WEBVTT

00:00.600 --> 00:15.354
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

00:41.280 --> 00:49.880
‫[می‌دونم خیلی‌ها توی دنیا قربانی
‫ خشونت جنسی شدن]

00:51.160 --> 00:57.920
‫[این فیلم شاید آزاردهنده باشه، اگه لازم بود
‫ چشم‌هاتون رو ببندید و عمیق نفس بکشید]

00:58.000 --> 01:02.480
‫[این کار بارها به من کمک کرده]

01:05.400 --> 01:10.760
‫[حالا می‌خوام داستان خودم رو تعریف کنم]

01:13.840 --> 01:16.920
‫قصد دارم خودم رو مستند کنم.

01:19.400 --> 01:21.920
‫چیزی که حس می‌کنم و...

01:23.400 --> 01:28.000
‫نمی‌دونم بعدش چی می‌شه.

01:30.640 --> 01:33.840
‫ولی هفته آینده،

01:33.920 --> 01:38.400
‫بعد از ۱۰ مه، پنج روز قبل
‫از تولد ۲۸ سالگیم،

01:38.480 --> 01:41.720
‫همه چیز قراره تغییر کنه.

01:44.920 --> 01:51.560
‫یه فرصتی دارم تا حقیقت چیزی که
‫دو سال پیش برام اتفاق افتاد رو بگم.

01:51.640 --> 01:56.440
‫چیزی که به نظرم بهش بی‌توجهی شده.

02:01.520 --> 02:06.200
‫این می‌تونه یه تغییر بزرگ
‫توی زندگیم ایجاد کنه،

02:06.280 --> 02:11.840
‫و همین‌طور برای خیلی‌های دیگه.

02:14.040 --> 02:19.520
‫ازش مطمئن نیستم... می‌ترسم و نمی‌دونم
‫ می‌تونم این مسئولیت رو قبول کنم یا نه،

02:19.600 --> 02:22.720
‫ولی فقط می‌خوام حقیقت رو بگم.

02:34.480 --> 02:38.560
‫سلام خواهر بزرگه،
‫ حالت چطوره؟

02:38.640 --> 02:44.120
‫مامان گفت باید چیزی که اتفاق افتاده رو بگی.

02:44.200 --> 02:49.640
‫ولی بهت انگ می‌زنن.

02:49.720 --> 02:52.480
‫حتی اگه بخوای به‌عنوان خبرنگار ادامه بدی.

02:52.560 --> 02:58.320
‫مردم تو رو به چشم یه قربانی می‌بینن.

02:59.640 --> 03:04.080
‫واسه همین نمی‌خوام چهره‌ات رو نشون بدی.

03:13.840 --> 03:16.320
‫اون چیزی که اتفاق افتاده رو بگو.

03:16.400 --> 03:21.040
‫اون سال‌ها خبرنگار سیاسی بوده.

03:21.120 --> 03:27.440
‫دوستایی توی پلیس داره
‫ و به نخست‌وزیر آبه نزدیکه.

03:27.520 --> 03:29.760
‫این منو می‌ترسونه.

03:36.600 --> 03:41.840
‫- بدون مدرک، پرونده سختی خواهد بود.
‫ - منظورت از مدرک، مدرک دی‌ان‌ای هست؟

03:41.920 --> 03:47.240
‫- آره، حتی هیچ اثری از اسپرم نیست.
‫- ولی دی‌ان‌ای روی سوتینم...

03:47.320 --> 03:52.480
‫این فقط ثابت می‌کنه که بهش دست زده، همین.

03:52.560 --> 03:56.640
‫اگه مدرک قوی نداشته باشی...

03:56.720 --> 04:01.440
‫آینده‌ات رو به خطر می‌ا‌ندازی، ایتوسان.

04:15.240 --> 04:20.240
‫- از اون شب چیزی یادم نمیاد.
‫ - از اتفاقی که افتاده آگاهی نداشتم.

04:26.240 --> 04:30.200
‫یادمه که توی اون خیابون رانندگی می‌کردم.

04:30.280 --> 04:33.480
‫اونجا شما دو نفر رو سوار کردم.

04:34.920 --> 04:40.240
‫می‌خواستید توی نزدیک‌ترین
‫ ایستگاه پیاده بشید.

04:40.320 --> 04:44.360
‫من گفتم ایستگاه مگورو نزدیک‌تره.

04:44.440 --> 04:50.280
‫ همون سمتی بود که هتل شیراتون بود.

04:50.360 --> 04:55.080
‫ولی وقتی به ایستگاه نزدیک شدیم،

04:55.160 --> 05:00.800
‫اون می‌خواست توی هتلش درباره
‫چیزی باهاتون صحبت کنه...

05:00.880 --> 05:04.760
‫و از من خواست که برسونمش اونجا.

05:04.840 --> 05:11.400
‫یه چیز محوی یادمه که شما گفتید:
‫ منو دم ایستگاه پیاده کن.

05:12.400 --> 05:16.960
‫نمی‌دونستم به حرف کی گوش بدم.

05:19.960 --> 05:24.600
‫واسه همین دوباره پرسیدم باید برم
‫هتل یا نه، و اون گفت آره.

05:24.680 --> 05:29.440
‫گمونم گفت:
‫هیچ کاری نمی‌کنم.

05:29.520 --> 05:31.840
‫فقط می‌خوام حرف بزنم.

05:33.120 --> 05:38.800
‫چند بار ازم خواستی که جلوی
‫ ایستگاه پیاده‌ات کنم؟

05:38.880 --> 05:44.040
‫- که بذاری برم خونه؟
‫- دو یا سه بار.

05:46.800 --> 05:52.480
‫وقتی به هتل رسیدیم، از ماشین پیاده نشدی.

05:52.560 --> 05:57.160
‫معمولا مسافرها سریع پیاده می‌شن.

05:57.680 --> 06:03.560
‫ولی شما همون جا نشسته بودی،
‫و من با خودم فکر کردم چی شده.

06:03.640 --> 06:09.360
‫بعد اون آقا تو رو برد بیرون.

07:29.771 --> 07:45.080
‫[خاطرات جعبه‌‌ی سیاه]

07:49.120 --> 07:54.000
‫[۲۹ مه ۲۰۱۷، امروز می‌خوام علنی حرف بزنم]

07:54.080 --> 08:00.320
‫[این تنها راه برای بازگشایی پرونده‌ام هست]

08:15.640 --> 08:20.400
‫اولش پلیس حاضر نشد گزارش من رو قبول کنه.

08:20.480 --> 08:25.520
‫گفتن قوانین موجود تحقیق در مورد
‫جرائم جنسی رو سخت می‌کنه.

08:25.600 --> 08:29.720
‫و این که یاماگوچی یه فرد عالی‌رتبه‌ست،

08:29.840 --> 08:33.960
‫رئیس سامانه سخن‌پراکنی توکیو توی واشنگتن.

08:34.040 --> 08:39.080
‫از اون اتفاق تا حالا به عنوان یه خبرنگار،
‫ تمرکزم بر کشف حقیقت بوده.

08:39.160 --> 08:41.880
‫هیچ راه دیگه‌ای نداشتم.

08:41.960 --> 08:49.360
‫اگه خودم رو فقط به‌ عنوان یه قربانی ببینم،
‫از نظر روحی فرو می‌پاشم.

08:49.440 --> 08:53.920
‫کار تنها راه برای محافظت از خودم بوده.

08:54.000 --> 08:58.400
‫آدم‌ها باید بفهمن تجاوز چقدر وحشتناکه...

08:58.480 --> 09:04.120
‫و چقدر عمیق زندگی یه نفر رو
‫ تحت تاثیر قرار می‌ده.

09:11.840 --> 09:17.440
‫وقتی قربانی شدم،

09:17.520 --> 09:22.240
‫فهمیدم که صدامون چقدر شنیده نمی‌شه.

09:22.320 --> 09:26.360
‫به‌ عنوان یه خبرنگار،
‫ باید این مسائل رو برجسته کنم.

09:27.280 --> 09:33.400
‫وقتی دیدم یاماگوچی از موضع
‫قدرتش حرف می‌زنه،

09:33.480 --> 09:36.120
‫احساس تنگی‌نفس داشتم.

09:36.200 --> 09:39.920
‫آزادی بیان توی این کشور چه معنی‌ای داره؟

09:40.000 --> 09:46.160
‫رسانه‌ها و قوانین ما واقعا از کی
‫محافظت می‌کنن؟

09:46.240 --> 09:51.600
‫نشون دادن چهره توی یه پرونده
‫تجاوز غیرمعموله.

09:51.680 --> 09:57.240
‫چرا تصمیم گرفتی چهره‌ات رو نشون بدی؟

09:58.400 --> 10:01.520
‫انتظاری که معمولا از قربانی می‌ره،

10:01.600 --> 10:07.480
‫اینه که باید غمگین و ضعیف باشه،
‫ قایم بشه و شرمنده باشه.

10:07.600 --> 10:12.760
‫این یه هنجاره که برام
‫سخت بود قبولش کنم.

10:12.840 --> 10:15.000
‫چیزی برای پنهان کردن ندارم.

10:15.080 --> 10:22.320
‫اگه من حرف نزنم، قانون تغییر نمی‌کنه.

10:22.400 --> 10:25.600
‫واسه همینه که جلو اومدم.

10:25.680 --> 10:32.440
‫فکر می‌کنی رابطه نزدیک یاماگوچی
‫ با نخست‌وزیر آبه تاثیری داشته؟

10:33.040 --> 10:39.920
‫فکر می‌کنم کسی با قدرت بیشتر
‫ روی این روند اثر گذاشته.

10:40.000 --> 10:41.960
‫کسی با قدرت بیشتر؟

10:47.280 --> 10:49.640
‫مردای ژاپنی جذابن.

10:49.720 --> 10:56.160
‫واسه همین زن‌ها ازشون سواستفاده می‌کنن
‫ که توی کارشون پیشرفت کنن.

10:56.240 --> 11:01.800
‫احتمالا توی رابطه بدون تعهد بودن و
‫ دشمن شدن و حالا اون دنبال انتقامه.

11:01.880 --> 11:06.040
‫برای یه قربانی تجاوز، یقه‌اش خیلی باز بود.

11:06.120 --> 11:12.680
‫ترسناکه که با یه زن از اون
‫ سطح دامی پهن کنی.

11:13.680 --> 11:18.240
‫ژاپن رو نقد می‌کنه، ولی باز
‫می‌خواد اینجا زندگی کنه.

11:18.320 --> 11:21.280
‫باید خفه‌اش کرد.

11:30.400 --> 11:32.360
‫ون جابجا شد؟

11:34.680 --> 11:38.880
‫به نظر می‌رسه پنجره‌هاش دودی باشه.

11:41.880 --> 11:46.480
‫می‌خوام قایم بشم و سعی کنم بین مردم نباشم.

11:46.560 --> 11:50.440
‫چی گفتی؟ عینک آفتابی؟
‫آره، همین کار رو می‌کنم.

11:52.560 --> 11:56.000
‫حاضر شو که بیای پیش من.

11:56.080 --> 12:00.440
‫- غذایی که توی یخچال داری رو بنداز دور.
‫ - باشه.

12:03.480 --> 12:08.240
‫[فعلا دارم با آپارتمانم خداحافظی می‌کنم]

12:08.320 --> 12:12.920
‫[احساس می‌کنم خونه‌امو از دست دادم]

12:15.000 --> 12:19.680
‫فعلا توی اتاق خوابشون می‌مونم. منم!

12:19.760 --> 12:24.600
‫ مثل یه بچه وسط شب گریه می‌کنه.

12:25.120 --> 12:29.480
‫بیدار می‌شم و احساس اضطراب می‌کنم.
‫ هی این پهلو اون پهلو می‌شه.

12:29.560 --> 12:36.400
‫ داره عذاب می‌کشه، واسه همین آرومش می‌کنم.
‫ به پشتش می‌زنم تا خوابش ببره.

12:36.480 --> 12:39.520
‫ولی باز خیلی زود بیدار می‌شه.

