WEBVTT

00:12.178 --> 00:14.844
A Jet Tone Productions production

00:14.931 --> 00:18.515
In association with Beijing Film Studio

00:18.601 --> 00:21.559
Leslie Cheung

00:21.645 --> 00:24.895
Brigitte Lin

00:24.983 --> 00:28.859
Tony Leung Chiu Wai

00:28.944 --> 00:32.695
Carina Lau

00:32.781 --> 00:35.864
Tony Leung Ka Fai

00:35.952 --> 00:38.785
Charlie Young

00:38.913 --> 00:42.456
Jacky Cheung

00:42.541 --> 00:45.875
Special Appearance by
Maggie Cheung

00:45.962 --> 00:49.546
Written and Directed by
Wong Kar Wai

01:10.200 --> 01:18.200
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie. in ]

01:26.377 --> 01:29.294
نوشته شده در آيين شرعي بودايي

01:29.379 --> 01:32.337
"پرچم بي حرکت و باد آرام است"

01:32.424 --> 01:35.341
"اين قلب مرديست که در آشفتگيست"

01:35.427 --> 01:38.802
ASHES OF TIME

01:40.934 --> 01:45.352
امسال، سال وقوع کسوف کلي است
خشکسالي زمين رو گرفته

01:45.436 --> 01:47.602
خشکسالي يعني مشکلات

01:47.688 --> 01:50.480
مشکلات يعني تجارت خوب

01:50.566 --> 01:52.815
هستم white camel من اهل کوهستانهاي

01:52.902 --> 01:54.901
هست Ouyang Feng اسم من

01:54.987 --> 01:57.487
من درحل کردن مشکلات تخصص دارم

01:58.699 --> 02:01.783
با يک نگاه به شما ، من
ميگويم تقريبا 40 سال داريد

02:04.038 --> 02:06.079
در 40 سال گذشته

02:06.165 --> 02:10.625
بايد افرادي بوده باشند که
هرگز دوست نداشتي ببينيشون

02:11.379 --> 02:13.211
شايد آنها باعث رنجش تو شده اند

02:14.090 --> 02:18.299
شايد حتي در نظر داشتي بکشيشون

02:21.639 --> 02:23.887
اما قدرتشو نداشتي

02:26.477 --> 02:28.893
يا حتي نتونستي مزاحمشون بشي

02:32.066 --> 02:36.067
واقعا کشتن اتفاق بزرگي نيست

02:37.739 --> 02:41.240
الان من يه دوست دارم
که يکم هنرهاي رزمي بلده

02:41.367 --> 02:44.242
اون مرد ، اين روزا روي بدشانسيست

02:44.328 --> 02:50.039
با مبلغي کم ، خوشحال ميشه که
از دست اون اشخاص خلاصت کنه

02:53.087 --> 02:54.919
بهش فکر کن

02:55.464 --> 02:57.797
در حقيقت ، کشتن ساده نيست

02:58.759 --> 03:00.758
ولي براي زنده ماندن

03:00.887 --> 03:03.261
ريسکي است که خيليا تمايل به گرفتنش دارن

03:03.389 --> 03:05.263
White Camel پس از ترک کوهستان

03:05.391 --> 03:07.056
من به اين بيابان آمدم

03:07.143 --> 03:08.975
براي شروع کردن يک زندگي جديد

03:14.525 --> 03:18.463
JINGZHE - بهاربيدارمي شود (JINGZHE= سومين قسمت از تقسيمات 24
گانه سال در تقويم سنتي شرق آسيا، تقريبا از 14 تا 29 اسفند)

03:18.487 --> 03:21.196
امروز ششمين روز از دومين ماه قمري است
حشره ها دارن بيدارمي شوند

03:21.282 --> 03:25.074
هرساله در اين زمان
يک دوست واسه ملاقات مياد

03:25.161 --> 03:27.409
Huang Yaoshi اسم اون هست

03:27.496 --> 03:29.495
او يک مرد عجيب و غريب است

03:29.582 --> 03:31.956
و معمولا هميشه از شرق به اينجا مي آيد

03:32.043 --> 03:35.376
سالهاست که اين کار رو ميکنه

03:35.463 --> 03:38.213
اين بار او آمد که يک هديه تحويل دهد

03:43.137 --> 03:45.303
کسي که اخيرا ملاقات کردم

03:47.475 --> 03:49.891
اين بطري مشروب رو به من داد

03:52.146 --> 03:55.688
اون گفت که اين شراب جادويي داره

03:56.817 --> 04:01.402
يک فنجان بخور و گذشته ات را از ياد ببر

04:03.366 --> 04:05.240
فکر ميکنم چرنده

04:06.118 --> 04:08.367
چطور چنين شرابي ميتواند وجود داشته باشد؟

04:10.373 --> 04:15.124
اون زن گفت ريشه مشکلات آدما

04:16.337 --> 04:18.753
حافظه (خاطرات) است

04:19.131 --> 04:21.256
بدون داشتن گذشته يا خاطرات

04:21.342 --> 04:25.009
هر روز ميشه يه شروع جديد داشت

04:25.096 --> 04:27.095
عالي نيست؟

04:30.977 --> 04:34.351
بطري مناسب تو بود

04:36.315 --> 04:38.815
اما تو اهميت ندادي و از آن به همه دادي

04:40.486 --> 04:42.151
درسته؟

04:45.492 --> 04:48.866
من علاقه اي به اين چرنديات ندارم

04:51.038 --> 04:54.038
بنابراين يک جرعه هم ننوشيدم

04:57.545 --> 04:59.460
اما به نظر ميرسيد اين جادو کار ميکرد

05:01.382 --> 05:04.632
حافظه اش رو کم کم از دست داد Huang ، اون شب

05:09.932 --> 05:12.473
تو به خاطر مياري که ما چگونه ملاقات کرديم ؟

05:13.728 --> 05:18.228
کامل به ياد ندارم

05:20.234 --> 05:22.608
پس چگونه به اينجا آمديد؟

05:22.695 --> 05:25.194
يادم نيست

05:26.866 --> 05:29.574
چرا به قفس پرنده خيره شدي؟

05:30.369 --> 05:34.787
چونکه آشنا به نظر ميرسه

06:37.144 --> 06:39.477
اون شب خيلي مست بود

06:39.605 --> 06:41.729
او سپيده دم دور شد

06:41.816 --> 06:44.399
نميدونم چي باعث نگرانيش بود

06:44.486 --> 06:47.486
اما احتمالا پاي يک زن در ميان است

06:52.493 --> 06:56.828
يک ماه بعد
در جنوب ديده شد Huang Yaoshi

06:58.082 --> 07:00.415
در زادگاه بهترين دوستش

07:02.962 --> 07:04.922
يکبار قبل از اينکه دوستش
ازدواج کنه اونو ديده بود

07:04.964 --> 07:07.338
او از همسرش جدا شده بود

07:08.342 --> 07:11.426
يک روز ، دوست اون به
طور ناگهاني شهر رو ترک کرد

07:13.472 --> 07:17.849
رفت و ديگر بازنگشت Huang بنابراين

09:28.232 --> 09:30.314
ميتونم براتون مشروب بيارم؟

09:30.402 --> 09:32.818
فقط آب ميخوام

09:54.341 --> 09:56.674
ما همديگه رو ميشناسيم، درسته؟

09:59.430 --> 10:01.386
بيشتر از اينا همو ميشناسيم

10:02.516 --> 10:05.057
تو زماني بهترين دوستم بودي

10:06.395 --> 10:08.102
ولي ديگه نه

10:14.195 --> 10:15.861
اينجا چي کار ميکني ؟

10:18.073 --> 10:20.239
من اخيرا با يک نفر ملاقات داشتم

10:21.785 --> 10:24.201
که به من اين بطري شراب رو داد

10:24.705 --> 10:28.914
گفت فقط کافيه يه فنجان بخوري
و گذشته ات را از ياد ببري

10:30.919 --> 10:32.376
من اين کار رو کردم

10:33.298 --> 10:34.796
! و کار کرد

10:35.716 --> 10:37.715
تمايل داري يه امتحاني بکني ؟

10:40.764 --> 10:44.181
آيا تفاوت بين آب و شراب رو ميدوني ؟

10:45.976 --> 10:48.142
شراب روح رو گرم ميکند

10:50.314 --> 10:52.438
آب فقط باعث سردي ميشود و مايه ياس است

11:02.661 --> 11:05.035
دوباره شما رو اينجا خواهم ديد؟

11:05.537 --> 11:06.619
نه

11:09.416 --> 11:15.169
من قسم خوردم
که اگه دوباره اين مرد رو ببينم ، بکشمش

11:16.173 --> 11:18.381
اما اين کارو انجام ندادم

11:19.344 --> 11:22.718
چون تا آن زمان که دوباره همديگه رو ببينيم
ديگه نميتونم ببينم

11:23.014 --> 11:25.222
حالا... تو کي هستي ؟ ، مرد يا زن ؟

11:30.896 --> 11:33.688
من شاهزادهء

11:33.775 --> 11:36.735
کبير هستم Murong خاندان (Murong
Clan = يک نام خانوادگي رايج و معروف در چين)

11:37.028 --> 11:39.569
با اين وجود جرات ميکني
به من بي احترامي کني؟

11:40.614 --> 11:43.155
نميدوني تو رو خواهم کشت؟

11:50.583 --> 11:52.123
تو مستي

12:41.925 --> 12:46.093
آدمي رها و وحشي بود Huang Yaoshi

12:46.889 --> 12:51.015
مردم به آساني جذبش
ميشدند و اغلب آسيب ميديدند

12:52.728 --> 12:56.811
نزديک بود که کشته بشه Huang اون شب ،

13:10.329 --> 13:13.788
هر سال ماههايي دارد
که به نظر مياد کسي به خدمات من نيازي نداره

