم فکر کردم که همینه

13:17.839 --> 13:19.089
الان انجامش دادم

13:19.090 --> 13:20.716
و علیرغم اینکه

13:20.717 --> 13:22.176
من و ژن خیلی صمیمی بودیم

13:22.177 --> 13:24.261
باید میرفتم و زندگیم رو می کردم

13:24.262 --> 13:26.722
باید میرفتم و کاری رو که میخواستم انجام میدادم

13:26.723 --> 13:28.390
بازیگر باشم و بنابراین

13:28.391 --> 13:30.976
بعدش تحقیق کردم و مدرسه ای رو پیدا کردم

13:30.977 --> 13:33.270
جالب بود چون دانشگاه بوستون بود

13:33.271 --> 13:37.149
و کارگردان های مهمان از صحنه نیویورک اونجا بودند

13:37.150 --> 13:40.778
پس من قبول شدم و به دانشگاه بوستون رفتم

13:40.779 --> 13:43.281
درست بعد از اینکه مدل سطح اول شدم

13:44.240 --> 13:45.949
بعدش چی؟
...آها اینه

13:45.950 --> 13:48.327
...من فکر می کنم این به نوعی

13:48.328 --> 13:49.411
این منم که نقش مدیا رو بازی می کنم

13:49.412 --> 13:51.288
وقتی تو دانشگاه بودم

13:51.289 --> 13:54.917
و اونا هم گروه کر هستند و اون گلادیاتوره

13:54.918 --> 13:57.461
این یک نمایشنامه است که تو جوانی
در اون حضور داشتم

13:57.462 --> 13:59.296
تو یک دختر جوان خیلی جاه طلب بودی؟

13:59.297 --> 14:01.173
وقتی نوجوان بودی تو رو بیرون آورد

14:01.174 --> 14:03.759
اول از همه تو رو در این تجارت دیوانه کننده کشوند؟
من خواسته های زیادی داشتم

14:03.760 --> 14:05.928
و خیلی پر انرژی بودم

14:05.929 --> 14:08.180
...و خیلی ؛‌میدونی

14:08.181 --> 14:10.891
عزم زیادی برای انجام کار خوب داشتم

14:10.892 --> 14:12.267
تا حالا شده افت کنی و نا امید بشی

14:12.268 --> 14:13.560
فکر نمیکردی موفق بشی

14:13.561 --> 14:15.270
یا اینکه همیشه میدونستی این هدف از پیش تعیین شده

14:15.271 --> 14:16.942
و تو فقط میخواستی انجامش بدی؟
همیشه

14:16.981 --> 14:19.149
هر روز خسته و ناامید بودم و میدونی

14:19.150 --> 14:21.193
مجبور بودی خودت رو بالا بکشی
و با خودت حرف بزنی

14:21.194 --> 14:23.404
و من فکر می کنم شخصیت سازی زیادی وجود داشت

14:23.405 --> 14:25.823
و قدرتی که هنگام ترس وارد میشد

14:25.824 --> 14:28.618
و زمانی که یک کار بزرگ رو بر عهده میگیری

14:31.538 --> 14:34.498
شش روز بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه بوستون

14:34.499 --> 14:38.168
<i>من به برادوی نیویورک رفتم
تا با املین ویلیامز بازی کنم</i>

14:38.169 --> 14:40.671
در فیلم مردی برای تمام فصول
و به طور همزمان

14:40.672 --> 14:43.340
من در برنامه آموزشی لینکلن رپرتوری مرکزی هم کار کردم

14:43.341 --> 14:46.760
<i>چون رابرت وایتهد، تهیه
کننده بزرگ، با کازان</i>

14:46.761 --> 14:49.014
دیده بود که من در بوستون بازی می کنم

14:49.764 --> 14:53.350
<i>فی در شرکت مرکز لینکلن
به رهبری کازان بود</i>

14:53.351 --> 14:55.185
و همه میخواستند تو این شرکت باشند

14:55.186 --> 14:56.854
باید براش تست میدادی

14:56.855 --> 14:58.313
اما برای حضور در امتحان باید هزینه می کردی

14:58.314 --> 15:01.400
تقریبا هشت یا نه ماه در برنامه آموزشی

15:01.401 --> 15:03.819
ما به رفتن به هالیوود فکر نمی کردیم

15:03.820 --> 15:05.529
ما به این فکر می کردیم که روی صحنه باشیم

15:05.530 --> 15:07.448
و بنابراین ما در یک موقعیت خیلی
هیجان انگیز بودیم

15:07.449 --> 15:10.868
و با کازان جایگاه خاصی داشتیم

15:10.869 --> 15:13.037
نظرت درباره مرکز جدید گروه لینکلن چیه؟

15:13.038 --> 15:15.247
خب باید خیلی بهش فکر کنم
من مدت زیادی روش کار کردم

15:15.248 --> 15:16.623
ما این گروه رو دور هم جمع کردیم

15:16.624 --> 15:19.043
و این گروه خیلی هیجان انگیزه

15:19.044 --> 15:21.087
خیلی سر حال و جوان و مشتاقه

15:21.713 --> 15:25.133
با روحیه بالا و گروه شگفت انگیزی از مردم

15:25.508 --> 15:28.093
منظورت بازیگرهاست درسته؟
بله

15:28.094 --> 15:31.638
کازان نقش رو در درون بازیگرها قرار میداد

15:31.639 --> 15:34.725
این رازش بود
اون گفت : ماده ای که من استفاده می کنم

15:34.726 --> 15:39.063
زندگی که بازیگر تا این لحظه انجام داده

15:39.064 --> 15:40.856
کازان بهم یاد داد چطور بازی کنم

15:40.857 --> 15:43.442
اون بهم یاد داد که احساساتم قدرتم هستند

15:43.443 --> 15:45.235
قبلا فکر می کردم اونا منو ضعیف نشون میدند

15:45.236 --> 15:48.697
و اینکه اگه گریه کنم یا غمگین بشم
یا افسرده بشم ضعیفم

15:48.698 --> 15:50.866
و اون بهم یاد داد تا از این احساسات استفاده کنم

15:50.867 --> 15:52.117
اون میگه : اونا همونی هستند که تویی

15:52.118 --> 15:54.161
اونا تو رو قوی می کنند
اونا تو رو ضعیف نمی کنند

15:54.162 --> 15:55.579
میدونی ؛ وقتی با دخترای کوچولو آشنا میشی

15:55.580 --> 15:57.456
و اونا میخوان وقتی بزرگ شدند بازیگری مثل تو بشند

15:57.457 --> 16:00.334
چی بهشون میگی؟
تحصیلات خوبی داشته باشید

16:00.335 --> 16:02.002
تا فرد مهمی بشید

16:02.003 --> 16:04.546
و آموزش بخش بزرگی از اونه

16:04.547 --> 16:08.092
و بعدش زمانی که میتونی چیزی رو به این حرفه بیاری

16:08.093 --> 16:10.052
وارد شو و نیا داخل و با خودت بگی

16:10.053 --> 16:11.804
من میخوام بازیگر بشم و جلوی دوربین برم

16:11.805 --> 16:15.349
چون یک میلیون نفر قبل از تو اونجا هستند

16:15.350 --> 16:16.433
یا به طور همزمان

16:16.434 --> 16:18.352
و اینطور نیست که اتفاق بیفته

16:18.353 --> 16:20.730
تو باید منحصر بفرد خودت رو توسعه بدی

16:21.106 --> 16:23.982
من در اون زمان در برادوی حقوق می گرفتم

16:23.983 --> 16:26.527
اما اونقدرها خوب نبود ؛ من یک بازیگر جوان بودم

16:26.528 --> 16:30.489
داشتم برای کارهایی تست میدادم
بالاخره کار بز هوگان رو گرفتم

16:30.490 --> 16:31.990
که توسط ویلیام آلفرد نوشته شده بود

16:31.991 --> 16:33.784
که مربی و دوست بزرگ من بود

16:33.785 --> 16:37.496
و آف براودی بود
اما نقش زیبایی بود

16:37.497 --> 16:40.290
و شعری خالی با لهجه ایرلندی نوشته شده بود

16:40.291 --> 16:42.918
دختر یک پدر توانا

16:42.919 --> 16:45.587
اولین حامی ماه می

16:45.588 --> 16:48.799
فرشته ها دور هم جمع میشند

16:51.094 --> 16:52.970
مامان من 20 ساله است

16:52.971 --> 16:55.931
اون واقعا بیشتر به راهنمایی والدین روی آورد

16:55.932 --> 16:58.100
به ویلیام آلفرد

16:58.101 --> 17:00.769
که در فیلم بز هوگان اونو دیده بود

17:00.770 --> 17:03.689
اون استاد دانشگاه هاروارد بود

17:03.690 --> 17:05.232
نویسنده هم بود

17:05.233 --> 17:08.068
و اونا به نوعی با هم ارتباط گرفتند

17:08.069 --> 17:10.404
یادم میاد یک عکس از اونا کنار هم هست

17:10.405 --> 17:13.198
که اونا واقعا دو سر میز نشستند

17:13.199 --> 17:15.409
و درست انگار یک ماشین تحریر بینشونه

17:15.410 --> 17:17.786
و میتونی ببینی که اونا فقط کار می کنند

17:17.787 --> 17:19.204
و این رابطه اونا بود

17:19.205 --> 17:20.539
و همیشه کتاب میخوند

17:20.540 --> 17:22.958
پس اون مادرم رو به خوندن و یادگیری بیشتر مجبور می کرد

17:22.959 --> 17:24.752
و تربیت اینکه خودش باشه

17:24.753 --> 17:27.338
استاد حرفه ای اون بود

17:27.339 --> 17:29.715
بیل آلفرد اساساً پدر من بود

17:29.716 --> 17:31.091
پدرم در دنیای هنر

17:31.092 --> 17:33.010
من همیشه با فیلمنامه هام اونجا میرفتم

17:33.011 --> 17:34.845
و تو اتاق نشیمن باهاش می نشستم

17:34.846 --> 17:36.513
و کمانچه میزد و میگفت

17:36.514 --> 17:39.350
خب این چیزیه که شاید نمایشنامه نویس بهش فکر کنه

17:39.351 --> 17:42.604
پس اون بهم کمک کرد و بهم نشون داد
چطور کار کنم

17:43.772 --> 17:47.066
اما نمایشنامه بز هوگان با موفقیت
غافلگیرکننده مواجه شد

17:47.067 --> 17:48.650
میدونی ؛ همه برای دیدنش اومدند

17:48.651 --> 17:50.277
جکی اوناسیس یک شب اومد

17:50.278 --> 17:53.322
و نقد ها خیلی خوب بود‌؛ نه فقط برای من

17:53.323 --> 17:55.366
برای بازی من هم همینطور بود

17:55.367 --> 17:57.659
در اون زمان بود که هالیوود شروع به کار کرد

17:57.660 --> 18:01.705
و جویس سلزنیک ؛ کارگردان و بازیگر

18:01.706 --> 18:03.207
در بین تماشاچی ها بود

18:03.208 --> 18:06.335
و اون منو به سم اشپیگل معرفی کرد

18:06.336 --> 18:08.504
که یک تهیه کننده خیلی بزرگ هالیوودی بود

18:08.505 --> 18:10.714
اون تهیه کننده فیلم ملکه آفریقا بود

18:10.715 --> 18:13.550
فیلم در ساحل مارلون براندو

18:13.551 --> 18:17.221
فیلم لارنس عربستان ؛ و اون دوست من شد

18:17.222 --> 18:19.390
رابطه افلاطونی بود
هیچوقت عشقی بین ما نبود

18:19.391 --> 18:23.102
اما اون بهم ایمان داشت
و منو وارد اولین فیلمش کرد

18:23.103 --> 18:24.144
اتفاق

18:24.145 --> 18:25.855
تو ترسیدی؟

18:27.482 --> 18:28.525
آره ؛ من میترسم

18:28.733 --> 18:31.110
فکر نمی کنم هنوز واقعا ترسیده باشی

18:31.111 --> 18:33.070
باشکوه بود ؛ داری شوخی می کنی؟

18:33.071 --> 18:35.948
من رو فرم بودم

18:35.949 --> 18:37.741
هر روز صبح ۱۰۰تا دراز نشست میرفتم

18:37.742 --> 18:40.035
خب من این لباس های نیمه برهنه
رو باید میپوشیدم

18:40.036 --> 18:42.246
اولین فیلمی بود که ساختم
میتونی تصور کنی؟

18:42.247 --> 18:45.165
یک بازیگر جوان در این دنیای فیلمسازی

18:45.166 --> 18:46.959
که پر زرق و برق و هیجان انگیزه

18:46.960 --> 18:50.713
تو و راد تصمیم میگیرید برید
و این خونه رو بفروشید؟

18:50.714 --> 18:54.216
باید با راد دربارش صحبت کنی هنری
باشه

18:54.217 --> 18:56.176
فقط امیدوارم شماها زیاد صبر نکنید

18:56.177 --> 18:58.887
در فیلم غروب ؛ عجله کن
من نقش همسر مزرعه دار رو داشتم

18:58.888 --> 19:02.683
جین فوندا با مایکل کین نقش همسر
ثروتمندتر رو بازی می کرد

19:02.684 --> 19:04.059
که میخواستم بازی کنم

19:04.060 --> 19:06.311
اما من نقش زن بیچاره جنوبی رو بدست آوردم

19:06.312 --> 19:09.189
که با جان فیلیپ لاو بود
اما من این نقش رو به یک دلیل دیگه هم گرفتم