12:39.600 --> 12:45.520
‫وقتی می‌خوام برم بیرون،
‫ بهش قرص خواب‌آور می‌دم.

12:45.600 --> 12:47.240
‫صداش می‌کنم.

12:47.320 --> 12:54.240
‫ وقتی تنهاست مضطرب می‌شه، واسه
‫ همین مطمئن می‌شم قرص‌هاشو می‌خوره.

12:55.040 --> 12:59.680
‫فکر نمی‌کردم این قضیه انقدر بزرگ بشه.

12:59.760 --> 13:03.640
‫این پروسه زمان می‌بره.

13:04.400 --> 13:08.600
‫دیگه نمی‌تونی کار کنی. نمی‌تونی بیرون بری.

13:08.680 --> 13:14.720
‫افرادی که هیچ‌وقت ندیدیشون
‫و چیزی ازت نمی‌دونن، بهت تهمت می‌زنن.

13:14.800 --> 13:19.400
‫این غیرقابل ‌قبوله.
‫ولی تو داری تلاش می‌کنی زنده بمونی.

13:19.480 --> 13:26.240
‫من می‌خوام تلاشت نتیجه‌ای داشته باشه.

13:26.320 --> 13:31.760
‫حتی برای حرفه‌ات. باید به نتیجه‌ای برسه.

13:31.840 --> 13:37.200
‫من قول دادم وقتی پیر شدن ازشون مراقبت کنم.

13:37.920 --> 13:41.280
‫بعد از کنفرانس خبری شیوری،

13:41.360 --> 13:45.480
‫آدم‌ها در اینترنت می‌گفتن
‫ چنین کاری حمله به دولته.

13:45.560 --> 13:50.000
‫خیلی حرف‌های زشت و بی‌مسئولیتانه‌ای زده شد.

13:50.080 --> 13:54.320
‫گفتن باید کت‌وشلوار مشکی
‫ و پیراهن سفید بپوشم.

13:54.400 --> 13:59.880
‫ فقط یه پیشنهاد بود درسته؟
‫ یه توصیه بود؟

13:59.960 --> 14:06.840
‫گفتن اگه درست لباس نپوشم
‫ رسانه‌ها بهم سخت‌گیری می‌کنن.

14:06.920 --> 14:11.120
‫- و درست بود؟
‫ - خیلی تلخ این رو تجربه کردم.

14:11.200 --> 14:14.480
‫- بهم گفتن «فاحشه».
‫ - فاحشه؟

14:14.560 --> 14:19.880
‫- چون دکمه‌های لباسم باز بود.
‫- عجب دوره‌زمونه‌ایه!

14:19.960 --> 14:26.560
‫باید یه لباس دکمه‌دار می‌پوشیدم
‫ که فکر کنن روانیم.

14:26.640 --> 14:31.560
‫به شوخی گفتم:
‫«ترجیح می‌دم بیکینی یا یه لباس جیغ بپوشم.»

14:31.640 --> 14:37.520
‫«نگید چی بپوشم.»
‫بابتش غر زدم.

14:37.600 --> 14:41.880
‫و گفتن رسانه همینه. باشگاه مطبوعات ملی.

14:44.040 --> 14:46.080
‫خیلی وحشتناکه.

14:54.680 --> 14:56.640
‫در بیست و نهم ماه گذشته،

14:56.720 --> 15:01.240
‫یه زن توی باشگاه مطبوعات ملی
‫ کنفرانس خبری برگزار کرد.

15:01.320 --> 15:04.560
‫با این‌که بعضیا ازش حمایت کردن،

15:04.640 --> 15:09.120
‫بعضی دیگه از لباسش و جزئیات
‫بی‌ربط انتقاد کردن.

15:09.200 --> 15:13.160
‫قانون فعلی تجاوز مبتنی
‫بر ارزش‌های مردسالارانه‌ست.

15:13.240 --> 15:17.360
‫برای حفاظت از زن‌های شوهرداریه
‫ که تحت سلطه شوهرانشون هستن.

15:17.440 --> 15:23.320
‫حتی اصلاحات پیشنهادی قانون
‫ هم همین طرز تفکر رو دارن.

15:23.400 --> 15:28.880
‫تجاوز فقط در موارد خشونت فیزیکی شدید
‫یا تهدید اثبات می‌شه،

15:28.960 --> 15:31.840
‫نه به دلیل عدم رضایت.

15:31.960 --> 15:34.960
‫[قانون تجاوز ۱۱۰ ساله ژاپن]

15:35.040 --> 15:40.360
‫خیلی‌ها واکنش‌های منفی که گرفتم رو دیدن.

15:40.440 --> 15:45.520
‫و... این اصلا درست نیست.

15:45.600 --> 15:49.640
‫من نمی‌خوام یه نمونه بد...

15:49.720 --> 15:56.040
‫برای کسایی که نیاز دارن حرف بزنن و
‫ حمایت لازم دارن باشم...

15:56.120 --> 16:00.760
‫که فکر کنن:
‫«اوضاع اینه و از پسش برنمیام.»

16:00.840 --> 16:06.720
‫نه، این درست نیست،
‫ پس باید صدام رو بلند کنم.

16:06.800 --> 16:13.200
‫نباید از حرف زدن دست بکشم،
‫ چون نمی‌خوام مردم فکر کنن...

16:15.240 --> 16:19.400
‫که این من رو ساکت کرد.

16:23.200 --> 16:27.040
‫[در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۷...]

16:27.120 --> 16:31.520
‫[تصمیم گرفتم کتابی درباره تحقیقاتم بنویسم]

16:39.280 --> 16:42.360
‫این‌ها رونویسیه.

16:42.440 --> 16:47.560
‫مکالماتم با بازپرس‌ها و دادستان‌ها
‫ رو ضبط کردم.

16:47.640 --> 16:52.640
‫از همون اول حس کردم کارشون
‫ رو درست انجام نمی‌دن.

16:52.720 --> 16:56.480
‫هرچیزی که می‌گفتن مثل بهونه بود.

16:56.560 --> 17:01.040
‫یه دستگاه ضبط کوچیک توی سوتینم...

17:01.120 --> 17:03.760
‫ یا یه جای دیگه پنهان کردم.

17:03.840 --> 17:06.120
‫الان دو ساله که دارم ضبط می‌کنم.

17:09.040 --> 17:14.880
‫یکی از مهم‌ترین چیزهایی که
‫ضبط کردم از این بازپرسه.

17:14.960 --> 17:18.640
‫اسمش رو بذاریم بازپرس الف.

17:18.665 --> 17:23.720
‫اون بهم کمک کرد که از داخل
‫ اطلاعاتی بدست بیارم.

17:24.126 --> 17:29.160
‫حالا می‌بینیم پشت تلفن چی گفته.

17:32.560 --> 17:38.720
‫بدون این ضبط‌ها، هیچ‌کس حرف‌هایی
‫ که شنیدم رو باور نمی‌کرد.

17:43.280 --> 17:49.560
‫[دو سال قبل، سال ۲۰۱۵]

17:51.459 --> 18:00.160
‫[بیست و ششم آوریل، بازپرس الف همچنان
‫ از پذیرفتن گزارش من خودداری می‌کنه]

18:01.080 --> 18:04.920
‫پرونده به خاطر نبود مدرک دشواره.

18:05.000 --> 18:07.400
‫اگه مدرک یا خاطره‌ای داری...

18:07.587 --> 18:11.893
‫گفتم که وقتی یادم اومد...

18:12.120 --> 18:15.200
‫می‌تونید دقیقه و ساعت رو دقیق بگید؟

18:15.280 --> 18:19.240
‫- نه، ولی قبل از ساعت پنج بود.
‫ - چطور می‌دونید؟

18:19.320 --> 18:23.560
‫چون حدود ۵:۳۰ هتل رو ترک کردم.

18:23.640 --> 18:27.480
‫شما ساعت ۵:۵۰ رفتید، پس اشتباه می‌کنید.

18:29.280 --> 18:33.720
‫- شما یادتون نیست.
‫- من وسط تجاوز بیدار شدم.

18:33.800 --> 18:40.000
‫- قبلا هم گفتم که این کافی نیست.
‫ - حتی اگه وسطش بیدار بشم؟

18:40.080 --> 18:43.560
‫- اما مدرکی ندارید.
‫ - نمی‌فهمم...

19:07.320 --> 19:09.840
‫[در ۷ مه...]

19:09.920 --> 19:15.040
‫[بازپرس الف شروع می‌کنه
‫پرونده رو جدی گرفتن]

19:16.000 --> 19:22.960
‫می‌دونم قبلا چی گفتید،
‫ولی قانون محدودیت‌هایی داره.

19:23.040 --> 19:27.920
‫ولی حس شما رو درک می‌کنم
‫ و نمی‌خوام همین‌جا تموم بشه.

19:28.000 --> 19:34.160
‫لطفا به من اعتماد کنید.
‫ ولی ما پلیس‌ها موظفیم توضیح بدیم.

19:34.240 --> 19:41.080
‫ما باید انتخاب کنیم که
‫چه چیزی به نفع قربانیه.

19:42.560 --> 19:47.400
‫- من با بازپرس حرف زدم...
‫- و شما رو رد کرد، درسته یا نه؟

19:47.480 --> 19:50.520
‫ در ابتدا گفتن که سخت می‌شه اتهام زد.

19:50.600 --> 19:52.440
‫حالا چی؟

19:52.520 --> 19:57.480
‫حالا که مدرک داریم می‌خوام ببینمش.

19:57.560 --> 20:01.720
‫اگه با مدارک جدید پیش دادستان برم...

20:01.800 --> 20:06.440
‫شاید بخواد اتهام بزنه.

20:24.480 --> 20:31.480
‫شماره‌ای که با آن تماس گرفته‌اید
‫ در دسترس نمی‌باشد...

20:38.600 --> 20:42.040
‫[در ۲۳ ژوئن...]

20:42.120 --> 20:47.000
‫[از من خواسته شد به مقر پلیس توکیو برم]

20:48.360 --> 20:52.320
‫- خوشوقتم.
‫- ببخشید که انقدر دیر نماس گرفتیم.

20:52.320 --> 21:00.480
‫چرا بازپرس قبلی مسئول پرونده نیست؟

21:00.560 --> 21:07.400
‫بازپرس الف؟ به خاطر کار خوبش
‫ به جای دیگه منتقل شد.

21:07.613 --> 21:10.233
‫تنها دلیلش همینه.

21:10.560 --> 21:16.080
‫چیزی که قرار بود بازداشت باشه
‫تبدیل شد به بازجویی داوطلبانه.

21:16.160 --> 21:21.600
‫شاید شما قانع نشید.
‫حکم بازداشتی هست،

21:21.680 --> 21:26.680
‫ولی این به این معنی نیست
‫ که ما می‌تونیم بازداشت کنیم.

21:29.560 --> 21:31.840
‫حالتون خوبه؟

21:31.920 --> 21:36.480
‫یعنی کارهایی که با من کرده
‫واسه بازداشت کردنش کافی نیست؟

21:36.560 --> 21:38.720
‫نه، منظورم این نیست.

21:40.920 --> 21:44.800
‫پس شما حکم بازداشت معتبری دارید؟

21:44.880 --> 21:50.960
‫- نمی‌تونم پاسخ بدم.
‫- ولی الان گفتید که دارید.

21:51.040 --> 21:55.280
‫- نه نگفتم.
‫- نگفتید؟

21:56.640 --> 22:03.640
‫من نیستم که دستورات رو صادر می‌کنم.
‫من صرفا از مافوق‌هام پیروی می‌کنم.

22:14.520 --> 22:22.960
‫[ساعت ۱۰:۰۵ شب،
‫تماس غیرمنتظره‌ای از بازپرس الف دریافت کردم]

22:25.280 --> 22:29.440
‫شنیدی چه بلایی سرم اومده؟

22:29.520 --> 22:34.000
‫شنیدم تو رو منتقل کردن چون کارت عالی بوده.

22:34.080 --> 22:37.560
‫خب، واقعا اینطور نیست.