13:13.874 --> 13:17.082
پارسال وقتي بهار اومد ، کار کم بود

13:17.169 --> 13:19.877
براي يک ماه من فقط يک مشتري داشتم

13:21.174 --> 13:23.882
من ازت ميخوام که يک نفر رو بکشي

13:23.968 --> 13:26.718
هست Huang Yaoshi اسم اون

13:27.638 --> 13:29.970
او يکي از بهترين شمشيرزنهاي اين اطرافه

13:30.058 --> 13:32.557
اين اصلا کار آسوني نيست

13:32.643 --> 13:36.017
من ميخوام اون به هر قيمتي کشته بشه
هدف فقط پول نيست

13:37.064 --> 13:38.896
تنها يک شرط وجود داره

13:38.983 --> 13:41.149
من انتخاب ميکنم که مرگه اون چطوري باشه

13:41.236 --> 13:44.027
من ميخوام مرگش به دردناکترين حالت ممکن باشد

13:44.112 --> 13:46.445
چي او را شايسته اين مرگ کرده؟

13:52.788 --> 13:54.954
او خواهر من رو ترک کرد

13:55.707 --> 13:57.498
براي رسيدن به زن ديگري

14:00.046 --> 14:04.798
معرفي کرد Murong Yang او خودش را
Murong تنها فرزند خاندان

14:04.883 --> 14:08.926
را در Huang اون مرد ملاقات کرده است
Gusu بيشه شکوفه هاي هلو در بيرون از شهر

14:09.012 --> 14:11.595
چهارمين روز از اولين ماه قمري بود
اولين روز بهار

14:11.682 --> 14:13.305
طبق تقويم نجومي

14:13.392 --> 14:15.057
"باد شرقي گرم ميشود"

14:15.144 --> 14:17.352
امروز، روزي براي شروعي دوباره است

14:18.146 --> 14:22.022
يه جوک گفت Huang اون شب

15:03.817 --> 15:05.773
اگه يه خواهر داري

15:06.486 --> 15:08.485
باهاش ازدواج خواهم کرد

15:21.501 --> 15:23.333
خوبه

15:23.421 --> 15:25.754
ميذارم رو حرفت بموني

15:26.173 --> 15:28.923
با اين حال بهت هشدار ميدم، حرفتو نشکن

15:29.009 --> 15:31.425
اگه اين کار رو بکني

15:32.430 --> 15:34.095
من تو رو ميکشم

15:36.684 --> 15:40.685
اونا براي ديدن خواهرش خودشونو مرتب کردن

15:42.022 --> 15:44.355
هرگز ديده نشد Huang Yaoshi اما

16:44.377 --> 16:46.710
آيا برادر من ، به ديدن تو ميايد ؟

16:47.213 --> 16:48.962
برادرت کيه ؟

16:50.424 --> 16:53.089
Murong Yang اسم اون هست

16:53.594 --> 16:55.468
اين اسم برايم آشناست

16:56.222 --> 16:58.388
او از تو پرسيد که يک مرد رو بکشي ؟

16:58.890 --> 17:00.472
يادم نمياد

17:00.768 --> 17:03.268
! توجه کن چي ميگم

17:04.271 --> 17:06.979
اگه پيشنهادشو قبول کرده باشي تو رو ميکشم

17:09.277 --> 17:11.484
برادرت مرد سخاوت منديه

17:12.404 --> 17:15.279
نميتوانم از عهده نپذيرفتنش بر بيام

17:17.285 --> 17:20.326
سخاوتمند بزرگي مثل اون اين روزا کمياب هستند

17:21.455 --> 17:23.620
اگر ردش کنيد

17:23.749 --> 17:26.957
دو برابر پرداخت خواهم کرد تا ضررت جبران بشه

17:27.669 --> 17:31.253
اما من يک شرطي دارم

17:32.175 --> 17:34.340
! تو بايد يک نفر رو براي من بکشي

17:34.468 --> 17:36.675
Murong Yang برادرم

17:39.306 --> 17:41.805
شما دوتا يک رابطه عجيب داريد

17:43.478 --> 17:45.310
تو واقعا اينقدر از برادرت متنفري؟

17:45.438 --> 17:46.519
آره

17:47.982 --> 17:50.647
باشم Huang Yaoshi او نميخواهد که من با

17:51.443 --> 17:53.901
فکر ميکنه مال اونم

17:53.987 --> 17:55.943
بنابراين او بايد بميره

18:07.794 --> 18:10.168
خواهرم ملاقات کوتاهي با شما داشته است؟

18:11.005 --> 18:12.128
بله

18:12.673 --> 18:15.173
اگر تو ميل زيادي به داشتن اون داري

18:15.300 --> 18:17.382
من تو رو ميکشم

18:17.512 --> 18:19.594
چه برادر با تعصبي

18:19.679 --> 18:21.678
اون تنها خانواده ايه که دارم

18:21.766 --> 18:23.890
بايد ازش مراقبت کنم

18:24.018 --> 18:25.308
خواهرم از تو چي ميخواد؟

18:25.394 --> 18:27.519
کسي رو به خواست اون بکشم

18:30.942 --> 18:33.108
نام دارد Murong Yang کسي که

18:37.197 --> 18:39.488
بايد پشت اين قضيه باشه Huang Yaoshi

18:39.575 --> 18:42.367
بايد همان کار را انجام بده
(she) با او يا بدون اون ، اون

18:43.411 --> 18:45.243
او مايل است که شما آزاد باشيد

18:45.373 --> 18:47.580
من هرگز اجازه نميدم

18:47.707 --> 18:49.706
تا زماني که زنده هستم

19:11.565 --> 19:14.230
تو امروز برادر منو ديدي ، درسته ؟

19:17.446 --> 19:18.903
اون بهت گفت

19:20.575 --> 19:22.407
چرا اون رو نکشتي ؟

19:25.162 --> 19:27.244
اگه اين کارو بکنم ، چه
کسي به من پرداخت ميکنه ؟

19:29.333 --> 19:31.541
کشتن برادرت کاري نداره

19:31.626 --> 19:33.917
چون اون يک ضعف دارد

19:34.005 --> 19:35.920
ميدوني اون چيه؟

19:36.799 --> 19:38.131
! خوده تو

19:44.097 --> 19:48.473
من به او گفتم که تو قصد داشتي اون بميره
فقط براي ديدن واکنش اون

19:49.270 --> 19:53.188
باشي Huang هميشه فکر
ميکنم که اون نميخواد که تو با

19:53.273 --> 19:55.898
چرا که اون تو رو براي خودش ميخواد

19:55.985 --> 19:58.401
اگر دليلش آن است

19:58.486 --> 20:00.903
چطورقويا شما رامي خواهد؟

20:00.990 --> 20:03.448
او ميخواد ما هميشه با هم باشيم

20:04.284 --> 20:05.908
پس او بايد خيلي تو رو بخواد

20:05.994 --> 20:07.868
ميدونم

20:08.456 --> 20:10.663
اما من اون رو نميخوام

20:11.250 --> 20:13.498
يه همدردم Huang من فقط براي

20:14.795 --> 20:16.502
او بايد دلش شکسته باشه

20:16.588 --> 20:18.544
خب که چي؟

20:19.050 --> 20:21.382
اندوه من غير قابل تحمله

20:21.469 --> 20:24.052
چرا بايد تو بيچارگي خودم تنها باشم؟

20:24.972 --> 20:29.432
ميخوام اون بدونه که آنچه که دوست داره
بوسيله شخص تو رد کنه، عشقه

