WEBVTT

00:00.828 --> 00:09.668
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏ .::   www.ZarFilm.CoM  ::.

05:16.668 --> 05:18.758
داروهات رو خوردي؟

05:18.758 --> 05:21.718
نه. داروهام تموم شده

05:32.978 --> 05:34.568
بهتري؟

05:35.028 --> 05:36.068
آره

07:48.368 --> 07:49.948
برادرت کجاست؟

07:52.248 --> 07:54.368
همين دور و براست، نميدونم

07:56.328 --> 07:58.038
حالش خوبه؟

07:58.288 --> 08:00.168
قرصاشو ميخوره؟

08:00.958 --> 08:02.588
داروهاش تموم شده

08:02.758 --> 08:05.548
پس چرا بهم نگفتي؟
تو که ميدونستي من امروز ميام به اينجا

08:05.628 --> 08:08.008
ديروز تموم کرد
يادم رفت بگم

08:10.598 --> 08:12.678
مادرت چي، باهاش حرف زدي؟

08:13.388 --> 08:15.938
زنگ زد، گفت همه چي خوبه

08:16.938 --> 08:18.608
نگفت کِي برميگرده؟

08:18.608 --> 08:21.148
فکر کنم گفت آخر ماه

08:24.108 --> 08:26.568
ساعت 11 ميرم يه سر به اِفي جينيا ميزنم

08:27.108 --> 08:28.778
دلم ميخواد تو هم باهام بياي

08:42.958 --> 08:44.918
همينجا باش زود برميگردم

08:55.348 --> 08:56.478
!اِفي جينيا

08:57.978 --> 09:00.768
خوب نميشد ميدوني؟

09:01.188 --> 09:03.978
براي همين مجبور شدم 4 ماه
ديگه تو بيمارستان بخوابم

09:04.108 --> 09:06.028
آره، کار خوبي کردي اونجا موندي

09:06.148 --> 09:09.608
...اونجا خوب بهت ميرسن
...ملافه هات رو عوض ميکنن

09:09.698 --> 09:13.198
الانم که خونه اي و ميتوني...
يه ذره بيشتر استراحت کني

09:13.328 --> 09:15.538
ـ من هميشه بايد سر پا بمونم
ـ درسته

09:15.658 --> 09:19.618
اگه باهاش کنار بيايم
بهتر هم ميشيم

09:19.708 --> 09:23.208
ـ درد کمتري احساس مي کنم
ـ اوه، چه خوب

09:23.288 --> 09:27.168
بايد صبور باشيم، حالمون هم خوب ميشه
اگر که آروم پيش بريم

09:27.468 --> 09:29.838
...بايد صبور باشيم و دلسرد نشيم

09:29.928 --> 09:32.888
چون حالت خيلي خوب به نظر مياد...

09:41.938 --> 09:44.068
کريستيانو رو ببين
تو کارخونه کار ميکنه

09:47.608 --> 09:51.278
ـ داري ميري مرکز شهر؟
!ـ آره ميرم اونجا

09:51.738 --> 09:54.658
ـ بپر بالا برسونيمت
!ـ عاليه

09:56.448 --> 09:58.038
آندره برو عقب بشين

10:05.668 --> 10:07.298
ـ حالت چطوره؟
!ـ عالي

10:08.548 --> 10:10.508
اين خواهرزاده ـَم آندره هستش

10:10.628 --> 10:12.678
ـ حالت چطوره؟
ـ خوبم، ممنون

10:15.308 --> 10:17.098
ميخواي اين اطراف يه دوري بزنيم؟

10:17.428 --> 10:19.228
باشه

10:20.518 --> 10:22.848
سر وقت به ملاقاتت ميرسي؟

10:25.188 --> 10:28.148
واقعيتش من به ملاقات نميرم

10:30.778 --> 10:33.868
و چه خبر از کاسکو؟

10:34.738 --> 10:36.408
خبري ندارم ازش

10:37.288 --> 10:40.078
آتيش گرفتنش دلخراش بود

12:04.248 --> 12:06.368
!مارکوس، ديرت ميشه

12:11.338 --> 12:13.758
شيرمون تموم شده، بايد قهوه بخوري

12:13.838 --> 12:15.218
باشه

12:28.648 --> 12:32.278
اگه دوست نداري، مجبور نيستي که
يکشنبه به کليسا بري

12:32.318 --> 12:33.438
باشه

12:37.698 --> 12:39.118
دوست داري بري؟

12:41.238 --> 12:42.828
نه

12:46.708 --> 12:48.748
به خدا اعتقاد داري؟

12:49.248 --> 12:51.168
تا حدودي

12:52.708 --> 12:54.298
يعني چي؟

12:57.298 --> 13:00.718
باور به شيطان آسون تره تا باور به خدا

13:00.888 --> 13:03.098
هممم، چرا؟

13:03.428 --> 13:05.978
...تو اين دنيايي که همش کُشت و کُشتارِ

13:07.518 --> 13:08.728
...تيراندازيِ...

13:08.848 --> 13:10.268
...مرگِ...

13:11.018 --> 13:13.478
و هيچ خبري از معجزه نيست...

14:39.488 --> 14:41.988
آندره. برو به خونه اش

14:42.238 --> 14:45.738
يه کم لباس و کارت شناساييش رو
بردار بيار، لازمش ميشه

16:46.778 --> 16:49.618
ببخش که اين همه کار رو به تو سپردم

16:52.488 --> 16:54.748
نميدونم چي شد

16:55.038 --> 16:57.748
حالش خوب و هوشيار بود

16:59.038 --> 17:01.248
...دکتر فکر ميکرده که چيز مهمي نيست

17:01.588 --> 17:03.918
ميگفت که يه روزي به هوش مياد...