22:39.320 --> 22:43.400
‫نباید پشت تلفن بحثش رو کنیم.

22:54.280 --> 22:56.200
‫شب‌به‌خیر.

22:56.280 --> 23:00.280
‫- ببخشید که اینقدر دیر شده.
‫ - مشکلی نیست.

23:02.320 --> 23:04.800
‫ممنون که بعد از کارت اومدی.

23:04.880 --> 23:10.080
‫ببخشید ولی من رو از پرونده کنار گذاشتن.

23:10.160 --> 23:16.840
‫نمی‌دونم توی اداره پلیس
‫ توکیو چی بهت گفتن...

23:17.400 --> 23:21.200
‫ولی قطعا حکم بازداشت داشتیم.

23:21.280 --> 23:26.320
‫خودم از فرودگاه ناریتا آوردمش.

23:26.400 --> 23:28.920
‫چهار نفری توی ماشین منتظر بودیم.

23:29.000 --> 23:34.360
‫بعد مافوق‌هامون بهمون دستور دادن...

23:34.440 --> 23:38.680
‫که دستگیری رو لغو کنیم.

23:38.760 --> 23:45.360
‫من هم کارم سازمانیه، اگه از
‫مافوقینم سرپیچی کنم...

23:45.553 --> 23:51.033
‫خائن شناخته می‌شم.

23:52.400 --> 23:58.200
‫همچنان نمی‌دونم چرا دستگیری لغو شد.

24:04.480 --> 24:08.760
‫می‌خوام ببینم تا کجا می‌تونم پیش برم.

24:08.840 --> 24:15.720
‫و اگر همه چیز شکست خورد،
‫مشکلات قانون رو نشون بدم.

24:15.800 --> 24:22.760
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت
‫ این پرونده رو فراموش کنم.

24:34.280 --> 24:39.560
‫[دو سال بعد، سال ۲۰۱۷]

24:46.080 --> 24:50.240
‫ممنون که امروز من رو پذیرفتید.

24:53.240 --> 24:57.680
‫عالیه، روی کارت ویزیت شما نوشته
‫ «آژانس مقابله با خشونت علیه زنان.»

25:00.280 --> 25:05.720
‫طبق نظرسنجی دفتر دولت،
‫ تنها ۴٪ از قربانیان تجاوز...

25:05.800 --> 25:12.280
‫موفق می‌شن که تجاوز رو به پلیس گزارش بدن.

25:12.360 --> 25:18.920
‫نظر شما درباره این‌که ۹۶٪ از موارد
‫ گزارش نمی‌شن چیه؟

25:19.000 --> 25:26.320
‫واقعیت اینه که ۷۰٪ از قربانیان
‫ دنبال کمک از مراجع نمی‌رن.

25:26.400 --> 25:35.160
‫برای همین، سخت می‌شه اون‌ها رو به مرکز
‫حمایت از قربانیان خشونت جنسی متصل کرد.

25:35.240 --> 25:39.920
‫بزرگترین مانع، مراجعه به پلیسه،

25:40.000 --> 25:46.000
‫و سخت‌ترین چیز برای من بازسازی
‫حادثه با یه عروسک به اندازه واقعی بود.

25:46.080 --> 25:50.360
‫نظر شما درباره این روش تحقیق چیه؟

25:50.440 --> 25:58.720
‫دفتر دولت از شرایط موارد خاص اطلاع نداره.

25:58.800 --> 26:02.440
‫وقتی به روش‌های تحقیق پلیس می‌رسه،

26:02.520 --> 26:09.520
‫فکر می‌کنم باید...

26:09.600 --> 26:14.440
‫بر اساس دستورالعمل‌های موجود عمل کنن.

26:14.520 --> 26:22.120
‫بله، ولی با این وجود،
‫ به اقدام منجر نشده.

26:22.200 --> 26:29.520
‫دستورالعمل‌های مربوط به برخورد
‫ با قربانیان ۱۵-۲۰ ساله که وجود داره.

26:29.600 --> 26:35.480
‫پس جای تاسف داره در کار
‫روزمره رعایت نمی‌شن.

26:35.560 --> 26:43.000
‫ما باید همچنان تلاش کنیم که در جایی
‫که ضعف هست اقدام کنیم.

26:43.080 --> 26:49.600
‫- ببخشید که واضح‌تر جواب ندادم.
‫ - خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید.

26:50.960 --> 26:53.960
‫آیا در تمام حوزه‌های مرتبط
‫مصاحبه می‌کنید؟

26:54.040 --> 27:00.240
‫بله، ولی پلیس توکیو و پلیس ملی قبول نکردن.

27:00.320 --> 27:04.560
‫- این تنها مصاحبه دولتیه.
‫ - پس فقط ما هستیم؟

27:04.640 --> 27:08.400
‫- بله، ظاهرا دیگه.
‫ - پلیس...

27:14.120 --> 27:19.840
‫می‌خوام خبر چاپ کتاب رو عقب بندازم.

27:19.920 --> 27:26.400
‫نگرانم که یاماگوچی سعی کنه جلوی
‫ چاپش رو توی دادگاه بگیره.

27:26.480 --> 27:29.240
‫- می‌تونه این کار رو بکنه؟
‫ - بله.

27:29.320 --> 27:32.240
‫- نمی‌دونستم.
‫ - امکانش هست.

27:32.320 --> 27:35.040
‫داری درباره خودش می‌نویسی.

27:35.120 --> 27:39.960
‫اگه از اسامی واقعی استفاده کنی،
‫می‌تونن درخواست توقف بدن.

27:40.040 --> 27:45.040
‫ولی رسانه‌های دیگه چی؟
‫مثل مجلات و روزنامه‌ها.

27:45.120 --> 27:48.560
‫اون جزو اخبار حساب می‌شه
‫ و دیگه شامل نمی‌شه.

27:48.640 --> 27:52.360
‫ولی کتاب ممکنه با اقدام قانونی مواجه بشه.

28:06.673 --> 28:09.960
‫بگو این چیه!

28:10.040 --> 28:13.520
‫«جعبه سیاه»، این اسم کتابمه.

28:13.600 --> 28:16.880
‫ اصطلاحیه که دادستان استفاده کرد.

28:16.960 --> 28:23.000
‫همیشه می‌گفت: «این توی یه جعبه سیاهه،
‫پس هیچ‌وقت نمی‌تونیم بفهمیم چی شده.»

28:23.080 --> 28:29.280
‫این همه چیز رو درباره ضعف
‫سیستم قضاییمون می‌گه.

28:31.080 --> 28:35.280
‫تازه رسیده! حالا حس می‌کنم آماده‌ام.

28:35.360 --> 28:37.960
‫اسم کتاب رو دارم.

28:41.840 --> 28:44.360
‫«جعبه سیاه»!

28:44.480 --> 28:48.720
‫آره! باز هم شراب بخوریم!
‫ این جعبه سبزه.

28:48.800 --> 28:53.120
‫پنج لیتر شراب داریم.
‫ عاشق جعبه سبزم.

28:59.440 --> 29:02.262
‫از گوشی کاریت به عنوان
‫افسر پلیس استفاده می‌کنی؟

29:02.286 --> 29:03.600
‫الان مشکلی نیست.

29:03.720 --> 29:07.480
‫- مطمئنی؟
‫ - فکر کنم.

29:13.120 --> 29:16.560
‫- می‌تونیم وقتی همدیگه رو دیدیم حرف بزنیم.
‫ - باشه.

29:16.680 --> 29:21.840
‫هفته بعد همدیگه رو ببینیم و حرف بزنیم؟

29:21.920 --> 29:26.280
‫می‌تونیم. باید برای چیزی آماده باشم؟

29:26.360 --> 29:30.560
‫- نه، فکر نکنم.
‫- باشه.

29:30.640 --> 29:33.400
‫فعلا خداحافظ.

29:37.360 --> 29:40.240
‫ بازرس بود!

29:40.320 --> 29:46.480
‫قراره هفته آینده، چهارشنبه سیزدهم،
‫ساعت شش همدیگه رو ببینیم.

29:46.560 --> 29:50.560
‫انگار می‌خواد درباره چیزی حرف بزنه.

29:52.080 --> 29:55.760
‫شاید می‌خواد قبول کنه. امیدوارم.

29:55.840 --> 30:02.240
‫شاید بخواد بگه که می‌خواد
‫ حرف منو باور کنه

30:02.320 --> 30:07.600
‫و خودش بره حقیقت رو بگه...

30:07.680 --> 30:12.160
‫و بخشی از این ماجرا باشه.

30:25.600 --> 30:32.400
‫اگه ممکنه، می‌خوام ازت بخوام علنی
‫صحبت کنی.

30:32.480 --> 30:34.640
‫شاید حتی شهادت بدی.

30:34.720 --> 30:37.160
‫- امکان نداره.
‫ - چرا؟

30:37.240 --> 30:41.440
‫اگه بخوام شغلم رو نگه دارم، نمی‌شه.

30:41.520 --> 30:45.880
‫- برنامه‌ای برای استعفا نداری؟
‫ - من به امنیت مالی نیاز دارم.

30:45.960 --> 30:48.840
‫متاسفانه من نمی‌تونم فراهمش کنم!

30:54.240 --> 31:00.600
‫تمایلت به تغییر و اشتیاقت
‫ واسه رسیدن بهش رو درک می‌کنم.

31:03.320 --> 31:08.800
‫از نظرم کاری که داری می‌کنی، مهمه.

31:17.880 --> 31:20.680
‫احساساتم دوگانه‌س.

31:20.760 --> 31:25.440
‫اگه چیزی که توی کتابم نوشتم رو افشا کنم...

31:26.640 --> 31:29.640
‫ممکنه اون شغلشو از دست بده.

31:33.400 --> 31:38.360
‫فکر کردن سخته. نمی‌دونم چی درسته.

31:42.640 --> 31:46.000
‫ولی اگه یه روزنامه‌نگار باشی...

31:46.080 --> 31:51.360
‫که واقعا سیاستمدارها رو زیر ذره‌بین می‌بره،

31:51.440 --> 31:58.280
‫باید بدونن که تو روزنامه‌نگاری
‫ و ممکنه این ماجرا فاش بشه.

31:59.920 --> 32:03.680
‫و کار ما اینه که حقیقت رو بگیم.

32:06.520 --> 32:10.560
‫آخه اون آدم خوبیه، پس...

32:17.680 --> 32:20.800
‫عضو یونوکی.

32:21.400 --> 32:25.280
‫پلیس منتظر بود تا یاماگوچی
‫ رو در فرودگاه ناریتا دستگیر کنه،

32:25.360 --> 32:31.800
‫اما گذاشت که رد بشه و بره. چرا؟

32:32.880 --> 32:36.800
‫وقتی خبرنگارها درباره لغو دستگیری پرسیدن...

32:36.880 --> 32:43.240
‫به درخواست نخست‌وزیر آبه
‫یا رئیس کابینه سوگا،

32:43.320 --> 32:47.480
‫ناکامورا، رئیس پلیس توکیو، گفت:

32:47.560 --> 32:55.280
‫«من لزومی برای دستگیری نمی‌دیدم.»

32:58.680 --> 33:04.600
‫این مربوط به شیوری و اتهام تجاوز
‫علیه یاماگوچی می‌شه...

33:04.680 --> 33:08.360
‫- اجازه می‌دید ادامه بدم؟
‫- تندنویسی رو قطع کنید.

33:20.960 --> 33:25.480
‫می‌خوام ازتون بخوام...

33:25.560 --> 33:32.960
‫در مجلس درباره افراد عادی صحبت نکنید.

33:34.160 --> 33:37.120
‫ما همیشه درباره شهروندها صحبت می‌کنیم!

33:37.200 --> 33:41.160
‫آیا یاماگوچی به خاطر دوستی با آبه
‫مورد حمایت ویژه قرار می‌گیره؟

33:44.640 --> 33:49.120
‫بیوگرافی آبه که توسط یاماگوچی
‫نوشته شده بود...