20:29.518 --> 20:31.893
تو زن بي رحمي هستي

20:31.978 --> 20:33.352
و اگه اون رو ميکشه؟

20:33.439 --> 20:35.271
! اون لايقشه

20:38.193 --> 20:40.567
چرا همه اينا رو از من ميخواي؟

20:41.988 --> 20:43.654
برادرت يه سوال از من پرسيد

20:43.741 --> 20:47.033
زمان زيادي براي حل کردن
و پاسخ دادن به آن گذاشتم

20:48.037 --> 20:50.078
دردناک ترين روش براي کشتن يک شخص

20:50.164 --> 20:53.122
اينه که ابتدا شخصي که اون
خيلي دوسش داره کشته بشه

20:53.875 --> 20:55.707
اما من نميتوانم اين کار رو انجام بدم

20:55.795 --> 20:57.669
اگر من تو رو بکشم

20:57.756 --> 20:59.674
چجوري بعدا بهم پرداخت ميشه ؟

21:04.553 --> 21:05.760
درسته ؟

21:38.170 --> 21:40.419
کسايي هستن که سعي ميکنن من رو بکشن

21:44.719 --> 21:46.926
چرا ؟

21:49.973 --> 21:53.557
خيلي دوسش داره Huang
Yaoshi اونا ميگن من زني هستم که

21:56.564 --> 21:58.062
نذار اونا منو بکشن

21:59.942 --> 22:02.525
اون روز عصر قبول نکرد بره

22:03.237 --> 22:06.988
براي آرام کردنش به او مقداري شراب دادم

22:07.575 --> 22:10.408
کمي نوشيد ، و به خواب رفت

22:13.956 --> 22:16.247
کجا خواهرم رو مخفي کردي ؟

22:16.334 --> 22:18.458
چي باعث شد چنين فکري کني؟

22:19.377 --> 22:22.169
من ميدونم که تو آخرين
فردي بودي که اونو ديدي

22:22.256 --> 22:24.630
قبل از اينکه ناپديد بشه

22:27.010 --> 22:28.800
او يه شب پديدار شد

22:28.888 --> 22:31.512
او گفت در خطره و نياز به پنهان شدن داره

22:31.599 --> 22:33.681
اما بعد از آن رفت

22:34.268 --> 22:36.100
نرفت خونه؟

22:36.729 --> 22:39.187
خواهرم کسي رو اذيت نکرده

22:39.731 --> 22:42.939
چرا کسي بايد بخواد اونو بکشه؟

22:43.027 --> 22:47.612
خيلي دوسش داره Huang
Yaoshi اون گفت چون ، زنيه که

22:47.698 --> 22:49.572
مزخرفه

22:49.658 --> 22:51.240
اون رو دوست داشت Huang اگر

22:51.326 --> 22:53.282
پس چرا اون مرد ترکش کرد ؟

22:58.834 --> 23:00.958
بعضيا نميفهمن کي دوسشون داره

23:01.045 --> 23:03.836
تا اينکه آن شخص ترکشون کنه

23:07.218 --> 23:09.258
اينطوره Huang شايد

23:09.969 --> 23:11.301
اينطور نيست

23:12.765 --> 23:14.764
چي تو رو مطمئن کرده؟

23:21.023 --> 23:23.898
چون که اون عاشق زنه ديگريست؟

23:26.612 --> 23:31.405
مردم هميشه راهي براي
پنهان کردن درداشون پيدا ميکنن

23:32.618 --> 23:38.579
Murong Yin و Murong Yang در واقع
دو روي يک شخص بودند

23:38.665 --> 23:42.666
پشت اين دو اتحاد ، تن زخمي
و مجروحي درحال پنهان شدنه

23:43.336 --> 23:45.502
Murong تو مستي آقاي

23:45.588 --> 23:47.295
آقا؟

23:51.011 --> 23:52.760
اشتباه کرديد

23:53.763 --> 23:56.011
نيستم Murong من آقاي

23:56.976 --> 23:59.517
من يک شاهزادم

24:00.687 --> 24:03.520
Murong از قبيله ي بزرگ

24:03.607 --> 24:05.523
Murong Yin اسم من هست

24:08.194 --> 24:10.068
و تو چه کسي هستي ؟

24:11.240 --> 24:13.196
تو منو يادت نمياد؟

24:23.794 --> 24:26.377
شما يکبار قول ازدواج به من داديد

24:27.298 --> 24:29.297
چطور ميتونم فراموشت کنم؟

24:32.343 --> 24:34.592
درسته؟

24:34.680 --> 24:37.430
گذشتيد Gusu City آن روز از

24:38.308 --> 24:41.224
ما هر دو در بيشه شکوفه هاي هلو شراب نوشيديم

24:42.229 --> 24:45.438
تو مست بودي، صورتمو لمس کردي

24:46.192 --> 24:47.398
: و تو گفتي

24:47.484 --> 24:49.566
اگر يک خواهر داري

24:49.653 --> 24:51.319
باهاش ازدواج خواهم کرد

24:54.742 --> 24:57.366
تو ميدونستي من زني
هستم که تغيير شکل داده بودم

24:57.453 --> 24:59.409
پس چرا اون حرف رو زدي ؟

25:02.374 --> 25:05.166
حرفهاي يک مست

25:05.252 --> 25:07.335
نميتونه جدي گرفته بشه

25:10.007 --> 25:12.215
آن کلمات

25:12.301 --> 25:15.218
همه اين زمانها منو منتظر تو نگه داشته است

25:16.222 --> 25:18.763
ازت خواستم منو با خودت ببري

25:19.432 --> 25:21.097
اما قبول نکردي

25:22.685 --> 25:25.810
تو گفتي قلبت جايي واسه دو نفر نداره

25:26.440 --> 25:29.023
رو دوست داشتي Murong Yin به طور حتم تو

25:29.109 --> 25:31.984
چطور تونستي عاشق زن ديگري بشي؟

25:36.950 --> 25:39.741
تو ميدوني من به دنبال آن زن بودم؟

25:47.586 --> 25:51.003
وقتي شايعه رو شنيدم که
او زني بود که تو بيشتر دوستش داشتي

25:52.215 --> 25:54.506
رفتم که اون زنو بکشم

25:54.592 --> 25:57.133
ولي نتونستم تمومش کنم

25:57.221 --> 26:00.179
چون اون تنها چيزي بود که
صحت شايعه رو ثابت ميکرد

26:05.980 --> 26:08.604
من بارها از خودم پرسيدم

26:08.691 --> 26:11.315
آيا من واقعا زني هستم
که تو بيشتر دوستش داري؟

26:15.530 --> 26:17.821
اما بيشتر از اين نميخوام بدونم

26:20.869 --> 26:23.619
اگر بازم اين سوال رو ازت پرسيدم

26:23.706 --> 26:25.204
لطفا دروغ بگو

26:26.541 --> 26:28.582
مهم نيست قلبت چگونه سرکشي کرده

26:28.668 --> 26:31.793
فقط بهم بگو: تنها کسي
که خيلي دوستش داري ، منم

26:43.392 --> 26:45.933
آن شب به آرامي گذشت

26:46.020 --> 26:49.770
چون به نظر ميرسيد من
همزمان دارم با دو نفر حرف ميزنم

26:49.856 --> 26:52.314
بيشتر از اين نميتونستم تشخيص بدم

26:52.400 --> 26:54.149
Murong Yin

26:54.235 --> 26:55.900
Murong Yang از سوي

27:06.415 --> 27:07.830
Murong Yin?

27:11.628 --> 27:13.084
Murong Yang?

27:15.924 --> 27:17.965
بهم بگو

27:18.843 --> 27:21.051
چه کسي رو بيشتر از همه دوست داري

27:26.893 --> 27:29.184
شخص ديگري جز تو

27:29.271 --> 27:31.979
يکبار ، خانومي اين سوال رو از من پرسيد

27:32.066 --> 27:34.649
اما جواب ندادم

27:34.735 --> 27:36.567
ميکني Huang Yaoshi صحبت از

27:36.653 --> 27:39.944
فهميدم که گفتن اون حرفها خيلي سخت نبود

27:54.380 --> 27:56.462
آن شب هنگاميکه خواب آلود بودم

27:56.548 --> 27:58.589
احساس کردم کسي من رو لمس ميکنه

29:26.638 --> 29:29.680
من ميدونستم که اون مرد، من
نبودم که اون بخواد بهش دست بزنه

29:31.477 --> 29:35.686
اما اون داشت تصور ميکرد
که من ، مرده ديگري هستم

29:35.772 --> 29:38.480
من در حال ديدن زن ديگري در خواب بودم

29:40.360 --> 29:42.609
او دستهاي لطيفي داشت

29:43.781 --> 29:46.363
شبيه دستهاي همسره برادرم

30:49.930 --> 30:55.432
بعده اون شب را دوباره نديد Murong
Yin يا Murong Yang کسي

30:56.019 --> 31:00.604
چند سال بعد
افسانه استاد شمشير باز ناشناس

31:00.732 --> 31:02.439
با گذشته اي مرموز پخش شد

31:02.568 --> 31:06.277
افسانه مي گفت اون زن با انعکاس
خودش تمرين شمشير بازي ميکرد

31:06.405 --> 31:09.238
چون او نتونسته بود حريف ماهرتري پيدا کنه

32:06.006 --> 32:10.846
XIAZHI - تابستان برمي خيزد (XIAZHI= دهمين قسمت از تقسيمات 24
گانه سال در تقويم سنتي شرق آسيا، تقريبا از 31 خرداد تا 16 تير)

32:16.183 --> 32:17.973
چه ميخواهي ؟

32:19.561 --> 32:22.186
ميخوام انتقام برادر کوچکم رو بگيرم

32:23.315 --> 32:25.189
چه اتفاقي براي اون افتاده ؟

32:27.319 --> 32:30.527
يک گروه شمشيرباز چند روز پيش تصويب کردن

32:31.865 --> 32:35.741
برادرم يکي از آنها رو اذيت کرده

32:37.996 --> 32:39.870
آنها برادرمو کشتن

32:43.001 --> 32:45.709
قاضي محلي نبايد به اين موضوع رسيدگي کنه ؟

32:47.255 --> 32:50.005
آنها جنگجويان غيرنظاميند

32:50.093 --> 32:53.009
قاضي جرات انجام چيزي رو نداره

32:56.390 --> 32:58.263
چقدر ميتوني پرداخت کني ؟

32:59.267 --> 33:03.185
ما خوانواده ي فقيري هستيم

33:05.565 --> 33:09.108
همه دارايي من اين تخم مرغها و قاطرمه

33:12.614 --> 33:16.240
قبل از اينکه مادرم بميره
اين قاطر رو به عنوان جهيزيه به من داد

33:20.455 --> 33:23.122
براي خونخواهي برادرت

33:24.543 --> 33:26.082
تو نياز به پول داري

33:28.547 --> 33:32.089
هيچ کس حاضر نيست براي يک
قاطر از چند شمشير بازانتقام بگيره