17:04.798 --> 17:06.668
ولي همينکه به اينجا رسيديم
...خوابش بُرد

17:06.758 --> 17:08.758
و ديگه هرگز بيدار نشده...

17:10.588 --> 17:12.888
راستش نميدونم چي بگم

17:15.348 --> 17:18.188
تنها زندگي ميکرد و کسي رو نداشت

17:19.268 --> 17:23.518
اون يارويي که اونو به کارخونه بُرده
دو سال ميشه که از اينجا رفته

17:26.358 --> 17:29.568
دفتردار از پليس خواست که
سابقه ـَش رو نگاه کنه

17:29.738 --> 17:33.118
يه چيزايي پيدا کردن ولي مال سال ها قبل بود

17:34.198 --> 17:35.868
هيچ فرقي نکرد

17:37.408 --> 17:40.668
بايد گوش به زنگ و آماده باشيم

21:35.318 --> 21:37.398
منم مثل بقيه هستم

21:37.608 --> 21:40.948
اين زندگي منه که يه مقدار متفاوته

21:41.818 --> 21:45.038
پيدا کردن چيزي براي گفتن، کار سختيه

21:47.408 --> 21:49.288
...چون آخرِ کار

21:50.328 --> 21:53.588
تموم چيزي که داريم، چيزهاييِ که يادمون مي مونه...

21:56.418 --> 22:00.588
«عربي»

22:17.438 --> 22:21.198
سال هاست که روي خودکار و دفتر رو نديدم

22:22.198 --> 22:24.578
براي من نوشتن کار راحتي نيست

22:30.998 --> 22:33.878
...ولي تو به ما گفتي که مسائل مهم رو

22:33.878 --> 22:36.548
در مورد زندگيمون تو اين دفترچه يادداشت بنويسيم...

22:36.548 --> 22:39.798
...خُب منم ميخواستم دست کم يه امتحاني بکنم

22:46.428 --> 22:50.598
اون زمان، من در شهر کانتِجِم زندگي ميکردم
«کانتِجِم: يکي از شهرهاي برزيل»

22:54.398 --> 22:59.108
ميشه گفت که هيچ چيزي نداشتم و
از چيزي هم نمي ترسيدم

23:01.648 --> 23:04.028
همه چيز براي من از اونجا شروع شد

23:05.118 --> 23:08.738
از اون روزي که من و لوئيزينهو
...تصميم به دزديدن يه ماشين گرفتيم

23:11.038 --> 23:13.168
و به گا رفتيم...

23:19.378 --> 23:23.508
يکسال و چهار ماه و بيست و شش روز
رو تو زندون سپري کردم

23:24.298 --> 23:27.758
و اونجا با يه نفر که خيلي برام
مهم بود، آشنا شدم

23:28.598 --> 23:30.178
اسمش کاسکو بود

23:40.728 --> 23:43.648
يه چند تا پرنده اونجا بود

23:47.988 --> 23:49.578
آره، حق با توئه

23:57.628 --> 24:00.918
اينم يه راهيه براي اينکه يه ذره
احساس آزادي کني، درسته؟

24:01.298 --> 24:04.048
داري پيش خدا خودت رو محبوب ميکني

24:04.428 --> 24:06.468
هممم، خدا؟

24:08.008 --> 24:10.718
به نظرت هنوز منو از ياد نبرده؟

24:20.108 --> 24:23.738
وقتي که ازمون خواستي تا در مورد زندگيمون
...يه چيزايي بنويسيم

24:23.818 --> 24:26.448
پيش خودم فکر کردم که چيزي براي گفتن ندارم...

24:27.488 --> 24:30.528
حتي الان هم مطمئن نيستم

24:44.298 --> 24:46.048
...ولي بعد از يه مدتي

24:46.178 --> 24:50.178
از فکر کردن به اينکه چي به سرم اومده...
لذت مي بردم

24:50.888 --> 24:53.308
...به چيزهايي که ديده بودم، فکر کردم

24:53.848 --> 24:55.728
...به شهرهايي که بودم...

24:55.928 --> 24:58.398
و هر کسي که سر راهم ديده بودم...

25:01.188 --> 25:04.068
و خيلي به آنا فکر کردم

25:06.108 --> 25:09.618
و فهميدم که در بين تمامي چيزهايي که
...بهشون فکر کردم

25:09.658 --> 25:12.908
داستان ما همونيه که دلم ميخواد...
بيشتر در موردش بگم

25:14.408 --> 25:17.498
داستان اينکه چطور زندگي
من رو پيش آنا بُرد

25:25.758 --> 25:27.378
...ولي حرف زدن در مورد آنا

25:27.468 --> 25:32.598
قبلش مجبورم در مورد اينکه از زندان آزاد شدم...
و چطور شهر به شهر پيش مي رفتم حرف بزنم

25:34.058 --> 25:36.558
داستان اينکه چطوري سرپا موندم

25:37.768 --> 25:40.688
که چطور برنده و بازنده شدم

25:44.018 --> 25:47.318
داستان اينکه چطور در مورد سرنوشتم
...به فکر کردن افتادم

25:47.608 --> 25:51.238
و خيلي چيزهاي ديگه که تا اون موقع...
بهشون فکر نکرده بودم

26:06.418 --> 26:08.918
اولين کاري که بعد از آزادي از زندان
...انجام دادم

26:09.048 --> 26:11.468
اين بود که بزنم به جاده...

26:12.928 --> 26:16.008
و به هيچ وجه نميخواستم که
دست به کارهاي خلاف بزنم

26:18.478 --> 26:20.018
...چند سال قبل

26:20.138 --> 26:22.978
...مادرم بهم گفت که يه پسرعمويي دارم...