33:49.200 --> 33:54.160
‫فقط دو هفته قبل از مختومه شدن
‫ پرونده منتشر شد.

33:54.240 --> 34:00.720
‫اگه یاماگوچی دستگیر شده بود،
‫آبه نمی‌تونست اجازه بده این کتاب منتشر بشه.

34:09.440 --> 34:14.960
‫[ساعت ۴ عصر ملاقات با روزنامه‌نگاران باسابقه]

34:16.480 --> 34:19.920
‫می‌خوام ملاقات امروز رو فیلم‌برداری کنم.

34:20.000 --> 34:24.440
‫- من نمی‌تونم جلوی دوربین باشم...
‫ - متوجه‌ام!

34:26.040 --> 34:29.960
‫اجازه بدید خودمو معرفی کنم.
‫ اسم من کانهیراست.

34:30.040 --> 34:35.120
‫۴۰ سال تو دفتر تحریریه تی‌بی‌اس کار کردم.

34:35.200 --> 34:38.680
‫یاماگوچی همکار جوون‌تر من بود.

34:38.760 --> 34:46.480
‫من خودم رو مسئول تربیت چنین افرادی می‌بینم.

34:46.560 --> 34:50.760
‫می‌خوام با عذرخواهی شروع کنم.

34:51.640 --> 34:55.800
‫کنفرانس خبری شما تاثیر زیادی داشت.

34:55.880 --> 35:01.200
‫پس چرا فقط یک کانال تلویزیونی
‫ اونو پوشش داد؟

35:01.280 --> 35:06.960
‫و روزنامه‌ها به ندرت چیزی درباره‌اش نوشتن.
‫ به نظرم عجیب بود.

35:07.040 --> 35:13.040
‫فکر کردم همه می‌خوان درباره چنین
‫رسوایی بزرگی گزارش بدن.

35:13.120 --> 35:16.440
‫اما این اتفاق نیفتاد.

35:16.520 --> 35:21.520
‫ناکامورا رئیس پلیس توکیو،
‫ بعد از کنفرانس خبری صحبت کرد.

35:21.600 --> 35:29.080
‫اون تاکید کرد که به خاطر کمبود مدارک،
‫ دستگیری رو متوقف کرده.

35:30.680 --> 35:35.400
‫قصد دارم که این ماه باهاش مصاحبه کنم.

35:35.480 --> 35:39.320
‫- با ناکامورا؟
‫- و غافلگیرش کنم.

35:39.400 --> 35:43.840
‫- جالب می‌شه!
‫ - عجب شوکی بشه!

35:43.920 --> 35:47.360
‫- باورنکردنی می‌شه.
‫- وای...

35:47.440 --> 35:52.040
‫فکرش رو هم نمی‌کردیم چنین کاری بکنیم.

35:52.120 --> 35:58.200
‫شخصی مرتبط با داستان با
‫یه شخص کلیدی در داستان مصاحبه کنه...

35:58.280 --> 36:01.800
‫فقط در شرایط خیلی خاص این کارو می‌کردم.

36:22.760 --> 36:24.840
‫صبح بخیر!

36:24.920 --> 36:30.600
‫- معمولا کی می‌ره؟
‫ - اون روز حدود یک ربع به هشت بود.

36:32.280 --> 36:34.720
‫اتهام تجاوز علیه یاماگوچی...

36:34.800 --> 36:40.440
‫در مورد حکم بازداشت که
‫شما متوقف کردید...

36:40.520 --> 36:44.800
‫چرا تحقیق رو رها کردید؟

36:44.880 --> 36:51.440
‫اگه همون روز از پرونده مطلع شدید،
‫زمان کافی برای تحقیق داشتید؟

36:59.560 --> 37:02.640
‫ می‌خوان بدونن چه خبره!

37:07.440 --> 37:09.840
‫سلام. رفته؟

37:14.040 --> 37:15.720
‫از این طرف؟

37:28.440 --> 37:30.360
‫سر نبش؟

37:46.360 --> 37:49.680
‫- کجاست؟
‫ - الان‌هاست که بیاد.

37:58.560 --> 38:01.960
‫- چی پوشیده؟
‫ - اونجاست!

38:15.200 --> 38:16.960
‫ببخشید!

38:24.280 --> 38:27.040
‫خبر داشت و از ما دوری کرد.

38:30.640 --> 38:32.640
‫خبر داشت.

38:39.600 --> 38:44.040
‫وقتی دویدم پشیمون شدم که صبحانه نخوردم.

38:44.120 --> 38:45.640
‫ورزش خوبی بود!

38:45.720 --> 38:50.600
‫فکر می‌کردم وقتی برسم، سرعتشون کم بشه،
‫ ولی بیشتر شد.

38:50.680 --> 38:53.360
‫با این حال خوب بود.

38:53.440 --> 38:59.440
‫ای کاش می‌تونستم حرف بزنم.
‫ باید کتونی می‌پوشیدم.

39:08.080 --> 39:10.200
‫چیه؟

39:10.280 --> 39:14.680
‫- اون ون که دیدیم نیست؟
‫ - خودشه؟

39:20.920 --> 39:23.120
‫سلام، یه سوال دارم.

39:23.200 --> 39:27.920
‫شما دستگاه شنودیاب می‌فروشید؟

39:28.000 --> 39:33.000
‫دستگاه شنودیاب؟ بذارید ببینم...

39:37.280 --> 39:43.440
‫یه جوری گفتم که انگار کاملا عادیه:
‫ «شنودیاب دارید؟»

39:44.760 --> 39:47.480
‫اونم گفت: «باشه، بررسی می‌کنم.»

39:58.040 --> 39:59.880
‫بذار ببینم...

40:10.680 --> 40:12.880
‫همه جا بوق می‌زنه.

40:18.040 --> 40:20.480
‫ممکنه میکروفون رادیوی من باشه؟

40:25.920 --> 40:28.480
‫ مال من بود!

40:28.880 --> 40:30.760
‫بذار دوباره امتحان کنیم.

40:50.280 --> 40:52.200
‫وای ترسیدم.

40:52.680 --> 40:55.280
‫- چی شد؟
‫ - هنوز کار می‌کنه.

41:02.000 --> 41:03.600
‫نمی‌دونم.

41:06.960 --> 41:13.000
‫اگه می‌خوایم درباره یه چیز مهم حرف بزنیم،
‫ باید بریم توی حموم.

41:16.800 --> 41:20.440
‫[۲۳ سپتامبر ۲۰۱۷]

41:20.520 --> 41:25.560
‫[آخرین ویرایش با ناشرم]

41:30.760 --> 41:35.000
‫عبارت «تجاوز قتل روح است»...

41:36.360 --> 41:41.800
‫اینجاست. حذفش کنیم و بذاریمش واسه آخر.

41:45.640 --> 41:49.560
‫- سلام!
‫ - نیشی‌هیرو، وکیلتم.

41:49.640 --> 41:52.320
‫- الان می‌تونی صحبت کنی؟
‫ - بله.

41:52.400 --> 41:56.640
‫پرونده‌ات دوباره بررسی نمی‌شه.

41:56.720 --> 42:00.200
‫متوجه هستم.

42:00.280 --> 42:04.840
‫ تصمیم هیئت بازبینی دادستانیه.

42:48.960 --> 42:54.520
‫[ساعت ۷ شب، جلسه اضطراری با وکلام]

42:55.360 --> 42:59.160
‫می‌تونم درخواست کنم با وکیلم حرف بزنم؟

42:59.240 --> 43:03.960
‫ژاپن تایمز می‌پرسه آیا این به معنی
‫ پایان پرونده کیفریه.

43:04.040 --> 43:06.360
‫بله، همین طوره.

43:10.360 --> 43:13.560
‫باشه، ممنون.

43:13.640 --> 43:18.920
‫یاماگوچی بیانیه خیلی طولانی‌ای
‫ واسه مطبوعات داده.

43:19.000 --> 43:24.160
‫«اگه هر رسانه‌ای منو به عنوان
‫مجرم نشون بده...

43:24.240 --> 43:27.920
‫اقدام قانونی می‌کنم.»

43:28.000 --> 43:34.120
‫منظورش فقط مقالات قبلی نیست،
‫بلکه هر چیزی که در آینده نوشته بشه.

43:34.200 --> 43:39.000
‫- یه تهدید واضحه.
‫- ما آماده‌ایم!

43:55.680 --> 43:57.640
‫سلام، مامان؟

43:57.720 --> 44:01.000
‫- شیوری، خیلی وقته ازت خبری نیست.
‫- آره.

44:01.080 --> 44:02.760
‫خب...

44:04.040 --> 44:07.640
‫دیروز، تصمیم هیئت بازبینی دادستانی اومد.

44:07.720 --> 44:10.720
‫واقعا؟ خب؟

44:10.800 --> 44:17.000
‫- نمی‌شه اتهام زد.
‫- چی؟ چرا نشه؟

44:17.920 --> 44:22.640
‫- پس پیگرد قانونی در کار نیست؟
‫- نه.

44:22.720 --> 44:26.920
‫شوخی می‌کنی؟ چطور ممکنه؟

44:28.160 --> 44:30.680
‫فقط خواستم بهت خبر بدم.

44:31.680 --> 44:36.560
‫می‌فهمم. واقعا ناراحت‌کننده‌ست!

44:38.320 --> 44:42.640
‫- واقعا می‌گی؟
‫- البته!

44:42.720 --> 44:45.560
‫باید دستگیر بشه!

44:57.400 --> 45:02.280
‫- امروز در شیورینی‌هترنا!
‫- ممنون که تماشا کردید!

45:02.360 --> 45:07.440
‫موش پشت گاو سوار شد.
‫بعد پرید پایین.

45:07.520 --> 45:09.160
‫موش اول شد، گاو دوم.

45:09.240 --> 45:15.200
‫برای همین می‌گن گربه دنبال موش می‌کنه.

45:17.320 --> 45:19.200
‫شیوری!

45:21.520 --> 45:27.960
‫- مامان امسال می‌شه ۳۳ ساله.
‫- نه، ۲۳. ده سال جوون‌تر!

45:48.160 --> 45:51.040
‫ناشرم تازه اینو فرستاد.

45:58.080 --> 46:01.560
‫خانواده‌ام نمی‌دونن که این ۱۳ روز
‫دیگه منتشر می‌شه.

46:05.760 --> 46:08.840
‫نمی‌تونستم نه شنیدن ازشون
‫ رو تحمل کنم.

46:08.920 --> 46:14.280
‫می‌دونستم لازمه، ولی دارم اونا
‫ رو به خطر می‌اندازم.

46:25.000 --> 46:29.040
‫هنوز یادمه...

46:29.120 --> 46:35.920
‫پدرم چی گفت. بهشون گفتم که
‫کنفرانس مطبوعاتی می‌دم، و اونا گفتن...

46:36.000 --> 46:39.280
‫که واسه بحث در اون مورد نرفتم اونجا.

46:39.360 --> 46:44.240
‫تو صرفا داری می‌گی که چکار می‌خوای بکنی،
‫ ولی ما می‌خوایم جلوش رو بگیریم.

46:44.320 --> 46:48.760
‫و پدرم گفت:
‫«به عنوان یک پدر، می‌خوام دخترم...

46:48.840 --> 46:52.880
‫زندگی عادی و شادی داشته باشه.»

46:52.960 --> 46:57.760
‫با کسی آشنا بشه، ازدواج کنه و بچه‌دار بشه.

46:57.840 --> 47:01.280
‫امیدوارم نزدیک ما زندگی کنه.»

47:05.880 --> 47:09.640
‫می‌دونم که می‌تونم انجامش بدم،

47:09.720 --> 47:13.760
‫و سکوت کردن منو خوشحال نمی‌کنه.

47:14.640 --> 47:19.480
‫ولی اگه فرصت نزدیک بودن
‫ به اونا رو از دست بدم...

47:31.440 --> 47:35.520
‫جالبه، توی وصیتم نوشتم...