19:09.190 --> 19:10.524
این منو یاد مادرم مینداخت

19:10.525 --> 19:12.860
و نقش زن مزرعه دار چیزی بود که

19:12.861 --> 19:15.529
که وقتی بزرگ شدم از مادربزرگم میدونستم

19:15.530 --> 19:18.283
و در نهایت تجربه خوبی بود

19:20.285 --> 19:23.788
عصر بخیر ؛‌این باند باروئه

19:25.457 --> 19:27.958
حالا اگه همه آروم باشند
هیچکس صدمه نمی بینه

19:27.959 --> 19:29.168
بانی و کلاید

19:29.169 --> 19:31.754
در آماده سازی و کارهای پیش از تولید کار می کردند

19:31.755 --> 19:34.298
واقعا یک نوع باشگاه مردانه بود

19:34.299 --> 19:37.343
رابرت بنتون و دیوید نیومن اینو نوشتند

19:37.344 --> 19:38.802
آرتور پن کارگردان بود

19:38.803 --> 19:42.639
وارن بیتی ستاره بود اما همچنین
تهیه کننده هم بود

19:42.640 --> 19:46.352
و اون نیرو محرکه ای بود که تمایل به ساخت فیلم داشت

19:46.353 --> 19:48.854
اما اونا منتظر بازیگر بودند

19:48.855 --> 19:50.731
نقل قولی از دختره

19:50.732 --> 19:52.150
کی قراره نقش دختره باشه؟

19:57.822 --> 20:01.325
من به هتل بورلی ویشر در لس آنجلس رفتم

20:01.326 --> 20:03.160
چون وارن اونجا سوئیت داشت

20:03.161 --> 20:05.037
در بالای هتل

20:05.038 --> 20:08.499
و آرتور پن اونجا بود و ما
در اون مجموعه تست دادیم

20:08.500 --> 20:11.502
و چند صحنه از بانی و کلاید رو خوندم

20:11.503 --> 20:15.381
و آرتور اساسا گفت که من میخوام
این کار رو انجام بدم

20:15.382 --> 20:17.007
وارن کمتر مطمئن بود

20:17.008 --> 20:19.968
اما در نهایت آرتور پن خودش رو متعهد کرد

20:19.969 --> 20:22.763
اون درواقع به وارد گفت که اگه این نقش رو
بازی نکنم

20:22.764 --> 20:24.390
اون این کار رو نمی کنه

20:24.391 --> 20:27.309
این پن بود که روی حضور فی داناوی اصرار داشت

20:27.310 --> 20:31.897
که البته شامل بقیه بازیگرهای زن هم میشد

20:31.898 --> 20:34.400
جین فوندا ؛ تیوزدی ولد

20:34.401 --> 20:36.652
ناتالی وود
لزلی کارون

20:36.653 --> 20:40.197
و من ؛ من فیلم متفاوتی داشتم

20:40.198 --> 20:42.533
نسبت به بقیه بازیگرهای زن

20:42.534 --> 20:44.868
به دلیل حساسیت خاصی

20:44.869 --> 20:47.663
که فی داناوی در اون قسمت به دست آورده بود

20:47.664 --> 20:48.997
یعنی من یک جنوبی بودم

20:48.998 --> 20:51.375
میدونی ؛ منظورم اینه که تو بانی و کلاید رو دیدی

20:51.376 --> 20:53.210
که من تو خونه آزاد بودم

20:53.211 --> 20:54.753
و لهجه بخشی از اون بود

20:54.754 --> 20:57.214
کلاید بارو بزرگ

20:57.215 --> 20:58.382
تو هم مثل داداشتی

20:58.383 --> 21:01.051
نادون ؛ یک احمق بی سواد

21:01.052 --> 21:02.720
گوش کن ؛ تنها چیز خاص تو

21:02.721 --> 21:04.930
ایده های عجیب تو درباره عشق ورزیه

21:04.931 --> 21:07.058
که اصلا عشق ورزی نیست

21:07.392 --> 21:08.809
بانی و کلاید

21:08.810 --> 21:11.103
استودیو ها اونو دوست نداشتند
نمی خواستند نشونش بدند

21:11.104 --> 21:13.355
و وارن ؛ در یک نقطه

21:13.356 --> 21:15.232
به روش تکرار نشدنی وارن

21:15.233 --> 21:16.900
درست روی زمین دراز کشید و گفت

21:16.901 --> 21:18.444
عکس رو بهم بفروش

21:18.445 --> 21:20.529
و اونا گفتند : از روی زمین بلند شو بچه جون

21:20.530 --> 21:22.322
...درباره چی حرف میزنی
بلند شو

21:22.323 --> 21:23.907
و اون این کار رو نکرد
فقط همونجا وایساد و گفت

21:23.908 --> 21:27.286
عکس رو بهم بفروش
امروز بعدازظهر با چک برمیگردم

21:27.287 --> 21:30.414
اون رفت ؛ خب میدونی اونا می گفتند

21:30.415 --> 21:32.249
خدای من ؛ اونا رو به فاکس نشون داد

21:32.250 --> 21:34.209
یا میخواد به استودیو های دیگه نشون بده

21:34.210 --> 21:36.086
...و اونا علاقه مند هستند و حالا

21:36.087 --> 21:37.714
بنابراین ؛ موفق شد

21:38.590 --> 21:42.259
بانی و کلاید در تابستان سال ۱۹۶۷ منتشر شد

21:42.260 --> 21:43.761
اما پنج شش ماه طول کشید

21:43.762 --> 21:46.430
قبل از اینکه فیلم واقعا اکرانش شروع بشه

21:46.431 --> 21:48.682
و در سراسر کشور محبوب بشه

21:48.683 --> 21:50.476
و این درست در زمان جالبی بود

21:50.477 --> 21:53.979
وقتی که همه چیز در هالیوود قدیمی
در حال فروپاشی بود

21:53.980 --> 21:57.941
کد تولید که بر محتوای فیلم ها حاکم بود

21:57.942 --> 22:01.820
برای چندین دهه ؛ سرانجام برچیده شد

22:01.821 --> 22:04.698
پس ناگهان این فرصت به وجود اومد

22:04.699 --> 22:08.118
زمانی که میتونستی فیلم های خیلی بزرگسال بسازی

22:08.119 --> 22:10.287
اما همه از جمله خود مردم

22:10.288 --> 22:11.622
که فیلم میساختند

22:11.623 --> 22:15.377
کاملا میدونستند که اون فیلم ها
قراره تا کجا پیش برند

22:17.271 --> 22:20.148
با بانی و کلاید این حس پیدا شد

22:20.173 --> 22:21.882
که حد و مرزها برداشته شده بود

22:21.883 --> 22:23.676
...ناگهان میدیدی که

22:23.677 --> 22:27.304
غم و اندوه ؛‌رنج واقعی که دربارش شنیدی

22:27.305 --> 22:29.723
ناتوانی جنسی کلاید

22:29.724 --> 22:32.351
تو اون رو به شدت نا امید میدیدی

22:32.352 --> 22:34.228
و تنها

22:34.229 --> 22:35.979
و انسانیت اون تایید شد

22:35.980 --> 22:38.440
اما همچنین غم اون هم بود

22:38.441 --> 22:39.983
و این چیزی نبود که قبلا دیده بودیم

22:39.984 --> 22:41.193
با این صراحت

22:41.194 --> 22:43.821
چطور طول کشید تا اونا فیلمبرداری کنند؟

22:43.822 --> 22:45.739
تا آخر بانی و کلاید؟

22:45.740 --> 22:47.116
آره باور نکردنی بود

22:47.117 --> 22:49.243
...خیلی طول کشید
...اما بالاخره انجامش دادیم

22:49.244 --> 22:51.120
فکر می کنم ما این کار رو دوبار انجام دادیم
در دو روز

22:51.121 --> 22:53.455
و تقریبا چهار دوربین روی هر کدوم بودند

22:53.456 --> 22:54.499
این باورنکردنی بود

23:17.480 --> 23:20.024
تیراندازی و صحنه مرگ تکان دهنده بود

23:20.025 --> 23:24.695
و بخشی از اون بود که عاشقش می شدی

23:24.696 --> 23:26.613
و چیزی رو تکرار می کرد

23:26.614 --> 23:28.532
که در سراسر کشور در جریان بود

23:28.533 --> 23:31.994
در سال ۶۳ رییس جمهور کندی ترور شد

23:31.995 --> 23:35.372
و بعدش چند سال بعد برادرش رابرت کندی

23:35.373 --> 23:37.624
نامزد ریاست جمهوری ترور شد

23:37.625 --> 23:40.502
و مارتین لوتر کینگ ترور شد

23:40.503 --> 23:43.130
اون دوران فوق العاده آشفته بود

23:43.131 --> 23:44.882
و خیلی ترسناک

23:44.883 --> 23:46.759
چون انگار همه چیزهایی که به ما گفته شده بود

23:46.760 --> 23:49.762
و همه چیزهایی که میدونستیم

23:49.763 --> 23:52.181
وارونه شده بود

23:52.182 --> 23:55.684
و من فکر می کنم بانی و کلاید به شیوه ای
خیلی اغواکننده

23:55.685 --> 23:59.606
که ما وارد سینما کردیم پدیدار شد

24:01.775 --> 24:04.318
این اولین باریه که فی در پاریسه

24:04.319 --> 24:08.280
بزودی قراره درباره تجربه خودشون در صحنه حرف بزنند؟

24:08.281 --> 24:10.407
سه سال تجربه صحنه در نیویورک

24:10.408 --> 24:12.076
با شرکت لینکلن رپورتری مرکزی

24:12.077 --> 24:14.244
دو سال با اون بود و یک سال با برادوی

24:14.245 --> 24:15.996
که در نتیجه باعث شهرت شد

24:15.997 --> 24:17.706
که در نتیجه باعث ساخت فیلم بانی و کلاید شد

24:17.707 --> 24:19.875
زمان بسیار پرهیجان و پر تنشی بود

24:19.876 --> 24:23.629
من چیزی علیه شهرتم ندارم
اما ممکنه سخت باشه

24:23.630 --> 24:26.006
چون گاهی اوقات حریم خصوصی زیادی نداری

24:26.007 --> 24:29.426
اما این چیزیه که من میپذیرم
و بابتش سپاسگزارم

24:29.427 --> 24:32.596
چون افرادی هستند که کار منو دست دارند

24:32.597 --> 24:34.640
وقتی کسی موفق میشه یک فرصته

24:34.641 --> 24:37.434
واقعا آزادیه ؛ واقعا موفقیته
بله همینطوره

24:37.435 --> 24:38.644
تو میتونی کاری رو که میخوای انجام بدی انتخاب کنی

24:38.645 --> 24:40.771
تو میتونی انتخاب کنی که چه چیزی
برات هیجان انگیزتره

24:40.772 --> 24:42.606
بانی و کلاید اینجا در فرانسه خیلی بزرگ هستند

24:42.607 --> 24:43.982
و اونا برای مدتی طولانی اینجا بودند

24:43.983 --> 24:47.152
حتی با اینکه فیلم تازه به اینجا رسیده

24:47.153 --> 24:50.864
فرانسوی ها ماه هاست که آهنگ های
بانی و کلاید رو میخرند

24:50.865 --> 24:53.826
کراوات ؛ کلاه ؛ لباس
لوازم جانبی ماشین

24:53.827 --> 24:57.538
مردم با لباس دهه ۱۹۳۰ آمریکا اومدند

24:57.539 --> 24:59.832
برای دیدن اولین نمایش فیلم در پاریس

24:59.833 --> 25:03.544
و برای دیدن ستاره های اون
فی داناوی و وارن بیتی

25:03.545 --> 25:06.046
نگاه اون که واقعا جرقه

25:06.047 --> 25:08.298
یک روند اصلی در صنعت مد بود

25:08.299 --> 25:10.134
به طور عمدی ناگهانی بود

25:10.135 --> 25:14.054
چون اگه به تصاویر بانی و پارکر واقعی نگاه کنید

25:14.055 --> 25:16.807
اون شبیه فی داناوی نبود و بنابراین

25:16.808 --> 25:20.728
این از نظر بصری خیلی سبک بود

25:20.729 --> 25:23.063
نسخه بسیار عاشقانه ای بود

25:23.064 --> 25:26.150
از بانی و کلاید که مناسب بود

25:26.151 --> 25:29.403
چون این تا حدی فیلمی درباره افراد مشهوره

25:29.404 --> 25:30.988
و در مورد جستجوی شهرته

25:30.989 --> 25:33.574
و اون بخش از داستان حقیقت داره

25:33.575 --> 25:36.660
...بیا لبخند بزن ؛ سلام

25:36.661 --> 25:39.038
نگاه برای بانی تثبیت شد

25:39.039 --> 25:40.914
به وسیله تئادورا ون رانکل

25:40.915 --> 25:43.500
اون تا سالهای زیادی دوست بزرگ من بود

25:43.501 --> 25:46.003
و اون یک طراح لباس فوق العاده بود

25:46.004 --> 25:49.173
و بنابراین بعد از بانی اون کاراکتر توماس کراون رو برام ساخت

25:49.174 --> 25:52.926
با این دامن های خیلی کوتاه
و لباس برآمده

25:52.927 --> 25:55.220
و این زن بسیار زنانه و البته تهاجمی بود

25:55.221 --> 25:57.514
باشه ادی ؛ من بداخلاقم

25:57.515 --> 26:00.517
دنیا هم همینطوره ؛ من برای پول اینجام ؛ باشه؟

26:00.518 --> 26:02.311
شخصیت من یک محقق خصوصی بود

26:02.312 --> 26:03.854
و اون خاص بود

26:03.855 --> 26:06.690
هر بار که در انظار عمومی بود
نگاه های باورنکردنی انجام میداد

26:06.691 --> 26:08.609
و این فقط انتخابی بود که ما انجام دادیم

26:08.610 --> 26:09.860
در خیلی از فیلم هام

26:09.861 --> 26:12.363
لباس ها حرف های زیادی برای گفتن داشتند

26:12.364 --> 26:14.199
من میدونم چی هستم

26:15.658 --> 26:17.993
برچسب هات رو روی من نزن ادی

26:17.994 --> 26:19.912
داستان ماجرای توماس کراون

26:19.913 --> 26:23.207
درباره توماس کراون با بازی
استیون مک کوئین بود

26:23.208 --> 26:26.001
و اون این افراد رو مجبور به سرقت از بانک کرده بود ؛ و البته

26:26.002 --> 26:28.629
این بیانی از جنایت کامله

26:28.630 --> 26:30.839
و شرکت بیمه

26:30.840 --> 26:33.634
اونا این بازپرس بیمه پرقدرت رو میفرستند

26:33.635 --> 26:35.344
تا به پلیس بوستون کمک کنه

26:35.345 --> 26:39.515
و اون بازپرس بیمه فی داناویه

26:39.516 --> 26:42.309
ویکی ؛ و البته

26:42.310 --> 26:45.896
هردو به زبان خیلی ساده شیفته همدیگه هستند

26:45.897 --> 26:47.398
دنبال سر کی هستی؟

26:47.399 --> 26:49.275
مال تو
من؟

26:50.443 --> 26:51.903
مال تو

26:54.656 --> 26:56.615
این در اون زمان زیاده روی بود

26:56.616 --> 26:57.991
دهه ۶۰ئه

26:57.992 --> 27:00.828
جنبش زن ها به خط مقدم میاد

27:00.829 --> 27:02.830
پس اون یک زن مستقله

27:02.831 --> 27:06.542
که خیلی خفن و خیلی خوددار بود

27:06.543 --> 27:10.004
هر کسی که تا حالا اون فیلم رو دیده

27:10.005 --> 27:12.965
استدلال می کنه که شاید بازی شطرنج

27:12.966 --> 27:16.010
اروتیک ترین اثر فیلمسازیه
که تا اون زمان ساخته شده

27:16.011 --> 27:17.137
بازی می کنی؟

27:20.432 --> 27:22.266
منو امتحان کن

27:22.267 --> 27:23.601
و هیچ کلمه ای گفته نمیشه

27:24.185 --> 27:28.313
این فقط حرکات شطرنجه
انگشتان دستی که ظاهر میشه

27:28.314 --> 27:29.648
این یک بازی شطرنجه

27:29.649 --> 27:32.276
اما اون و استیو مک کوِئین

27:32.277 --> 27:35.237
اونقدر خوب بازی می کنند که یک بازی بی صداست

27:35.238 --> 27:37.531
و همه چیز در ظاهره

27:37.532 --> 27:38.949
و پسر ؛ این کار رو انجام میدند

27:38.950 --> 27:40.576
و میدونی که اون کنترل داره

27:40.577 --> 27:42.287
کیش

27:43.329 --> 27:46.081
من و اون درواقع شیمی فوق العاده ای داشتیم

27:46.082 --> 27:47.624
چون اون قطعا یک بازیگر بود

27:47.625 --> 27:49.209
اما اون همچنین استیوه

27:49.210 --> 27:52.296
اون شخصیتی داشت که
اونو تعریف می کرد

27:52.297 --> 27:55.299
شاید بیشتر از این نقل قول بازیگری

27:55.300 --> 27:57.718
داستانی هست که استیو مک کوئین

27:57.719 --> 27:59.845
با تحقیر بهش اشاره کرد

27:59.846 --> 28:02.556
با عنوان دون فاناوی

28:02.557 --> 28:04.266
یا فادین مردنی

28:04.267 --> 28:05.434
چون لاغر بود

28:05.435 --> 28:08.812
اون در حال ناپدید شدن و کاهش وزن بود

28:08.813 --> 28:12.817
تقاضای زیادی هست که تو فوق العاده لاغر باشی

28:14.152 --> 28:16.653
و اینکه تو با همه چیز عالی هستی
و اینکه تو عالی به نظر میرسی

28:16.654 --> 28:19.573
و برای ناهار نیم ساعت وقت داری

28:19.574 --> 28:21.200
از وقتی که استراحت میدند

28:21.201 --> 28:25.788
برای غذا خوردن ؛ دستشویی رفتن و مسواک زدن

28:25.789 --> 28:27.331
و برگشتن دوباره سر صحنه

28:27.332 --> 28:29.958
مسلما فشار روی یک زن خیلی بیشتره

28:29.959 --> 28:32.002
لباس ها خیلی بیشتر هستند

28:32.003 --> 28:34.171
اما باید با سرعت پیش بری

28:34.172 --> 28:36.340
وقت زیادی برای غذا خوردن نداری

28:36.341 --> 28:39.051
در حقیقت تو نمی تونی غذا بخوری

28:39.052 --> 28:41.512
یک وعده غذایی مناسب در روز داشته باشی
و لباس ها رو هم بپوشی

28:41.513 --> 28:42.930
که از گروه خارج میشند

28:42.931 --> 28:46.434
تو واقعا این کار رو نمی تونی بکنی
و من و فی اینو میدونیم

28:47.894 --> 28:49.353
همه عکاس های بزرگ از فی عکاسی می کنند

28:49.354 --> 28:51.939
چون اون یک نماد مده

28:51.940 --> 28:55.401
جری شاتزبرگ البته به
زیبایی از فی عکاسی کرد

28:55.402 --> 28:57.653
اونا مربوط به دهه ۶۰ بود

28:57.654 --> 28:59.738
و هنوز هم دوستان خوبی هستند

28:59.739 --> 29:01.824
و اون یک عکاس قدرتمنده

29:01.825 --> 29:03.826
و همچنین خودش کارگردانه

29:03.827 --> 29:06.078
پس من یک تماس از سازمان گرفتم

29:06.079 --> 29:11.166
و اونا گفتند که میخوان من از یک
بازیگر جدید عکس بگیرم

29:11.167 --> 29:13.168
و من واقعا از آشنایی با فی خوشحال شدم

29:13.169 --> 29:15.546
و ما چندتا عکس فوق العاده گرفتیم

29:15.547 --> 29:18.298
وسط فیلمبرداری شروع به گریه کرد

29:18.299 --> 29:21.301
و فکر کردم شاید چیزی گفته باشم

29:21.302 --> 29:23.387
اما من اولش نمی تونستم بگم

29:23.388 --> 29:25.681
نمی دونم ؛ فکر کنم احتمالا میخواستم

29:25.682 --> 29:28.892
یا یک آسیب پذیری ثابت داشته باشه

29:28.893 --> 29:32.146
و میدونی ؛ به چیزی فکر می کنی که
برات ناراحت کننده است

29:32.147 --> 29:33.772
و باعث میشه گریه کنی

29:33.773 --> 29:37.276
زندگی احساسیه و به راحتی میشه
ازش استفاده کرد

29:37.277 --> 29:39.653
ناهارهایی که به شام منتهی میشد

29:39.654 --> 29:42.322
و ما فقط دوست داشتیم با هم صحبت کنیم

29:42.323 --> 29:43.782
با هم وقت میگذروندیم

29:43.783 --> 29:45.909
بعد از مدتی متوجه شد

29:45.910 --> 29:49.580
که من قصد داشتم وارد صنعت فیلمسازی بشم

29:49.581 --> 29:51.165
و اون شروع کرد ازم سوال پرسید

29:51.166 --> 29:53.417
درباره فیلمی که روش کار می کردم و اینطوری بود که

29:53.418 --> 29:56.045
ما پازل یک سقوط رو شروع کردیم

29:56.046 --> 30:00.841
میخوای همین حالا ازم عکس بگیری؟

30:00.842 --> 30:02.968
خب من دوربینم رو نیاوردم

30:02.969 --> 30:06.638
نه ؛ اما تو این کار رو نمی کنی
چون من ناقصم

30:06.639 --> 30:09.725
من آرایش ندارم و وحشتناک
به نظر میرسم

30:09.726 --> 30:11.018
میدونی که فوق العاده به نظر میرسی

30:11.019 --> 30:13.562
پس باید دست از زمین زدن خودت برداری

30:13.563 --> 30:15.272
من تو یک نمایشنامه به اسم هوی حضور داشتم

30:15.273 --> 30:18.400
و جری منو تو نمایش دید و فکر کرد
که قراره برای نقش خوب باشم

30:18.401 --> 30:21.070
البته اون با فی بررسی کرد

30:21.071 --> 30:24.073
و فی گفت : آره البته عالی میشه

30:24.074 --> 30:27.034
و فی در فیلم خیلی زیبا بود

30:27.035 --> 30:29.661
و براش جذابیت داشت

30:29.662 --> 30:31.121
چون روی دیگه ای از خودش بود

30:31.122 --> 30:32.998
میدونی ؛ نمی تونست به چیز متفاوت تری فکر کنه

30:32.999 --> 30:35.042
از بانی ؛ در این قسمت

30:35.043 --> 30:38.295
شخصیت لو آندریاس ساند بود

30:38.296 --> 30:41.465
اما براساس مدلی بود که اسمش سنت ماری بود

30:41.466 --> 30:45.344
و اون یک مدل بهتر و برتر بود
و مالک شهر بود

30:45.345 --> 30:47.513
و جری بارها ازش عکس گرفت

30:47.514 --> 30:50.057
اون فهرستی از عکاس هایی که
دیگه دوست نداشت رو نگه میداشت

30:50.058 --> 30:51.850
و اون میگفت که برای اونا کار نمی کنه

30:51.851 --> 30:55.020
دوربین به تو ۱۵ تا ۲۰ پوند میده

30:55.021 --> 30:59.233
همینطور که لاغری ممکنه بهت پیشنهاد کنم
پنج تا هفت پوند وزن کم کنی