26:23.058 --> 26:26.608
که يه مزرعه کوچيک کنار رودخونه پايراسيکابا خريده...
«پايراسيکابا: شهري در استان سائوپولوي برزيل»

26:27.358 --> 26:31.238
يه پولي بهم زدم و رفتم پيشش

26:42.538 --> 26:44.328
فندک داري؟

27:03.938 --> 27:07.398
ميدوني چه جوري بايد به مزرعه
پورتو فليز برم؟

27:07.938 --> 27:10.438
همين جوري ادامه بده

27:11.528 --> 27:13.948
...بعد از يه دسته درخت...

27:14.028 --> 27:16.658
يه جاده بغل دستت ظاهر ميشه...

27:24.628 --> 27:26.248
اهل اين اطرافي؟

27:26.338 --> 27:28.548
اين نزديکي ها بدنيا اومدم

27:41.598 --> 27:44.188
...قبل از اينکه به زادگاهم برگردم

27:44.268 --> 27:47.648
بيشتر از سي سال ميشه که دارم...
اين اطراف رو ميگردم

27:48.438 --> 27:53.198
امروزه تو همون درياچه اي که يه زماني بچه بودم
و بازي ميکردم، دارم ماهي ميگيرم

27:53.568 --> 27:56.694
حتي دوست دخترم رو هم به اينجا مياوردم

27:57.488 --> 28:00.368
ولي الان ديگه يه خرده مرموز شده

28:00.448 --> 28:02.748
...زمين همون زمينه

28:02.958 --> 28:07.248
ولي کاملاً غريبه شده برام...
کلاً فرق کرده

28:18.598 --> 28:20.558
اسمت چيه؟

28:21.808 --> 28:23.228
...اسمم زِ هستش

28:24.428 --> 28:27.478
ولي مردم اينجا بارتو صدام مي کنن...

28:29.308 --> 28:31.528
از صحبت باهات خوش وقت شدم بارتو

28:34.738 --> 28:36.738
سالي يکبار محصول ميده

28:39.778 --> 28:44.078
بعد گيلسون محصول رو ازش ميخره

28:44.908 --> 28:46.958
ـ محصول رو ميخره؟
ـ آره

28:49.418 --> 28:51.208
و گيلسون هم ما رو استخدام مي کنه

28:52.298 --> 28:54.298
پس گيلسون رئيسه

28:55.008 --> 28:56.048
...آره

28:56.548 --> 28:58.388
ولي صاحب اصلي مائوروئه...

29:02.598 --> 29:05.228
کنار درياچه با يه پيرمرد آشنا شدم

29:05.558 --> 29:08.938
ـ ميگفت يه کافه نزديکي اينجا داره
!ـ آها، بارتو رو ميگي

29:09.268 --> 29:11.148
اونم تو مزرعه کار ميکنه؟

29:11.568 --> 29:12.858
قبلاً آره

29:13.358 --> 29:16.238
بارتو اين اطراف اسمش بد در رفته

29:16.818 --> 29:21.198
مردم ميگن که کارگرا رو تحريک ميکنه

29:22.908 --> 29:27.328
اسمشو گذاشتن آشوبگر، دردسر ساز

29:27.788 --> 29:31.038
بارتو مرد خوبيه
اصلاً هم اينجوري نيست

29:32.168 --> 29:35.008
بعد از اينکه توي مزرعه شروع به کار کرد

29:35.008 --> 29:36.838
ميوه ها شيرين تر شدن...

29:37.008 --> 29:39.428
بلده چه جوري تو مزرعه کار کنه

29:58.778 --> 30:00.528
اونجا خوابت ميبره؟

30:01.318 --> 30:03.488
خوابيدن براي من چيز زياد مهمي نيست

30:05.988 --> 30:07.658
از خوابيدن خوشت نمياد؟

30:08.498 --> 30:10.248
نه هيچ وقت خوشم نيومده

30:10.998 --> 30:12.828
وقتي که تختخواب براي خواب داريم

30:13.708 --> 30:16.508
يه استراحت کردن چيز بدي نيست

30:17.918 --> 30:20.428
من هر جايي که بگي خوابيدم

30:21.258 --> 30:25.138
روي کف زمين، نيمکت، صندلي

30:26.098 --> 30:28.228
روي مقوا با يه پتو

30:28.348 --> 30:31.348
روي دو تکه چوب بر روي زمين سفت

30:32.018 --> 30:34.308
اون بدترين حالت خوابِ من بود

30:35.148 --> 30:37.898
روي يه تل از گوني

30:38.938 --> 30:40.488
...روي سنگ

30:41.238 --> 30:43.948
تو زندون عادت داشتم ايستاده بخوابم

30:44.028 --> 30:46.368
خوابيدن توي هواي سرد بدترينشه

30:47.288 --> 30:49.868
بايد خودتو گرم نگه داري و الا مريض ميشي

30:50.458 --> 30:52.498
چه مصيبتيه

31:00.628 --> 31:02.968
کار چيدن نارنگي ها خوب بود

31:04.138 --> 31:06.138
...سالي يه بار ميوه ميداد

31:06.258 --> 31:09.138
اگه شانس مياورديم، از ماه مِي تا اوت طول ميکشيد...