33:33.301 --> 33:35.259
خونخواهي قيمت داره

33:37.597 --> 33:39.763
اگر اينقدر آراسته و زيبا نبودي

33:40.434 --> 33:42.975
ميگفتم فراموشش کني

33:44.771 --> 33:47.479
اشتباه نکن ، من درحال اشاره به چيزي نيستم

33:47.608 --> 33:50.566
اما تو بايد بدوني

33:52.320 --> 33:55.237
که بيشتر از قاطر ارزش داري

33:56.324 --> 33:57.906
متوجه منظورم هستي ؟

34:00.287 --> 34:02.453
من از اون نوع زنها نيستم

34:02.581 --> 34:05.205
اگر همه خواسته تو پوله

34:05.292 --> 34:07.458
من اينجا منتظر ميمونم

34:07.586 --> 34:10.085
تا وقتي که ، کسي حاضر بشه بهم کمک کنه

34:17.763 --> 34:20.262
مطمئن نيستم که او اينقدر ساده لوح باشه

34:20.348 --> 34:23.098
يا اينکه چيز بهتري واسه پيشنهاد دادن نداشت

34:35.656 --> 34:37.864
از اينجا

34:37.991 --> 34:40.365
او بيشتر شبيه کسي به
نظر ميرسيد که ميشناختمش

35:09.523 --> 35:11.814
در طول شبهاي پيش رو

35:11.900 --> 35:13.982
يه خواب رو مکررا ميديدم

35:15.862 --> 35:19.071
شکوفه هاي هلو در زادگاهم را در خواب ميديدم

35:20.534 --> 35:22.324
ناگهان متوجه شدم

35:22.410 --> 35:26.203
برنگشتم White Camel سالهاي
زيادي هست که من به کوههاي

36:03.493 --> 36:05.909
چه چيزي رو داري تماشا ميکني ؟

36:07.247 --> 36:10.289
بيناييم از وقتي که کوچک بودم خوب نيست

36:10.417 --> 36:12.958
دکتر گفت تا 30 سالگي کور ميشم

36:13.795 --> 36:16.211
الان چند سالته ؟

36:16.298 --> 36:17.921
تقريبا 30

36:20.844 --> 36:22.759
چي باعث شد که اينجا باشي؟

36:24.764 --> 36:28.431
شکوفه هاي زيباي هلو
هر بهار در زادگاهم

36:29.477 --> 36:33.020
ميخوام قبل از اينکه کور
بشم يه بار ديگه ببينمشون

36:33.773 --> 36:36.815
اما الان تقريبا هيچ پولي ندارم

36:36.943 --> 36:39.276
به من گفتن که تو مشکلات مردم رو حل ميکني

36:39.362 --> 36:41.028
ميتوني بهم کمک کنيم ؟

36:42.700 --> 36:46.783
يکي از دوستام چند راهزن رو چند ماه قبل کشت

36:48.121 --> 36:51.538
اون جنايتکارا بزودي
براي انتقام گرفتن برميگردن

36:51.625 --> 36:53.332
دوستم مرده

36:55.170 --> 36:57.669
روستائيها دارن يک مجموعه تشکيل ميدن

36:57.797 --> 37:01.131
براي محافظت ، يک شمشيرباز استخدام کنند

37:05.639 --> 37:08.805
من از يه شمشيرباز محلي شنيدم
که يکي در شمشير زدن خيلي سريعه

37:09.476 --> 37:11.099
آيا اون هنوز اينجاست؟

37:11.186 --> 37:12.976
چرا دلواپسي؟

37:13.688 --> 37:16.146
فقط ميخوام ببينم او چقدر سريعه

37:20.820 --> 37:22.569
من نبايد برگردم

37:22.656 --> 37:24.154
الان خيلي ديره

37:25.660 --> 37:27.283
فقط از بازوت ميگذري؟

37:27.370 --> 37:29.160
نه

37:29.246 --> 37:32.496
تو بايد زندگيتو ترک کني

37:56.940 --> 37:58.730
تو اشتباه فهميدي

37:59.443 --> 38:03.152
من نبايد ميومدم چونکه
تو حريف شايسته اي نيستي

38:03.238 --> 38:05.404
من گفتم يک دستتو ترک کن

38:05.532 --> 38:07.864
ولي تو زندگيتو پيشنهاد دادي

38:18.128 --> 38:20.084
آيا ميتواني کمکم کني ، آقا ؟

38:28.221 --> 38:30.554
اگر چه او يک شمشيرزن بکلي بي مايه بود

38:30.640 --> 38:33.598
ولي بسيار با نظم و ترتيب زندگي ميکرد

38:33.727 --> 38:37.060
او هرروز براي خوردن و آشاميدن ميومد

38:39.107 --> 38:41.772
و غروب ميرفت

39:07.802 --> 39:10.260
چرا به اون دختر خيره شدي ؟

39:12.265 --> 39:14.431
منو ياده يه چيزي ميندازه

39:14.934 --> 39:16.266
همسرت ؟

39:21.775 --> 39:23.648
اگر خيلي دل تنگ آن هستي

39:23.777 --> 39:26.109
چرا دائم در سفري؟

39:29.866 --> 39:32.324
او عاشق بهترين دوستمه

39:37.957 --> 39:40.457
راهزنها کي به اينجا ميرسن؟

39:42.796 --> 39:45.212
احتمالا چند روز ديگه

39:47.300 --> 39:49.299
هر چه زودتر ، بهتر

39:50.513 --> 39:53.471
من نميخوام شکوفه هاي هلو رو از دست بدم

40:12.242 --> 40:14.574
شکوفه گلها در فصلشان

40:15.787 --> 40:18.328
ولي راهزنها سخت تر از
اين هستند که پيشبينيشون کرد

40:19.958 --> 40:22.666
او هرروز بيرون از روستا منتظر ميموند

40:22.753 --> 40:25.211
انتظار هرروز تا شب ادامه داشت

40:31.095 --> 40:33.678
به هرحال او بعد از غروب يک چراغ روشن ميکرد

40:33.764 --> 40:37.306
من ميدونستم در شب نميتونه ببينه

41:11.927 --> 41:13.843
تو هم مثل مني؟

41:22.187 --> 41:24.060
ميخواي بري خونه؟

41:27.775 --> 41:28.940
آره

41:30.236 --> 41:31.902
آيا ازدواج کردي ؟

41:33.240 --> 41:34.363
چطور ؟

41:36.076 --> 41:38.659
مطمئنم خيلي همسرتو دوست داري

41:40.121 --> 41:41.953
تو ميتونستي نگهش داري

41:42.041 --> 41:44.916
پس چرا ترکش کردي؟

42:11.319 --> 42:13.818
اشکالي نداره منو به يه
نوشيدني ديگه مهمون کني؟

42:26.209 --> 42:28.708
تو به نظر مست مياي

42:33.592 --> 42:35.925
من ممکن نيست فردا دوباره بتونم بنوشم

42:42.768 --> 42:44.642
حدس ميزنم آنها خواهند رسيد

42:44.727 --> 42:46.184
پيش از طلوع خورشيد

42:48.106 --> 42:50.105
يه فانوس به تو خواهم داد

42:50.775 --> 42:52.941
نگران نباش

42:56.907 --> 42:59.282
تو بيشتر از اين نميتوني ببيني ، ميتوني؟

43:00.452 --> 43:02.868
ميتونم ، اگر خورشيد بدرخشد

43:03.621 --> 43:05.745
خدا رو شکر فردا روز آفتابي است

43:07.668 --> 43:10.251
اگر تا غروب برنگشتم

43:10.337 --> 43:12.920
خواهش ميکنم يه پيام ازطرف من به کسي برسون

43:13.007 --> 43:15.298
Huang Yaoshi اسم اون هست

43:18.095 --> 43:21.095
به او بگو توي زادگاهم زني منتظر اوست

44:10.021 --> 44:12.562
نميدونم چرا به من گفت

44:12.650 --> 44:14.774
نميتونم خودمو کنترل کنم

44:16.235 --> 44:17.692
از آنجا که پيوسته راه ميرفتم

44:17.780 --> 44:20.863
اشکهاي دختر را حس ميکردم که
به آرامي روي صورتم خشک ميشد

44:32.336 --> 44:34.835
تعجب کرده بودم که زنم براي من اشک ريخته

49:38.725 --> 49:40.974
مردم ميگن اگه ضربه هاي
شمشير به اندازه کافي سريع باشه

49:41.061 --> 49:44.853
فوران خون از زخم مانند
نسيم ، آرام و راحت خواهد بود

49:47.150 --> 49:49.110
هرگز تصور نميکردم اولين
باري که اين صدا رو ميشنوم

49:49.152 --> 49:51.652
از فوران خون خودم باشه

50:05.751 --> 50:10.391
BAILU - گردش پائيز (BAILU= پانزدهمين قسمت از تقسيمات 24 گانه
سال در تقويم سنتي شرق آسيا، تقريبا از 16شهريور تا 1 مهر)

50:49.962 --> 50:52.128
نام داره Hong Qi اين مرد

50:52.256 --> 50:54.797
او با شمشير خودش خيلي سريع شمشير ميزنه

50:54.885 --> 50:56.884
اما دوست نداره کفش بپوشه

50:56.970 --> 50:59.365
دونستن اين قضيه که او توانايي
داره به من مقدار زيادي پول بده