30:59.234 --> 31:00.275
پنج یا هفت

31:00.276 --> 31:02.528
البته شخصیتی که بر اساس آنه ساخته شده

31:02.529 --> 31:06.490
از روابط در گذشته خیلی شکنجه شده

31:06.491 --> 31:08.784
و اون هم تاریکی زیادی در خودش داشت

31:08.785 --> 31:10.661
و میدونی ؛ این چیز دشواریه

31:10.662 --> 31:11.995
گاهی فکر می کردم

31:11.996 --> 31:13.872
کنار اومدن با مدل بودن

31:13.873 --> 31:15.499
چون تمام حرفه اون بر این اساس بود

31:15.500 --> 31:18.043
چطور اون از طریق یک لنز به دوربین نگاه می کرد

31:18.044 --> 31:21.046
پس این چیزی بود که خیلی شبیه چیزی بود

31:21.047 --> 31:24.258
که به عنوان یک بازیگر در فیلم تجربه کردم

31:24.259 --> 31:27.970
من چیزی اضافه نمی کنم ؛ مگه نه آرون؟

31:27.971 --> 31:30.681
من هیچ حسی ندارم؟
...نه ؛ نمیشه

31:30.682 --> 31:31.932
چرا ؛ داری

31:31.933 --> 31:35.602
در واقع یک دوره زمانی بود که

31:35.603 --> 31:37.313
اونموقع خیلی خوب کار نمی کردی

31:37.681 --> 31:38.974
اون موقع مریض بودی؟

31:39.399 --> 31:41.692
میتونستم با اون شخصیت ارتباط برقرار کنم

31:41.693 --> 31:42.776
یعنی کی بود که گفت

31:42.777 --> 31:44.236
در ابری از رویا قدم میزنم؟

31:44.237 --> 31:46.321
فکر کنم کازان بود

31:46.322 --> 31:48.365
که هیچوقت نمی دونی بعدش چی میشه

31:48.366 --> 31:51.952
میتونست درست باشه و من پریود بودم‌؛ میدونی

31:51.953 --> 31:55.039
جایی که خیلی افسرده و بدخلق بودم

31:55.040 --> 31:57.708
و درواقع ممکنه بگم

31:57.709 --> 31:59.836
تشخیص دوقطبی

32:00.420 --> 32:02.713
این مساله خیلی واقعیه
دوقطبیه

32:02.714 --> 32:04.214
افسردگی شیدایی

32:04.215 --> 32:06.383
اسم دیگه این بیماریه

32:06.384 --> 32:10.471
و این یک عدم تعادله ؛ یک عدم تعادل بیولوژیکی

32:10.472 --> 32:13.182
تو میتونی بالا باشی
میتونی دیوونه باشی

32:13.183 --> 32:14.892
میتونی خیلی افسرده باشی
یا یک جای دیگه باشی

32:14.893 --> 32:17.019
پس من نواسانات خلقی بالا و پایینی داشتم

32:17.020 --> 32:19.396
و فکر می کنم اوایلش هم اتفاق افتاد

32:19.397 --> 32:21.607
و اونا فقط آشکارتر شدند

32:21.608 --> 32:23.901
همونطور که بعد در زندگیم رشد کردم

32:23.902 --> 32:25.904
میشه اینقدر منو عصبی نکنی؟

32:27.572 --> 32:29.656
مادرم همیشه مشکلات افسردگی داشت

32:29.657 --> 32:30.991
مسائل دوقطبی

32:30.992 --> 32:34.161
اما تا چندسال پیش نبود

32:34.162 --> 32:37.039
جایی که مادرم رو تماشا کرده بودم
خیلی سخت بود

32:37.040 --> 32:39.667
روزهای سخت و رسیدن به آخرش

32:39.668 --> 32:41.919
پس به نقطه ای رسیدم که گفتم‌: آهای گوش کن

32:41.920 --> 32:44.171
بیا تو رو به این کلینیک تو بوستون ببریم

32:44.172 --> 32:46.507
جایی که برای سخنرانی و کلاس میرفت

32:46.508 --> 32:48.967
و اونا اونو به سمت مسایل درستی راهنمایی کردند

32:48.968 --> 32:51.095
و اون مثل یک فرد کاملا جدید بیرون اومد

32:51.096 --> 32:53.138
من با گروهی از پزشکان کار می کردم

32:53.139 --> 32:56.141
یکی رفتارم رو تحلیل کرد و یکی

32:56.142 --> 32:57.559
نسخه های قرص رو بهم داد

32:57.560 --> 32:59.061
که فکر می کردند برام خوبه

32:59.062 --> 33:01.605
و کمکم می کردند ؛ پس من ساکت تر می شدم

33:01.606 --> 33:02.981
اما در طول زندگی حرفه ایم

33:02.982 --> 33:05.401
مردم میدونند که روزهای سختی وجود داشته

33:05.402 --> 33:07.111
اما نیازی نیست در این مورد بهانه ای بیارم

33:07.112 --> 33:09.446
من همچنان مسئول اعمال خودم هستم

33:09.447 --> 33:11.782
اما این چیزیه که من متوجه شدم

33:11.783 --> 33:14.118
دلیلش اونا بودند ؛ این مهم بود

33:14.119 --> 33:16.537
تو باید آگاه باشی و باید تلاش کنی

33:16.538 --> 33:19.540
تا حواست باشه که کار درست رو انجام بدی

33:19.541 --> 33:21.709
متاسفانه

33:21.734 --> 33:25.654
اتفاقی در زندگی اون افتاد که بعدش
همه چیز به هم ریخت

33:26.649 --> 33:27.816
مجبور به جدایی شد

33:27.841 --> 33:30.968
خب من به ایتالیا رفتم و یک فیلم ساختم

33:30.969 --> 33:32.469
با ماسترویانی

33:32.470 --> 33:34.805
و من عاشقش شدم

33:34.806 --> 33:38.100
و ما یکی دو سال با هم رابطه داشتیم

33:38.101 --> 33:40.477
من میگم اگه کسی رو از دست بدم

33:40.478 --> 33:42.479
این ممکنه برای مارچلو ماسترویانی هم باشه

33:42.480 --> 33:45.357
من احساس کردم که بخشی از یک برنامه هستم

33:45.358 --> 33:48.110
من تنها میام بیرون

33:48.111 --> 33:50.822
ولی به هر حال قشنگه
من نمیگم که نیست

33:51.322 --> 33:53.615
مارچلو ماسترویانی

33:53.616 --> 33:54.825
خب اون پادشاه اروپا بود

33:54.826 --> 33:58.537
اون مشهورترین بازیگر ایتالیا بود

33:58.538 --> 34:00.290
ازدواج کردی؟

34:02.459 --> 34:05.419
فقط دربارش بگو

34:05.420 --> 34:08.506
اون تو میلانه؟
با هم زندگی می کنید؟

34:09.567 --> 34:10.984
بله ؛‌مدتی میشه

34:11.009 --> 34:12.760
و میدونی ؛ ما با هم بودیم

34:12.761 --> 34:14.345
اما اون متاهل بود

34:14.346 --> 34:17.639
و این مشکله ؛ چون در کشور کاتولیکی مثل ایتالیا

34:17.640 --> 34:20.184
نمی تونستی طلاق بگیری

34:20.185 --> 34:22.478
...پس همه چیز باید یواشکی پیش میرفت و من واقعا

34:22.479 --> 34:24.229
دختر احمقی بودم

34:24.230 --> 34:26.190
من واقعا برای مدتی واردش شدم

34:26.191 --> 34:28.192
منظورم اینه که اون برام ارزش زیادی داشت

34:28.193 --> 34:31.737
من با یک کلاه گیس قهوه ای به
فیومیچینو پرواز می کنم

34:31.738 --> 34:35.324
و به جایی میرم که یک نفر رو داشتم
که وسایلم رو مرتب می کرد

34:35.325 --> 34:37.326
منظورم اینه که همه چیز خیلی خوب بود ؛ میدونی

34:37.327 --> 34:39.495
عاشقانه و خیال انگیز بود

34:39.496 --> 34:42.081
شاید هم توهم بود

34:42.082 --> 34:43.875
گفتنش سخته ؛‌ جوون بودم

34:44.209 --> 34:47.711
و افراد جالبی بودند که باهاشون دیدار می کردم

34:47.712 --> 34:51.091
پس البته درباره اون هم همینطور بود

34:51.758 --> 34:52.883
همینطوری بود

34:52.884 --> 34:54.802
و بعدش بالاخره خیلی زیاد شد

34:54.803 --> 34:56.220
بالاخره آماده شدیم که اونو ترک کنیم

34:56.221 --> 35:00.015
مارچلو ماسترویانی در یک مجله
از زبان یک زن

35:00.016 --> 35:02.726
حرف های زیادی درباره شما نقل شده

35:02.727 --> 35:03.852
در اختیار ترین

35:03.853 --> 35:06.730
خارق العاده ترین زنی که در زندگیش باهاش آشنا شده

35:06.731 --> 35:09.566
خب به نظر من که خیلی خوبه

35:09.567 --> 35:11.694
من نمی دونم ؛ این یک قوطی دیگه نخودفرنگیه

35:11.695 --> 35:13.946
که ترجیح میدی بازش نکنی
اینکار رو نمی کنم

35:13.947 --> 35:15.364
با این حال غمگینی

35:15.365 --> 35:17.741
بخاطر فروپاشی اون رابطه است؟

35:17.742 --> 35:19.576
نه اصلا اینطور نیست

35:19.577 --> 35:21.245
...یعنی ناراحتم

35:21.246 --> 35:23.205
...میدونی ؛ البته

35:23.206 --> 35:25.249
...آره ؛ آره و نه ؛ من

35:25.250 --> 35:26.959
انگار همه چیز همونطور که اتفاق میفته رخ میده

35:26.960 --> 35:28.670
...من یجورایی

35:29.421 --> 35:32.339
باور دارم اتفاقی که افتاد درست بود

35:32.340 --> 35:34.925
و برای اون و من هم ضروری بود

35:34.926 --> 35:36.969
اون برای مدتی اونجا غوغا کرد

35:36.970 --> 35:38.429
ولی فکر نکنم اینطوری باشه

35:38.430 --> 35:40.347
من فکر می کنم اون حالا خیلی خوبه
...و میدونی

35:40.348 --> 35:42.683
ما هرچیزی بود ازش بدست‌ آوردیم

35:42.684 --> 35:44.602
و این تمام چیزیه که بهت میگم

35:45.603 --> 35:48.522
من یک سری سکانس های دوساله در زندگیم دارم

35:48.523 --> 35:51.233
و من فکر می کنم که قطعا به اون زمان برمیگرده

35:51.234 --> 35:53.610
وقتی با پدرم در ارتش سفر می کردیم

35:53.611 --> 35:56.155
میدونستی که هر دو سال باید اساست
رو جمع می کردی و میرفتی

35:56.156 --> 35:58.283
تو باید دوستانی رو که اونجا بودند رو ترک می کردی

35:58.783 --> 36:02.369
و فکر می کنم یاد گرفتم که زیاد
به مردم نزدیک نباشم

36:02.370 --> 36:05.080
چون به هر حال قرار بود اونا رو از دست بدم

36:05.081 --> 36:06.957
پس ممکنه فاصله بگیری

36:06.958 --> 36:08.459
تا به آخرش برسه

36:08.460 --> 36:11.045
و من فکر می کنم پایان برام خیلی دردناک بود

36:11.046 --> 36:14.757
و حالا فکر می کنم که این هنوز
بخشی از زندگیمه

36:14.758 --> 36:17.384
و فکر می کنم این الگویی بود که خیلی زود تنظیم شد

36:17.385 --> 36:19.136
و در روابطم متوجه شدم

36:19.137 --> 36:21.764
اونا حدود دو سال دوام آوردند

36:21.765 --> 36:23.640
میدونی ؛ من هنوز میتونستم با مارچلو باشم

36:23.641 --> 36:26.060
اون از خیلی جهات عشق زندگیم بود

36:26.061 --> 36:28.270
و همچنین من همیشه درباره کار جدی بودم

36:28.271 --> 36:30.981
به کارهام نیاز دارم تا منو ارضا بکنه

36:30.982 --> 36:33.108
این بهم حس خوبی نسبت به خودم میده

36:33.109 --> 36:35.152
و من حس می کردم قدرت خودم رو دارم

36:35.153 --> 36:38.614
و احساس می کنم میتونم به هر چیزی برسم

36:38.615 --> 36:39.782
پس برای من ؛ چیزی که نیاز دارم کارمه

36:39.783 --> 36:42.326
من لزوما به کسی نیاز ندارم

36:42.327 --> 36:43.827
ولی میدونم اشتباهه

36:43.828 --> 36:47.081
میدونی هر کسی باید آدم های دیگه ای رو
در زندگیش داشته باشه

36:47.082 --> 36:48.999
اما کار چیزی بود که همیشه میتونستم به سمتش برگردم

36:49.000 --> 36:50.250
این چیزی بود که هرگز منو نا امید نکرد

36:50.251 --> 36:52.545
این کاری بود که من انجام دادم و محکم پیش رفتم

36:53.254 --> 36:56.840
من برای مدت طولانی کسی رو نمی بینم آقای گیتس

36:56.841 --> 36:58.968
این برام مشکله

36:59.969 --> 37:01.345
در فیلم محله چینی ها

37:01.346 --> 37:03.681
بهم گفتند به فی زنگ بزن

37:03.682 --> 37:08.102
تا از نیویورک برای کارهای تزئینات لباس
به لس آنجلس بیام

37:08.103 --> 37:10.854
و من گفتم ؛ سلام خانم داناوی ؛ من دستیار کخ هستم

37:10.855 --> 37:13.482
و من اولین دستیار کارگردان فیلم هستم

37:13.483 --> 37:16.235
و فقط باهات تماس گرفتم تا اینو بگم‌؛ میدونی

37:16.236 --> 37:19.655
هفته آینده بهت نیاز داریم
قراره با پرواز بیاریمت اینجا

37:19.656 --> 37:21.073
و بعد بهم گفت

37:21.074 --> 37:22.617
تو یک پادو هستی درسته؟

37:23.660 --> 37:24.536
آره

37:24.537 --> 37:26.537
اون گفت : ما با هم کنار نمیایم

37:29.749 --> 37:31.375
باشه

37:31.376 --> 37:33.419
پس این مقدمه ماجرای من با فی بود

37:33.420 --> 37:36.046
ببین ؛‌من خانم اولن مولوری هستم

37:36.047 --> 37:37.716
میدونی همسر آقای مولوری؟

37:38.466 --> 37:41.844
نه، اون مالوریه؟

37:41.845 --> 37:44.596
بله آقای گیتس ؛ اون مولوریه

37:44.597 --> 37:47.599
در اون مقطع چه شهرتی داشت؟

37:47.600 --> 37:49.018
که سخت بود

37:49.019 --> 37:51.937
فی سخت اما جدی بود و بازیگر فوق العاده ای بود

37:51.938 --> 37:53.105
شهرت همینه

37:53.106 --> 37:54.815
...هیچ فایده ای نداره بهم سخت بگیری

37:54.816 --> 37:57.818
من به هیچکس سخت نمی گیرم آقای گیتس

37:57.819 --> 37:59.195
وکیلم این کار رو می کنه

38:00.822 --> 38:05.200
محله چینی ها یک داستان پلیسی نوآره

38:05.201 --> 38:07.578
و بعدش به ماجرایی خیلی عمیق تر تبدیل میشه

38:07.579 --> 38:10.456
این یک داستان در مورد فساد در مقیاسی بزرگه

38:10.457 --> 38:13.417
به معنای تجاری و مهمتر از اون

38:13.418 --> 38:15.544
فساد خانوادگی

38:15.545 --> 38:21.342
نوع وحشتی که افراد صاحب قدرت
با افراد ناتوان انجام میدند

38:21.343 --> 38:23.594
و در اون زمان دوباره

38:23.595 --> 38:26.930
به اتفاقاتی که در دنیای برزگتر رخ میده
گره میخوره

38:26.931 --> 38:28.640
مردم باید بدونند

38:28.641 --> 38:31.018
رییس جمهور اونا شیاده یا نه

38:31.019 --> 38:32.436
خب من شیاد نیستم

38:32.437 --> 38:34.104
ببینید ؛‌همه چیز

38:34.105 --> 38:35.397
در اول واترگیته

38:35.398 --> 38:37.608
وقتی به اینجا اومدم همه چیز شروع شد

38:37.609 --> 38:40.778
و در اون هشت هفته ما بمباران شدیم

38:40.779 --> 38:44.656
توسط همه رسانه های خبری
با چیزی که در حال وقوع بود

38:44.657 --> 38:47.159
و تشابهات خیلی آشکار بود

38:47.160 --> 38:48.994
که به وضوح به ما الهام بخشید

38:48.995 --> 38:51.080
که حتی بیشتر به این سمت بریم

38:51.081 --> 38:53.832
و سعی کنیم چیزهای خاصی رو بررسی کنیم

38:53.833 --> 38:56.794
که مربوط به لس آنجلس و تاریخش بود

38:56.795 --> 38:59.296
اونا این کشاورزها رو از زمین شون
بیرون می کنند

38:59.297 --> 39:00.506
و بعد اونا رو به مشتی بی مصرف میدند

39:00.507 --> 39:02.883
تو اصلا میدونی تمام این زمین ها با یک منبع آب

39:02.884 --> 39:04.843
چه ارزشی دارند؟

39:04.844 --> 39:07.888
حدود ۳۰ میلیون بیشتر از مبلغیه که براش پرداخت کردند

39:07.889 --> 39:11.600
این باعث میشد حس کنی هر چیزی که فکر می کردی
درسته ؛ درواقع اشتباهه

39:11.601 --> 39:14.812
و هرچیزی که فکر می کردی اخلاقی بود
درواقع غیراخلاقی بود

39:14.813 --> 39:19.776
و این حتی قدرتمندتر و مرتبط تر به نظر میرسه

39:21.861 --> 39:23.654
زن مرموز هم همینطور

39:23.655 --> 39:25.197
بازی که اول از همه سرگرم کننده بود

39:25.198 --> 39:27.491
چون باید بدونم که اون همیشه به چی فکر می کنه

39:27.492 --> 39:30.285
و اون شخصیت خاص که با هیچ کس دیگه ای

39:30.286 --> 39:31.495
نمی دونست به چی فکر می کنه

39:31.496 --> 39:33.872
بطوری که اونا به راحتی اشتباه می کنند

39:33.873 --> 39:36.458
چیزی که اون میگه یا انجام میده
آره ؛ آره

39:36.459 --> 39:38.836
مثل گیتس ؛ شخصیت نیکلسون

39:38.837 --> 39:41.715
تو از قبل یکی داری خانم مولوری

39:42.632 --> 39:45.300
من صحبت می کنم

39:45.301 --> 39:47.636
پدرت ناراحتت کرده؟

39:47.637 --> 39:49.847
چرا ؛ نه

39:49.848 --> 39:53.852
...آره ؛ یکم ؛ ببین هالیس و من

39:55.687 --> 39:59.607
پدرم بالاخره مشکلاتی داشت

40:00.233 --> 40:03.861
اولن مولوری دینامیت بود
اون شخصیت بزرگی بود

40:03.862 --> 40:05.779
میدونی ؛ رومن پولانسکی فیلم خوبی ساخته

40:05.780 --> 40:07.740
من و اون روزهای سختی داشتیم

40:07.741 --> 40:10.035
اما اون کارگردان بزرگیه

40:12.662 --> 40:14.788
اینم از این

40:14.789 --> 40:17.875
من و پولانسکی در فیلمبرداری محله چینی ها

40:17.876 --> 40:19.418
رومن ترور

40:19.419 --> 40:21.086
اما اون فکر می کرد من هم یک سوژه هستم

40:21.087 --> 40:25.299
...من مطمئنم ؛ زمان پیچیده زیادی داشتیم

40:25.300 --> 40:26.717
با این حال جک کمک کرد

40:26.718 --> 40:29.179
حضور جک در اونجا باعث میشد
همه تفاوت رو احساس کنند

40:29.637 --> 40:31.722
که این یک فیلم خاصه

40:31.723 --> 40:35.059
همه چیز درباره مو و آرایش و لباس بود

40:35.060 --> 40:36.935
همه چیز خانم مولوری

40:36.936 --> 40:40.731
...و اون کار رو برای همه ما سخت می کرد ؛ چون

40:40.732 --> 40:42.858
و من مطمئنم شما در مورد بلیستکس شنیدید

40:42.859 --> 40:45.486
کی بلیستکس رو کشف کردی؟

40:45.487 --> 40:48.030
روی لبمه ؛ نمی تونم صحبت کنم

40:48.031 --> 40:50.199
لی هارمن ؛ که آرایشگر بزرگ ما بود

40:50.200 --> 40:52.368
یک لوله بلیستکس داشت

40:52.369 --> 40:53.535
و بین هر فیلمبرداری

40:53.536 --> 40:56.080
اون باید بلیستکس رو روی لب هاش میزاشت

40:56.081 --> 40:57.623
این چیزی بود که بهش حس امنیت میداد

40:57.624 --> 40:59.792
...اما برای رومن و بقیه ما

40:59.793 --> 41:02.419
خیلی دردناک بود

41:02.420 --> 41:04.755
چون ازمون وقت می گرفت

41:04.756 --> 41:06.633
و میخواستی اونو در حال چرخش نگه داری

41:09.094 --> 41:11.845
یادم میاد در اون سکانس در یک رستوران
در حال فیلمبرداری بودیم

41:11.846 --> 41:13.347
رستورانی به اسم ویندرور

41:13.348 --> 41:15.557
این دو شات از فی و جکه

41:15.558 --> 41:18.435
که در اصل کلاه گیس سرش نبود

41:18.436 --> 41:20.354
پس همونطور که ما در حال فیلمبرداری بودیم

41:20.355 --> 41:22.940
یک مو روی سر فی

41:22.941 --> 41:24.400
فقط رفته بود بالا

41:24.401 --> 41:26.902
پس رومن گفت : فی یک تار موت رفته بالا

41:26.903 --> 41:29.697
...میتونی فقط

41:29.698 --> 41:32.199
و فی گفت : باشه باشه ؛ دادمش پایین

41:32.200 --> 41:35.369
و من گفتم : باشه آماده ایم
و دوباره موها بالا اومدند

41:35.370 --> 41:36.995
لحظه بسیار پرتنشی بود

41:36.996 --> 41:39.456
و میدونی ؛ موهام عمیقا پر شده بود

41:39.457 --> 41:41.667
یعنی مجبور بودند اونا رو به شکل موجی دربیارند

41:41.668 --> 41:43.419
و من به طور طبیعی موهای مجعد دارم

41:43.420 --> 41:44.628
پس موهام نمیخوان این کار رو بکنند

41:44.629 --> 41:46.463
کاری که یکی دیگه ازشون میخواد انجام بدند

41:46.464 --> 41:48.048
و یک مو به سمت بالا رفته بود

41:48.049 --> 41:50.968
سوزی ژرمن، آرایشگر، اون وارد شد

41:50.969 --> 41:53.637
با اسپری تا اونو پایین بیاره

41:53.638 --> 41:55.639
...باشه ؛ آماده و

41:55.640 --> 41:57.433
موها دوباره بلند میشند

41:57.434 --> 42:01.145
رومن به معنی واقعی کلمه اون اطراف راه میره

42:01.146 --> 42:03.439
و موها رو میکشه

42:03.440 --> 42:05.274
از سر فی

42:05.275 --> 42:06.525
من مدت زیادیه که این اطرافم

42:06.526 --> 42:08.527
حتی در اون زمان ؛‌من مدت زیادی اونجا بودم

42:08.528 --> 42:10.154
من هرگز بعضی از اون کلمات رو نشنیدم

42:10.155 --> 42:13.115
این برای رفع افسردگی شیدایی کافیه

42:13.116 --> 42:15.117
...من فقط گفتم

42:15.118 --> 42:17.244
خب توهین آمیز بود
تو این کار رو نمی کنی

42:17.245 --> 42:21.166
پس من به تریلر خودم رفتم و این یک موقعیت کامل بود

42:21.583 --> 42:24.001
سرانجام اونو به مجموعه برگردوندیم

42:24.002 --> 42:26.463
اما آنته آ سیلبرت ؛ طراح لباس

42:26.755 --> 42:28.881
کلاه سرش گذاشت

42:28.882 --> 42:32.676
پس ما صحنه رو از نو شروع کردیم
و با اون کلاه فیلمبرداری کردیم