31:10.018 --> 31:12.478
ماه ژوئيه بود که ميوه ها رو چيدن

31:12.728 --> 31:14.978
درختا از دستشون عصباني شدن

31:15.228 --> 31:19.938
اونقدر ميوه روي زمين افتاده بود که داشت فاسد ميشد

31:23.028 --> 31:26.948
رئيس يه عده کارگر رو از مزرعه هاي همسايه
استخدام کرد تا ميوه ها رو جمع کنيم

31:27.368 --> 31:31.708
مزرعه هاي کوچيک ميوه هاشونو
به مزرعه هاي بزرگ ميفروشن

31:32.578 --> 31:35.628
چون اينقدر کاميون ندارن
که تو شهر بتونن بفروشن

31:36.248 --> 31:40.128
من ريتم زمين رو با نارنگي ياد گرفتم

31:40.838 --> 31:44.928
زياد بذر ميپاشيم و کم درو ميکنيم

31:54.228 --> 31:58.568
<i>آه مسافر سرگردان</i>

31:58.818 --> 32:02.858
<i>که ميري به سوي سرزميني که من از اون اومدم</i>

32:03.028 --> 32:06.948
<i>لطفاً يه سري به</i>

32:07.198 --> 32:11.828
<i>خونه سفيدي که روي تپه است، بزن</i>

32:14.498 --> 32:18.128
<i>پيرزني اونجا زندگي ميکنه</i>

32:18.498 --> 32:21.958
<i>که براي پسرش گريه ميکنه</i>

32:22.588 --> 32:25.678
<i>اون پيرزن مادر منه</i>

32:26.008 --> 32:31.508
<i>و من هموني ام که مادرم دلتنگشه</i>

32:33.018 --> 32:38.978
<i>آه، آه مسافر سرگردان</i>

32:40.898 --> 32:44.818
<i>لطفاً اين پيغام من رو برسون</i>

32:47.278 --> 32:53.408
<i>آه، آه مسافر سرگردان</i>

32:54.998 --> 32:58.378
<i>لطفاً اين پيغام من رو برسون</i>

33:12.098 --> 33:15.348
<i>يه مرد توي جاده زندگيش رو از نو ميسازه</i>

33:15.428 --> 33:19.228
<i>هدفش آزاد بودنه</i>

33:19.398 --> 33:21.858
<i>که از دستش داده بود، دوباره بدستش بياره</i>

33:21.938 --> 33:25.568
<i>و ميخواد ثابت کنه که تغيير کرده</i>

33:25.568 --> 33:28.738
<i>که جبران کرده و ميخواد تو آرامش زندگي کنه</i>

33:28.738 --> 33:32.698
<i>و هيچ وقت به عقب برنميگرده و مرتکب جُرم نميشه</i>

33:32.698 --> 33:36.078
<i>چون دوران بچگيش تو رفاه نبوده، نه</i>

33:36.328 --> 33:39.958
<i>خاطرات دردناک بازداشتگاه</i>

33:39.958 --> 33:42.838
<i>آره، پول درآوردن، مايه دار شدن</i>

33:42.958 --> 33:46.418
<i>خيلي ها براي اينکه بهش برسن، تلف شدن</i>

33:46.418 --> 33:49.928
<i>بهم بگو کيه که خوشحاله</i>
<i>و کيه که نا اميد نيست</i>

33:49.928 --> 33:53.218
<i>از ديدن اينکه بچه اش داره تو بدبختي دست و پا ميزنه؟</i>

33:53.508 --> 33:56.558
<i>تو جايي که تنها سرگرميش</i>

33:56.678 --> 34:00.058
<i>کافه و مراسم کَندومبل هستش</i>
«کَندومبل: نوعي مراسم آئيني در برزيل همراه با رقص محلي»

34:00.058 --> 34:03.318
<i>اينجاست که من ميخوام داستانمو برات بگم</i>

34:04.938 --> 34:07.358
<i>داستان مردي توي جاده</i>

35:27.438 --> 35:29.528
...زني که اين نزديکي ها زندگي ميکنه

35:30.108 --> 35:32.858
گفت که بارتو حالش خوب نيست...

35:39.328 --> 35:41.038
حدود دو هفته بعد

35:41.158 --> 35:43.918
رِنان اومد پيشم و گفت که بارتو فوت شده

35:49.168 --> 35:51.798
اگه اون نبود ما هيچ چيزي نداشتيم

35:53.008 --> 35:55.718
مردم يادشون نمياد که اين اطراف چه جوري بود
ولي من خوب يادمه

35:55.838 --> 35:58.428
من اينجا بدنيا اومدم
گرسنه بدنيا اومدم

35:59.058 --> 36:00.768
...پدرم عين يه قاطر کار ميکرد

36:00.888 --> 36:02.848
و با بوي تعفن به خونه برميگشت...

36:03.228 --> 36:06.268
هر کاري که رئيس ازش ميخواست
مجبور بود انجام بده

36:06.348 --> 36:10.068
...صندلي ها رو تعمير ميکرد، نيمکت ها رو

36:10.688 --> 36:13.188
...فقط براي اينکه يه ذره بيشتر پول دربياره...

36:13.278 --> 36:15.988
چون حقوقش خيلي افتضاح بود

36:16.028 --> 36:19.238
ـ رئيس ها ديگه اونجوري نيستن
ـ البته که نيستن

36:19.778 --> 36:21.868
اون تنها کسي بود که تونست
اين وضعيت رو تغيير بده

36:22.158 --> 36:24.408
حدود دويست کارگر رو

36:24.498 --> 36:26.828
از مزارع نارنگي دور هم جمع کرد

36:27.038 --> 36:29.208
و اونا رو مجبور کرد که دست از کار بکشن

36:29.708 --> 36:33.338
به رئيس هاشون گفت که اينا
تا يه مزُد ثابتي نداشته باشن، برنميگردن سر کار