47:35.600 --> 47:39.360
‫«بعد از کنفرانس مطبوعاتی حالم بد بود،

47:39.440 --> 47:42.800
‫ولی هرگز خودکشی نمی‌کنم.

47:42.880 --> 47:48.040
‫اگه اتفاقی بیفته که شبیه خودکشی به نظر
‫برسه، ازتون می‌خوام که بررسیش کنید،

47:48.120 --> 47:51.840
‫چون من چنین آدمی نیستم.

47:51.920 --> 47:58.200
‫اگر اتفاقی افتاد، قول بدید که کتاب
‫ و این مستند را منتشر کنید.»

47:58.280 --> 48:01.160
‫این رو شنبه نوشتم.

48:01.240 --> 48:07.760
‫می‌خواستم برو توی طبیعت،
‫ولی می‌ترسیدم تنها برم.

48:21.000 --> 48:27.960
‫[نگرانم که بازپرس الف اجازه نده...]

48:28.040 --> 48:32.760
‫[توی کتاب ازش نقل قول کنم]

48:34.440 --> 48:36.440
‫- صدام رو داری؟
‫- آره.

48:36.520 --> 48:39.680
‫نمی‌تونستم حرف بزنم چون توی یه مهمونی بودم.

48:39.760 --> 48:44.920
‫ببخشید که مزاحم شدم،
‫ولی باید یه چیزی بهت بگم.

48:45.000 --> 48:48.360
‫اشکالی داره که مست باشم؟

48:48.440 --> 48:53.040
‫- شاید شنیدنش هوشیارت کنه.
‫- وای جدی؟

48:53.120 --> 48:58.040
‫در واقع، دارم یک کتاب می‌نویسم.

48:58.120 --> 49:03.200
‫- خواهشا توش اسم من رو نیاری‌ها.
‫- نمیارم.

49:03.280 --> 49:08.680
‫- نباید بیاری.
‫- صرفا خواستم بگم.

49:09.560 --> 49:12.600
‫به نظر ایده خوبی میاد.

49:12.680 --> 49:19.160
‫  روزنامه‌نگاری و مهمه که مستندسازی بشه.

49:19.240 --> 49:23.960
‫ممنون. خندم گرفته چون جوابت غافلگیرم کرد.

49:24.040 --> 49:30.400
‫فقط تو که با این واقعیت می‌جنگی
‫می‌فهمی چه حسی داره.

49:30.480 --> 49:34.800
‫مردم چیزی نمی‌فهمن.

49:34.880 --> 49:41.120
‫- آخه کارم اینه واقعیت رو به مردم بگم.
‫ - بله، روزنامه‌نگاری.

49:42.040 --> 49:46.320
‫مدام از خودم می‌پرسم که
‫چه کاری می‌تونم انجام بدم.

49:46.400 --> 49:50.880
‫شوخی می‌کردم که شاید مالی کمکم کنی.

49:50.960 --> 49:57.200
‫ولی نباید موضوع این باشه.
‫کاری از دستم برمیاد؟

49:57.280 --> 50:02.680
‫اگه بخوام صادق باشم،
‫دوست دارم که اقدامی کنی.

50:03.640 --> 50:08.720
‫خب اگه باهام ازدواج کنی
‫ می‌تونم این کار رو بکنم.

50:10.640 --> 50:14.720
‫البته این هم راه‌حلیه.

50:14.800 --> 50:21.280
‫ولی هر دو یه قصد داریم.

50:23.800 --> 50:30.720
‫من نمی‌تونم در پرونده مدنیت
‫ شهادت بدهم...

50:30.800 --> 50:34.920
‫نه تا وقتی که شغلم پلیس بودنه.

50:35.000 --> 50:40.080
‫وقتی راهی پیدا کنم که بتونی کمکم کنی،

50:40.160 --> 50:43.200
‫ازت درخواست حمایت می‌کنم.

50:43.280 --> 50:45.960
‫- حتما.
‫ - مرسی.

50:46.040 --> 50:52.560
‫- حالت خوبه؟ مواظب خودت هستی؟
‫- هستیم دیگه.

50:52.640 --> 50:56.440
‫- خوب غذا می‌خوری؟
‫- آره می‌خورم.

50:56.520 --> 50:59.200
‫- بیا واست شام بخرم.
‫- مرسی، حالا شاید.

50:59.280 --> 51:02.360
‫چی دوست داری بخوری؟

51:02.440 --> 51:05.720
‫- نودل دوست داری؟
‫- عاشقشم.

51:05.800 --> 51:09.160
‫- پس یه بار با هم نودل بخوریم.
‫- باشه.

51:09.240 --> 51:13.760
‫شاید وقتی اوضاع آروم شد. ممنون.

51:13.840 --> 51:18.080
‫- تسلیم نشو و خوب غذا بخور.
‫- خیلی ممنون.

51:18.160 --> 51:22.640
‫- ببخشید که مستم.
‫ - عیبی نداره، خیلی ممنون.

51:22.720 --> 51:25.760
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

51:58.760 --> 52:04.120
‫[ساعت دو بعد از ظهر،
‫ تحویل نسخه‌ نهایی به ناشر]

52:11.000 --> 52:15.320
‫- می‌رسیم؟
‫- خیلی وقت کمه.

52:15.400 --> 52:18.240
‫چاپخونه با تمام سرعت کار می‌کنه.

52:19.520 --> 52:22.720
‫چرا باید اینقدر سریع انجام بشه؟

52:22.800 --> 52:29.360
‫به خاطر اینه که به زودی انتخابات هست.

52:30.000 --> 52:33.880
‫این یه فرصت برای تغییر بزرگ سیاسیه.

52:33.960 --> 52:39.760
‫کتاب باید به‌عنوان مبنایی برای تصمیم‌گیری
‫ رای‌دهنده‌ها در دسترس باشه.

52:39.840 --> 52:45.960
‫الان تو کسی هستی که می‌تونی
‫تغییر ایجاد کنی.

52:46.040 --> 52:51.160
‫قبلا قربانی‌ها، زن‌ها،
‫ نفوذ کافی واسه اقدام نداشتن.

52:51.240 --> 52:56.920
‫- امیدوارم به کتابفروشی‌ها برسیم.
‫- دقیقا.

52:59.320 --> 53:04.840
‫یه تماس از وکیلم داشتم.

53:04.920 --> 53:10.160
‫گفت که شهردار توکیو می‌خواد
‫من به حزب جدیدش ملحق بشم...

53:10.240 --> 53:13.560
‫و در انتخابات میان‌دوره‌ای شرکت کنم.

53:15.520 --> 53:17.160
‫و...

53:18.360 --> 53:25.360
‫مردم می‌گن اگه انتخابات به نفع آبه پیش بره،

53:26.080 --> 53:30.520
‫اون وقت زندگی من در خطره.
‫مزخرفه، اما...

53:31.480 --> 53:33.920
‫اجازه دارم بگم؟
‫بده دیگه.

53:38.000 --> 53:43.440
‫عصر بخیر! من شینزو آبه از
‫ حزب لیبرال دموکرات هستم.

53:44.760 --> 53:50.360
‫ما ژاپنی می‌سازیم که مردم بتونن
‫ در مورد آینده‌اش رویاپردازی کنن.

54:05.400 --> 54:07.920
‫فردا انتخاباته.

54:08.000 --> 54:14.880
‫ناشرم معتقده که باید از رسانه‌ها دور بمونم،

54:14.960 --> 54:18.600
‫جای امن‌تری باشم.

54:23.160 --> 54:29.080
‫فردا انتخاباته، ببینیم چطور پیش می‌ره دیگه.

54:29.160 --> 54:32.200
‫من شرکت نمی‌کنم.

54:33.880 --> 54:38.360
‫من صرفا یه روزنامه‌نگارم
‫ که اون رو تجربه کردم.

54:39.560 --> 54:42.520
‫نمی‌دونم مردم چی انتظار دارن.

54:42.600 --> 54:47.760
‫من فعال نیستم و چیزی
‫ رو تبلیغ نمی‌کنم.

54:50.680 --> 54:53.240
‫یهویی خیلی احساس خستگی کردم.

54:55.160 --> 54:57.360
‫همه فشارها رو حس کردم.

54:57.440 --> 55:04.120
‫من هیچ فشاری حس نمی‌کنم
‫و هیچ فشاری هم نمی‌خوام. این مال...

55:04.200 --> 55:07.800
‫این واسه...

55:27.680 --> 55:31.520
‫به نظر حزب نخست‌وزیر
‫ پیروزی بزرگی در راه داره.

55:53.200 --> 55:58.000
‫چهار نسخه از کتاب در ورودی هست.

55:58.080 --> 56:01.840
‫انگار مردم می‌خرن.

56:03.720 --> 56:08.520
‫یه نفر اونجا وایساده بود و داشت می‌خوند،
‫ ولی دوباره گذاشت سر جاش.

56:08.600 --> 56:12.320
‫باید می‌گفتم که: «خوندمش، خیلی خوبه.»

56:12.400 --> 56:15.080
‫«چهار بار خوندمش.»

56:15.160 --> 56:20.000
‫یه تهیه‌کننده معروف توی هالیووده...

56:20.080 --> 56:25.240
‫و خیلی از زن‌ها درباره کارهایی که
‫باهاشون کرده صحبت کردن.

56:25.320 --> 56:28.360
‫الانم یه هشتگ هست به اسم «من هم»

56:28.440 --> 56:34.000
‫انگار مردم همه جای دنیا شروع کردن
‫ درباره‌ش حرف زدن.

56:34.080 --> 56:36.880
‫حس فوق‌العاده‌ایه!

56:51.160 --> 56:56.280
‫اسمش رو نمی‌دونم.
‫فقط یه آدرس ایمیل اینجا هست.

56:59.200 --> 57:03.240
‫«مدتیه دارم به این فکر می‌کنم،
‫ ولی با این کتاب می‌خوام بگم...

57:03.320 --> 57:07.480
‫که شرمنده‌ام که ما از یه جنس هستیم.

57:08.600 --> 57:12.920
‫فکر می‌کنی کار اشتباهی نکردی؟

57:13.600 --> 57:19.280
‫من سخت تربیت شدم که از این چیزها دوری کنم.

57:19.360 --> 57:22.840
‫حتی اگه حرفت درست باشه...

57:22.920 --> 57:28.680
‫دلم واسه مردهایی که متهمشون کردی می‌سوزه
‫ باید خجالت بکشی.»

57:41.360 --> 57:44.760
‫[«نخست‌وزیر« نوشته نوریوکی یاماگوچی]

57:44.840 --> 57:48.760
‫تمام دنیا دارن با...

57:48.840 --> 57:54.320
‫جنبش «من هم» پیشرفت می‌کنن.

57:54.400 --> 57:58.600
‫ولی در ژاپن ما داریم در مورد مسئله
‫ خشونت جنسی به عقب می‌ریم.

57:58.680 --> 58:03.640
‫کل دنیا دارن در مورد این پرونده
‫ شک و تردید به خرج می‌دن.

58:03.720 --> 58:05.560
‫نباید اجازه مخفی کردن اطلاعات رو داد.

58:05.640 --> 58:10.640
‫در مورد تحقیقات کلی «جعبه سیاه» وجود داره.

58:10.720 --> 58:12.240
‫جناب نخست‌وزیر آبه...

58:12.320 --> 58:17.920
‫شما از این تحقیقات اطلاع داشتید؟

58:19.720 --> 58:24.440
‫- رئیس کمیسیون امنیت...
‫- نه، ایشون توی فهرست نیست.

58:25.680 --> 58:31.000
‫بنده از نخست‌وزیر پرسیدم.
‫شما دارید مانع می‌شید!

58:32.440 --> 58:35.440
‫اجازه بدید جواب بدم.

58:35.520 --> 58:39.920
‫سوالم از نخست‌وزیر بود، نه شما!

58:40.000 --> 58:44.680
‫- اگه آبه جواب نده فایده‌ای نداره.
‫- نخست‌وزیر آبه.

58:44.760 --> 58:50.560
‫عضو یونوکی، از عقل سلیمت استفاده کن.