42:32.677 --> 42:35.096
پس لازم نیست نگران بلند شدن موها باشیم

42:35.972 --> 42:37.223
حالا

42:37.599 --> 42:40.226
من فکر می کنم تو چیزی رو که باید
درباره من بدونی ؛ میدونی

42:41.519 --> 42:43.479
من تبلیغات نمی خواستم
من نمی خواستم

42:43.480 --> 42:45.982
وارد این مسایل بشم چه اونموقع چه حالا

42:46.900 --> 42:47.900
همش همینه؟

42:48.026 --> 42:50.652
بعد از اون اتفاق مو ؛ جک بهم یک لقب داد

42:50.653 --> 42:52.988
اون بهم میگفت داناوی نترس

42:52.989 --> 42:54.365
اسمم برای اون همین بود

42:54.366 --> 42:56.367
اون هنوز منو مخوف صدا می کنه

42:56.368 --> 42:57.451
و من عاشقشم

42:57.452 --> 42:58.911
حالا میخوام بدونم چطور شد

42:58.912 --> 43:01.663
و من میخوام بدونم چرا و قبل از اینکه
اسکوبار به اینجا برسه بدونم

43:01.664 --> 43:03.666
چون نمیخوام گواهینامه ام رو از دست بدم

43:03.667 --> 43:05.834
من نمی دونم درباره چی صحبت می کنی

43:05.835 --> 43:07.711
...این دیوونگیه ؛ این حماقته

43:07.712 --> 43:09.088
بس کن

43:09.089 --> 43:10.714
یکی از تکان دهنده ترین صحنه هاست

43:10.715 --> 43:14.510
لحظه مکاشفه بود که اولین مولوری

43:14.511 --> 43:17.054
درواقع توسط پدرش مورد تجاوز قرار گرفته بود

43:17.055 --> 43:21.183
و فرزندی از اون رابطه با دخترش داشت

43:21.184 --> 43:22.476
و خواهرش

43:22.477 --> 43:24.187
اسمش چیه؟

43:25.772 --> 43:27.523
کاترین

43:27.524 --> 43:29.025
کاترین کی؟

43:31.236 --> 43:32.821
اون دخترمه

43:33.697 --> 43:35.197
گفتم من حقیقت رو میخوام

43:35.198 --> 43:37.574
کاری که ما در فیلم ها انجام میدیم اینه که
معمولا این کار رو انجام میدیم

43:37.575 --> 43:38.951
و همین

43:38.952 --> 43:41.412
و دست کاملا نزدیک میشه اما سیلی نمیزنه

43:41.413 --> 43:43.038
خب ؛ البته که نمیزنه

43:43.039 --> 43:45.874
در نهایت به جک گفتم : باید بهم سیلی بزنی

43:45.875 --> 43:49.253
فقط بیا و انجامش بده
و اون گفت : مطمئنی مخوف؟

43:49.254 --> 43:52.006
و بعد من گفتم آره
پس ما دوباره این کار رو انجام دادیم

43:52.007 --> 43:53.048
و جواب داد

43:53.073 --> 43:54.366
اون خواهرمه

43:55.677 --> 43:58.387
اون دخترمه

43:58.388 --> 44:00.973
...خواهرم ؛ دخترم

44:00.974 --> 44:02.976
گفتم من حقیقت رو میخوام

44:06.688 --> 44:11.108
اون خواهر و دخترمه

44:11.109 --> 44:13.277
فی بازیگر فوق العاده ایه

44:13.278 --> 44:15.654
و قصد وحشیانه اون

44:15.655 --> 44:18.782
با شخصیت های اون چیزی بود که من
واقعا تحسین می کردم

44:18.783 --> 44:20.659
برای یک زن زیبا

44:20.660 --> 44:23.954
برای گرفتن حالت اون شخصیت ها

44:23.955 --> 44:28.460
خیلی غیرمعموله و به ندرت ارائه میشه

44:32.255 --> 44:33.797
بهتره از اینجا بری

44:33.798 --> 44:36.717
لنا ؛ منم

44:36.718 --> 44:37.801
در اوایل دهه ۷۰

44:37.802 --> 44:39.803
ما حالا در مورد زنان فیلم میسازیم

44:39.804 --> 44:41.305
که میتونه مستقل باشه

44:41.306 --> 44:45.726
زن هایی که دیگه خودشون رو

44:45.727 --> 44:48.812
صرفا از نظر مادر یا همسر بودن تعریف نمی کنند

44:48.813 --> 44:51.857
و اینکه دهه ۷۰ در جامعه مشخص کرد

44:51.858 --> 44:53.275
و همچنین روی صفحه نمایش

44:53.276 --> 44:54.360
تو کی هستی؟

44:54.361 --> 44:56.320
من پدرتم لنا

44:56.321 --> 44:58.072
خب که چی؟

44:58.073 --> 44:59.656
میخوای برام شعرهای مهدکودکی بخونی؟

44:59.657 --> 45:01.241
یکم دیر شده

45:01.242 --> 45:03.994
اون کسی نبود که نقش های یکنواخت داشته باشه

45:03.995 --> 45:07.498
اون شخصیت های خیلی متفاوتی رو بازی می کرد

45:07.499 --> 45:09.333
با ظاهر بسیار متفاوت

45:09.334 --> 45:12.252
هر چیزی که فی داناوی میخواست توش باشه

45:12.253 --> 45:13.379
میخواستم ببینمش

45:13.380 --> 45:15.214
دیدم اتفاق افتاد

45:15.239 --> 45:17.199
با چشمان خودت؟

45:19.344 --> 45:20.844
در یه کابوس

45:20.845 --> 45:23.222
دهه ۷۰ درست مثل یک معدن طلا بود

45:23.223 --> 45:25.265
زمان فوق العاده ای برای فیلم بود

45:25.266 --> 45:26.934
اون زمان بود که به طور عمده

45:26.935 --> 45:28.852
اتفاقات شروع شد

45:28.853 --> 45:30.521
و بلندتر از اون شبکه بود

45:30.522 --> 45:33.982
میخوام الان بلند بشی

45:33.983 --> 45:37.277
از همتون میخوام از روی صندلی بلند بشید

45:37.278 --> 45:40.823
میخوام همین الان بلند بشی و بری کنار پنجره

45:40.824 --> 45:44.326
بازش کن و سرت رو بیرون بیار و فریاد بزن

45:44.327 --> 45:45.953
من خیلی عصبانیم

45:45.954 --> 45:48.622
و دیگه اینو تحمل نمی کنم

45:48.623 --> 45:49.957
وقتی فیلمنامه برام فرستاده شد

45:49.958 --> 45:52.042
خوندم و گفتم بله

45:52.043 --> 45:54.003
و همه نمی خواستند من این کار رو انجام بدم

45:54.004 --> 45:55.587
گفتند روح نداره

45:55.588 --> 45:56.880
و اون روح نداشت

45:56.881 --> 45:59.800
اون یک چهره تلویزیونی بود
این تمام چیزیه که اون میدونست

45:59.801 --> 46:02.720
تلویزیون و رتبه بندی و این چیزیه
که اون رو وادار کرد

46:02.721 --> 46:05.681
به نظر میرسه تو همه چیز ناتوان هستم

46:05.682 --> 46:07.725
بجز کارم

46:07.726 --> 46:10.019
من تو کارم خوبم

46:10.020 --> 46:12.521
پس من خودم رو بهش محدود می کنم

46:12.522 --> 46:16.066
تنها چیزی که از زندگی میخوام یک سهم ۳۰
و یک رتبه ۲۰ئه

46:16.067 --> 46:18.318
فیلمنامه توسط فدی چایفسکی نوشته شد

46:18.319 --> 46:22.531
و فکر می کنم اون از شخصیت دایانا استفاده می کرد

46:22.532 --> 46:25.451
و جسم و روح فی داناوی

46:25.452 --> 46:27.202
تا چیزی رو که میدید نقد کنه

46:27.203 --> 46:29.788
بدترین افراط در تلویزیون

46:29.789 --> 46:33.167
یعنی این ذهنیت که ما باید شماره یک باشیم

46:33.168 --> 46:34.752
ما باید همه سود رو داشته باشیم

46:34.753 --> 46:38.088
چه کسی اهمیت میده که چه کسی
تو این روند پایمال میشه؟

46:38.089 --> 46:41.301
ما نمایش شماره یک رو در تلویزیون داریم

46:44.179 --> 46:46.764
و در جلسه سال آینده من اینجا وایمیستم

46:46.765 --> 46:50.233
بهتون میگم که ما پنج مورد برتر رو داریم

46:50.268 --> 46:51.852
چیزی که شما
حالا دربارش صحبت می کنید

46:51.853 --> 46:54.938
یک صنعت چند میلیون دلاریه

46:54.939 --> 46:57.775
به بزرگی فولاد ؛ به بزرگی وسایل الکترونیکی

46:57.776 --> 47:00.402
این یک صنعت عظیمه و همین الان

47:00.403 --> 47:03.614
این صنعتیه
که به یک چیز اختصاص داده شده ؛ سود

47:03.615 --> 47:07.284
و تنها مسئولیتی که دارند در قبال سرمایه دارهاشونه

47:07.285 --> 47:09.703
...یک چیز جالب
و به نظرم این ارزش دونستن رو داره

47:09.704 --> 47:11.663
اون چیزی که در تلویزیون میبینید

47:11.664 --> 47:13.999
چیزیه که برای شبکه پول میاره

47:14.000 --> 47:15.793
و درست نیست

47:15.794 --> 47:18.462
به نظرم افشاگری لازمه

47:18.463 --> 47:19.880
این فرآیند

47:19.881 --> 47:22.466
دقیقا در دوران معاصر هم ادامه داره

47:22.467 --> 47:24.051
و فقط به نظرم رسید که

47:24.052 --> 47:25.844
باید اونو بازی می کردی باید اونو بیرون میاوردی

47:25.845 --> 47:28.639
و سیدنی لومت کارگردان فوق العاده ای بود

47:28.640 --> 47:31.141
و من وقتی برای اولین بار اونو دیدم به فی گفتم

47:31.142 --> 47:34.144
من میدونم اولین سوال ازت چیه

47:34.145 --> 47:37.231
و اینکه ازم میپرسی آسیب پذیری اون کجاست؟

47:37.232 --> 47:39.900
و من همین الان بهت میگم هیچ کدوم رو نداره

47:39.901 --> 47:42.152
و اگه سعی کنی واردش بشی

47:42.153 --> 47:43.821
من اونو از فیلم حذف می کنم

47:43.822 --> 47:45.155
من بهتون گفتم

47:45.156 --> 47:46.907
از وقتی که شش ماه پیش این کار رو شروع کردم

47:46.908 --> 47:49.368
که من نمایش های عصبانی رو میخوام

47:49.369 --> 47:51.495
من برنامه نویسی معمولی رو در این شبکه نمیخوام

47:51.496 --> 47:54.373
من ضدفرهنگ میخوام
من ضدنظام میخوام

47:54.374 --> 47:56.625
داناوی در این مرحله از حرفه خودش

47:56.626 --> 47:58.711
البته یک ستاره سطح اول بود

47:58.712 --> 48:01.797
اون اولین کسی بود که به طور رسمی
در این فیلم انتخاب شد

48:01.798 --> 48:03.716
اون الان نامزدی اسکار خودش رو دریافت کرده

48:03.717 --> 48:05.634
برای بانی و کلاید و محله چینی ها

48:05.635 --> 48:09.096
و بازیگری مثل سیدنی لومت و پدی چایفسکی

48:09.097 --> 48:11.682
اونو خیلی برای این قسمت میخواستند

48:11.683 --> 48:14.351
در اصل یک زن تنها بود

48:14.352 --> 48:17.021
که در صنعت مردانه ای کار می کرد

48:17.022 --> 48:19.356
که واقعا قدرت و کنترل داشت

48:19.357 --> 48:22.443
و به دنبال قدرت بیشتر در بخش خودش بود

48:22.444 --> 48:26.030
من درباره هزینه هر هزار نمایش هزار دلاری صحبت می کنم

48:26.031 --> 48:29.033
من درباره ۱۰۰ تا ۱۳۰هزار دلار
در هر دقیقه حرف میزنم

48:29.034 --> 48:31.035
میخوای درآمد یک نمایش استریپ رو بفهمی؟

48:31.036 --> 48:33.037
که صدهزار دلار در دقیقه فروخته میشه؟

48:33.038 --> 48:34.830
یک نمایش مثل اون میتونه کل این شبکه رو

48:34.831 --> 48:36.832
از سوراخش بکشه بیرون ؛‌حالا فرانک

48:36.833 --> 48:38.208
حالا فرصتیه که نصیب ما شده

48:38.209 --> 48:40.836
بیا خرابش نکنیم

48:40.837 --> 48:43.464
زنان میتونند قدرتمند باشند و وقتی قدرتمند میشند

48:43.465 --> 48:45.507
قدرت اونا رو فاسد می کنه

48:45.508 --> 48:47.843
و اون این مساله رو ثابت کرد

48:47.844 --> 48:49.386
صحبت از برابری برای زنان بود

48:49.387 --> 48:51.555
اون میتونه به همون اندازه پست و ساده لوح باشه

48:51.556 --> 48:54.350
و مثل هر مردی ویرانگر باشه

48:54.351 --> 48:57.144
میدونی چیه؟ دیدن اون به نوعی هیجان انگیز بود

48:57.145 --> 48:59.021
به عنوان یک زن جوان که شروع به کار می کنه

48:59.022 --> 49:01.482
من شنیدم زن هایی که فیلم شبکه رو دیدند گفتند که

49:01.483 --> 49:04.360
شخصیتی که اون روی صحنه ایجاد کرد

49:04.361 --> 49:07.404
ممکنه جنبش زن ها رو به پنجاه سال قبل برگردونه

49:07.405 --> 49:09.198
من نظر خیلی قطعی دربارش دارم

49:09.199 --> 49:11.408
من فکر می کنم برای سالها

49:11.409 --> 49:13.660
و من فعالانه در این جنبش شرکت ندارم

49:13.661 --> 49:15.287
خدا میدونه چقدر طرفدارشم

49:15.288 --> 49:18.123
اما چیزی که ما سعی کردیم ازش دور بشیم

49:18.124 --> 49:21.293
نقش های کلیشه ای زن هاست که

49:21.294 --> 49:23.962
منعکس کننده یک دیدگاه نادرست

49:23.963 --> 49:25.839
از چیزیه که واقعا یک زن هست

49:25.840 --> 49:28.175
حالا تو نمی تونی بگی : خب آره

49:28.176 --> 49:30.219
اما اون همیشه باید آخرش خوب باشه

49:30.220 --> 49:32.137
نوعی ریاکاریه

49:32.138 --> 49:34.306
که فکر نمی کنم فمنیست های واقعی اونو احساس کنند

49:34.307 --> 49:37.267
حالا وظیفه من ؛ بزرگترین وظیفه ای
رو که داشتم احساس کردم

49:37.268 --> 49:40.813
من فکر می کنم ؛ این بیشتر
برای القای نقش بود

49:40.814 --> 49:43.857
با نوعی حس از چیزی که درواقع هست

49:43.858 --> 49:45.442
تسلیم شدن و پرداخت بهای اون

49:45.443 --> 49:48.195
فقط فهمیدن خیلی مهم بود

49:48.196 --> 49:51.281
مسیری که اون پیشرفت کرده بود

49:51.282 --> 49:55.285
بدون عواطف عادی انسانی و نجابت

49:55.286 --> 49:57.287
و راهی وجود داشت تا روحش رو آزاد کنه

49:57.288 --> 49:59.289
یا کمبود روحش
اون از این طریق نفوذ میکرد

49:59.290 --> 50:00.833
و لحظه ای که فکر می کنم این اتفاق افتاد

50:00.834 --> 50:02.835
در پایان با ویلیام هولدن بود

50:02.836 --> 50:05.212
جایی که ما در حال جدا  شدن هستیم

50:05.213 --> 50:08.508
دقیقا میخوای چیکار کنم؟

50:08.925 --> 50:11.553
فقط میخوام عاشقم باشی

50:13.138 --> 50:16.725
من فقط میخوام منو دوست داشته باشی
تردید های اولیه و همه اینا

50:18.309 --> 50:20.937
من نمیدونم چطوری انجامش بدم

50:21.330 --> 50:23.873
...منظورم اینه که انگار

50:23.898 --> 50:25.608
من نمی تونم

50:27.044 --> 50:28.503
فقط نمی تونم

50:28.528 --> 50:30.320
من درد تو رو نمیخوام

50:30.321 --> 50:32.448
من یائسگی و پوسیدگی و مرگ تو رو نمیخوام

50:32.449 --> 50:35.326
...من بهت نیازی ندارم مکس ؛ حالا برو
تو بهم نیاز داری

50:36.036 --> 50:37.661
تو به شدت بهم نیاز داری

50:37.662 --> 50:39.789
میدونی ؛ از نظر من اون غم انگیز بود

50:40.081 --> 50:43.335
و این نگاه یک فرد گمشده در جهنمه

50:44.919 --> 50:46.504
و قرار نیست بیرون بره

50:52.093 --> 50:54.179
...و برنده

50:55.347 --> 50:57.932
فی داناوی در فیلم شبکه

51:07.150 --> 51:09.193
خب من هنوز انتظار نداشتم این اتفاق بیفته

51:09.194 --> 51:12.029
اما ازتون خیلی سپاسگزارم و خیلی ممنونم

51:12.030 --> 51:15.449
من میخوام به طور ویژه از سیدنی لومت تشکر کنم

51:15.450 --> 51:18.535
پدی چایفسکی، هوارد گاتفرید

51:18.536 --> 51:20.871
دنی ملنیک

51:20.872 --> 51:23.666
و سخاوت بزرگ

51:23.667 --> 51:27.544
از یک گروه نادر از بازیگر ها ؛ گروه بازیگری

51:27.545 --> 51:30.840
به ویژه ویلیام هولدن، رابرت دووال

51:31.508 --> 51:34.511
و پیتر فینچ ممنونم

51:51.236 --> 51:53.112
این فوق العاده است

51:53.113 --> 51:56.907
و اونا اونو تنظیم کردند تا همه بتونند در اون شرکت کنند

51:56.908 --> 51:58.409
این شگفت انگیزه

51:58.410 --> 52:00.704
خیلی جالبه

52:02.580 --> 52:04.874
زن و شوهر و بقیه ؛ شاید همینطوری بهش نگاه می کردند

52:06.310 --> 52:08.269
سی دقیقه بعد قراره چند صد نفر

52:08.294 --> 52:11.381
اینجا برای استقبال از فی داناوی صف بکشند

52:11.715 --> 52:15.050
احتمالا جامع ترین گذشته نگر شغلی

52:15.051 --> 52:17.261
از همسر سابقش تری اونیله

52:17.262 --> 52:21.099
و البته شاید بهترین عکس دوران حرفه ای اون باشه

52:21.516 --> 52:24.978
فی داناوی ؛ صبح روز بعد از بردن اسکارش

52:26.938 --> 52:28.605
پدرم عکاس بود

52:28.606 --> 52:29.773
اون در انگلستان به دنیا اومد

52:29.774 --> 52:32.234
پس اون فقط یک پسر انگلیسی بود

52:32.235 --> 52:35.237
حدس میزنم تخصص اون قرار دادن کسی
در جای مناسبش بود

52:35.238 --> 52:38.115
بزار اون شخص خودش باشه

52:38.116 --> 52:39.658
و بعدش عکس گرفتن

52:39.659 --> 52:41.994
چون مستقیما اونا رو نشون میده

52:41.995 --> 52:44.538
به جای اینکه کسی فقط تنظیمش کنه

52:44.539 --> 52:46.331
من یک عکس بامزه دارم که تا حالا
کسی ندیدتش

52:46.332 --> 52:48.417
که من اونو از بابا گرفتم
چی؟

52:48.418 --> 52:50.169
قبل از مرگش ما همدیگه رو دیدیم

52:50.170 --> 52:53.047
هتل بورلی هیلز و این تابلوی بزرگ اینجاست

52:53.048 --> 52:54.631
روی استخر که نوشته شده

52:54.632 --> 52:57.426
عکاسی در محوطه استخر ممنوعه

52:57.427 --> 52:59.678
و من بابا رو مثلا وادار کردم
که کنار تابلو وایسه

52:59.679 --> 53:02.306
و فقط یکی از این کارها رو با نگه داشتن
دوربین انجام بده

53:02.307 --> 53:03.974
فقط یک عکس عالی بود
دوست داشتنیه

53:03.975 --> 53:06.101
من همیشه تری رو یک روزنامه نگار دوربین دار صدا می کردم

53:06.102 --> 53:07.436
خودکار نیست

53:07.437 --> 53:09.646
میدونی ؛ اون به عکسی نیاز داشت که داستان رو بیان کنه

53:09.647 --> 53:11.565
و اون این کار رو با این عکس انجام داد

53:11.566 --> 53:15.152
اون درواقع یک ستاره بزرگ هالیوود رو متقاعد کرد

53:15.153 --> 53:17.529
در شبی که اسکارش رو میگیره

53:17.530 --> 53:20.449
صبح روز بعد ساعت ۶ صبح کنار استخر باشه

53:20.450 --> 53:22.993
و دوازده تا عکس میگیره

53:22.994 --> 53:26.330
و دوباره به رخت خواب میره ؛ ۱۵ دقیقه طول کشید

53:26.331 --> 53:28.332
بارها شرح داده شده

53:28.333 --> 53:31.043
به عنوان احتمالا بزرگترین فیلم هالیوودی تمام دوران

53:31.044 --> 53:34.422
و این بسیار نشان دهنده این بود
که تری میخواست داستان رو بگه