50:59.389 --> 51:01.805
هميشه منو ناراحت ميکرد

51:01.933 --> 51:04.141
يه فالگير يه بار به من هشدار داد

51:04.227 --> 51:07.811
باشه ، دوري کنم Qi از
شماره هفت يا هر کسي که اسمش

51:08.773 --> 51:12.106
وقتي اولين بار اونو ديدم
او تازه از روستايي آمده بود

51:16.490 --> 51:19.155
ميدوني چرا ازت خواستم زياد بخوري؟

51:19.284 --> 51:20.908
نه

51:20.994 --> 51:22.910
براي اينکه فهميدم خيلي گرسنه اي

51:24.622 --> 51:27.413
يه مدت به تو نگاه کرده بودم

51:27.501 --> 51:31.335
تو تمامه طول روز رو کنار ديوار نشسته بودي
و خيلي ضعيف به نظر ميومدي

51:31.421 --> 51:33.462
فکر نکن که مريضي

51:34.507 --> 51:37.507
من مردهاي جوونه زيادي رو مثل تو ديدم

51:37.636 --> 51:41.261
تو چند حرکت شمشير بلدي
بنابراين فکر ميکني شکست ناپذيري

51:42.766 --> 51:45.265
اما اين خط دشوار زندگيه

51:46.352 --> 51:49.602
وجود يه شمشيرزن تو رو از
انجام يه کار عادي باز ميداره

51:50.357 --> 51:52.189
کشاورزي برات مناسبه

51:52.316 --> 51:54.357
راهزني کار محترمانه اي نيست

51:54.443 --> 51:57.110
نمايش خياباني يه شوخيه

51:57.197 --> 51:59.445
پس تو چگونه جون ميگيري؟

52:00.700 --> 52:03.283
حتي بهترين شمشيرزن
به خوردن و طعام نياز داره

52:04.121 --> 52:06.620
من يه شغل مناسب برات سراغ دارم

52:06.705 --> 52:09.372
که پول خيلي خوبي برات داره

52:09.459 --> 52:12.543
همچنين کاره آبرومنديه ، نظرت چيه؟

52:13.379 --> 52:14.877
آره ؟

52:14.965 --> 52:16.880
به پيشنهادم فکر کن ، اما خيلي زود

52:17.008 --> 52:20.300
همونطور که ميدوني
شکمت بزودي دوباره خالي ميشه

52:36.069 --> 52:37.651
Hong Qi کمي پس از رسيدن

52:37.737 --> 52:40.070
راهزنا بازگشتند

52:40.866 --> 52:43.574
قبل از اينکه ببرمش روستائيا رو ببينه

52:43.660 --> 52:46.076
براي اون يه جفت کفش خريده بودم

52:46.162 --> 52:51.164
چونکه قيمت شمشيرزن با
کفش و بدون کفش کاملا متفاوته

52:58.258 --> 53:01.425
پس تو فکر ميکني 10 تال نقره خيلي زياده؟
(تال=واحد وزن)

53:05.891 --> 53:08.015
تو هميشه ميتوني شخص ارزون تري رو پيدا کني

53:08.101 --> 53:10.267
دقت کن ، در بعضيها ارزوني وجود داره

53:10.395 --> 53:11.852
اونا حتي کفش هم نپوشيدن

53:11.938 --> 53:14.855
چندتا گوزن به آنها بديد
و اونا روي پيشکش ما سوار خواهند شد

53:17.736 --> 53:20.235
اما چگونه ميتوني به يک شمشيرزن که

53:21.071 --> 53:23.279
حتي نميتونه يه کفش تهيه کنه اعتماد کني؟

53:31.708 --> 53:34.041
چه اتفاقي ميفته اگر او راهزنها رو بزنه و

53:34.127 --> 53:36.960
بهشون بگه که تو اون رو استخدام کردي؟

53:38.131 --> 53:40.547
بعدش چي؟

53:42.968 --> 53:46.969
حالا، من نميگم دوست من بهترينه

53:47.056 --> 53:52.099
: چيزي که ميگم اينه
وقتي زندگي خانوادگيت در خطره

53:53.230 --> 53:55.229
حتي اهميتي نميدي

53:55.315 --> 53:58.398
با اين حال ، آيا تو بايد به کسي
که کفش داره اعتقاد داشته باشي؟

53:58.484 --> 54:00.732
براي آماده کردن شغلي براي اون

54:00.820 --> 54:03.320
رو براي ديدن بعضي چيزا اوردم Hong Qi من

54:03.406 --> 54:05.155
چرا جسد؟

54:05.242 --> 54:07.157
براي اينکه اين جسد ميتونه صحبت کنه

54:07.244 --> 54:10.911
. دو روزه پيش ، او با راهزنها مبارزه کرد

54:10.997 --> 54:13.580
خيال ميکرد ميتونه همشونو بگيره

54:13.667 --> 54:15.999
او اشتباه کرد

54:16.127 --> 54:19.502
اين شکافو ميبيني؟ زخم کشنده اي بود

54:20.839 --> 54:23.965
برخلاف جراحات ديگر

54:24.052 --> 54:26.008
اين زخم از راست به چپ به تنش وارد شده

54:26.846 --> 54:28.386
اين خاص و منحصر به فرده

54:28.515 --> 54:33.850
يعني کسي که باعث اين زخم کشنده شده

54:34.229 --> 54:36.395
فقط به يکبار ضربه زدن نياز داشت

54:39.567 --> 54:42.192
وقتي با راهزنا ميجنگي

54:42.319 --> 54:44.694
مراقب کسي باش که

54:44.823 --> 54:47.030
با دست چپ شمشير ميزنه

54:50.870 --> 54:53.370
اگه من مردم ، منو در معرض ديد نيار

54:54.873 --> 54:56.914
نميخوام يه جسد سخنگو باشم

54:57.669 --> 55:01.795
پانزدهمين روز از ششمين ماه قمري
آفتابي بود و باد ميوزيد

55:01.881 --> 55:05.215
: تقويم نجومي ميگه
"ستاره داوري (ستاره رستاخيز) فرود ميآيد"

55:05.342 --> 55:08.009
"خون جاري خواهد شد ، سفر دوري نريد"

55:08.096 --> 55:10.554
"براي جلوگيري از بلاي آسماني
، نيايشهاي کتاب مقدس رو بخونيد"

57:24.023 --> 57:26.898
اونايي که زحمتي نکشيدن ، پولشونم نشمردن

57:27.026 --> 57:29.025
پس بزودي همشو ازدست خواهند داد

57:32.030 --> 57:34.655
اينگونه نيست ، او هر سنت رو ميشمره Hong Qi

57:34.742 --> 57:38.034
اين نوع اشخاص مدت زيادي نخواهد ماند

57:45.378 --> 57:49.462
دهمين روز از هفتمين ماه قمري
اولين روز پائيز

57:49.548 --> 57:53.090
تقويم نجومي ميگه: "نسيم شمال
خنکه ، ملاقات دوستان خجسته است"

57:53.219 --> 57:55.427
"قايقهاي نو را غسل تعميد ندهيد"

57:57.055 --> 57:58.554
Hong Qi?

57:58.891 --> 58:00.723
او رفته

58:03.188 --> 58:05.312
من شک دارم که او برگرده

58:05.397 --> 58:07.563
تو بايستي به جاي ديگري نگاه کني

58:22.415 --> 58:23.872
گوشت با منه ؟

58:33.760 --> 58:36.968
فريب دادن يک زن هرگز به
اين آسونيا نيست که فکر ميکني

58:37.096 --> 58:40.514
او ممکنه ساده به نظر بياد

58:40.600 --> 58:43.808
اما او همسرش رو به خوبي درک کرده

58:43.937 --> 58:47.103
هرگز شترش رو ترک نکرده Hong Qi چون که

58:57.283 --> 58:59.950
بهت گفتم خونه بموني

59:00.036 --> 59:02.786
چرا منو تعقيب ميکني ؟

59:03.623 --> 59:05.330
برو خونه

59:05.458 --> 59:06.498
! برو

59:09.045 --> 59:10.293
نه

59:11.297 --> 59:13.713
برو خونه ، برو

59:15.134 --> 59:16.508
بهت ميگم برو

59:21.474 --> 59:22.973
زود باش ، برو

59:23.059 --> 59:25.684
زود باش ، حرکت کن

59:43.830 --> 59:46.288
او الان چند روزه که بيرون درحال انتظاره

59:46.374 --> 59:49.291
او اصلا گوش نميده ، چي کار ميتونم بکنم ؟

59:49.377 --> 59:52.335
چگونه ميتونم يک شمشيرزني باشم
که همسرشو به دنبال خودش ميکشونه؟

59:54.257 --> 59:56.298
کي گفته نميتوني؟

59:56.384 --> 59:59.009
بخواي کاري انجام بدي ،
براش راهي پيدا خواهي کرد

01:00:05.059 --> 01:00:07.267
من زماني مثل تو بودم

01:00:08.104 --> 01:00:10.437
سرم با افکار و خيالات پر شکوه پر بود

01:00:10.523 --> 01:00:12.731
بنابراين زنم رو در خونه ترک کردم

01:00:16.446 --> 01:00:19.613
وقتي برگشتم ، فهميدم که

01:00:21.409 --> 01:00:24.034
زنم با برادرم ازدواج کرده

01:00:34.172 --> 01:00:36.296
اينکه هر روز بياي اينجا بي فايدس

01:00:38.176 --> 01:00:40.967
اگر هيچ پولي ندي نميتونم کمکت کنم

01:00:41.721 --> 01:00:43.803
برو خونه

01:00:46.809 --> 01:00:48.600
التماس ميکنم

01:00:48.686 --> 01:00:50.477
التماس ، کمکي بهت نميکنه

01:00:51.856 --> 01:00:53.772
من فقط يه دلال هستم

01:00:55.193 --> 01:00:58.276
تنها کسي که ميتونه بهت کمک کنه ، خودت هستي

01:01:12.043 --> 01:01:15.085
هرکس به چيزايي واسه زندگي کردن نياز داره

01:01:15.171 --> 01:01:17.545
ديگران شايد فکر کنن اين تلف کردن زمانه

01:01:17.632 --> 01:01:20.757
اما اين براي اون خيلي مهمه

01:01:32.855 --> 01:01:35.647
پانزدهمين روز از هفتمين ماه قمري

01:01:35.733 --> 01:01:37.920
بر اساس تقويم نجومي
"باران ستاره موجب وحشت و آشفتگي ميشود"