58:50.640 --> 58:54.600
‫به عنوان نخست‌وزیر، در موارد خاص...

58:54.680 --> 59:00.400
‫من در مورد چیزی که می‌دونم
‫یا نمی‌دونم اظهارنظر نمی‌کنم.

59:00.480 --> 59:05.800
‫ولی مطمئنا از نتیجه این
‫پرونده بی‌اطلاع بودم.

59:08.160 --> 59:14.920
‫روزنامه‌نگار یاماگوچی به
‫شیوری ایتو تجاوز کرده...

59:15.000 --> 59:20.480
‫یاماگوچی توی کتابش درباره
‫رابطه‌ا‌ش با نخست‌وزیر آبه می‌نویسه.

59:20.560 --> 59:27.400
‫ با هم گلف بازی می‌کنن و کوهنوردی می‌رن،
‫ و بیش از ۱۶ ساله که دوستن.

59:28.560 --> 59:32.560
‫سلام، خوشوقتم. اسم من شیوری ایتوئه.

59:32.640 --> 59:37.080
‫- شما خیلی معروفید!
‫- شنیدم اسم منو آوردید.

59:37.160 --> 59:40.960
‫- اتفاقی داشتم رد می‌شدم.
‫ - می‌تونم یه عکس بگیرم؟

59:41.040 --> 59:45.029
‫شیوری من پرونده‌ات رو
‫توی اینترنت دنبال می‌کنم.

59:45.053 --> 59:46.520
‫به اون سمت.

59:46.600 --> 59:50.080
‫- ازت حمایت می‌کنم.
‫ - مرسی.

59:50.160 --> 59:54.040
‫- موفق باشی!
‫- خیلی ممنون.

59:56.440 --> 01:00:00.200
‫وقتی از نزدیک می‌بینیش...

01:00:00.280 --> 01:00:05.400
‫اصلا شبیه عکس‌هاش نیست.

01:00:06.560 --> 01:00:11.160
‫همون شیوری نبود که بهش تجاوز شده بود؟

01:00:11.240 --> 01:00:15.080
‫- چرا.
‫ - واقعا خودش بود؟

01:00:15.160 --> 01:00:19.040
‫- اصلا متوجه نشدم!
‫ - اسمش همه‌جای اینترنت هست.

01:00:19.120 --> 01:00:25.720
‫شیوری؟ رفت؟ چرا نگفتی همون
‫دختریه که بهش تجاوز شده؟

01:00:41.480 --> 01:00:45.600
‫یاد این می‌افتم که شش ماه از وقتی گذشته که...

01:00:54.000 --> 01:00:59.400
‫ برای جامعه شدم...
‫«دختری که بهش تجاوز شده.»

01:01:11.040 --> 01:01:17.000
‫[دارم با زن‌های رسانه‌ها
‫توی هاراجوکو صحبت می‌کنم]

01:01:18.800 --> 01:01:21.600
‫مرسی که منو به اینجا دعوت کردید.

01:01:21.680 --> 01:01:25.200
‫خب، بیایید شروع کنیم.

01:01:26.720 --> 01:01:31.080
‫پرونده شیوری نشون می‌ده
‫چقدر سخته درباره خشونت جنسی حرف بزنی،

01:01:31.160 --> 01:01:37.880
‫یا حتی وقتی چیزی اشتباهه صدات رو بلند کنی.
‫ جامعه ژاپن نیاز به تغییر داره.

01:01:37.960 --> 01:01:42.760
‫مثل این عرف که آدم باید
‫ نظرات منفی درباره «من هم» دریافت کنه.

01:01:44.240 --> 01:01:47.400
‫من تئوری روزنامه‌نگاری تدریس می‌کنم.

01:01:47.480 --> 01:01:54.000
‫اولین چیزی که یاد می‌دم اینه
‫ که روزنامه‌نگاری یعنی بررسی قدرت.

01:01:54.080 --> 01:02:01.800
‫ولی روزنامه‌نگاری ما قدرت رو به شیوه‌ای
‫ که مردها دارن، بررسی نکرده.

01:02:03.400 --> 01:02:07.720
‫سر کار از پوشیدن دامن اجتناب کردم...

01:02:07.800 --> 01:02:14.520
‫و بخش زنانه خودم رو پنهان کردم
‫که مردم متوجه من نشن.

01:02:14.600 --> 01:02:19.600
‫ولی اخیرا این سال‌ها حس کردم
‫این درست نیست.

01:02:19.680 --> 01:02:26.520
‫جامعه تغییر نمی‌کنه مگر اینکه هم
‫زن‌ها و هم مردها تغییر کنن.

01:02:27.000 --> 01:02:30.160
‫همه ما که توی رسانه‌ها کار کردیم
‫اینو حس کردیم.

01:02:30.240 --> 01:02:34.280
‫وقتی بین بیست تا سی سالم بود،
‫ اتفاق مشابه‌ای برام افتاد.

01:02:34.360 --> 01:02:40.680
‫حس کردم اگه بیام جلو نمی‌تونم
‫ به عنوان روزنامه‌نگار ادامه بدم.

01:02:40.760 --> 01:02:43.160
‫پس سکوت کردم.

01:02:43.240 --> 01:02:46.160
‫ولی وقتی کتاب شیوری رو خوندم

01:02:46.240 --> 01:02:52.760
‫پشیمون شدم که به فکر نسل بعد نبودم.

01:02:52.840 --> 01:02:55.160
‫از این بابت شرمنده‌ام.

01:02:58.760 --> 01:03:05.200
‫ببخشید، صدام گرفته. مرسی که حرف زدید.

01:03:06.480 --> 01:03:12.440
‫وقتی صحبت می‌کنم، همیشه حس می‌کنم
‫ انگار برهنه اینجا وایسادم.

01:03:12.520 --> 01:03:19.520
‫ولی امروز حس می‌کنم با پتو پوشونده شدم.

01:03:21.160 --> 01:03:23.600
‫ببخشید.

01:03:23.680 --> 01:03:30.160
‫برای اولین بار چنین احساسی دارم.
‫پتوها اینقدر زیادن که نمی‌تونم تکون بخورم.

01:03:30.240 --> 01:03:34.440
‫اینجا بودن، با چنین همکاران
‫ با تجربه‌ای در صنعت.

01:03:34.520 --> 01:03:40.000
‫و اینکه بدونم شما هم مثل من فکر می‌کنید.

01:03:41.240 --> 01:03:44.400
‫امروز من خیلی امیدوار شدم.

01:03:44.760 --> 01:03:47.880
‫خیلی ممنون، شیوری!

01:04:00.320 --> 01:04:07.760
‫سیستم قضایی ژاپن انقدر ضعیفه که
‫سازمان ملل معتقده باید تغییر کنه.

01:04:08.600 --> 01:04:15.760
‫پرونده قضایی شیوری بسته شد
‫و حالا او با یک پرونده مدنی پیش می‌ره.

01:04:15.840 --> 01:04:22.360
‫این یک مبارزه طولانی خواهد بود و
‫ حملات علیه او ادامه خواهد داشت.

01:04:25.320 --> 01:04:30.560
‫من ایمیلی از رئیس دفتر
‫نیویورک تایمز در توکیو دریافت کردم.

01:04:31.920 --> 01:04:37.320
‫او بالاخره مقاله‌ای درباره من منتشر کرد.
‫ ما شش ماه پیش ملاقات کردیم.

01:04:37.400 --> 01:04:41.960
‫منتظر فرصت مناسب بودن برای انتشارش،

01:04:42.040 --> 01:04:46.120
‫و حالا زمان مناسب بود، پس این کار رو انجام دادن.

01:04:46.200 --> 01:04:51.040
‫تا الان تنها شرکت رسانه‌ای بودن...

01:04:51.120 --> 01:04:55.120
‫که تونستن با یاماگوچی صحبت کنن.

01:04:55.200 --> 01:04:58.600
‫دو هفته پیش این رو تلفنی گفت.

01:04:58.680 --> 01:05:03.760
‫من تازه مقاله رو خوندم،

01:05:03.840 --> 01:05:09.080
‫و ناگهان پیشانی اون رو دیدم...

01:05:09.160 --> 01:05:14.840
‫در حالی که داشتم مقاله رو مرور می‌کردم.

01:05:16.360 --> 01:05:18.760
‫حمله عصبی گرفتم.

01:05:27.680 --> 01:05:32.680
‫اگه فقط یه عکس حالم رو این‌طوری می‌کنه...

01:05:32.760 --> 01:05:36.440
‫چطور می‌تونم در دادگاه بشینم...

01:05:36.520 --> 01:05:40.040
‫و با چشم‌های خودم ببینمش؟

01:05:47.200 --> 01:05:48.560
‫[۱۰ فوریه ۲۰۱۸]

01:05:48.640 --> 01:05:52.320
‫[آماده‌سازی دادگاه داره تشدید می‌شه]

01:05:57.720 --> 01:06:04.440
‫- باید ادعاهاشون رو بررسی کنیم.
‫ - که چی درسته و چی غلط.

01:06:04.520 --> 01:06:08.680
‫اون‌ها نسخه خودشون از حقیقت
‫ رو با جزئیات نوشتن.

01:06:08.760 --> 01:06:16.400
‫ما باید همه رو پاراگراف به پاراگراف
‫ بررسی کنیم.

01:06:16.480 --> 01:06:21.640
‫سرخط خبرها این خواهد بود:
‫«تکذیب کامل از طرف متهم.»

01:06:21.720 --> 01:06:27.640
‫باید با آماده‌سازی شواهد کلیدیمون،
‫ با اون مقابله کنیم.

01:06:27.720 --> 01:06:31.200
‫وگرنه ضعیف به نظر می‌رسیم.

01:07:46.560 --> 01:07:49.240
‫چیزی که فهمیدم این بود...

01:07:52.600 --> 01:07:58.160
‫تنها انگیزه من برای صحبت کردن درباره این
‫ موضوع، برای زندگی و انجام دادنش...

01:08:00.000 --> 01:08:04.720
‫اینه که من یک خبرنگار هستم.

01:08:04.800 --> 01:08:09.800
‫من اینو به عنوان چیزی که برای
‫ یک نفر دیگه اتفاق افتاده می‌دیدم.

01:08:09.880 --> 01:08:16.720
‫و وقتی خودم اون فرد شدم،
‫نمی‌دونستم چطور باهاش کنار بیام.

01:08:20.800 --> 01:08:22.800
‫فهمیدم...

01:08:24.920 --> 01:08:29.280
‫که با خودم روبرو نشدم.

01:08:53.240 --> 01:08:56.600
‫می‌خوام با شخصی از
‫وزارت دادگستری ملاقات کنم.

01:08:56.680 --> 01:08:58.200
‫بله، صوفیان.

01:09:21.520 --> 01:09:24.120
‫این صرفا درباره خشونت جنسی نیست.

01:09:24.200 --> 01:09:29.360
‫ مشکل قدرته، که از قدرت داره
‫سواستفاده می‌شه.

01:09:29.440 --> 01:09:33.680
‫ما همه می‌تونیم قربانی باشیم...

01:09:33.760 --> 01:09:37.160
‫عامل یا تماشاگر.

01:09:42.800 --> 01:09:46.800
‫ قضیه‌ی مدیرعامل چیانگ‌دونگ
‫ رو می‌دونی دیگه.

01:09:46.880 --> 01:09:52.400
‫می‌گفت دوستاش نمی‌خواستن فشار بیارن،
‫چون تحملش سخت بود.

01:10:00.200 --> 01:10:03.640
‫[من فقط فرار می‌کنم و نمی‌تونم بمونم]

01:10:03.720 --> 01:10:07.400
‫[نمی‌خوام با خودم روبرو بشم]

01:10:19.640 --> 01:10:23.720
‫[۲۳ مارس ۲۰۱۹]

01:10:23.800 --> 01:10:29.400
‫[یاماگوچی به جرم تهمت ازم
‫ شکایت 130 میلیون ینی کرده]

01:10:30.520 --> 01:10:36.680
‫مطمئنم همه شما از شکایت
‫ یاماگوچی ناراحت هستید.