53:35.090 --> 53:38.342
گفت : صبح که از خواب بیدار میشی

53:38.343 --> 53:41.471
و زندگیت به طرز چشمگیری تغییر می کنه

53:42.055 --> 53:43.347
وقتی پدر و مادرم با هم آشنا شدند

53:43.348 --> 53:45.724
مادرم با پیتر ولف ازدواج کرده بود

53:45.725 --> 53:49.395
که یک ستاره راک در گروه جی گیلز بود

53:49.396 --> 53:52.439
پدرم هم با خانمی به نام ورا ازدواج کرده بود

53:52.440 --> 53:54.525
که یک بازیگر و مدل بود

53:54.526 --> 53:57.111
هردو ازدواج کرده بودند و هردو در رابطه بودند

53:57.112 --> 53:59.613
و اونا فقط به نوعی این علاقه رو برانگیختند

53:59.614 --> 54:02.783
منظورم اینه که من فکر می کنم بیشتر اوقات
اینطوری کار می کنه ؛ درسته؟

54:02.784 --> 54:04.702
تری داشت ازم عکس می گرفت

54:04.703 --> 54:07.037
و ما کم کم با هم آشنا شدیم

54:07.038 --> 54:08.288
و مثل همدیگه بودیم

54:08.289 --> 54:10.332
همه چیز با پیتر خوب نبود

54:10.333 --> 54:11.875
از نظر چیزی که ما واقعا میخواستیم

54:11.876 --> 54:13.711
اون ازم کوچیکتر بود

54:13.712 --> 54:16.714
و ما دیگه چیزهای مشابهی رو نمی خواستیم

54:16.715 --> 54:18.549
پس من تمومش کردم

54:18.550 --> 54:20.759
سخت بود ؛ چون مجبور بودم

54:20.760 --> 54:23.637
کاغذ ها رو با غافلگیری بهش بدم

54:23.638 --> 54:25.389
اما بیشتر از این ؛ من میخواستم بچه داشته باشم

54:25.390 --> 54:27.182
به عنوان بخشی از تجربه یک زن

54:27.183 --> 54:28.726
ببینش

54:28.727 --> 54:30.060
تو این عکس کوچولوئه

54:30.061 --> 54:33.897
آره این یکی عالیه
این خیلی قدیمیه

54:33.898 --> 54:36.567
بهترین پسر دنیا کیه؟
من میگفتم

54:36.568 --> 54:39.946
و اون میگفت این خیلی خوبه

54:41.906 --> 54:45.200
میخواستم در مورد مامان شدن باهامون صحبت کنی

54:45.201 --> 54:47.036
خدای من

54:47.037 --> 54:50.581
چیزی نیست که برام
از این مهمتر باشه

54:50.582 --> 54:53.709
نمی دونم چرا ؛ من برای مامانم از همه مهمتر بودم

54:53.710 --> 54:57.713
اون همیشه دلش یک بچه میخواست

54:57.714 --> 54:59.840
و اون براش برنامه ریزی کرد و من نمی دونم

54:59.841 --> 55:03.093
...وقتی بزرگ شدم اینو ازش گرفتم

55:03.094 --> 55:05.430
برام خیلی مهم بود

55:05.781 --> 55:08.908
و لحظه ای رسید که کار تموم شد

55:08.933 --> 55:11.727
تا جایی که واقعا دیر شده بود

55:11.728 --> 55:14.897
تا از نظر بیولوژیکی بتونم بچه دار بشم

55:14.898 --> 55:17.649
پس پسرم لیام رو پیدا کردم

55:17.650 --> 55:20.194
و من اونو با تری پذیرفتم

55:20.195 --> 55:21.779
و من واقعا خیلی خوشحال شدم

55:21.780 --> 55:23.530
درحالی که با روشی که داشت تکامل پیدا کرد

55:23.531 --> 55:25.574
چون البته میدونم

55:25.575 --> 55:29.536
که اون برام همه چیزه ؛ همه چیز

55:29.537 --> 55:32.331
من هرگز اهمیتی نمیدم که درباره
فرزند خوندگی با والدینم صحبت کنم

55:32.332 --> 55:34.249
و مامانم دوست نداره دربارش حرف بزنه

55:34.250 --> 55:37.127
به خصوص در تجارتی که همه در کارت فضولی می کنند

55:37.128 --> 55:39.129
دوست دارند فکر کنند که میتونند
قضاوتت کنند

55:39.130 --> 55:42.800
پس من فکر می کنم این یکی از چیزایی بود
که اون برای خودش نگه داشت

55:42.801 --> 55:45.135
و نمیخواست بقیه بدونند

55:45.136 --> 55:47.554
میخواستم خصوصی و شخصی باشه

55:47.555 --> 55:50.516
و نمی خواستم در این دنیا وجود داشته باشه

55:50.517 --> 55:52.601
و من میخواستم اونو در امان نگه دارم

55:52.602 --> 55:54.812
این اولویت اصلی من بود

55:54.813 --> 55:57.773
و مردم هنوز هم میخوان در موردش فضولی کنند
و در موردش صحبت کنند

55:57.774 --> 55:59.817
و من نکته ای در این مساله نمی بینم

55:59.818 --> 56:02.987
و من انتخاب نمی کنم که همه چیز رو برای مردم فاش کنم

56:03.238 --> 56:05.823
وقتی که به فرزند خوندگی پذیرفته شدم
کمتر از یک هفته بود که به دنیا اومده بودم

56:05.824 --> 56:06.865
و تا به امروز ؛ منظورم اینه که

56:06.866 --> 56:08.784
نمی دونم پدر و مادر اصلی من کیا هستند

56:08.785 --> 56:10.828
مادر تولدی من ؛ این چیزیه که اونا میگند

56:10.829 --> 56:15.249
اما برای من پدر و مادرم کسانی هستند
که منو بزرگ کردند

56:15.250 --> 56:16.583
پس ؛ برای من

56:16.584 --> 56:18.335
تو با پدر و مادرت بزرگ میشی
اونا پدر و مادرت هستند

56:18.336 --> 56:19.838
تو تمام زندگیت کس دیگه ای نیست

56:30.348 --> 56:31.640
پدر و مادرم ازدواج کرده بودند

56:31.641 --> 56:34.018
اونا درواقع در سال ۱۹۸۳ ازدواج کردند

56:34.019 --> 56:36.353
سه سال بعد از تولدم

56:36.354 --> 56:37.688
و من بزرگ شدم

56:37.689 --> 56:41.567
و من زمان رو بین لندن و نیویورک تقسیم کردم

56:41.568 --> 56:43.402
مادرم در شهر نیویورک خونه ای داشت

56:43.403 --> 56:44.862
۳۰۰سنترال پارک غربی

56:44.863 --> 56:48.700
و پدرم دقیقا پشت هارودز در لندن بود

57:14.851 --> 57:17.227
فقط یادمه همیشه سرش شلوغ بود

57:17.228 --> 57:19.772
مردم همیشه اونجا بودند
همیشه اونجا بودند

57:19.773 --> 57:21.565
وقت گذرونی و خوش گذرونی

57:21.566 --> 57:23.400
خنده زیاد

57:23.401 --> 57:24.735
عجیب بود ؛ چون کسانی اونجا بودند

57:24.736 --> 57:26.236
که برای انجام کارهای خونه میومدند

57:26.237 --> 57:28.739
میدونی ؛ به جای بقیه مردم که برای
کوتاه کردن مو بیرون میرند

57:28.740 --> 57:32.326
اونا به خونه میومدند و موهام رو کوتاه می کردند چون

57:32.327 --> 57:34.745
در اون زمان ؛‌ اونا ستاره های بزرگی بودند

57:34.746 --> 57:36.747
اونا نمی تونستند بچه هاشون رو به پارک ببرند

57:36.748 --> 57:39.083
تو نمی تونی اون فعالیت های عادی رو انجام بدی

57:39.084 --> 57:41.752
بدون اینکه توسط مردم شکار نشی
درست مثل امروز

57:41.753 --> 57:44.755
سال ها پیش جوآن کرافور ؛ یک خبرنگار گفت

57:44.756 --> 57:47.591
از بین همه بازیگرهای زنی که در حال صعود هستند

57:47.592 --> 57:50.260
فقط یکی از اونا به یک ستاره واقعی تبدیل شد

57:50.261 --> 57:51.762
و اون فی داناوی بود

57:51.763 --> 57:54.932
...این چیزهاییه که بابا گرفت
چی؟ بهم بگو

57:54.933 --> 57:58.018
اینا عکس هایی هستند که تا حالا کسی ندیده

57:58.019 --> 58:00.270
...و این درباره
اون خدای من

58:00.271 --> 58:02.106
آره ؛ ما حدود بیست صفحه از اونا رو داریم

58:02.107 --> 58:03.607
واقعا؟
آره

58:03.608 --> 58:05.360
این وسایل کرافورده
آره

58:05.819 --> 58:07.903
...این یک ماجرای بامزه داره

58:07.904 --> 58:09.780
بهم بگو
احتمالا مال ده سال پیشه

58:09.781 --> 58:11.740
داشتیم آرشیو بابا رو نگاه می کردیم

58:11.741 --> 58:13.992
و اون گفت : صبر کن ؛ این عکس مال من نیست

58:13.993 --> 58:15.828
من هرگز از جوآن کرافورد عکس نگرفتم
من اصلا اونو ندیدم

58:15.829 --> 58:17.538
...من تا حالا ندیدمش
میدونی همچین چیزی

58:17.539 --> 58:19.581
و رابین مجبور شد جلوی اونو بگیره

58:19.582 --> 58:21.792
و اون گفت : نه ؛ نه‌ ؛‌ اون فیه

58:21.793 --> 58:23.627
اونا خیلی واقعی به نظر میرسیدند

58:23.628 --> 58:25.087
...و اون درست انگار
آٰره

58:25.088 --> 58:27.047
فوق العاده است
اصلا یادم نیست

58:27.048 --> 58:30.050
اصلا حس می کنی خویشاوند جوآن کرافورد باشی؟
اون شباهتی بهت داره؟

58:30.051 --> 58:33.220
<i>به جوآن کرافورد؟ آیا
او چیزی شبیه شماست؟</i>

58:33.221 --> 58:35.889
من رابطه خویشاوندی بزرگی رو حس می کنم

58:35.890 --> 58:37.766
بزرگ

58:37.767 --> 58:40.644
اینکه اون مثل منه یا نه؟ یه سوال متفاوته

58:40.645 --> 58:43.272
چون فکر می کنم در من وجود داره

58:43.273 --> 58:46.650
صادقانه بگم ؛ بعضی از تمایلات رو داره
...اما مجبورم

58:46.651 --> 58:49.653
من تا حالا به طور کامل بررسیش نکردم
اما میتونم انجامش بدم

58:49.654 --> 58:51.531
اما خویشاوندی داره ؛ آره

58:52.665 --> 58:54.250
ما منتظرتیم خانم کرافورد

58:56.077 --> 58:58.620
قبل از فیلم عزیزترین مامان
و بعد از فیلم عزیزترین مامان

58:58.621 --> 59:00.497
یک فی داناوی متفاوت داریم

59:00.498 --> 59:02.499
بزن بریم

59:02.500 --> 59:04.543
این تصور متفاوتی از فی داناویه

59:04.544 --> 59:07.921
در سراسر اواخر دهه ۶۰ و کل دهه ۷۰

59:07.922 --> 59:10.632
ما در مورد یکی از معتبرترین بازیگرها صحبت می کنیم

59:10.633 --> 59:14.053
و دلیلی نداره که فکر کنیم عزیزترین مامان

59:14.054 --> 59:18.015
چیزی غیر از یک فیلم غنی و جدی قراره باشه

59:18.016 --> 59:20.851
کاوش در زندگی یکی دیگه از اسطوره های هالیوود

59:20.852 --> 59:23.187
بیخیال ؛ تو به هر چیزی که میخواستی رسیدی

59:23.188 --> 59:25.272
نه نرسیدم‌ ؛ من بچه میخوام

59:25.273 --> 59:26.982
بچه؟

59:26.983 --> 59:28.192
آره

59:28.193 --> 59:31.403
لحظاتی در زندگیت وجود داره که
همه چیز معنا پیدا می کنه

59:31.404 --> 59:32.863
و این همون زمان برای من بود

59:32.864 --> 59:35.783
من تازه با تری ازدواج کرده بودم
تازه بچه دار شده بودم

59:35.784 --> 59:39.787
و به نوعی از نظر مالی چشم انداز خوبی داشتم

59:39.788 --> 59:43.207
واقعا اینطور نبود و این کار اشتباهی بود
که من انجام دادم

59:43.208 --> 59:45.293
اما این یکی از اشتباهات بود

59:45.543 --> 59:47.211
عزیزم؟

59:47.236 --> 59:50.322
یادته در مورد فرزند خونده چی بهت گفتم؟

59:51.466 --> 59:53.717
بچه هایی که به فرزند خوندگی گرفته میشند
خیلی خوش شانس هستند

59:53.718 --> 59:56.762
چون اونا انتخاب شدند
درسته

59:56.763 --> 01:00:00.141
احساس می کنم عزیزترین مامان چهل سال زودتر اکران شد

01:00:00.517 --> 01:00:02.559
جوآن کرافورد ؛‌ درگذشت اون

01:00:02.560 --> 01:00:05.562
وقتی اون کتاب منتشر شد خیلی جدید بود

01:00:05.563 --> 01:00:07.481
کریستیانا کرافورد نفر اول بود

01:00:07.482 --> 01:00:09.400
تا این کتاب ماندگار رو بنویسه

01:00:09.401 --> 01:00:11.902
در مورد این ستاره هالیوود

01:00:11.903 --> 01:00:15.115
و اینکه زندگی پشت اون پرده درخشان چطور بود

01:00:16.032 --> 01:00:19.410
من نمیخوام اون به عنوان یک پسربچه لوس هالیوودی بزرگ بشه

01:00:19.411 --> 01:00:21.161
فقط برای اینکه دختر کرافورده

01:00:21.162 --> 01:00:24.081
هیچکس واقعا در مورد اون اسکلت ها صحبت نکرده بود

01:00:24.082 --> 01:00:26.000
چون بازیگرها و هنرپیشه های هالیوود

01:00:26.001 --> 01:00:29.586
اونا خیلی محافظت می شدند
و اونا مثل بت مردم بودند

01:00:29.587 --> 01:00:32.297
به عنوان انسان های بی نقص

01:00:32.298 --> 01:00:33.882
حالا درباره بیماری روانی صحبت می کنیم

01:00:33.883 --> 01:00:35.592
حالا درباره کودک آزاری صحبت می کنیم

01:00:35.593 --> 01:00:37.803
تا اون زمان دربارش صحبت نمی شد

01:00:37.804 --> 01:00:39.263
و برای اینکه این کتاب منتشر بشه

01:00:39.264 --> 01:00:42.599
این فقط نشون میده که همه چیز طاقت فرسا بود

01:00:42.600 --> 01:00:44.101
تو ساکت باش

01:00:44.102 --> 01:00:46.186
تو همیشه کشوهای منو زیر و رو می کنی

01:00:46.187 --> 01:00:47.938
دنبال یک راهی هستی تا مردم بهت توجه کنند

01:00:47.939 --> 01:00:50.107
چرا همیشه تو آینه به خودت نگاه می کنی؟

01:00:50.108 --> 01:00:51.859
فی داناوی عجیب و غریبه

01:00:51.860 --> 01:00:53.277
در نقش کرافورد

01:00:53.278 --> 01:00:55.696
دیدن اون روی صحنه نمایش
مثل دیدن یک روحه

01:00:55.697 --> 01:00:56.947
اما عزیزترین مامان ؛ اساسا

01:00:56.948 --> 01:00:59.950
فقط یک فیلم بی معنی از کودک آزاری بی معناست

01:00:59.951 --> 01:01:02.786
یکی از افسرده ترین فیلم های اخیره

01:01:02.787 --> 01:01:04.455
من باهات موافقم ؛ خوش ساخته ؛ اما افسرده کننده است

01:01:04.456 --> 01:01:06.457
فیلم به شکلی ساختار پیدا کرده
که باید همونجا بشینی

01:01:06.458 --> 01:01:07.666
و منتظر صحنه های ضرب و شتم باشی

01:01:07.667 --> 01:01:09.335
و زمانی که در بین مخاطب ها به این فکر می کنی

01:01:09.336 --> 01:01:10.961
یجورایی احساس بدی پیدا می کنی

01:01:10.962 --> 01:01:13.630
همه میخوان اونو برای فیلم عزیزترین مامان مسخره کنند

01:01:13.631 --> 01:01:15.549
اما تو بهم بگو
چطور اون قسمت رو بازی می کنی

01:01:15.550 --> 01:01:18.552
و از خودت بپرس ؛ اون واقعا فی بود

01:01:18.553 --> 01:01:22.139
یا فقط میخواست اینطوری صحنه رو تصاحب کنه؟

01:01:22.140 --> 01:01:25.267
این خطای فی داناوی نبود

01:01:25.268 --> 01:01:27.686
اعتراض به کارگردان بود

01:01:27.687 --> 01:01:29.897
اعتراضی به هنرمند نیست

01:01:29.898 --> 01:01:33.818
و این کارگردان بود که هنرمند رو در اون موقعیت قرار داد