01:01:37.944 --> 01:01:39.651
"ستاره خدادادي رياست‌ ميکند"

01:01:39.737 --> 01:01:42.487
"زمانه تطهير کردن است ،
اجتناب از ترک کردن خانه"

01:01:42.573 --> 01:01:44.864
"شرارت در شمال"

01:03:06.032 --> 01:03:08.364
اگر من جاي آن شمشيرزنها از غيرنظاميها بودم

01:03:08.451 --> 01:03:10.742
از مردن خود داري کرده بودم

01:03:10.828 --> 01:03:13.912
تمام آن زندگي ها صرفا
براي يک تخم مرغ عوض شدند

01:03:14.499 --> 01:03:18.082
تو يک تخم مرغ بدست آوردي ، اما يک
انگشت از دست دادي ارزشش رو داشت؟

01:03:24.258 --> 01:03:25.798
نه

01:03:28.638 --> 01:03:30.345
اما زنده بودن رو حس کردم

01:03:31.808 --> 01:03:33.640
دوباره خودم بودم

01:03:39.065 --> 01:03:41.439
اين نبايد زياد سخت باشه

01:03:43.194 --> 01:03:45.610
اما من سرعتمو از دست دادم

01:03:48.491 --> 01:03:51.491
من سريع بودم چون هرگز شکي نداشتم

01:03:51.577 --> 01:03:53.826
اگه درست حس کرده باشم ، بايد انجامش بدم

01:03:53.913 --> 01:03:56.746
من هرگز درمورد پول غم نداشتم

01:03:59.502 --> 01:04:02.210
فکر ميکردم من بايستي آن راه رو برم

01:04:03.506 --> 01:04:06.381
اون دختر از من پرسيد
که آيا ميتونم کمکش کنم ؟

01:04:07.760 --> 01:04:11.177
و منم ميدونستم که مردي
هستم که خيلي تغيير کردم

01:04:12.807 --> 01:04:15.723
قبول کردم

01:04:17.895 --> 01:04:20.436
اما ميدونستم مايل نبودم

01:04:25.319 --> 01:04:27.235
من از خودم براي اين موضوع نفرت دارم

01:04:30.867 --> 01:04:34.284
من خودم را با تو گيج کردم

01:04:35.746 --> 01:04:37.662
خوده واقعيم رو گم کرده بودم

01:04:40.710 --> 01:04:42.876
من نميخوام که مثل تو باشم

01:04:49.302 --> 01:04:51.426
چونکه ميدونم تو هرگز زندگيت رو

01:04:51.512 --> 01:04:55.138
به خاطر يه تخم مرغ در معرض خطر قرار نميدي

01:04:56.976 --> 01:04:59.934
اين فرق بين ماست

01:05:23.544 --> 01:05:25.376
رو کمکش کن Hong Qi لطفلا

01:05:31.636 --> 01:05:33.718
او صدمه ديده ، مگه نه ؟

01:05:35.598 --> 01:05:37.805
لطفا يه دکتر خبر کن

01:05:37.893 --> 01:05:39.432
يه دکتر ؟

01:05:39.518 --> 01:05:41.225
براي اين کار به پول نياز داريم

01:05:43.064 --> 01:05:44.979
لعنت به من... هيچ تخم مرغي ندارم

01:05:45.066 --> 01:05:48.149
به طريق ديگري چندتا بهت قرض دادم

01:05:48.235 --> 01:05:51.819
چون که تو در ماهرانه به کار
بردن آنها در مقابل مردم خيلي خوبي

01:06:03.417 --> 01:06:05.291
من به اون کمکي نميکنم

01:06:05.836 --> 01:06:08.211
براي اينکه اون اصلا به حرفه من اهميتي نداد

01:06:09.298 --> 01:06:11.546
تو مسئول اين قضيه هستي

01:06:13.052 --> 01:06:14.717
نجاتش بده

01:06:18.474 --> 01:06:21.599
تو پيش من اومدي چونکه نا اميد و بيچاره بودي

01:06:22.980 --> 01:06:25.354
من منتظره اين لحظه بودم

01:06:27.274 --> 01:06:31.234
تو به من يکبار گفتي که
حاضر نيستي خودت رو بفروشي

01:06:32.405 --> 01:06:36.197
حالا هنوز سره حرفت هستي ؟

01:06:44.500 --> 01:06:45.853
چي تو ذهنته و هنوز داري بهش فکر ميکني؟

01:06:45.877 --> 01:06:47.167
هيچ چي

01:06:51.132 --> 01:06:53.840
هيچ کاري واسه سود رسوندن به من انجام نده

01:06:55.470 --> 01:06:57.469
اگه من مردم

01:07:00.349 --> 01:07:02.765
با خوشحالي ميميرم

01:07:07.648 --> 01:07:10.064
من براي يک تخم مرغ کمکت کردم

01:07:12.486 --> 01:07:14.402
و اون رو هم خوردم

01:07:17.116 --> 01:07:19.364
تو اصلا به من بدهکار نيستي

01:07:20.786 --> 01:07:24.495
به خاطر داشته باش که هيچ چيز ، احمقانه نبود

01:07:30.296 --> 01:07:31.835
از آن لحظه به بعد

01:07:31.922 --> 01:07:35.089
من هرگز اون دختر رو نديدم

01:07:59.658 --> 01:08:02.366
فکر نميکنم بيشتر از اين
بتونم از شمشيرم استفاده کنم

01:08:05.498 --> 01:08:07.997
لازم نيست که از شمشير استفاده کنيد

01:08:08.501 --> 01:08:10.541
حتي يه نگاه هم ميتونه بکشه

01:08:12.046 --> 01:08:15.505
از دست دادن يک انگشت ،
به شهرتت کمک خواهد کرد

01:08:15.591 --> 01:08:18.382
ميتوني دست مزدت رو بالا ببري

01:08:18.469 --> 01:08:19.884
موضوع چيه؟

01:08:19.970 --> 01:08:21.594
دلتنگ وطنت هستي؟

01:08:21.681 --> 01:08:24.056
اگه خيلي آسون دلتنگ وطنت ميشي

01:08:24.141 --> 01:08:26.474
در نخستين‌ وهله چرا ترکش کردي؟

01:08:28.062 --> 01:08:30.436
تا حالا از آنچه در آنسوي
بيابان قرار داره متعجب شدي؟

01:08:30.523 --> 01:08:32.146
بياباني ديگر است

01:08:34.151 --> 01:08:36.818
آن سوالي است که هر کس
در يک نقطه مشخص در زندگي ميپرسه

01:08:36.904 --> 01:08:40.738
آنها يک کوهستان ميبينند
و ميخوان بدونن پشتش چيه

01:08:41.367 --> 01:08:42.865
ميخواستم بهشون بگم

01:08:42.952 --> 01:08:45.827
در طرف ديگر ممکنه فقط
بيشتر از همان طرف باشه

01:08:45.913 --> 01:08:47.578
به پشتت نگاه کن

01:08:47.665 --> 01:08:50.123
آخرش خونه خيلي بد به نظر نميرسه

01:08:50.209 --> 01:08:52.416
اما او هيچ وقت گوش نکرد

01:08:52.504 --> 01:08:53.961
او نوعي از مردم بود که

01:08:54.047 --> 01:08:57.005
ميبايست يه نگاه به خودش ميکرد

01:09:05.642 --> 01:09:07.307
کجا داري ميري ؟

01:09:07.393 --> 01:09:08.850
جاهايي که هرگز نبودم

01:09:08.936 --> 01:09:10.518
با شانس ، مشهور خواهم شد

01:09:10.604 --> 01:09:13.229
اگه يه روز در مورد قهرمان نه انگشتي شنيدي

01:09:13.315 --> 01:09:14.730
آن منم

01:09:14.818 --> 01:09:16.400
و او ؟

01:09:17.528 --> 01:09:20.632
او را با خودم خواهم برد همانطور که گفتي ،
جايي که اميدي وجود دارد ، راهي وجود دارد

01:09:20.656 --> 01:09:24.949
گذشته‌ از اين‌، هيچ آيين نامه هنرهاي رزمي
اي مخالف به همراه بردن همسر نيست ، درسته؟

01:09:26.538 --> 01:09:27.786
بريم

01:09:28.540 --> 01:09:31.540
من ناگهان فهميدم که چرا اونا با هم موندند

01:09:31.626 --> 01:09:34.418
چونکه اونا هردوشون با قلبشون صادق بودن

01:09:35.838 --> 01:09:38.045
وقتي که دور شدنشونو ديدم

01:09:38.133 --> 01:09:40.174
پر از حسادت بودم

01:09:41.803 --> 01:09:43.844
من تا به حال يکبار اين شانس رو داشتم

01:09:43.930 --> 01:09:45.929
نميدونم چرا

01:09:46.015 --> 01:09:47.805
گذاشتم بره

01:10:35.147 --> 01:10:38.689
روزي که رفت ، باد جنوبي درحال وزيدن بود

01:10:40.236 --> 01:10:43.069
اونا قدم زدن در باد رو انتخاب کردند

01:10:43.156 --> 01:10:45.364
پانزدهمين روز از هشتمين ماه قمري بود

01:10:45.491 --> 01:10:47.573
تقويم نجومي بايد اينو بگه

01:10:47.661 --> 01:10:51.912
"دادگاه‌ عالي‌ مدني‌ وجنائي‌ رياست‌ ميکند"