01:10:36.760 --> 01:10:44.160
‫امروز ما «باز کردن جعبه سیاه» رو برای حمایت
‫ از شیوری در پرونده مدنی‌اش شروع می‌کنیم.

01:10:44.240 --> 01:10:47.400
‫بیایید همه پشت اون بایستیم.

01:10:53.160 --> 01:10:58.360
‫ببخشید، فراموش کردم چی می‌خواستم بگم.

01:11:02.680 --> 01:11:08.800
‫درواقع مطمئن نبودم که امروز
‫ بتونم بیام اینجا.

01:11:08.880 --> 01:11:16.560
‫چند هفته پیش تا دو روز نتونستم
‫ از جام تکون بخورم.

01:11:16.640 --> 01:11:23.240
‫این حادثه حدود چهار سال پیش
‫ در همین زمان اتفاق افتاد.

01:11:23.320 --> 01:11:28.040
‫فهمیدم که چهار ساله
‫شکوفه‌های گیلاس رو ندیدم.

01:11:28.120 --> 01:11:33.440
‫خارج از کشور بودم،
‫پس از دوستام خواستم که بریم ببینیم.

01:11:33.520 --> 01:11:38.280
‫اما بعد تعجب کردم که چرا اینقدر عصبی هستم.

01:11:38.360 --> 01:11:43.080
‫یادم اومد که حادثه وقتی رخ داد که
‫اون‌ها در حال شکوفه دادن بودن.

01:11:43.160 --> 01:11:47.920
‫بعد از اون، نمی‌تونستم با دیدن
‫شکوفه‌های گیلاس کنار بیام.

01:11:48.000 --> 01:11:52.480
‫این باعث شد بفهمم...

01:11:52.560 --> 01:11:57.400
‫که خاطرات می‌تونن هر لحظه‌ای زنده بشن.

01:11:57.480 --> 01:12:01.920
‫خیلی از ما با این درد زندگی می‌کنیم.

01:12:28.320 --> 01:12:31.480
‫مامان، بابا...

01:12:33.400 --> 01:12:38.640
‫ممنون که این همه سال من رو بزرگ کردید.

01:12:40.800 --> 01:12:45.520
‫واقعا حس بدی دارم.

01:12:47.040 --> 01:12:51.080
‫اما چطور باید این درد رو تحمل کنم؟

01:13:00.640 --> 01:13:03.880
‫دیگه نمی‌دونم.

01:13:20.920 --> 01:13:28.240
‫من فرصت‌های زیادی داشتم
‫و زندگیم شاد بود.

01:13:30.320 --> 01:13:34.760
‫اما با این وجود...

01:13:34.840 --> 01:13:39.760
‫نمی‌تونم زندگی‌ای رو که
‫بهم داده شده زندگی کنم.

01:14:26.600 --> 01:14:32.400
‫[همه ما یک هیولا درونمون داریم،
‫ اما هیولای من منو نابود نکرد]

01:14:32.480 --> 01:14:37.640
‫[من تا اینجا پیش رفتم
‫و می‌تونم باهاش روبرو بشم]

01:14:47.480 --> 01:14:51.040
‫بابا امروز باهام تماس گرفت.

01:14:51.120 --> 01:14:57.760
‫فردا مرخصی گرفته که بیاد اینجا.

01:14:59.520 --> 01:15:06.520
‫دوست ندارم تصور کنم که رفتن
‫ به دادگاه براش چه حسی داره.

01:15:10.520 --> 01:15:14.280
‫بهش فکر نکن!

01:15:17.320 --> 01:15:20.280
‫می‌دونی چه حسی داره؟

01:15:23.840 --> 01:15:26.920
‫می‌خوای اینو بخونی؟

01:15:27.000 --> 01:15:31.600
‫- مهم‌ترین چیز شهادت منه.
‫ - اینجاست؟

01:15:31.680 --> 01:15:35.840
‫- باید با صدای بلند بخونی؟
‫- آره، با اینکه بارها این کارو کردم.

01:15:35.920 --> 01:15:40.800
‫- باید حفظش کنی؟
‫ - باید کامل بلد باشم.

01:15:40.880 --> 01:15:44.240
‫خب من می‌خونم.

01:15:46.560 --> 01:15:48.600
‫شروع کنیم؟

01:15:49.720 --> 01:15:54.960
‫«من روز ۲۵ مارس ۲۰۱۵ به متهم ایمیل زدم...

01:15:55.040 --> 01:16:01.240
‫و پرسیدم آیا موقعیت شغلی‌ای
‫وجود داره یا نه.

01:16:01.320 --> 01:16:05.600
‫به عنوان یه خبرنگار، دوست داشتم
‫ روی مسائل اجتماعی کار کنم...

01:16:05.680 --> 01:16:10.400
‫ولی در واشنگتن باید درباره سیاست می‌نوشتم.

01:16:10.480 --> 01:16:17.600
‫می‌خواستم نگرانی‌هام رو سر این
‫موضوع توی جلسه‌مون بیان کنم.

01:16:18.400 --> 01:16:25.280
‫وقتی رسیدم، با تعجب دیدم که
‫ یه شام دو نفره برام ترتیب دادن.

01:16:25.360 --> 01:16:30.320
‫احساس خوبی نداشتم و
‫نمی‌دونستم باید چه برداشتی داشته باشم.

01:16:30.400 --> 01:16:35.320
‫یهو سرم گیج رفت و رفتم سرویس بهداشتی.

01:16:35.400 --> 01:16:41.720
‫بعد از اون چیزی یادم نمیاد،
‫ تا وقتی که توی یه اتاق هتل بیدار شدم.»

01:16:43.360 --> 01:16:47.560
‫- خوبی؟
‫- آره، فقط یه کم...

01:16:49.480 --> 01:16:52.640
‫- می‌خوای یه استراحت کنی؟
‫ - نه، چیزی نیست.

01:16:54.800 --> 01:16:58.480
‫«وقتی بیدار شدم، توی قسمت
‫پایین شکمم درد شدید داشتم.»

01:17:01.840 --> 01:17:08.840
‫نمی‌دونستم کجام یا کی رومه.

01:17:08.920 --> 01:17:14.640
‫سعی کردم هلش بدم کنار،
‫ ولی خیلی قوی‌تر از من بود و وحشت کردم.

01:17:16.280 --> 01:17:20.600
‫گفتم باید برم دستشویی، و بالاخره رفت کنار.

01:17:20.680 --> 01:17:23.360
‫دویدم و در رو قفل کردم.

01:17:24.680 --> 01:17:30.800
‫توی آینه دیدم نوک سینه‌ام
‫خونریزی داره و کبودی دارم.

01:17:30.880 --> 01:17:36.560
‫ یادم نمی‌اومد که چی شده،
‫ واسه همین وحشت کردم.

01:17:36.640 --> 01:17:42.480
‫باید آروم می‌شدم، لباسام رو پیدا
‫می‌کردم و از اونجا می‌رفتم.

01:17:43.600 --> 01:17:51.000
‫وقتی در رو باز کردم، دستم رو گرفت و
‫ منو به زور روی تخت پرت کرد.

01:17:52.120 --> 01:17:55.720
‫صورتم رو به روتختی فشار داد.

01:17:55.800 --> 01:17:59.680
‫نمی‌تونستم نفس بکشم
‫ و فکر کردم دارم می‌میرم.

01:18:01.720 --> 01:18:08.240
‫متهم گفت: «ازت خوشم میاد.
‫ می‌تونی بیای واشنگتن. تایید شدی.»

01:18:08.320 --> 01:18:15.600
‫براش مثل یه چیز کوچیک بودم.
‫ حس ناتوانی کردم.

01:18:16.840 --> 01:18:23.040
‫پرسیدم لباس زیرم کجاست.
‫ گفت می‌خواد به عنوان یادگاری نگهش داره.

01:18:23.120 --> 01:18:28.240
‫احساس کردم تمام توانم از بین رفته
‫ و خودم رو کوچیک کردم.

01:18:28.320 --> 01:18:31.320
‫وقتی دوباره لباس زیرم رو خواستم، گفت...

01:18:31.400 --> 01:18:37.480
‫«حالا مثل یه بچه کوچولوی بی‌پناه شدی.»
‫ و بعدش بهم پسش داد.»

01:19:09.680 --> 01:19:12.200
‫این یکی بسته نمی‌شه.

01:19:13.440 --> 01:19:15.360
‫بی‌خیالش.

01:19:18.880 --> 01:19:22.920
‫صف طولانیه. لطفا منتظر بمونید.

01:19:28.760 --> 01:19:34.880
‫[۸ جولای ۲۰۱۹]
‫[بازجویی متقابل در دادگاه توکیو]

01:19:34.960 --> 01:19:40.720
‫[گفتن که نباید داخل دادگاه فیلم بگیرم]

01:20:22.920 --> 01:20:25.720
‫- خوب بودی.
‫ - آره.

01:20:25.800 --> 01:20:27.960
‫بهت افتخار می‌کنیم.

01:20:35.680 --> 01:20:39.760
‫چشم‌هامون به هم افتاد.

01:20:39.840 --> 01:20:43.400
‫پشت وکلای من نشسته بود.

01:20:43.480 --> 01:20:47.840
‫وقتی بهش زل زدم، اونم نگاهم کرد.

01:20:47.920 --> 01:20:53.440
‫چشم‌هاش می‌گفت: «چی می‌خوای؟»
‫و بعد نگاهشو دزدید.

01:20:56.160 --> 01:21:01.680
‫می‌خواستم بدونه: «من همچنان اینجام.»

01:21:01.760 --> 01:21:08.760
‫«من اینجام. دارم بهت گوش می‌دم.
‫تصمیم با خودته.»

01:21:12.080 --> 01:21:17.000
‫خوشحالم که درخواست جدا کردن نکردم.

01:21:17.080 --> 01:21:22.280
‫با این‌که می‌دونم کابوس‌های جدیدی تو راهه.

01:21:22.360 --> 01:21:29.920
‫اما این‌که وقتی دیدمش دچار وحشت
‫نشدم، اعتماد به ‌نفسم رو بیشتر کرد.

01:21:31.960 --> 01:21:34.560
‫تونستی از یه مانع عبور کنی.

01:21:34.640 --> 01:21:41.000
‫حالا دیگه از ریش و کله‌ی کچل نمی‌ترسم.

01:21:47.400 --> 01:21:51.400
‫[۶ اکتبر ۲۰۱۹]

01:21:51.480 --> 01:21:57.040
‫[فردا آخرین جلسه‌ی رسیدگی به
‫پرونده‌ی مدنیم برگزار می‌شه]

01:22:03.440 --> 01:22:09.480
‫یه ایمیل از کارمند باربر
‫هتل شراتون دریافت کردم.

01:22:10.240 --> 01:22:12.760
‫اون شب رو خیلی خوب به یاد داره.

01:22:12.840 --> 01:22:18.040
‫به پلیس گزارش داده بود،
‫اما هتل مجبورش کرده سکوت کنه.

01:22:41.440 --> 01:22:46.240
‫- خیلی جزئیات رو به یاد داره.
‫- عالیه!

01:22:46.320 --> 01:22:48.600
‫وقتی از تاکسی پیاده شدم،

01:22:48.680 --> 01:22:55.000
‫از ورودی فاصله گرفتم و سعی کردم دور بشم.

01:22:55.080 --> 01:23:03.520
‫همچنین انگار صدای ناله‌های بلندم
‫ شنیده می‌شده.

01:23:03.600 --> 01:23:08.440
‫اون‌قدر مست بودم که به نظر
‫ نمی‌رسید به‌هوش باشم.

01:23:08.520 --> 01:23:14.840
‫- این یه شهادت مهمه.
‫- منم همین فکر رو می‌کنم.

01:23:14.920 --> 01:23:20.680
‫اما وکیلم، موراتا، نمی‌خواد که
‫ دادگاه رو به تاخیر بندازیم.