01:01:34.736 --> 01:01:36.445
تقصیر کارگردان بود

01:01:36.446 --> 01:01:39.324
با من درنیفتید احمقا

01:01:40.575 --> 01:01:43.243
این اولین باری نیست که من در رودئو هستم

01:01:43.244 --> 01:01:46.163
این زن تقریبا به عنوان یک اپرای بزرگ زندگی می کرد

01:01:46.164 --> 01:01:49.500
درحالی که این عصبانیت ها رو داشت اجرا می کرد

01:01:49.501 --> 01:01:51.460
حداقل از نظر من

01:01:51.461 --> 01:01:54.338
و بنابراین این انتخاب های آگاهانه بود

01:01:54.339 --> 01:01:55.923
دوباره انجامشون میدم

01:01:55.924 --> 01:01:58.967
فرانک پری بهم در شکل دادن صحنه ها کمک نکرد

01:01:58.968 --> 01:02:01.011
کاش میومد داخل و میگفت : بجنب فی

01:02:01.012 --> 01:02:02.971
خیلی زیادیه ؛ بیا برش گردون عقب

01:02:02.972 --> 01:02:04.807
یعنی من یک حرفه ای هستم
من این کار رو می کنم

01:02:04.808 --> 01:02:07.017
اما در تلاش برای رسیدن به اون غرق شدم

01:02:07.018 --> 01:02:09.770
چیزی که به نظر میرسید فیلمنامه ازم میخواد

01:02:09.771 --> 01:02:12.690
و ممکنه به دوقطبی من حمله کرده باشه

01:02:12.691 --> 01:02:16.027
این شیداییه ؛ این عصبانیته این نوسان خلقیه

01:02:16.611 --> 01:02:20.865
کارول آنه ؛ من ازت میخوام امروز بچه ها رو ساکت کنی

01:02:21.491 --> 01:02:25.285
حالا محض رضای خدا ؛‌اونا رو از باغ ببر بیرون

01:02:25.286 --> 01:02:26.121
متاسفم جان

01:02:26.122 --> 01:02:29.415
اون ترسناکه ؛ اون ترسناکه

01:02:29.416 --> 01:02:32.376
گاهی لبه صندلیم بودم و فکر می کردم

01:02:32.377 --> 01:02:33.669
که قراره اخراج بشم؟

01:02:33.670 --> 01:02:35.671
و فرانک بهم یادآوری می کرد

01:02:35.672 --> 01:02:37.673
این کار رو نکن و گرنه اخراج میشی

01:02:37.674 --> 01:02:39.466
از اولش اینقدر خوب نشو

01:02:39.467 --> 01:02:40.968
و گرنه باید اخراجت کنم

01:02:40.969 --> 01:02:42.928
و من هیچ کنترلی روش ندارم

01:02:42.929 --> 01:02:45.139
پس چه کسی مسئول بود؟

01:02:45.140 --> 01:02:46.974
منظورم اینه این یک راه وحشتناک برای کاره

01:02:46.975 --> 01:02:50.645
فکر میکنی هر لحظه اخراج میشی

01:02:52.063 --> 01:02:54.189
روتانیا آلدا گفت که

01:02:54.190 --> 01:02:56.483
سر صحنه فیلمبرداری خیلی ترس وجود داشت

01:02:56.484 --> 01:02:57.651
خب این به دلیل شخصیته

01:02:57.652 --> 01:02:59.653
فکر کنم ترسناک نوشته شده بود

01:02:59.654 --> 01:03:03.240
اما اتفاقات بد روتانیا رو به خاطر نمیارم

01:03:03.241 --> 01:03:05.617
میدونی ؛ بعضی وقت ها حس می کنم
که از مردم بی خبر بودم

01:03:05.618 --> 01:03:07.286
یا به ظاهر بی رحمانه بود

01:03:07.287 --> 01:03:10.831
من نمی خواستم باشم و در ذات من نیست که اینطور باشم

01:03:10.832 --> 01:03:12.750
من از عمد نمیخوام باشم

01:03:12.751 --> 01:03:14.418
من به نوعی هدایت میشم

01:03:14.419 --> 01:03:17.504
من فکر می کنم گاهی اوقات افراط در طبیعت

01:03:17.505 --> 01:03:22.594
چوب لباسی در کار نیست

01:03:24.095 --> 01:03:26.597
چوب لباسی تو این کمد چیکار می کنه

01:03:26.598 --> 01:03:28.432
وقتی بهت گفتم

01:03:28.433 --> 01:03:32.227
هیچ رخت آویزی نباید باشه؟

01:03:32.228 --> 01:03:35.898
برداشت های زیادی از اون صحنه گرفتیم

01:03:35.899 --> 01:03:37.358
من پوشش های زیادی از فی داناوی رو بخاطر دارم

01:03:37.359 --> 01:03:40.194
به خاطر اون ماسک باورنکردنی که زده بود

01:03:40.195 --> 01:03:43.072
و نور اون چشماش با آرایش

01:03:43.073 --> 01:03:46.283
تو در زیباترین خونه برنت وود زندگی می کنی

01:03:46.284 --> 01:03:49.286
...و تو اهمیتی نمیدی
مامان

01:03:49.287 --> 01:03:52.373
اگه لباس هات از چوب لباسی های سیمی
کج شده باشند؟

01:03:52.374 --> 01:03:55.709
مارا هوبل دختر کوچولویی بود که
من مجبور بودم اونو بزنم

01:03:55.710 --> 01:03:59.380
و من خیلی دربارش نگران بودم

01:03:59.381 --> 01:04:00.798
و خیلی دلسوز بودم

01:04:00.799 --> 01:04:02.716
و سعی کردم مطمئن بشم که حالش خوبه

01:04:02.717 --> 01:04:04.718
و اینکه ما این کار رو به همین شکل انجام میدیم

01:04:04.719 --> 01:04:06.637
که درواقع صدمه ای ندیده

01:04:06.638 --> 01:04:09.223
نقش سختی بود ؛ خیلی سخت

01:04:09.224 --> 01:04:10.809
تینا

01:04:12.811 --> 01:04:14.396
تبر رو برام بیار

01:04:15.897 --> 01:04:18.399
هرگز نترسیدم

01:04:18.400 --> 01:04:20.984
در طول همه صحنه های فیزیکی که با هم داشتیم

01:04:20.985 --> 01:04:23.238
بی نهایت بهش اعتماد داشتم

01:04:23.655 --> 01:04:26.365
اون برام باورنکردنی بود

01:04:26.366 --> 01:04:29.702
...این منو ناراحت می کنه که اون

01:04:29.703 --> 01:04:32.997
...خاطرات خوبی از

01:04:33.832 --> 01:04:36.291
وقتی عزیز ترین مامان رو فیلمبرداری کردیم و من دوستش داشتم

01:04:36.292 --> 01:04:37.793
وقتی منتشر شد

01:04:37.794 --> 01:04:39.169
به عنوان یک فاجعه تلقی شد

01:04:39.170 --> 01:04:41.046
و این چیزی بود که فی داناوی

01:04:41.047 --> 01:04:42.631
واقعا براش خیلی سخت گذشت

01:04:42.632 --> 01:04:44.676
بازگشت اون بعد از مدتی بسیار طولانی

01:04:45.051 --> 01:04:47.219
تو باید به پائولین کائل اعتبار بدی

01:04:47.220 --> 01:04:49.888
به دلیل اینکه یکی از معدود منتقدهای اون زمان بود

01:04:49.889 --> 01:04:52.182
واقعا باید اون فیلم رو جدی بگیریم

01:04:52.183 --> 01:04:53.600
و من همیشه اون خط رو یادمه

01:04:53.601 --> 01:04:56.603
که پائولین کائل در روزنامه نیویورک نوشته بود

01:04:56.604 --> 01:04:59.773
تو میتونی به فیلم بخندی
اما نمی تونی به اون بخندی

01:04:59.774 --> 01:05:02.234
اون اجرای فی داناوی

01:05:02.235 --> 01:05:07.198
این قطعا باید نامزدی اسکار بعدی اون میشد

01:05:08.825 --> 01:05:11.160
من واقعا برای دیدنش پول دادم

01:05:11.161 --> 01:05:13.704
در یکی از تئاترهای بزرگ برادوی

01:05:13.705 --> 01:05:16.707
وقتی در باز شد ؛ سالن پر بود

01:05:16.708 --> 01:05:18.876
و بعد مردم شروع به خندیدن کردند

01:05:18.877 --> 01:05:22.421
و خندیدم و خندیدم و رفتم

01:05:22.422 --> 01:05:26.426
من شوکه شدم
انتظارش رو نداشتم

01:05:26.760 --> 01:05:29.887
اما اونا از فیلم کاملا لدت بردند

01:05:29.888 --> 01:05:31.264
اونا فیلم رو دوست داشتند

01:05:31.514 --> 01:05:35.142
اونا به شکل دیگه ای دوستش داشتند
همونطور که

01:05:35.143 --> 01:05:37.519
عزیزترین مامان زندگی خودش رو داشت

01:05:37.520 --> 01:05:41.190
که پاهایی داره که هیچکس انتظارش رو نداشت

01:05:41.191 --> 01:05:42.399
این فیلم حالا در حال نمایشه

01:05:42.400 --> 01:05:44.193
در خیلی از مکان ها در نیمه شب

01:05:44.194 --> 01:05:46.737
مثل نمایش تصویر ترسناک راکی ؛ میدونی؟

01:05:46.738 --> 01:05:48.031
و این فوق العاده است

01:05:48.156 --> 01:05:51.116
بچه ها ظاهرا میان و چوب لباسی و پاک کننده میارند

01:05:51.117 --> 01:05:53.410
...و با صفحه نمایش صحبت می کنند و

01:05:53.411 --> 01:05:55.412
قراره یک فیلم کالت بشه
خب

01:05:55.413 --> 01:05:58.082
من فکر می کنم این فوق العاده است

01:05:58.083 --> 01:06:00.125
در طول این ۴۰ سال

01:06:00.126 --> 01:06:02.086
خیلی جالبه که یک فیلم بتونه

01:06:02.087 --> 01:06:05.172
چنین واکنشی رو از همه تداعی کنه

01:06:05.173 --> 01:06:08.175
میدونی ؛ بعضی از مردم اونو اینطوری میبینند

01:06:08.176 --> 01:06:10.260
کمدی ظالمانه و کمپینگ

01:06:10.261 --> 01:06:15.057
چوب لباسی این کمد کجاست؟

01:06:15.058 --> 01:06:17.685
من میتونم اون طرف ببینمش ؛ کاملا میتونم

01:06:17.686 --> 01:06:20.104
از سوی دیگه من هم افرادی رو داشتم
که سراغم اومدند

01:06:20.105 --> 01:06:21.939
و گفتند که اون فیلم رو دیدند

01:06:21.940 --> 01:06:23.190
و مجبور شدند وسط کار خاموشش کنند

01:06:23.191 --> 01:06:25.317
چون اونا رو یاد دوران کودکی خودشون مینداخته

01:06:25.318 --> 01:06:27.027
من آدمایی رو دیدم که بهم گفتند

01:06:27.028 --> 01:06:29.446
این بهم شجاعت داد تا واقعا جلو بیام

01:06:29.447 --> 01:06:31.281
و بگم که مورد آزار قرار گرفتم

01:06:31.282 --> 01:06:33.951
احساس می کنی اشتباهاتی انجام دادی؟

01:06:33.952 --> 01:06:36.704
...کارهایی که انتخاب کردی؟

01:06:36.705 --> 01:06:40.249
ممکنه کرافورد رو پس بگیرم

01:06:40.250 --> 01:06:44.253
اما واقعا این کار رو نمی کنم
چون خیلی دوستش داشتم

01:06:44.254 --> 01:06:48.090
تنها دلیلش اینه که اون خیلی
بزرگتر از زندگی بود

01:06:48.091 --> 01:06:51.803
و من نمیخوام ؛ من نمیخوام خودم اینطور باشم

01:06:52.303 --> 01:06:54.304
و گرایشی اجتناب ناپذیر از مردم وجود داره

01:06:54.305 --> 01:06:56.140
که هردو در این صنعت کار می کنند

01:06:56.141 --> 01:06:58.308
و مخاطب همراهی می کنه

01:06:58.309 --> 01:07:00.103
اینکه فکر کنی همه قسمت هایی هستند که بازی می کنی

01:07:00.395 --> 01:07:02.479
زندگی بالا پایین زیاد داره

01:07:02.480 --> 01:07:04.189
...قرار نیست همیشه اون بالا باشی و

01:07:04.190 --> 01:07:06.817
انتخاب درست و بی نقصی داشته باشی

01:07:06.818 --> 01:07:08.861
تو لحظاتی داری که فکر می کنی

01:07:08.862 --> 01:07:10.946
اصلا چرا من این کار رو کردم؟

01:07:10.947 --> 01:07:12.990
پس این چیزیه که

01:07:12.991 --> 01:07:15.493
گاهی اوقات نمی تونی کنترلش کنی

01:07:15.785 --> 01:07:17.244
هر چند تکان دهنده است

01:07:17.245 --> 01:07:21.248
برای دیدن شخصی که خیلی جلوه ای نمادین داره

01:07:21.249 --> 01:07:23.208
شخصیت های اون بهش مرتبط هستند

01:07:23.209 --> 01:07:26.338
در این دوره ده ساله تغییر عظیم

01:07:26.629 --> 01:07:30.592
و در زمانی که دهه هشتاد فرا رسید تموم شد

01:07:30.860 --> 01:07:33.653
دنیا بالاخره صدف من شد

01:07:33.678 --> 01:07:35.346
میدونی ؛ تو سال های معمولی زیادی داشتی

01:07:35.347 --> 01:07:37.264
اما این یک بازی کاملا متفاوت بود

01:07:37.265 --> 01:07:40.726
و حالا فی داناوی کجا بود؟

01:07:40.727 --> 01:07:43.479
ببین ؛ من میخورم

01:07:43.480 --> 01:07:46.440
وقتی مشروب میخورم تو مسیر اشتباهی حرکت می کنم

01:07:46.441 --> 01:07:48.734
مامانم الکلی بود

01:07:48.735 --> 01:07:50.194
اون همیشه اینو میگفت

01:07:50.195 --> 01:07:52.529
نوشیدنی مورد علاقه اون فقط یک جین مارتینی بود

01:07:52.530 --> 01:07:55.199
و اونا رو مینوشید ؛ مخصوصا با ویلیام آلفرد

01:07:55.200 --> 01:07:56.658
اونا قبلا با هم مارتینی میخوردند

01:07:56.659 --> 01:07:58.660
اونا همیشه به شوخی میگند
میدونی ؛ در بستره مرگه

01:07:58.661 --> 01:08:00.996
اون میگه : فقط یک مارتینی تازه برام بیار

01:08:00.997 --> 01:08:03.332
یجورایی آخرین نوشیدنی قبل از پایان کار بود

01:08:03.333 --> 01:08:05.542
اما وقتی بزرگ شدم یاد مادرم افتادم

01:08:05.543 --> 01:08:08.212
رفتن به مراکز درمانی الکل

01:08:08.213 --> 01:08:11.256
و بعدش به آرومی با گذشت زمان اون هوشیار شد

01:08:11.257 --> 01:08:12.883
اون به هوش اومد

01:08:12.884 --> 01:08:14.051
یعنی من دوره ای رو پشت سر گذاشتم

01:08:14.052 --> 01:08:16.303
جایی که با الکل مشکل داشتم

01:08:16.304 --> 01:08:18.722
مثل پدرم این مساله ای ارثی بود

01:08:18.723 --> 01:08:22.810
من تو برنامه هستم و الان حدود ۱۵ سال میشه

01:08:22.811 --> 01:08:24.561
و میدونستم چطوریه

01:08:24.562 --> 01:08:26.271
چون بخشی از تجربه من بود

01:08:26.272 --> 01:08:28.857
و فکر می کنم وقتی بارفلای رو انجام دادم ؛ مفید بود

01:08:28.858 --> 01:08:30.234
وقتی اینجوری فرار میکنی

01:08:30.235 --> 01:08:32.528
احساس می کنم داری سعی می کنی ازم دور بشی

01:08:32.529 --> 01:08:35.322
هی عزیزم

01:08:35.323 --> 01:08:37.282
من این کار رو برای خودمون انجام میدم

01:08:37.283 --> 01:08:40.577
ما میتونیم باکلاس بنوشیم

01:08:40.578 --> 01:08:43.747
ما مجبور نیستیم خودمون رو اینقدر اذیت کنیم

01:08:43.748 --> 01:08:45.667
من نمی خواستم فیلم رو بسازم

01:08:45.917 --> 01:08:49.129
پدربزرگم ؛ عموم

01:08:49.671 --> 01:08:51.255
و پدرم

01:08:51.256 --> 01:08:54.842
همه قبل از ۵۰ سالگی تا سر حد مرگ
مشروب میخوردند

01:08:54.843 --> 01:08:58.303
میدونی پدرم در ۴۷ سالگی کار خودش رو تموم کرد

01:08:58.304 --> 01:09:00.431
و من برای اولین بار اونو زمانی دیدم

01:09:00.432 --> 01:09:02.307
وقتی که ۴۶ سالش بود

01:09:02.308 --> 01:09:04.184
پس من نمی خواستم فیلم بسازم

01:09:04.185 --> 01:09:08.605
جایی که من از الکلی بودن تجلیل میکردم

01:09:08.606 --> 01:09:12.776
و باربت شرودر منو از نیویورک تا لس آنجلس تعقیب کرد

01:09:12.777 --> 01:09:14.236
و بعد ؛ زمانی که با فی آشنا شدم

01:09:14.237 --> 01:09:16.780
یکم نظرم عوض شد

01:09:16.781 --> 01:09:18.574
من خیلی ازش میترسیدم

01:09:18.575 --> 01:09:21.035
یجورایی ترسیده بودم

01:09:21.036 --> 01:09:22.578
و من نمی ترسم

01:09:22.579 --> 01:09:24.997
اما اون کسی بود که بهش نگاه می کردم

01:09:24.998 --> 01:09:26.790
و من به همه نگاه نمی کنم

01:09:26.791 --> 01:09:31.003
من هرگز با کسی که مثل
یک قهرمان افسانه ای باشه کار نکرده بودم

01:09:31.004 --> 01:09:33.298
من نمی تونم مردم رو تحمل کنم

01:09:35.633 --> 01:09:37.260
ازشون متنفرم

01:09:38.720 --> 01:09:40.137
جدی؟

01:09:40.138 --> 01:09:43.098
البته اینو از طریق درخت انگور شنیدم

01:09:43.099 --> 01:09:45.601
ما فی داناوی و میکی رورک رو آوردیم

01:09:45.602 --> 01:09:47.811
کدوم یکی از اونا قراره اول تسلیم بشه؟

01:09:47.812 --> 01:09:49.646
چون اون یکم شهرت داشت

01:09:49.647 --> 01:09:52.024
و من ؛ من تصور می کنم که یکم شهرت داشتم

01:09:52.025 --> 01:09:54.235
...و مردم منتظر بودند

01:09:55.487 --> 01:09:58.448
و هرگز اتفاق نیفتاد

01:09:58.990 --> 01:10:01.034
پس یکی برام بریز

01:10:01.594 --> 01:10:04.429
زرق و برق همیشه جالبه ؛ میدونی؟

01:10:04.454 --> 01:10:07.331
تو نمیخوای تا ابد این ملکه ها رو بازی کنی

01:10:07.332 --> 01:10:09.416
و برای بدست آوردن انسان باید واقعی بشی

01:10:09.417 --> 01:10:11.335
و میدونی ؛ من کارم با دستام خیلی خوبه

01:10:11.336 --> 01:10:12.544
با باربت شرودر، کارگردان

01:10:12.545 --> 01:10:14.088
کار کردن با میکی رورک عالی بود

01:10:14.089 --> 01:10:16.507
بازیگر خیلی سخاوتمندی بود که دوستش داشتم

01:10:16.508 --> 01:10:18.050
اما این فرصتی برای من بود که برگردم

01:10:18.051 --> 01:10:20.386
دوباره به یک نقش آسیب پذیر

01:10:20.387 --> 01:10:22.304
من مدام میومدم تا تست رو شروع کنم

01:10:22.305 --> 01:10:24.014
و باربت شرودر کارگردانش گفت

01:10:24.015 --> 01:10:26.517
نه تو هنوز خیلی خوب به نظر میرسی
موهات خیلی خوب هستند

01:10:26.518 --> 01:10:28.852
پس مجبور شدیم برای کاهش اون
به کار ادامه بدیم

01:10:28.853 --> 01:10:31.188
این چیزی نبود که من معمولا انجام میدم

01:10:31.189 --> 01:10:33.190
اما اگه برای نقش مناسبه میخوای انجامش بده

01:10:33.191 --> 01:10:34.566
و تو انجامش میدی

01:10:34.567 --> 01:10:36.527
شما همیشه از واقعیت
شروع می کنید ؛ میدونید؟

01:10:36.528 --> 01:10:38.529
و من اول از همه به خیابون نهم رفتم

01:10:38.530 --> 01:10:40.572
جایی که دنیای فیلم بود

01:10:40.573 --> 01:10:41.699
تا دعوا و همه چیز

01:10:41.700 --> 01:10:43.534
و کمدی و رقص

01:10:43.535 --> 01:10:46.036
اما زنی اونجا بود که خیلی

01:10:46.037 --> 01:10:47.705
از قضا خیلی شبیه واندا بود

01:10:47.706 --> 01:10:50.082
اون یه تراژدی تو زندگیش داشت
که هرگز ازش خلاص نشد

01:10:50.083 --> 01:10:51.417
با این حال اون خیلی گرم بود

01:10:51.418 --> 01:10:53.043
و خیلی خنده دار بود و میدونی خیلی تاثیرگذار بود

01:10:53.044 --> 01:10:56.798
وقتی فی به صحنه فیلمبرداری رسید
آماده رفتن به محل کار بود