36:33.468 --> 36:36.378
پليس اومد و دستگيرش کرد

36:36.468 --> 36:38.678
کنار رودخونه يه چند تا تيراندازي در کردن

36:38.758 --> 36:40.968
ولي مردم تکون نخوردن

36:40.968 --> 36:43.268
و نارنگي ها هم داشتن فاسد ميشدن

36:43.678 --> 36:46.308
بنابراين کشاورزا تسليم شدن

36:46.898 --> 36:50.148
از اون روز به بعد اوضاع کمي بهتر شد

36:50.268 --> 36:52.978
من ديگه به اندازه پدرم گرسنگي نکشيدم

36:53.318 --> 36:56.528
ـ مزرعه اونو دوستش داشت
ـ آره

36:59.278 --> 37:01.828
اواخر دهه هفتاد

37:01.908 --> 37:04.158
مردم رو با هم متحد کرد

37:04.288 --> 37:05.998
خشمگين بود

37:06.498 --> 37:10.038
ولي اين خشم باعث شد
براي ما نتيجه خوبي داشته باشه

37:11.168 --> 37:13.128
پدرم مثل رفيقش مُرد

37:13.628 --> 37:16.128
باهاش مثل يه برادر رفتار ميکرد

37:16.968 --> 37:18.928
آدم خوبي بود

37:23.718 --> 37:26.808
در ظرف بيست سال کُل

37:26.938 --> 37:28.808
ايالت سائوپائولو رو گشت

37:29.188 --> 37:31.558
آخرش هم که به سائو برناردو رسيد

37:31.648 --> 37:33.228
به تنهايي دست به کار شد

37:33.358 --> 37:35.528
شغلش نقاشي بود

37:35.608 --> 37:37.648
بعد يه کاري تو کارخونه اسکانيا پيدا کرد

37:38.028 --> 37:40.278
بعدش اعتراض هاش شروع شد

37:41.738 --> 37:46.618
به عضويت اتحاديه در اومد
دست به اعتصاب زد

37:48.078 --> 37:49.998
اعتصاب غذا کرد

37:51.038 --> 37:53.498
شب نامه پخش ميکرد

37:54.128 --> 37:57.918
حتي ميگفت با لولا آشنا شده، باورت ميشه؟
«لولا: لوئيز ايناسيو لولا دا سيلوا، رئيس جمهور پيشين برزيل»

38:01.588 --> 38:03.258
عادت کرده بود بگه

38:04.508 --> 38:07.228
سگ هاي کوچيک

38:08.018 --> 38:10.348
نبايد از پس سگ هاي بزرگ بر بيان

38:10.348 --> 38:13.818
ولي اگه هزار سگِ کوچيک رو يه جا جمع کني

38:13.938 --> 38:16.358
سگ هاي بزرگ، کوچيک به نظر ميرسن

38:24.198 --> 38:25.618
بريم

38:27.078 --> 38:28.498
آره بريم

38:34.588 --> 38:37.668
اون مکالمه رو نميتونستم از سرم بيرون کنم

38:41.428 --> 38:46.508
سه ماه بود که نارنگي ميچيدم
و هيچ حقوقي بهم نداده بودن

38:52.188 --> 38:53.438
رفتم که با رِنان حرف بزنم

38:53.518 --> 38:56.648
گفت که نميتونم کاري برات بکنم

38:59.528 --> 39:02.158
تصميم گرفتم که با رئيس حرف بزنم

39:07.368 --> 39:11.408
خبري از پول نيست

39:12.168 --> 39:14.998
اگر پولي در کار بود بهت ميدادم

39:15.668 --> 39:17.628
من هنوز چيزي نفروختم

39:17.878 --> 39:20.718
نه ميوه اي، نه آبميوه اي

39:22.378 --> 39:24.218
هيچ قراردادي هم در کار نيست

39:24.718 --> 39:27.308
من چيزي رو بابت استخدام تو امضاء نکردم

39:27.678 --> 39:31.678
اگه ميخواي شکايت کني، وسايلتو بردار و برو
و ديگه هم هيچ وقت برنگرد

39:33.768 --> 39:35.608
يه کم ميوه بردار

39:36.938 --> 39:40.528
بيشتر از 500 تا جعبه ميوه تو انبار هست

39:40.648 --> 39:42.608
همشونم يه جا جمع شده

39:42.778 --> 39:46.868
بيست تا بردار و يه راهي براي
فروششون پيدا کن

39:50.288 --> 39:52.078
صد جعبه

39:53.328 --> 39:57.088
بعلاوه يه کاميون بعنوان امانت و مارسيانو رو هم ميخوام

40:03.718 --> 40:05.838
مادر جنده

40:41.338 --> 40:43.128
حرومزاده هاي بدبخت

40:46.378 --> 40:51.716
تمام طول روز نارنگي ميخوردم
براي همين پولي خرج غذا خريدن نميکردم

41:17.368 --> 41:20.668
آخراش کار توي مزرعه خوب نبود

41:21.628 --> 41:24.338
ولي همين الانم، اينجا توي آوروپريتو
«آوروپريتو: شهري در استان ميناس گرياس برزيل»

41:24.458 --> 41:27.678
داستان بارتو يادم مونده

42:24.608 --> 42:27.858
دارم بهت ميگم از اونايي نبودم
که يکجا بند بشن

42:28.148 --> 42:32.568
ولي اون روزا تنها چيزي که ميخواستم کار بود

42:33.658 --> 42:36.078
با خودم گفتم اگر کار نکنم

42:36.078 --> 42:39.208
و نخوابم و هر روز صبح زود بيدار نشم

42:39.208 --> 42:41.208
فقط وقتمو تلف کردم

42:41.208 --> 42:44.168
و رد شدن مردم از کنارم رو نگاه کردم

42:49.298 --> 42:51.218
نزديک گورنادور والادارِس
«گورنادور والادارِس: شهري در استان ميناس گرياس برزيل»

42:51.338 --> 42:55.808
با يه مردي آشنا شدم که براي کار روي
آزادراه 381، کارگرا رو استخدام ميکرد