01:10:51.997 --> 01:10:54.455
به گروهي از گدايان ملحق
شد Hong Qi سه سال بعد

01:10:54.541 --> 01:10:56.999
او سردسته اونا شد و به
عنوان گداي شمال معروف بود

01:10:57.086 --> 01:10:59.502
مبارزه کرد Ouyang Feng
سالهاي بعد او در کوههاي برفي با

01:10:59.588 --> 01:11:01.420
جايي که آنها زندگيه يکديگر رو گرفتنن

01:11:09.515 --> 01:11:13.015
بارون بدون وقفه ميباريد Hong Qi بعد از رفتن

01:11:13.727 --> 01:11:16.727
هروقت بارون ميباره ، به او فکر ميکنم

01:11:18.066 --> 01:11:19.856
او يه وقتي عاشقم بود

01:11:23.195 --> 01:11:25.903
شايد فقط يه تصادف بود

01:11:26.031 --> 01:11:28.531
اما هروقت به سفر ميرم

01:11:28.660 --> 01:11:30.199
بارون مياد

01:11:31.204 --> 01:11:33.537
او گفت به خاطر اين بود که خيلي غمگين بود

01:11:34.415 --> 01:11:36.747
بعد ها ، او با برادر من ازدواج کرد

01:11:37.501 --> 01:11:39.333
روز ازدواج آنها

01:11:39.420 --> 01:11:41.711
را ترک کردم White Camel من کوههاي

01:12:48.490 --> 01:12:51.573
هر لحظه ميتوني ازم
بپرسي ، اما من با تو نميام

01:12:51.658 --> 01:12:54.325
براي آخرين بار ميخوام بگم

01:12:54.454 --> 01:12:56.078
آيا با من مياي ؟

01:12:56.163 --> 01:13:00.915
ميمونم يادت باشه ، از الان
به بعد من متعلق به برادرتم

01:13:01.001 --> 01:13:03.959
تنها يک مرد ميتونه من رو
لمس کنه و او هم برادرته

01:13:04.088 --> 01:13:06.295
هيچ مرد ديگري اين حقو نداره

01:13:15.516 --> 01:13:20.356
LICHUN - زمستان رخت برميبندد (JINGZHE= اولين قسمت از تقسيمات
24 گانه سال در تقويم سنتي شرق آسيا، تقريبا از 15 تا 30 اسفند)

01:13:43.461 --> 01:13:45.836
چرا به شال گردنم خيره شدي؟

01:13:47.132 --> 01:13:49.673
آن مال شوهرمه

01:13:49.800 --> 01:13:52.133
چرا تو داريش؟

01:14:11.865 --> 01:14:13.655
او مرده؟

01:14:17.412 --> 01:14:19.995
من سالهاست شکوفه هاي هلو رو نديدم

01:14:20.081 --> 01:14:24.040
بهار پيش ، زادگاه شمشيرزن نابينا رو ديدم

01:14:24.878 --> 01:14:26.460
در ناباوري کامل

01:14:26.546 --> 01:14:28.837
من هيچ شکوفه هلويي پيدا نکردم

01:14:38.725 --> 01:14:41.641
بيشتر از اين نگه داشتنش امتيازي برام نداره

01:14:46.732 --> 01:14:49.523
فقط وقتي که رفتم فهميدم

01:14:49.985 --> 01:14:52.860
اين مکان هرگز هيچ شکوفه هلويي نداشته

01:14:54.407 --> 01:14:57.240
"شکوفه هلو"
صرفا يک نام زنانه بود

01:15:19.097 --> 01:15:21.514
وقتي آن زن گريه کرد

01:15:21.600 --> 01:15:25.935
به ناگاه متوجه شدم که چرا
هر سال به ديدن من مياد Huang Yaoshi

01:15:37.909 --> 01:15:40.450
او آدم عجيبيست ، اينطور نيست؟

01:15:40.953 --> 01:15:43.244
اون تو خودشه

01:15:46.125 --> 01:15:48.708
مطمئن نيستم که آيا اون گستاخه يا خجالتي

01:15:48.795 --> 01:15:52.295
او هرگز دنبال چيزي که ميخواد نميگرده

01:15:54.884 --> 01:15:57.217
بايد اون رو بهش پيشنهاد بدي

01:16:03.393 --> 01:16:05.641
در آغاز، من دل اون رو بدست اوردم

01:16:07.563 --> 01:16:10.646
به تدريج صبرم رو از دست ميدم

01:16:10.774 --> 01:16:15.234
با وجود اينکه هميشه دوستش داشتم
اونو به هيچ کس نگفتم

01:16:15.320 --> 01:16:18.987
چون ميدونم که
ميوه دست نخورده ، شيرين ترينه

01:16:20.242 --> 01:16:22.575
هر زماني که او از روي
علاقه به پسرش نگاه کرد

01:16:22.661 --> 01:16:25.452
ميدونستم او به کس ديگري هم فکر ميکنه

01:16:26.623 --> 01:16:28.831
غبطه ميخورم Ouyang Feng به

01:16:29.293 --> 01:16:32.626
مدت زيادي عاشق بودم

01:16:33.839 --> 01:16:36.171
تا کنون فقط موفق شدم به ديگران آسيب بزنم

01:16:38.802 --> 01:16:41.927
هميشه فکر ميکردم شما دو تا با هم ميمونيد

01:16:42.682 --> 01:16:44.848
چرا با اون مرد ازدواج نکردي ؟

01:16:49.606 --> 01:16:52.188
او هرگز به من نگفت چقدر منو ميخواد

01:16:52.275 --> 01:16:54.983
بعضي چيزا نياز به گفتن نداره

01:16:57.154 --> 01:16:59.862
اما آن چيزي بود که نياز داشتم بشنوم

01:17:00.325 --> 01:17:02.490
او براي گفتن اين حرف خيلي مغرور بود

01:17:03.828 --> 01:17:09.039
او مطمئن بود که باهاش ازدواج ميکنم

01:17:10.376 --> 01:17:13.293
او هرگز تصور نميکرد با برادرش ازدواج کنم

01:17:16.549 --> 01:17:20.300
در شبه ازدواجم ، او از
من پرسيد که ترکش ميکنم ؟

01:17:20.386 --> 01:17:22.177
اما من جوابي ندادم

01:17:27.060 --> 01:17:30.352
چرا اون فقط موقعي که نميتونه
منو داشته باشه ، منو ميخواست؟

01:17:31.480 --> 01:17:33.228
اگر اون راهي بود که ميخواست داشته باشه

01:17:33.315 --> 01:17:35.814
منم تصميم گرفتم هرگز
بهش اجازه ندم منو داشته باشه

01:17:35.901 --> 01:17:38.067
اگر عشق يک رقابته

01:17:38.196 --> 01:17:40.737
من مطمئن نيستم که اون زن برنده شده باشه

01:17:40.865 --> 01:17:43.156
ولي ميدونم که

01:17:43.241 --> 01:17:45.658
من از همون شروع بازندم

01:17:51.583 --> 01:17:54.667
اين زن باعث شد شکوفه
هاي هلو رو دوست داشته باشم

01:17:54.754 --> 01:17:58.338
هر سال وقتي که شکوفه هاي هلو
به اوج زيبايي ميرسن اون زنو ميبينم

01:17:59.676 --> 01:18:01.841
رو ديدم Ouyang Feng من

01:18:01.928 --> 01:18:05.053
براي اينکه او ميخواست
بدونه که اون مرد چي کار ميکنه

01:18:05.932 --> 01:18:08.348
Ouyang Feng ممنونم از

01:18:08.434 --> 01:18:11.726
چون هر سال براي ديدن اون زن يه بهونه داشتم

01:18:12.271 --> 01:18:17.064
ميدوني الان مهمترين چيز در زندگيم چيه؟

01:18:20.112 --> 01:18:23.737
پسرت ، بدون‌ ترديد

01:18:26.119 --> 01:18:28.576
منم يه زماني همچنين فکري ميکردم

01:18:30.706 --> 01:18:33.288
ولي وقتي اونو ميديدم که
روز به روز بزرگتر ميشه

01:18:35.377 --> 01:18:37.793
فهميدم که روزي منو ترک ميکنه

01:18:42.968 --> 01:18:45.467
هيچ چيز واقعا بيشتر از اين مهم نيست

01:18:51.144 --> 01:18:54.310
بايد به چند کلمه که خيلي
مهم بودند فکر ميکردم

01:18:56.982 --> 01:19:01.817
هنگامي که صحبته اونا رو
ميکنم ، انگار يه عمره که گذشته