01:10:57.382 --> 01:11:00.718
و بنابراین هر کاری که انجام دادم
درست همونجا بود

01:11:00.719 --> 01:11:02.262
و اون اونجا بود

01:11:02.554 --> 01:11:05.055
میتونستم چرخ ها رو تو چشماش ببینم

01:11:05.056 --> 01:11:06.515
در بیانش

01:11:06.516 --> 01:11:08.934
در نحوه ارائه خط بعدیش

01:11:08.935 --> 01:11:12.521
هیچ چیزی تو این زندگی هیچوقت
درست کار نمی کنه

01:11:12.522 --> 01:11:13.731
اون همیشه یکم پیچ و تاب

01:11:13.732 --> 01:11:16.233
و یکم تفاوت سر هر برداشت ایجاد می کرد

01:11:16.234 --> 01:11:19.069
ما اینو تغییر لحظه در
کار میگیم

01:11:19.070 --> 01:11:20.739
مشکلی نیست

01:11:23.533 --> 01:11:25.409
حالا تری اونیل رو میشناسی

01:11:25.410 --> 01:11:26.994
میدونستم ؛ من و تری با هم رفیق بودیم

01:11:26.995 --> 01:11:30.706
تری هرگز از گفتن چیزی که تو ذهنش بود
واهمه ای نداشت

01:11:30.707 --> 01:11:32.875
چون اون فقط یک مرد معمولی بود

01:11:32.876 --> 01:11:34.335
من تری رو دوست داشتم

01:11:34.336 --> 01:11:35.878
چطور باهاش آشنا شدی؟

01:11:35.879 --> 01:11:38.256
وقتی با فی آشنا شدم
اونجا تو خونه بود

01:11:38.840 --> 01:11:41.759
اونا تازه به رابطه شون پایان داده بودند

01:11:41.760 --> 01:11:43.761
صادقانه بگم

01:11:43.762 --> 01:11:46.597
یادم نیست پدر و مادرم طلاق گرفته باشند

01:11:46.598 --> 01:11:48.599
میدونی من حدود هفت سالم بود
که اونا طلاق گرفتند

01:11:48.600 --> 01:11:52.270
پس قبل از طلاق اونا جدا زندگی می کردند

01:11:52.496 --> 01:11:55.498
سال ها در لندن و نیویورک بودند

01:11:55.523 --> 01:11:58.108
پس ما به نوعی عقب و جلو میرفتیم

01:11:58.109 --> 01:11:59.318
و پدرم به نیویورک میومد

01:11:59.319 --> 01:12:01.111
یا با مادرم به نیویورک میرفتم

01:12:01.112 --> 01:12:05.115
اما به آرومی با گذشت زمان
شروع به از بین رفتن کرد

01:12:05.116 --> 01:12:08.619
پس من احتمالا فقط یک یا دو بار در سال
پدرم رو میدیدم

01:12:08.620 --> 01:12:10.245
من یا به لندن میرفتم

01:12:10.246 --> 01:12:11.455
یا اگه یه نیویورک سفر میکردم

01:12:11.456 --> 01:12:13.707
میتونستم ببینمش ؛ پس فکر کردم

01:12:13.708 --> 01:12:16.418
با اینکه بالاخره در سال ۸۷ طلاق گرفتند

01:12:16.419 --> 01:12:19.964
فکر کنم چند سال قبلش رابطه شون تموم شده بود

01:12:20.715 --> 01:12:22.883
من نمی دونم چه چیزی باعث طلاق شد

01:12:22.884 --> 01:12:25.594
اون انگلیسی بود و من نمی خواستم
تو انگلیس زندگی کنم

01:12:25.595 --> 01:12:27.054
یا به طور تمام وقت اینو نمیخواستم

01:12:27.055 --> 01:12:29.598
من هنوز انگلیس رو دوست دارم
برای زندگی کردن جای خوبیه

01:12:29.599 --> 01:12:30.974
اما در یک لحظه خاص

01:12:30.975 --> 01:12:34.144
من فی داناوی بودم و یک بازیگر آمریکایی بودم

01:12:34.145 --> 01:12:35.729
و برای یک بازیگر آمریکایی در انگلستان

01:12:35.730 --> 01:12:37.773
کارهای زیادی نبود

01:12:37.774 --> 01:12:41.443
و اگه کار نمی کردم حس نمی کردم
در بهترین حالت خودم هستم

01:12:41.444 --> 01:12:44.238
من فقط میخواستم به کشورم برگردم

01:12:44.239 --> 01:12:46.825
و با روش خودم پیش برم

01:12:47.826 --> 01:12:50.327
سلام

01:12:50.328 --> 01:12:52.830
ما فی رو برای تل آویو آماده می کنیم

01:12:52.831 --> 01:12:55.833
اون خوشگل شده

01:12:55.834 --> 01:12:58.168
داری به موهات دست میزنی
آخر موهات

01:12:58.169 --> 01:12:59.420
آره همینجوری

01:12:59.421 --> 01:13:01.922
...وقتی اینکار رو می کنم
باشه ؛ دستش رو گرفتی؟

01:13:01.923 --> 01:13:03.007
آره

01:13:03.008 --> 01:13:05.010
شگفت انگیزه

01:13:05.719 --> 01:13:08.512
وقتی صحبت از بازیگرهای زن میشه

01:13:08.513 --> 01:13:11.974
واقعا تفاوت زیادی

01:13:11.975 --> 01:13:13.308
با بازیگر مرد وجود داشت

01:13:13.309 --> 01:13:15.019
عالیه

01:13:15.020 --> 01:13:16.229
این عالیه

01:13:16.646 --> 01:13:19.857
درواقع یکی از بزرگترین عوامل

01:13:19.858 --> 01:13:21.483
یک بار بهم گفت

01:13:21.484 --> 01:13:23.527
که ترجیح میده نماینده مردان باشه

01:13:23.528 --> 01:13:27.281
چون حرفه اونا طولانی تر از مردهاست

01:13:27.282 --> 01:13:31.076
زن ها با رسیدن به چهل سالگی

01:13:31.077 --> 01:13:33.537
اونقدر بزرگ نیستی که نقش مادربزرگ رو بازی کنی

01:13:33.538 --> 01:13:35.080
و شاید الان

01:13:35.081 --> 01:13:37.041
فکر می کنی به اندازه کافی جوان نیستی

01:13:37.042 --> 01:13:39.586
تا نقش معشوقه رو داشته باشی

01:13:40.104 --> 01:13:41.271
من دنبال نقشم

01:13:41.296 --> 01:13:43.881
که فقط مسایل واقعی رو لمس می کنه

01:13:43.882 --> 01:13:47.092
و احساسات واقعی زن ها

01:13:47.093 --> 01:13:49.428
به جای اینا که خیلی کنترل شده بود

01:13:49.429 --> 01:13:51.847
میخواستم نوع بیرونی شخصیت رو نشون بدم

01:13:51.848 --> 01:13:53.807
...و من احساس کردم که

01:13:53.808 --> 01:13:55.559
میدونی که هشت سال تو لندن زندگی کردم

01:13:55.560 --> 01:13:58.228
و اساسا از خونه دور بودم

01:13:58.229 --> 01:14:01.440
...و واقعا دنبالش بودم و

01:14:01.441 --> 01:14:04.860
حالا که در حال تهیه کنندگی هستم
در حال توسعه نقش خودم هستم

01:14:04.861 --> 01:14:08.405
من واقعا دنبال زن هایی هستم که بامزه هستند

01:14:08.406 --> 01:14:10.199
آسیب پذیر و پیچیده هستند

01:14:10.200 --> 01:14:13.660
و اینکه من فرصتی برای توسعه همه این مناطق دارم

01:14:13.661 --> 01:14:16.413
میخواستم پروژه های خودم رو شروع کنم

01:14:16.414 --> 01:14:19.750
و بنابراین در اون زمان به کالیفرنیا نقل مکان کردم

01:14:19.751 --> 01:14:23.379
من در لیندا کرست درایو در
بورلی هیلز زندگی می کردم

01:14:23.380 --> 01:14:25.297
در یک خونه سفید خیلی زیبا

01:14:25.298 --> 01:14:26.924
مربوط به تولیده

01:14:26.925 --> 01:14:28.467
میدونی چون این یک شهره

01:14:28.468 --> 01:14:30.928
درواقع جاییه که همه کسب و کارها اونجا انجام میشه

01:14:30.929 --> 01:14:32.346
و من به نوعی اونو جالب میدونم

01:14:32.347 --> 01:14:34.765
این یک جامعه است

01:14:34.766 --> 01:14:36.934
کیت کپشاو و حالا آخرین مجری ما

01:14:36.935 --> 01:14:40.939
لطفا اجازه بدید فی واناوی افسانه ای رو معرفی کنم

01:14:45.485 --> 01:14:47.111
رودخانه ای از سنت هست

01:14:47.112 --> 01:14:49.947
که در این صنعت و در گذر زمان میگذره

01:14:49.948 --> 01:14:52.991
بازیگرهایی که نقش هایی رو بر عهده میگیرند
که چالش برانگیزه

01:14:52.992 --> 01:14:56.787
حکمت متعارف در مورد اینکه یک زن کیه

01:14:56.788 --> 01:14:59.249
و شارون استون این کار رو کرد

01:14:59.558 --> 01:15:04.396
شارون ؛‌من بهت سلام می کنم و تو رو تحسین می کنم
و دوستت دارم

01:15:04.421 --> 01:15:06.922
من تو یک عکاسی با فی آشنا شدم

01:15:06.923 --> 01:15:08.799
قبل از انتشار فیلم غریزه اصلی

01:15:08.800 --> 01:15:10.426
داشتم کارهای مطبوعاتیش رو انجام میدادم

01:15:10.427 --> 01:15:11.927
و من گفتم

01:15:11.928 --> 01:15:14.972
میتونم عکس هات رو ببینم؟

01:15:14.973 --> 01:15:18.100
حتما بچه جون ؛ فقط از خط چشمم فاصله بگیر

01:15:18.101 --> 01:15:20.436
پس من یک گوشه موندم

01:15:20.437 --> 01:15:24.440
و اونو دیدم و اون خیلی خوب بود

01:15:24.441 --> 01:15:26.066
اون خیلی حرفه ای بود

01:15:26.067 --> 01:15:29.153
و منظورم اینه که او خیلی زیباست

01:15:29.154 --> 01:15:30.654
و ما واقعا بهش حسادت میکردیم

01:15:30.655 --> 01:15:32.031
اون خیلی مشتاق بود

01:15:32.032 --> 01:15:35.659
تا بهم این فرصت رو بده که بشناسمش

01:15:35.660 --> 01:15:39.663
ازش یاد بگیرم و تجربه اونو درک کنم

01:15:39.664 --> 01:15:43.042
و اون بهم پیشنهاد دوستی داد

01:15:43.043 --> 01:15:45.252
که انتظارش رو نداشتم

01:15:45.253 --> 01:15:47.171
از کسی که در اون جایگاه بود

01:15:47.172 --> 01:15:48.797
تو همیشه سعی می کنی جبران کنی

01:15:48.798 --> 01:15:51.592
اگه میدونی چیکار باید انجام بدی
باید اونو به اشتراک بزاری

01:15:51.593 --> 01:15:54.136
تو باید اونو به افرادی که بهش نیاز دارند عرضه کنی

01:15:54.137 --> 01:15:56.764
به اونایی که لیاقتش رو دارند
و من این حس رو دارم

01:15:56.765 --> 01:15:58.724
کمک به شارون حس خوبی داشت

01:15:58.725 --> 01:16:01.810
و ما هنوز تا امروز دوستان خوبی هستیم

01:16:01.811 --> 01:16:03.562
من پرده رو دوست دارم

01:16:03.563 --> 01:16:05.356
اما اون پرده ها ساده تر نبودند

01:16:05.357 --> 01:16:07.316
موریانه اومده

01:16:07.317 --> 01:16:08.734
اما تو یک نجاری

01:16:08.735 --> 01:16:11.071
حدس میزنم اونا واقعا یک غذای خوش ساخت میخواستند

01:16:12.238 --> 01:16:14.281
من و رابرت اوریچ میخواستیم
یک کمدی بسازیم

01:16:14.282 --> 01:16:17.993
به نام این قراره تو باشی
و این اولین سرمایه گذاری من بود

01:16:17.994 --> 01:16:20.287
تو این سیتکام که درواقع یک کمدی بود

01:16:20.288 --> 01:16:21.997
که واقعا باب میل من نبود

01:16:21.998 --> 01:16:23.707
منظورم اینه ؛ من یک بازیگر کمدی نیستم

01:16:23.708 --> 01:16:24.833
...من یک

01:16:24.834 --> 01:16:27.044
پایین و کثیف ؛ بازیگر دراماتیکم

01:16:27.045 --> 01:16:29.171
اما میخواستم امتحانش کنم

01:16:29.172 --> 01:16:31.715
اون خیلی جلوتر از گروه بود و گفت

01:16:31.716 --> 01:16:33.050
میدونی چیه؟ من میخوام برم تلویزیون بیارم

01:16:33.051 --> 01:16:35.844
من میخوام برم یک کار تجاری و خنده دار بسازم

01:16:35.845 --> 01:16:37.888
و جایی برای کار کردن داشته باشم ؛ میدونی

01:16:37.889 --> 01:16:40.432
هشت یا نه ماه در سال ؛‌و بعدش مرخصی داشتم

01:16:40.433 --> 01:16:43.394
و اون میتونست بره و کاری کوچیک و مستقل انجام بده

01:16:43.395 --> 01:16:44.603
و تو تلویزیون فعالیت کنه

01:16:44.604 --> 01:16:45.813
و اون میتونه به تئاتر برگرده

01:16:45.814 --> 01:16:47.272
اما اون گزینه هایی داشت

01:16:47.273 --> 01:16:49.733
اما وقتی نوبت به فیلم ها میرسه فکر می کنم
اون واقعا انتخاب های خوبی کرده

01:16:49.734 --> 01:16:52.611
اون این فیلم رو با امیر کوستوریاکا میسازه

01:16:52.612 --> 01:16:54.405
به نام رویای آریزونا

01:16:54.406 --> 01:16:56.573
که یک ماجراجویی سورئاله

01:16:56.574 --> 01:16:59.576
که در اون با جانی دپ همبازی میشه

01:16:59.577 --> 01:17:02.830
و غیرقابل باور نیست که شخصیت اون

01:17:02.831 --> 01:17:06.166
به طرز عاشقانه ای به سمت این زن مسن تر کشیده شده

01:17:06.167 --> 01:17:07.459
جانی دپ یک شاهزاده است

01:17:07.460 --> 01:17:09.336
و دوباره باهاش کار کردم

01:17:09.337 --> 01:17:11.463
اولیش فیلم رویای آریزونا بود

01:17:11.464 --> 01:17:12.673
و بعدش ما

01:17:12.674 --> 01:17:15.759
دون خوان دیمارکو رو با مارلون براندو بازی کردیم

01:17:15.760 --> 01:17:17.636
این فیلم هایی مثل چمپر بود

01:17:17.637 --> 01:17:19.930
با جین هکمن و کریس اودانل

01:17:19.931 --> 01:17:22.725
و جیا با آنجلینا جولی که
برای شبکه اچ.بی.او ساخته شد

01:17:22.726 --> 01:17:24.143
و برنده گلدن گلوب شد

01:17:24.144 --> 01:17:26.645
این برای من امشب جایزه بزرگیه

01:17:26.646 --> 01:17:28.105
و کاملا شوکه شدم

01:17:28.106 --> 01:17:30.149
چون واقعا انتظار پیروزی نداشتم

01:17:30.150 --> 01:17:33.277
...نمی دونم چرا ؛‌میدونی یعنی

01:17:33.278 --> 01:17:35.654
اما نکته اینجاست که من واقعا از این کار ممنونم

01:17:35.655 --> 01:17:37.948
و این ارزش زیادی داره چون در حال مبارزه هستم

01:17:37.949 --> 01:17:40.743
و تلاش می کنم پروژه های خودم رو هم
در کنارش انجام بدم

01:17:40.744 --> 01:17:43.954
در دهه نود فیلمساز های جوانتری رو پیدا می کنی

01:17:43.955 --> 01:17:45.622
که در دهه ۸۰ در مدرسه فیلمسازی بودند

01:17:45.623 --> 01:17:47.458
و البته اونا مثل من بزرگ شدند

01:17:47.459 --> 01:17:49.209
با فیلم های دهه ۷۰

01:17:49.210 --> 01:17:51.628
پس من مطمئنم که جیمز گری اینطوری میگه
داری باهام شوخی می کنی؟

01:17:51.629 --> 01:17:53.922
<i>یعنی میتونم فی داناوی
را کارگردانی کنم؟»</i>

01:17:53.923 --> 01:17:56.217
نمی دونی اون برای فرانک چیکار می کنه؟

01:17:57.635 --> 01:17:59.679
چی؟

01:18:00.555 --> 01:18:03.390
فکر می کنی اون چطور پول همه چیزهایی رو
که برات میخره رو بدست میاره؟

01:18:03.391 --> 01:18:05.768
چند بازیگر در دهه ۲۰۰۰ بودند

01:18:05.769 --> 01:18:08.479
مارک والبرگ ؛ شارلیز ترون و واکین فینیکس

01:18:08.480 --> 01:18:11.190
و بعدش اون دسته از بازیگرهای قدیمی بودند

01:18:11.191 --> 01:18:13.567
جیمز کان‌ ؛ فی داناوی ؛ الن برستین

01:18:13.568 --> 01:18:15.986
که از قهرمان های دهه ۷۰ من بودند

01:18:15.987 --> 01:18:17.988
خیلی عالی بود چون بازیگرهای جوانتر رو بخاطر دارم

01:18:17.989 --> 01:18:21.658
که همیشه دنبال بازیگرهای مسن تر هستند
تا چیزی یاد بگیرند

01:18:21.659 --> 01:18:23.786
خیاط ها بی نظیر بود

01:18:23.787 --> 01:18:25.704
چون دو نسل داشت

01:18:25.705 --> 01:18:29.041
و بنابراین این یک کار گروهی بود

01:18:29.042 --> 01:18:32.002
جایی که دو نسل با هم همکاری می کردند

01:18:32.003 --> 01:18:35.673
گری کارگردان فوق العاده ای بود پس تجربه خوبی بود

01:18:35.674 --> 01:18:37.007
فوق العاده تاثیرگذار بود

01:18:37.008 --> 01:18:39.718
اما اونا با من فوق العاده بودند

01:18:39.719 --> 01:18:42.513
هر شهرتی از جهت های مختلف بود

01:18:42.514 --> 01:18:45.140
همچنین نظرش درباره وضعیت زنان بود

01:18:45.141 --> 01:18:48.018
از جهاتی بهشون برخورد و قضاوت شدند

01:18:48.019 --> 01:18:50.772
در مقیاسی خیلی متفاوت از مردان

01:18:51.064 --> 01:18:54.692
پس آره ؛ داستان اون خیلی مرتبطه

01:18:54.693 --> 01:18:56.694
اون یک فیلم کوتاه رو کارگردانی کرد

01:18:56.695 --> 01:18:58.697
که بنظرم خیلی خوب بود
برنده جایزه پرنده زرد بود

01:18:59.239 --> 01:19:01.615
از تنسی ویلیامز اقتباس شده

01:19:01.616 --> 01:19:03.826
صدا پیشگی رو خود ویلیامز انجام داد

01:19:03.827 --> 01:19:07.121
و در جشنواره کن ۲۰۰۱ به نمایش در اومد

01:19:07.122 --> 01:19:10.833
پس اون فقط یک فیلم در صفحه نمایش نبود

01:19:10.834 --> 01:19:13.043
اون یک بازیگر سخت کوش در صحنه بود

01:19:13.044 --> 01:19:16.046
بازیگر سینما‌ ؛ کارگردان ؛ یک فیلم کوتاه

01:19:16.047 --> 01:19:18.173
و کسی که بتونه نقش ماریا کالاس رو بازی کنه

01:19:18.174 --> 01:19:20.551
اون الان از نقشش لذت میبره

01:19:20.552 --> 01:19:21.844
در نمایشنامه مسترکلاس

01:19:21.845 --> 01:19:24.179
در تئاتر دولدیت در لس آنجلس

01:19:24.180 --> 01:19:25.347
تا ۱۳ جولای

01:19:25.348 --> 01:19:27.641
دریافت نظرات و نقد ها همه عالی بوده

01:19:27.642 --> 01:19:29.435
وقتی نوبت به پایانش میرسه

01:19:29.436 --> 01:19:31.979
فی خوش اومدی ؛ و از اینکه
به شبکه سی.بی.اس اومدی ممنونم