42:57.138 --> 43:00.768
من لوئيزينهو رو صدا زدم و ازش
خواستم که با من بياد

43:01.598 --> 43:06.648
و من ترسيدم که اين اولين و آخرين کاري باشه
که تو زندگيش داره انجام ميده

43:08.818 --> 43:11.488
!ـ اگه ميتوني بزنش
!ـ نوبت توئه

43:11.568 --> 43:12.858
بيا و برگ برنده رو، رو کن رفيق

43:12.988 --> 43:18.038
اون زمان من بودم و لوئيزينهو و ناتو

43:19.618 --> 43:21.658
آهاي، اون جوکه يارو عربه رو شنيدي؟

43:21.748 --> 43:24.248
ـ در مورد کي؟
ـ عرب

43:28.588 --> 43:32.838
اين عرب تو کشور خودش يه کم اضافه کاري
کرده بود، خُب؟

43:33.428 --> 43:37.308
...پس ميشنوه که تو برزيل

43:37.388 --> 43:39.598
کارگر ارزونه، ميفهمي که؟...

43:39.928 --> 43:42.138
:پيش خودش ميگه
«ميرم برزيل آقا»

43:42.138 --> 43:43.848
...مياد اينجا

43:43.848 --> 43:46.518
و پنج تا کارگر ساختموني خوب...
گير مياره، باشه؟

43:46.608 --> 43:50.438
از اون کارگرايي که بدون وقفه کار ميکنن

43:50.438 --> 43:53.278
خيلي خُب

43:53.278 --> 43:57.198
اونا رو سوار هواپيما ميکنه

43:57.448 --> 44:00.368
ولي تو هواپيما يه مشکلي پيش مياد

44:00.368 --> 44:03.248
يه حالت تلاطمي هست، ميفهمي که؟

44:03.248 --> 44:07.288
روي بيايون
روي صحرا

44:08.538 --> 44:11.338
اونا نميدونن چه اتفاقي داره ميفته

44:11.338 --> 44:13.088
حتي نميتونستن تصورش رو بهم بکنن

44:13.338 --> 44:16.088
هواپيما به زمين ميشينه و
اونا وحشت زده شدن

44:16.218 --> 44:18.468
کارگرا همين جوري دهنشون از تعجب باز مونده

44:18.548 --> 44:21.098
:از هواپيما بيرون ميپرن و ميگن
اين ديگه چه کوفتيه؟

44:21.218 --> 44:25.388
اينور، اون ور، همه جا پُر از شِنه

44:25.478 --> 44:28.228
:تو اون لحظه يکي از اونا ميگه
واي گندش بزنن

44:28.358 --> 44:32.858
تصور شو بکن همينکه سيمان برسه
!!دهنمون گاييده ميشه

44:34.988 --> 44:41.868
<i>پدر، من نميخوام شهردار بشم</i>
<i>شايد من راي مي آوردم و</i>

44:42.078 --> 44:46.998
<i>يه نفر من رو به قتل مي رسوند</i>

44:49.248 --> 44:56.008
<i>نيازي به خوندن روزنامه ندارم</i>
<i>خودم ميتونم دروغ بسازم</i>

44:56.218 --> 45:01.058
<i>نميخوام که ديگه بد بيارم</i>

45:03.178 --> 45:06.518
<i>پدر، من نميخوام چيزي رو اثبات کنم</i>

45:06.638 --> 45:10.018
<i>همين الانشم به کشورم خدمت کردم</i>

45:10.058 --> 45:16.528
<i>و همه از من طلبکارن</i>

45:17.358 --> 45:23.948
<i>اوه، تو سن جووني مُردن خيلي راحته</i>
<i>ولي من نميخوام بميرم</i>

45:24.038 --> 45:28.788
<i>و حسابي تنبيه بشم</i>

45:29.748 --> 45:34.878
<i>اونقدرا هم احمق نيستم که فکر کنم يه قهرمانم</i>

45:34.878 --> 45:39.048
<i>من بدنم مقاوم شده، من يه گاوچرونم</i>

45:39.218 --> 45:43.928
<i>!يه گاوچرون ياغي</i>

45:43.928 --> 45:48.768
<i>بچه دورانگويي فقط تو کتاب هاي مصور کاريکاتوره</i>
«دورانگا:شهري در مکزيک»

45:48.768 --> 45:52.308
<i>و من هم اين اطراف نميمونم</i>

45:52.608 --> 45:57.778
<i>!اين به تو بستگي داره که تاريخ ساز بشي</i>

45:59.028 --> 46:01.818
جماعت نمايش ديگه تمومه

46:01.818 --> 46:06.198
من يه غافلگيري براي شما دارم

46:07.538 --> 46:10.118
اونم چيزي نيست جز، يهچيز سبز رنگ مشهور، بچه ها

46:10.118 --> 46:12.998
!ـ بابِل
!ـ بابِل خالص

46:12.998 --> 46:15.628
واي...اين همون چيزيه که
!من در موردش حرف ميزنم

46:15.628 --> 46:17.418
!ـ ماري جوانا
!ـ باب مارلي
«باب مارلي:خواننده جامائيکايي سبکِ رِگي»