01:19:05.992 --> 01:19:07.741
اما به گذشته نگاه کردم

01:19:10.455 --> 01:19:12.996
فهميدم اصلا مهم نيست

01:19:15.293 --> 01:19:17.083
همه چي تغيير ميکنه

01:19:26.636 --> 01:19:29.136
هميشه فکر ميکردم که من پيروز بودم

01:19:33.018 --> 01:19:35.434
تا اينکه يک روز در آينه نگاه کردم

01:19:39.691 --> 01:19:43.025
وچهره يک بازنده رو ديدم

01:19:45.114 --> 01:19:48.031
در طول بهترين سالهاي زندگيم

01:19:49.494 --> 01:19:52.494
شخصي که عاشقشم کنارم نبود

01:19:59.545 --> 01:20:03.338
شگفت‌آور نبود اگه
ميتونستيم به گذشته برگرديم؟

01:20:59.646 --> 01:21:01.894
تو دوست خوبي هستي

01:21:06.570 --> 01:21:09.194
چرا بهش نگفتي اينجا بودم؟

01:21:10.575 --> 01:21:12.448
بهت قول دادم

01:21:12.909 --> 01:21:15.617
من ساکت موندم

01:21:21.126 --> 01:21:22.875
تو خيلي درستکاري

01:23:02.687 --> 01:23:05.853
مدت کمي بعد ، اون زن مريض شد و مرد

01:23:07.858 --> 01:23:13.403
قبل از اينکه بميره ، يه شيشه
شراب بهم داد که به او بدم

01:23:15.533 --> 01:23:18.950
بتونه اون زن رو فراموش کنه
Ouyang Feng او اميدوار بود که

01:23:22.915 --> 01:23:27.708
ميگن خاطره ريشه رنجهاي مَرده

01:23:30.005 --> 01:23:33.422
آن سال ، شروع به از دست دادن خاطراتم کردم

01:23:35.677 --> 01:23:39.302
الان ، فقط يک علاقه مبهم به
شکوفه هاي هلو رو به ياد ميارم

01:23:45.021 --> 01:23:47.915
به جزيره شکوفه هاي هلو رفت Huang Yaoshi شش سال
بعد (Peach Blossom Island= جزيره اي در شرق چين)

01:23:47.939 --> 01:23:49.478
و مثل يه زاهده گوشه نشين زندگي کرد

01:23:49.567 --> 01:23:51.899
او اسم خودشو استاد جزيره
شکوفه هاي هلو گذاشت

01:23:51.986 --> 01:23:54.068
برخي ديگر اسم اون رو
پروردگار جزيره شرق گذاشتند

01:24:03.164 --> 01:24:06.664
JINGZHE - بهار بر ميگردد

01:24:08.544 --> 01:24:12.587
بهار آغاز ميشود. حشره
ها بزودي بيدار خواهند شد

01:24:12.672 --> 01:24:16.590
هر سال حوالي اين زمان
يه دوست واسه ديدن مياد

01:24:16.677 --> 01:24:19.093
اما امسال سر موقع حاضر نشد

01:24:38.949 --> 01:24:43.284
به دستم رسيد White Camel
يکم بعد ، نامه اي از سمته کوهستانهاي

01:24:44.371 --> 01:24:49.707
نامه ميگفت: همسر برادرم دو زمستون قبل مرده

01:24:53.963 --> 01:24:56.797
ديگه نمياد Huang Yaoshi ميدونستم

01:24:57.342 --> 01:24:59.382
تا اون زمان هنوز منتظر بودم

01:25:00.262 --> 01:25:02.929
به مدت دو روز و شب ، جلوي در نشستم

01:25:03.014 --> 01:25:06.932
درحال تماشاي حرکت ابرها ، فهميدم

01:25:07.019 --> 01:25:09.727
با اينکه مدت زيادي اينجا زندگي کردم

01:25:09.814 --> 01:25:13.356
هرگز واقعا به بيابان نگاه نکرده ام

01:25:18.155 --> 01:25:20.029
قبلا ، وقتي که کوهستان رو ديدم

01:25:20.115 --> 01:25:23.031
ميخواستم بدونم چي پشتشه

01:25:23.119 --> 01:25:25.243
اما ديگه نه

01:25:27.123 --> 01:25:29.371
سرنوشت منو يک يتيم کرد

01:25:29.458 --> 01:25:31.916
پدر و مادرم در جواني مردند

01:25:32.002 --> 01:25:34.794
برادرم منو بزرگ کرد

01:25:34.880 --> 01:25:37.338
با شروع يتيم شدنم

01:25:37.424 --> 01:25:39.841
هميشه بايد از خودم دفاع ميکردم

01:25:41.095 --> 01:25:45.513
بهترين راه رو براي طرد نشدن ياد گرفتم

01:25:45.599 --> 01:25:47.765
اون راه اين بود که: اول
بايد ديگران رو ترک کرد

01:25:48.811 --> 01:25:51.352
اين جواب اينه که

01:25:51.438 --> 01:25:54.313
چرا هيچ وقت به خونه برنگشتم

01:25:54.400 --> 01:25:56.648
اونجا بد نبود

01:25:56.735 --> 01:25:59.068
اما براي چي بايد برميگشتم؟

01:25:59.905 --> 01:26:05.199
من تحت تاثير يه خورشيد گرفتگي
(يا ماه گرفتگي) کامل متولد شدم

01:26:05.451 --> 01:26:09.535
عشق هدفي غير قابل رسيدن شده بود

01:26:44.033 --> 01:26:47.074
آن شب ، به طور ناگهاني
احتياج به مشروب پيدا کردم

01:26:47.160 --> 01:26:49.825
بطري شراب جادويي رو تموم کردم

01:26:51.539 --> 01:26:54.873
مثل هميشه به کسب و کارم ادامه دادم

01:26:58.755 --> 01:27:01.880
با نگاهي به شما ، فکر
ميکنم تقريبا 40 ساله هستيد

01:27:05.346 --> 01:27:07.594
در 40 سال گذشته

01:27:07.681 --> 01:27:12.432
بايد افرادي بوده باشند که هرگز دوست نداشتي
ببينيشون ...و حتي به چشمهاي بعضياشون هم نگاه کردي

01:27:13.436 --> 01:27:15.796
ممکنه اونها بهت صدمه زده باشن
يا تو رو آزرده خاطر کرده باشن

01:27:16.732 --> 01:27:19.523
حتي ممکنه تصميم داشتي اونها رو بکشي

01:27:22.070 --> 01:27:24.194
ولي اين کار رو نکردي
، يا اينکه قدرتشو نداشتي

01:27:28.494 --> 01:27:30.952
در حقيقت کشتن ، معامله ي بزرگي نيست

01:27:31.747 --> 01:27:33.829
هيچ مشقتي نداره

01:27:33.916 --> 01:27:37.375
الان من دوستي دارم که هنرهاي رزمي بلده

01:27:37.877 --> 01:27:40.293
اون مرد ، اين روزا روي بدشانسيه

01:27:40.381 --> 01:27:46.175
با مبلغي کم ، خوشحال ميشه که
از دست اون اشخاص خلاصت کنه

01:27:51.016 --> 01:27:52.598
درموردش فکر کن

01:27:53.769 --> 01:27:55.643
اما ، خيلي زود جواب بده

01:27:55.729 --> 01:27:57.269
اگه تو صبر کني

01:27:59.566 --> 01:28:04.527
وقتي کار زياد نيست
سري بزنم White Camel بايد به کوههاي

01:28:07.241 --> 01:28:10.449
زني رو به ياد ميارم که اونجا منتظرم بود

01:28:15.958 --> 01:28:20.710
اون شراب جادويي يه شوخي
بود که اون زن باهام کرد

01:28:22.715 --> 01:28:28.384
هرچي بيشتر سعي کني
فراموش کني بيشتر به ياد مياري

01:28:30.389 --> 01:28:33.054
: مردم ميگن

01:28:33.141 --> 01:28:37.767
وقتي نميتوني آنچه که
ميخواي رو داشته باشي

01:28:39.064 --> 01:28:41.064
بهترين کاري که ميتوني انجام
بدي ، فراموش کردن نيست

01:28:48.741 --> 01:28:52.491
نميدونم چرا اين روياهاي هميشگي رو دارم

01:28:53.329 --> 01:28:56.996
به زودي اين بيابان رو ترک ميکنم

01:29:17.978 --> 01:29:20.269
روزي که ميرم ، تقويم نجومي اينو ميگه

01:29:20.356 --> 01:29:25.775
"ستاره سفر پيش ميرود"
"آتش بر طلا پيروز ميشود ، طالع خوش از غرب"

01:29:25.799 --> 01:29:30.799
"ترجمه و زيرنويس از: " مبين

01:29:30.823 --> 01:29:38.823
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie. in ]

01:30:00.687 --> 01:30:05.606
Ouyang Feng سال بعد
برگشت White Camel به کوههاي

01:30:05.691 --> 01:30:09.734
او به عنوان ارباب غرب مشهور شد

01:30:35.729 --> 01:30:37.989
Executive Producers
Tsai Mu Ho and Chan Ye Cheng

01:30:38.064 --> 01:30:40.397
Produced by
Wong Kar Wai and Jeff Lau

01:30:40.471 --> 01:30:42.732
Based on the Story by Louis Cha

01:30:42.806 --> 01:30:45.139
Director of Photography
Christopher Doyle (H.K.S.C.)

01:30:45.214 --> 01:30:47.510
Action Choreographer Sammo Hung

01:30:47.585 --> 01:30:49.881
Production Design by
William Chang Suk Ping

01:30:49.956 --> 01:30:52.253
Edited by
William Chang Suk Ping and Patrick Tam

01:30:52.327 --> 01:30:54.623
Music by
Frankie Chan and Roel A. Garcia

01:30:54.699 --> 01:30:56.995
Additional Score and Re-arrangement by
Wu Tong