01:23:20.760 --> 01:23:27.360
‫این خطر وجود داره که قضات نظرشون عوض بشه.

01:23:46.520 --> 01:23:53.360
‫به ‌عنوان وکیل، دلیل کافی
‫برای تاخیر نمی‌بینم.

01:23:54.920 --> 01:24:01.360
‫بیشتر نگرانم که هتل مانع
‫ از شهادت دادن اون بشه.

01:24:08.600 --> 01:24:12.600
‫«باید از خودمون بپرسیم چرا الان جلو اومده.»

01:24:12.680 --> 01:24:15.440
‫این رو باور ندارم، ولی...

01:24:15.520 --> 01:24:19.400
‫«ممکنه به یاماگوچی وصل باشه...

01:24:19.480 --> 01:24:22.680
‫باید محتاط باشیم.»

01:24:22.760 --> 01:24:28.400
‫جلسه‌ی اول دادگاه خیلی حساسه.
‫سرنوشتتون بهش بستگی داره.

01:24:57.920 --> 01:25:02.480
‫- الو؟
‫- سلام، تلفن موبایل آقای چیکوبا هست؟

01:25:02.560 --> 01:25:03.648
‫بله.

01:25:03.672 --> 01:25:06.960
‫شیوری ایتو هستم.
‫ممنون از وقتی که می‌ذارید.

01:25:07.040 --> 01:25:11.440
‫- قابلتون رو نداره.
‫- الان می‌تونید صحبت کنید؟

01:25:11.520 --> 01:25:16.840
‫خواستم یه چیز رو بپرسم.
‫ چیزی که امروز نوشتید...

01:25:16.920 --> 01:25:23.320
‫شامل مدارک جدید مهمیه.

01:25:23.400 --> 01:25:31.000
‫برای همین می‌خوام که
‫از اون توی دادگاه استفاده کنم.

01:25:31.080 --> 01:25:39.280
‫اما باید بگیم که این شهادت مربوط به باربر
‫هتلیه که اون زمان اونجا کار می‌کرده.

01:25:39.360 --> 01:25:43.000
‫اگه این رو توی دادگاه بگیم...

01:25:43.080 --> 01:25:47.040
‫جلسه‌ی علنیه...

01:25:47.120 --> 01:25:53.960
‫پس رسانه‌ها و افراد حاضر
‫در جلسه این رو می‌شنون.

01:25:54.040 --> 01:25:59.320
‫این می‌تونه براتون مشکل‌ساز بشه.

01:25:59.400 --> 01:26:05.480
‫اما من الان ازتون می‌خوام...

01:26:05.560 --> 01:26:11.400
‫چون فردا تنها فرصتمه که قضات
‫ رو از این موضوع مطلع کنم.

01:26:11.480 --> 01:26:16.560
‫از حرف‌هایی که بهتون زدم...

01:26:16.640 --> 01:26:21.120
‫چیزی هست که باعث نگرانی شما بشه؟

01:26:21.200 --> 01:26:25.400
‫من تمام تلاشم رو می‌کنم تا کمکتون کنم.

01:26:25.480 --> 01:26:29.200
‫می‌تونید اسم من رو هم بگید.

01:26:29.280 --> 01:26:36.400
‫در مقابل سختی‌هایی که شما
‫کشیدید هیچی نیست.

01:26:38.880 --> 01:26:43.920
‫از هیچ چیزی نگرانی ندارم.
‫ راحت اسمم رو بگید.

01:26:44.000 --> 01:26:48.240
‫حتی اگر هتل بخواد جلوش رو بگیره،
‫من آماده‌ام شهادت بدم.

01:26:50.040 --> 01:26:52.480
‫همون‌طور که قبلا هم گفتم...

01:26:53.720 --> 01:26:58.640
‫مجازات‌های مربوط به جرائم جنسی خیلی کمه.

01:26:58.720 --> 01:27:02.080
‫همیشه فکر می‌کردم که این اشتباهه.

01:27:02.160 --> 01:27:06.520
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این فرصت رو پیدا کنم.

01:27:06.600 --> 01:27:12.640
‫می‌خوام خوشحال باشی که
‫ من اون شب کار می‌کردم.

01:27:14.600 --> 01:27:17.160
‫من شخصا از این بابت خوشحالم.

01:27:18.920 --> 01:27:22.080
‫مردم این‌طور جرائم رو خیلی سبک می‌گیرن.

01:27:22.160 --> 01:27:27.120
‫- خیلی ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

01:27:27.200 --> 01:27:31.760
‫خیلی از عزمت ممنونم.

01:27:31.840 --> 01:27:35.320
‫واقعا قدردانی می‌کنم. ممنون.

01:27:35.400 --> 01:27:38.080
‫- مواظب خودت باش. خداحافظ.
‫ - خداحافظ.

01:28:39.600 --> 01:28:41.880
‫[18 دسامبر 2019]

01:28:41.960 --> 01:28:46.760
‫[روز حکم در دادگاه ناحیه‌ای توکیو]

01:28:55.840 --> 01:29:01.440
‫با پرونده مدنی‌اش،
‫شیوری می‌خواست جعبه سیاه رو باز کنه.

01:29:01.520 --> 01:29:07.760
‫این فقط مشکل یک نفر نیست،
‫ بلکه مشکلی اجتماعیه.

01:29:08.440 --> 01:29:13.320
‫امروز بالاخره حکمی صادر می‌شه.

01:29:13.400 --> 01:29:19.000
‫تجاوز بزرگ‌ترین کابوس مادرهاست.

01:29:19.680 --> 01:29:24.040
‫بعد از کنفرانس خبری...

01:29:24.120 --> 01:29:28.760
‫تمام خانواده، از جمله خواهر و برادرها،
‫مخالف بودن.

01:29:28.840 --> 01:29:35.840
‫امیدوارم نتیجه مثبتی بگیریم
‫ تا خانواده دوباره بهم برگردن.

01:29:53.600 --> 01:29:57.400
‫[پیروزی]

01:29:57.480 --> 01:30:02.560
‫بردیم! ممنون از همه!

01:30:10.720 --> 01:30:12.640
‫ خودشه!

01:30:14.960 --> 01:30:16.760
‫تبریک میگم!

01:30:16.840 --> 01:30:19.840
‫میشه بگی حسش چطوره؟

01:30:19.920 --> 01:30:26.280
‫صادقانه بگم، نمی‌دونم چه حسی دارم.

01:30:26.360 --> 01:30:32.120
‫ولی وقتی اومدم بیرون دوستم رو بغل کردم.

01:30:32.200 --> 01:30:36.400
‫یه جورایی یه پایان بود.

01:30:36.480 --> 01:30:41.560
‫ولی این پیروزی به این معنی نیست
‫که اون چیزی که اتفاق افتاد از بین می‌ره.

01:30:41.640 --> 01:30:44.840
‫هنوز باید...

01:30:46.680 --> 01:30:53.440
‫بفهمم چطور با زخم‌هام کنار بیام.
‫ این پایان کار نیست.

01:30:58.040 --> 01:31:03.760
‫این یه نقطه عطفه،
‫ ولی هنوز کارای زیادی مونده.

01:31:03.840 --> 01:31:07.880
‫بیایید با هم به همه‌شون فکر کنیم.

01:31:07.960 --> 01:31:14.480
‫چیزی که الان جلوی منه کاملا
‫با قبل تفاوت داره. ممنون از همه!

01:31:34.080 --> 01:31:38.520
‫خانم‌ها و آقایون، لطفا جناب یاماگوچی
‫ رو به صحنه دعوت کنید.

01:31:49.760 --> 01:31:54.240
‫شما به وضوح اعلام کردید که
‫ هیچ کار غیرقانونی نکردید.

01:31:54.360 --> 01:31:59.120
‫ولی وقتی به اون شب نگاه می‌کنید،
‫چیزی هست که پشیمون باشید؟

01:31:59.200 --> 01:32:02.600
‫مایل بودید که شرایط متفاوت می‌بود؟

01:32:02.680 --> 01:32:08.520
‫آیا اشتباهی کردید، حتی اگه شاید
‫برخلاف قانون نبوده باشه؟

01:32:10.040 --> 01:32:16.320
‫می‌خوام واضح بگم که من
‫هیچ جرم قانونی نکردم.

01:32:16.400 --> 01:32:19.320
‫این مهم‌ترین چیزه.

01:32:20.440 --> 01:32:27.320
‫ولی اگه از چیزی غیر از
‫جنبه‌های قانونی حرف بزنم...

01:32:27.400 --> 01:32:31.520
‫ممکنه باعث سوتفاهم بشه.

01:32:31.600 --> 01:32:37.640
‫اگه بگم پشیمونم، یه خبرنگار ممکنه
‫این رو به عنوان یه عمل غیرقانونی تعبیر کنه.

01:32:37.720 --> 01:32:41.960
‫ولی من واقعا از چیزی که
‫ اتفاق افتاد پشیمونم.

01:32:42.040 --> 01:32:45.080
‫اون خیلی آسیب دید.

01:32:45.160 --> 01:32:48.760
‫اون خیلی چیزها رو تجربه کرد...

01:32:50.080 --> 01:32:56.520
‫اختلال اضطراب، خودم هم کردم.
‫پس واقعا واقعه‌ی تاسف‌باری بوده.

01:32:56.600 --> 01:33:01.840
‫و من از خیلی چیزها از نظر اخلاقی پشیمونم.

01:33:01.920 --> 01:33:08.360
‫ولی همچنان باید بگم که من
‫ هیچ کار غیرقانونی نکردم.

01:33:08.440 --> 01:33:11.000
‫آیا این جواب کافی بود؟

01:33:12.160 --> 01:33:17.640
‫من نکات کلیدی رو ترجمه می‌کنم...

01:33:33.000 --> 01:33:40.040
‫[یاماگوچی به حکم درخواست تجدید نظر کرد.
‫ نبردهای قانونی من ادامه پیدا کرد]

01:33:41.960 --> 01:33:44.360
‫دروغگو!

01:33:44.440 --> 01:33:47.840
‫ از بدبختی دیگران سود می‌کنی!

01:33:47.920 --> 01:33:51.040
‫چطور جرئت می‌کنی؟
‫داری مثل یه بت رفتار می‌کنی!

01:33:51.920 --> 01:33:55.480
‫[بازپرس الف در پلیس توکیو موند]

01:33:55.560 --> 01:34:00.120
‫[باربر شغلش رو توی هتل شراتون حفظ کرد]

01:34:00.200 --> 01:34:03.920
‫[ناکامورا که مانع دستگیری شد...]

01:34:04.000 --> 01:34:08.880
‫[رئیس پلیس ملی ژاپن شد]

01:34:12.320 --> 01:34:15.520
‫[8 جولای 2022...]

01:34:15.600 --> 01:34:22.160
‫[نخست‌وزیر سابق، آبه، در یک نشست تبلیغاتی
‫ هدف گلوله قرار گرفت]

01:34:24.040 --> 01:34:31.640
‫[یاماگوچی اولین نفری بود
‫ که خبر مرگش رو منتشر کرد]

01:34:33.120 --> 01:34:42.440
‫[در همون روز، دیوان عالی کشور پیروزی من
‫ رو در دادگاه ناحیه‌ای تایید کرد]

01:34:51.000 --> 01:34:52.840
‫باز هم این آهنگ!

01:34:59.520 --> 01:35:01.240
‫این چیه؟

01:35:09.240 --> 01:35:10.720
‫موهات!

01:35:15.720 --> 01:35:17.920
‫خیلی طول کشید.

01:35:19.320 --> 01:35:23.240
‫25 سالم بود، الان 33 سالمه!

01:35:24.760 --> 01:35:27.480
‫این پایان یه دوره‌‌است.

01:35:27.560 --> 01:35:30.520
‫- دوره؟
‫ - درسته!

01:35:37.520 --> 01:35:39.400
‫ موفق شدی.

01:35:39.424 --> 01:35:59.424
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:35:59.448 --> 01:36:19.448
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:38:32.800 --> 01:38:39.360
‫[تقدیم به همه بازماندگان]