46:17.418 --> 46:20.258
فندک کوچيکه کجاست؟

46:20.258 --> 46:23.678
اين جنسش خونگيه

46:24.508 --> 46:26.928
مالِ حياط خلوت باب مارليه

46:32.688 --> 46:35.188
خيلي چيز مشتيه

46:35.438 --> 46:38.438
!چه خوبه

47:00.298 --> 47:02.548
ميبيني رِناتو اين يارو داره چيکار ميکنه؟

47:02.888 --> 47:04.548
!ببين رِناتو

47:09.888 --> 47:12.268
چه غلطي داري ميکني مرد حسابي؟

47:12.848 --> 47:14.358
واي خدا، تو ديوونه اي

47:14.478 --> 47:17.568
!ـ چي شده برادر
ـ چرا داري اينجوري ميکني؟

47:17.688 --> 47:19.488
!البته رفيق

47:19.488 --> 47:21.278
اگه با لباساي تميز برسم به اونجا

47:21.358 --> 47:24.278
بدجوري منو ميزنن، رفيق

47:25.278 --> 47:27.868
اون داره اينکار رو ميکنه
و اوني که پيش رئيس به گا ميره منم

47:28.368 --> 47:29.948
!خُب الان ديگه خوب شدم

47:30.078 --> 47:32.578
!حالا ديگه ميتونم بگم که يه کارگرم

47:41.588 --> 47:43.298
حالا ديگه فهميدي

47:46.258 --> 47:48.468
غذاي ديروز خيلي خوب بود

47:48.968 --> 47:52.558
بعد از پايان شيفت، خيلي پُر خوري کردم رفيق

47:52.638 --> 47:54.808
رسماً چلاق شده بودم

47:57.858 --> 47:59.938
مثل ديوونه ها ميخوردم

48:05.358 --> 48:08.658
غذاهاش خيلي رنگارنگه دلم به غذا نميره

48:10.408 --> 48:13.078
مرغ، براي من بايد اينجوري باشه

48:13.078 --> 48:15.748
يه کم سنگ بهت ميدم تا بخوري

48:16.418 --> 48:19.168
سنگ؟ چي داري ميگي رفيق؟

48:20.168 --> 48:22.088
از چه غذايي خوشت نمياد؟

48:22.088 --> 48:24.088
از بيشتر غذاها خوشم نمياد

48:24.088 --> 48:27.598
فقط از يه سري از غذاها خوشم نمياد

48:27.598 --> 48:31.218
منداب (نوعي سالاد) ، براي مثال، هندوونه
خيلي ازش بدم مياد

48:31.268 --> 48:33.308
خيلي دلم ميخواد ببينم که گرسنگي ميکشي

48:34.018 --> 48:36.228
و منداب، کجا تو منداب ديدي؟

48:36.228 --> 48:38.858
اينجا سِرو نميشه
ولي اونجا رو ببين

48:38.858 --> 48:41.858
منداب خيلي بوي زننده اي داره
حتي اگه يه پولي هم بهم بدن نميخورمش

48:45.818 --> 48:51.328
متاسفانه، لوئيزينهو تو کار ساختموني دووم نياورد

49:03.668 --> 49:05.968
من و ناتو توي سايت مونديم

49:07.508 --> 49:12.678
بين همه دوستاني که باهاشون آشنا شدم
اون کسيِ که بيشتر از همه يادم مونده

49:15.228 --> 49:17.098
ناتو، پسرم

49:17.518 --> 49:20.358
اميدوارم اوضاعت خوب باشه

49:20.898 --> 49:25.818
من و خواهرت نگران شده بوديم
چون خبري ازت نداشتيم

49:25.948 --> 49:28.158
ديشب دروازه باز مونده بود

49:28.158 --> 49:31.118
و وقتي که بيدار شديم ديديم که
سگِ از خونه فرار کرده

49:31.328 --> 49:34.248
بيشتر از يک ساعت دنبالش گشتيم

49:34.248 --> 49:35.538
خواهرت حالش خوبه

49:35.658 --> 49:39.458
و بالاخره تونست يه نوبت دکتر گير بياره

49:39.708 --> 49:41.958
همه چيز خوبه خدا رو شکر

49:42.248 --> 49:45.668
هر وقت دوستات منو ميبينن
سراعتو از من ميگيرن

49:46.758 --> 49:49.888
گابريل و ديوگو
سلام ميرسوندن

49:50.678 --> 49:54.388
هفته پيش پسرِ آپارسيدا رو دستگير کردن

49:54.388 --> 49:56.808
وقتي اينو شنيدم

49:56.808 --> 50:00.808
خيالم راحت بود که تو راه ديگه اي رو انتخاب کردي

50:01.518 --> 50:03.608
هميشه دلتنگت هستم

50:03.978 --> 50:10.068
ولي از اينکه اينجا نيستي خوشحالم

50:10.158 --> 50:12.618
چون داري کار ميکني

50:12.908 --> 50:15.658
امروز توي راديو

50:15.658 --> 50:18.498
:يه نقل قولي شنيدم که ميگفت

50:18.868 --> 50:21.578
آنهايي که يک مايل را در تاريکي طي مي کنند

50:21.668 --> 50:23.838
قادرند تا دو مايل را نيز پشت سر بگذارند

50:24.298 --> 50:28.048
اميدوارم که مسافت هاي بيشتري را پشت سر بگذاري

50:29.968 --> 50:32.888
و اينو ميدونم که اگه دوباره ببينمت

50:33.008 --> 50:36.348
بيشتر بهت افتخار ميکنم

50:36.678 --> 50:39.518
به دوستات سلام برسون

50:40.228 --> 50:42.648
لازم نيست نگران ما باشي

50:42.648 --> 50:45.978
مادرت يه بوس گنده برات ميفرسته

50:50.528 --> 50:53.908
من و ناتو حدود سه سال رو تو جاده با هم بوديم

50:54.948 --> 50:56.828
خداي بزرگ

50:57.238 --> 51:00.998
در خلالِ اين دوران هر کاري که يه مرد ميتونه
انجام بده رو کردم

51:01.328 --> 51:06.338
محصول جمع کردم، سفارش تحويل دادم
گوجه چيدم، لوبيا برداشت کردم