01:19:31.980 --> 01:19:35.232
فیلم کلاس استاد درباره ماریا کالاس بزرگه

01:19:35.233 --> 01:19:37.985
وقتی اون در جولیارد تدریس صدا میکرد

01:19:37.986 --> 01:19:40.696
لحظه ای از زندگی اون

01:19:40.697 --> 01:19:42.364
در اواخر دوران حرفه ایش بود

01:19:42.365 --> 01:19:43.574
اوایل دهه پنجاه بود

01:19:43.575 --> 01:19:46.118
جایی که اون بعضی از اونا رو خیلی معروف نگه داشت

01:19:46.119 --> 01:19:48.954
و کلاس های استاد با حضور خوب در جولیارد پیش رفت

01:19:48.955 --> 01:19:50.998
و همه از تنسی ویلیامز

01:19:50.999 --> 01:19:53.542
برای لئونارد برنشتاین اونجا بودند

01:19:53.543 --> 01:19:57.755
تشویق نکنید ؛ ما اینجاییم تا کار کنیم

01:19:57.756 --> 01:20:00.049
شما تو تئاتر نیستید ؛ این یک کلاس درسه

01:20:00.050 --> 01:20:03.845
بدون پوشه ؛‌ این یک کلاس کارشناسی ارشده

01:20:04.179 --> 01:20:06.472
نمایشنامه رو در لس آنجلس دیدم

01:20:06.473 --> 01:20:08.557
وقتی اونجا بود

01:20:08.558 --> 01:20:10.976
و فی به اون شخصیت تبدیل شد

01:20:10.977 --> 01:20:13.729
چون اگه به هر دوی اونا نگاه کنیم
شبیه هم نیستند

01:20:13.730 --> 01:20:17.107
اما روی صحنه ماریا کالاس رو دیدید

01:20:17.108 --> 01:20:19.276
پس اون بازی رو برای شروع انجام داد

01:20:19.277 --> 01:20:21.945
و بعدش حقوق بعد از نمایش رو خرید

01:20:21.946 --> 01:20:23.403
و انتخابش کرد و فیلم رو ساخت

01:20:23.448 --> 01:20:25.449
برداشتن چیزی از صحنه سخت نیست؟

01:20:25.450 --> 01:20:26.742
که اونو روی صفحه نمایش قرار بدی؟

01:20:26.743 --> 01:20:29.912
نه واقعا ؛ نمایشنامه های زیادی بازسازی شده
...مثل جنایت های قلبی

01:20:29.913 --> 01:20:31.747
...درسته ؛‌و نمایشنامه رانندگی خانم دیزی

01:20:31.748 --> 01:20:33.540
رانندگی خانم دیزی یک فیلم بزرگ و عالی بود

01:20:33.541 --> 01:20:35.376
و درواقع من اونو روی صحنه دیدم

01:20:35.377 --> 01:20:37.211
نه ؛‌تو کاری انجام میدی که بهش میگند باز کردنش

01:20:37.212 --> 01:20:39.046
...به نظرم این فیلم احتمالا باید

01:20:39.047 --> 01:20:41.590
قطعا باید به چیزی که مک نالی نوشته
وفادار بمونه

01:20:41.591 --> 01:20:44.760
وقتی نوبت به کار میرسه
مامانم دچار وسواس میشه

01:20:44.761 --> 01:20:46.845
اون میخواست همه چیز رو حل کنه

01:20:46.846 --> 01:20:50.057
نوشتن ؛‌کارگردانی و حضور در اون

01:20:50.058 --> 01:20:51.392
با بازی ماریا کالاس

01:20:51.393 --> 01:20:56.105
حرفه در تئاتر نیاز به تمرکز داره

01:20:56.106 --> 01:20:58.899
جزئیات کامل

01:20:58.900 --> 01:21:00.818
این فیلم در نهایت یک مقدار بودجه دریافت کرد

01:21:00.819 --> 01:21:03.987
و اونا شروع به فیلمبرداری در پونتیاک میشیگان کردند

01:21:03.988 --> 01:21:06.115
برای دو سه ماه

01:21:06.116 --> 01:21:07.366
و بعدش اونا مجبور به تعطیلی شدند

01:21:07.367 --> 01:21:09.660
چون پول رو به اتمام بود

01:21:09.661 --> 01:21:11.662
پس من وارد شدم و کمک کردم
تا مسئولیت رو بر عهده بگیرم

01:21:11.663 --> 01:21:13.247
تمام کارهایی که باید انجام میشد

01:21:13.248 --> 01:21:16.000
تا شاید به نوعی تولید رو
به مسیر درست برگردونیم

01:21:16.001 --> 01:21:19.920
اما خیلی دیر شده بود
پول ته کشیده بود

01:21:19.921 --> 01:21:23.340
به همون اندازه ای که براش یک پروژه پرشور بود

01:21:23.341 --> 01:21:27.302
تو باید در یک نقطه خاص واقع بین باشی

01:21:27.303 --> 01:21:28.762
و خاموش شد

01:21:28.763 --> 01:21:30.806
خیلی ویرانگر بود

01:21:30.807 --> 01:21:33.851
مدت زیادی تیکه تیکه بودم

01:21:33.852 --> 01:21:37.229
میدونی ؛ تو اتاقم حبس شدم و تحلیل میرفتم

01:21:37.230 --> 01:21:39.023
درست وقتی که چنین رویایی داری

01:21:39.024 --> 01:21:40.649
و مدت زیادی روش کار کردی

01:21:40.650 --> 01:21:44.236
میدونستم درمورد چیه
میدونستم اون درباره چیه

01:21:44.237 --> 01:21:46.030
اما من خیلی اینو برای خودم میخواستم

01:21:46.031 --> 01:21:48.699
باید راه اندازیش می کردم
و کارگردان خوبی پیدا می کردم

01:21:48.700 --> 01:21:49.992
و خودم میخواستم توش بازی کنم

01:21:49.993 --> 01:21:51.869
اما در اون زمان بیش از حد میخواستمش

01:21:51.870 --> 01:21:54.289
پس این یک اشتباه بود

01:22:03.381 --> 01:22:07.551
در نهایت تصمیم گرفتی به شهر نیویورک برگردی

01:22:07.552 --> 01:22:09.386
نیویورک چی داره؟

01:22:09.387 --> 01:22:11.388
خب ؛ همیشه شهر من بوده

01:22:11.389 --> 01:22:13.724
میدونی ؛‌ منظورم اینه که یادمه اولین باری که
نیویورک رو دیدم

01:22:13.725 --> 01:22:15.809
به عنوان یک دختر جوان جنوبی ؛‌میدونی

01:22:15.810 --> 01:22:18.896
و اون گوشه وایسادم و میخواستم تاکسی بگیرم

01:22:18.897 --> 01:22:20.189
و سرعتش

01:22:20.190 --> 01:22:22.816
نمی تونی اونو هر جایی تکرار کنی

01:22:22.817 --> 01:22:24.610
و لس آنجلس خیلی آروم تره

01:22:24.611 --> 01:22:26.904
من انرژی نیویورک رو دوست دارم

01:22:26.905 --> 01:22:28.907
پس برای همینه که به عقب برگشتم

01:22:29.407 --> 01:22:31.617
مامانم مدتی بود که کار نکرده بود

01:22:31.618 --> 01:22:34.912
و اون واقعا میخواست برگرده

01:22:34.913 --> 01:22:36.163
چون بازیگری اشتیاق اون بود

01:22:36.164 --> 01:22:38.707
و مادرم همیشه عاشق تئاتر بوده

01:22:38.708 --> 01:22:39.958
این اولین علاقه اونه

01:22:39.959 --> 01:22:42.461
پس نمایشنامه چای ساعت پنج رو ارائه کردم

01:22:42.462 --> 01:22:45.172
جایی که مادرم نقش کاترین هپبورن رو بازی می کرد

01:22:45.173 --> 01:22:48.926
و اولش برای انجام این کار
خیلی هیجان زده بود

01:22:48.927 --> 01:22:50.969
احساس می کردم باید این کار رو انجام بدم

01:22:50.970 --> 01:22:53.764
برای تجربه بازگشت به صحنه

01:22:53.765 --> 01:22:56.016
اما من احساس نمی کردم که براش مناسب باشم

01:22:56.017 --> 01:22:58.936
چون کاترین هپبورن از انگلستان جدید بود

01:22:58.937 --> 01:23:00.145
و من اهل جنوبم

01:23:00.146 --> 01:23:02.439
و بنابراین حس متفاوتی داشت

01:23:02.440 --> 01:23:06.443
و نگران این بودم که واقعا بتونم بازیش کنم

01:23:06.444 --> 01:23:08.779
و بیشتر و بیشتر عصبانیم میکرد

01:23:08.780 --> 01:23:10.781
...و کاملا مطمئنم ؛‌میدونم

01:23:10.782 --> 01:23:13.283
این ضربه دوقطبی بود

01:23:13.284 --> 01:23:15.953
این یکی از اون چیزهایی بود
که نمی خواست ترکش کنه

01:23:15.954 --> 01:23:17.830
اما در همون زمان نمی خواست انجامش بده

01:23:17.831 --> 01:23:21.625
به آرومی با ادامه دادن نمایش
اون شروع به عصبانیت کرد

01:23:21.626 --> 01:23:23.210
اون شروع به بازیگری کرد

01:23:23.211 --> 01:23:25.462
شیاطین به نوعی اونو در اختیار گرفتند

01:23:25.463 --> 01:23:28.173
و اون ازش اخراج شد و اونا رو لغو کرد

01:23:28.174 --> 01:23:30.969
و فقط همین بود

01:23:31.386 --> 01:23:33.220
رفتار نامنظم

01:23:33.221 --> 01:23:37.224
این به واقعیت های بیولوژیکی و فیزیکی برمیگرده

01:23:37.225 --> 01:23:39.811
...این حساسیته و چیزیه که

01:23:40.311 --> 01:23:42.271
فقط بخشی از آرایش منه

01:23:42.272 --> 01:23:44.106
خدارو شکر که دارو هست

01:23:44.107 --> 01:23:45.566
و مطالعاتی هست

01:23:45.567 --> 01:23:47.609
و پزشکانی هستند که با این موضوع سر و کار دارند

01:23:47.610 --> 01:23:50.362
و من تونستم ازش بهره ببرم

01:23:50.363 --> 01:23:52.322
اما دارو خیلی مهمه

01:23:52.323 --> 01:23:54.742
و بعدش دوباره سقوط می کنی ؛ میدونی

01:23:54.743 --> 01:23:57.954
دلایل روانی و بیولوژیکی وجود داره

01:23:58.955 --> 01:24:02.541
برای من در طول زندگیم خیلی باهاش
دست و پنج نرم کردم

01:24:02.542 --> 01:24:05.002
یعنی الان هم میتونم گوشی رو بردارم

01:24:05.003 --> 01:24:07.212
و اگه اون فقط یکم دور باشه
منم همینطور هستم

01:24:07.213 --> 01:24:09.465
امروز داروهات رو خوردی؟ و اون اینطوری بود که

01:24:09.466 --> 01:24:11.508
نمی دونم ؛ بزار بررسی کنم
نه ؛ نمی دونم

01:24:11.509 --> 01:24:13.887
حالا برام خیلی دقیقه

01:24:14.196 --> 01:24:16.364
الان خیلی خوشحال ترم

01:24:16.389 --> 01:24:18.223
نسبت به همه چیز حس بهتری دارم

01:24:18.224 --> 01:24:20.267
و من فکر می کنم هر چیزی که حس بهتری داشته باشه

01:24:20.268 --> 01:24:24.022
هرچی بیشتر باید کاری رو انجام بدی
که معناداره

01:24:29.861 --> 01:24:33.947
من درواقع بعضی وقت ها فی داناوی رو میبینم

01:24:33.948 --> 01:24:36.618
چون ما در یک باشگاه تمرین می کنیم

01:24:37.702 --> 01:24:39.995
پس تازگیا اونو دیدم

01:24:39.996 --> 01:24:42.331
اون سخت کار می کنه
اون عالی بنظر میرسه

01:24:42.332 --> 01:24:45.250
اون واقعا جدیش میگیره

01:24:45.251 --> 01:24:47.252
از خودش مراقبت می کنه

01:24:47.253 --> 01:24:51.006
و صادقانه بگم ؛‌ در سن اون
خیلی باشکوه بنظر میرسه

01:24:51.007 --> 01:24:53.050
برای همینه که فکر می کنم هنوز

01:24:53.051 --> 01:24:56.012
حقیقت بیشتری هست که این
بازیگر افسانه ای باید ارائه بده

01:24:59.557 --> 01:25:02.559
از وقتی خیلی جوان بودم ؛ همیشه به کن میرفتیم

01:25:02.560 --> 01:25:05.229
ما هر سال میرفتیم
مامانم عاشق کنه

01:25:05.230 --> 01:25:07.773
اون عاشق فرانسه است
اون عاشق مردم فرانسه است

01:25:07.774 --> 01:25:10.693
و زمانی که اونجاست انگار یک آدم
کاملا متفاوت میشه

01:25:10.694 --> 01:25:13.904
خیلی شادتره ؛ سرشار از زندگیه

01:25:13.905 --> 01:25:16.865
و اون تقریبا شوکه شده بود

01:25:16.866 --> 01:25:19.910
وقتی که میخواستند اون چهره کن باشه

01:25:19.911 --> 01:25:21.412
این بزرگترین افتخار برای اون بود

01:25:21.413 --> 01:25:23.038
فقط برای اینکه اون عاشق رفتن به اونجا بود

01:25:23.039 --> 01:25:24.164
این جشنواره منه

01:25:24.165 --> 01:25:26.625
که من همیشه برای یادگیری فیلمسازی میرم

01:25:26.626 --> 01:25:29.795
و داشتن چهره من اونجا
خیلی متواضعانه بود

01:25:29.796 --> 01:25:33.925
و این باعث افتخاره و من خیلی قدردانم

01:25:34.092 --> 01:25:36.301
جری شاتزبرگ اون عکس رو گرفت

01:25:36.302 --> 01:25:39.013
و با پرچمی بزرگ بر فراز کاخ بود

01:25:39.014 --> 01:25:42.099
این کار بزرگیه که کن اون سال براش انجام داد

01:25:42.100 --> 01:25:43.267
و برای من

01:25:43.268 --> 01:25:44.268
خیلی خوب بود

01:25:44.269 --> 01:25:45.686
من برای دیدن فیلم ها میام

01:25:45.687 --> 01:25:47.896
این بهترین فیلم جهان در یک لحظه خاصه

01:25:47.897 --> 01:25:49.106
اخلاق بامزه مامانم اینه که

01:25:49.107 --> 01:25:51.734
مهم نیست اوضاع چقدر بد بشه

01:25:51.735 --> 01:25:53.986
وقتی چراغ ها و دوربین ها روشن میشند

01:25:53.987 --> 01:25:56.280
جای سوالی نیست ؛‌میدونی
فکر می کنم اون احساس می کنه

01:25:56.281 --> 01:25:57.991
که انگار دوباره سی سالشه

01:25:58.700 --> 01:26:00.743
اونا بانی و کلاید رو در کن به نمایش میزارند

01:26:00.744 --> 01:26:04.455
و یکی از چیزهایی که باعث میشه به گذشته نگاه کنه

01:26:04.456 --> 01:26:07.541
و با دیدن دوباره اون بانی و کلاید

01:26:07.542 --> 01:26:11.128
و به همون اندازه هیجان انگیز و شگفت انگیز بود

01:26:11.129 --> 01:26:13.798
مثل زمانی که برای اولین بار دیدیش

01:26:17.427 --> 01:26:20.512
پس آخرش وقتی که چراغ ها بالا میرند

01:26:20.513 --> 01:26:24.350
اون رو به پسرش لیام کرد و گفت : خب؟

01:26:24.351 --> 01:26:26.353
حالا به مادرت افتخار می کنی؟

01:26:26.644 --> 01:26:30.939
و اون گفت : من همیشه بهت افتخار می کنم مامان

01:26:30.940 --> 01:26:33.693
صادقانه بگم ؛ واقعا تاثیرگذار بود

01:26:35.028 --> 01:26:37.071
وقتی کسی مریض میشه

01:26:37.072 --> 01:26:39.740
یا نمی تونه از خودش مراقبت کنه

01:26:39.741 --> 01:26:43.077
پیش کسی میمونه که بهش خیلی نزدیکه

01:26:43.078 --> 01:26:45.162
تا بهشون کمک کنه

01:26:45.163 --> 01:26:47.998
و هنگامی که اون دچار حملات شیدایی شد

01:26:47.999 --> 01:26:50.000
یا افسردگی یا مریضی دوقطبی

01:26:50.001 --> 01:26:51.460
با این حال و هوا بیرون میاد

01:26:51.461 --> 01:26:54.838
تو می بینیش ؛ تقریبا شبیه فیلم عزیزترین مامانه

01:26:54.839 --> 01:26:56.257
اون فقط اون انرژی رو داره

01:26:56.675 --> 01:27:00.260
من سالها در هالیوود با هیولاهای بدتر از تو جنگیدم

01:27:00.261 --> 01:27:02.471
من میدونم چطور در راه سخت برنده بشم

01:27:02.472 --> 01:27:04.515
وقتی اون به دفتر وکیل ما میره

01:27:04.516 --> 01:27:06.350
کاراکترش شبیه فیلم شبکه میشه
جایی که اون انگار

01:27:06.351 --> 01:27:08.936
من میدونم درباره چی صحبت می کنم
این باید اینطوری انجام بشه

01:27:08.937 --> 01:27:11.063
من قراره تا شنبه در لس آنجلس باشم

01:27:11.064 --> 01:27:12.940
و میخوام اونو به چرخش دربیارم

01:27:12.941 --> 01:27:16.151
و فکر می کنم باید این سوال رو از خودت بپرسی

01:27:16.152 --> 01:27:19.655
اگه اونقدر درد نداشت

01:27:19.656 --> 01:27:22.700
آیا اینقدر خوب میشد؟
...و بعدش به نوبه خودش

01:27:22.701 --> 01:27:26.371
اونو مجبور نمی کرد که بتونه
با اونایی که بازیگر هستند ارتباط بگیره

01:27:27.038 --> 01:27:29.540
باید خوبی رو کنار بدی قرار بدی ؛ میدونی؟
زندگی همینه

01:27:29.541 --> 01:27:32.960
اون اینجاست
سلام ؛ حالت چطوره؟

01:27:32.961 --> 01:27:35.546
صبر کن. باید درست نگهش دارم

01:27:35.547 --> 01:27:37.548
فرد مورد علاقه من در زندگیم

01:27:37.549 --> 01:27:40.342
پسرمه که همیشه اولین بوده

01:27:40.343 --> 01:27:42.302
و نوه ام

01:27:42.303 --> 01:27:44.013
اونا تکیه گاه من هستند
اونا همون چیزی هستند که

01:27:44.014 --> 01:27:45.723
بهشون تکیه می کنم و بهشون میچسبم

01:27:45.724 --> 01:27:46.974
بیشتر از هر چیز دیگه ای

01:27:46.975 --> 01:27:50.269
همچنین، در پایان ؛ پسرم

01:27:50.270 --> 01:27:51.687
میخوام ازش تشکر کنم

01:27:51.688 --> 01:27:54.065
لیام ؛ تو بهترینی
و از همه شما ممنونم

01:27:55.584 --> 01:27:59.379
اون به عنوان یک فرد عالی شروع به کار کرد

01:27:59.404 --> 01:28:01.780
برای معروف شدن تلاش کرد

01:28:01.781 --> 01:28:05.493
و به عنوان یک فرد مشهور
تلاش می کرد تا عادی باشه

01:28:09.372 --> 01:28:11.373
من قطعا فی داناوی هستم

01:28:11.374 --> 01:28:12.750
من همینم

01:28:12.751 --> 01:28:15.419
و دوروتی فی جایی در پس زمینه قرار داره

01:28:15.420 --> 01:28:18.464
اون شخصیت کودکیه که اونجا بود

01:28:18.465 --> 01:28:20.549
یقینا به نوعی دوستش دارم

01:28:20.550 --> 01:28:24.095
فی داناوی ؛ ظاهرشه ؛ به گمونم مثل پوسته است

01:28:28.808 --> 01:28:32.645
اما همچنان عمیق ترین روح من دوروتی فی ئه

01:28:32.669 --> 01:28:44.669
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:28:47.741 --> 01:28:55.741
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