51:06.418 --> 51:09.338
و تعمير موتورسيکلت رو هم ياد گرفتم

51:10.168 --> 51:12.548
نميدونم چند دفعه به خونه رفتم

51:12.758 --> 51:17.008
تو اتاق هاي اجاره اي، محوطه ماشين هاي اسقاطي
مغازه هاي متروکه، خوابيدم

51:19.058 --> 51:22.848
پيش مردم بي خانمان ايتاجوبا موندم
«ايتاجوبا: شهري در استان ميناس گرياس برزيل»

51:23.478 --> 51:26.228
با فقيرا و مريضا زير يه سقف خوابيدم

51:26.898 --> 51:30.108
حتي به يه کليساي پروتستان هم رفتم

51:30.738 --> 51:33.358
ولي فقط دو تا يکشنبه رفتم

51:37.198 --> 51:39.158
و مردم زيادي رو اونجا ديدم

51:39.498 --> 51:45.538
مردم درستکار، حقه باز، فقير، ثروتمند
و خوب، همه جور آدمي اونجا بود

51:46.538 --> 51:50.588
هر کسي خودش يه داستاني داشت
حتي اونايي که تو خودشون بودن

51:50.708 --> 51:55.798
<i>طلوع خورشيد، درسي از دنياست که</i>

51:56.388 --> 52:01.848
<i>به ما ياد ميده بايستي شروعي دوباره داشته باشيم</i>

52:01.848 --> 52:07.608
<i>يک طلوع جديد</i>

52:08.978 --> 52:10.778
جاده، خونه من بود

52:11.148 --> 52:14.568
به سختي ميتونم باور کنم که
مدت زيادي رو اينجوري زندگي کردم

52:15.988 --> 52:21.198
ولي هيچ چيزي به اندازه اتفاقي که
يه روز برام پيش اومد، منو آشفته نکرد

52:21.498 --> 52:26.668
وقتي که با ناتو توي يه کافه نزديک
مونتس کارلوس کار ميکرديم
«مونتس کارلوس: شهري در استان ميناس گرياس»

52:29.668 --> 52:34.838
<i>ابري که از کوهستان رد مي شود</i>

52:35.178 --> 52:41.678
<i>روحش را درون بيشه مي آرامد</i>

52:42.678 --> 52:48.268
<i>و هر چه نور بيشتر زمين را فرا ميگيرد</i>

52:48.268 --> 52:54.738
<i>هر آنچه که شب از من پنهان کرده، روز آشکار مي کند</i>

52:55.278 --> 53:00.828
<i>راديو الان داره رانچو فوندو رو پخش ميکنه </i>

53:00.828 --> 53:06.788
<i>ما يکي هستيم، من و دنيا</i>
<i>و همه چيز از اينجا شروع مي شود</i>

53:08.078 --> 53:13.628
<i>طلوع خورشيد، درسي از دنياست که</i>

53:14.378 --> 53:19.968
<i>به ما ياد ميده بايستي شروعي دوباره داشته باشيم</i>

53:20.178 --> 53:28.558
<i>يک طلوع جديد</i>

53:29.098 --> 53:31.608
کار گير نميومد

53:31.858 --> 53:34.688
من و ناتو دو هفته بيکار بوديم

53:35.238 --> 53:39.108
بالاخره يه کاري تو فاحشه خونه
دونا اولگا گير آورديم

53:55.418 --> 53:57.298
کار داشت پيچيده و پيچيده تر ميشد

53:57.718 --> 54:01.428
ساختمون قديمي بود و هر روز
يه مشکل جديدي براش پيش ميومد

54:02.718 --> 54:07.598
يه شب ازم خواست که مشروب بيشتري
تو روستا بخوريم

56:21.358 --> 56:24.148
تو رفتگي بدي روي بدنه ماشين ايجاد شد

56:25.358 --> 56:27.488
سپر ماشين غرق خون شده بود

56:27.568 --> 56:30.078
و در راه برگشت تميزش کردم

56:50.638 --> 56:53.428
جرأتشو نداشتم که به کسي چيزي بگم

56:53.518 --> 56:55.228
حتي به ناتو

56:56.018 --> 56:59.648
به هيچ وجه نميخواستم که به زندان برگردم

57:25.508 --> 57:28.258
وسايلم رو جمع کردم و از اونجا رفتم

57:29.298 --> 57:31.678
و ديگه هيچ وقت ناتو رو نديدم

57:37.848 --> 57:39.098
بريم؟

59:36.808 --> 59:42.348
چهار ماه بين شهرهاي تيموتئو، کورونِل فابريسيانو
و سانتانا دو پارايسو در رفت و آمد بودم

59:43.308 --> 59:47.858
در پارايسو با يه راننده کاميون به نام
آنتونيو کارلوس آشنا شدم

59:48.188 --> 59:51.648
که منو بعنوان شاگرد ماشين قبول کرد
تا يه باري رو به ايپاتينگا ببريم

01:00:14.968 --> 01:00:18.138
بدترين بارِ دنيا سيمانه

01:00:19.388 --> 01:00:21.928
اون کيسه هاي 50 کيلويي

01:00:22.768 --> 01:00:25.438
آدم احساس ميکنه که
بيشتر از يه تُن رو کولشه

01:00:26.058 --> 01:00:28.228
تا حالا سفال پشت بوم جابجا کردي؟

01:00:29.018 --> 01:00:31.438
هيچ چيزي بدتر از سفال پشت بوم نيست

01:00:32.108 --> 01:00:34.448
سيمان بدتر از سفالِ

01:00:35.068 --> 01:00:36.868
سفال اصلاً هم بد نيست

01:00:37.158 --> 01:00:38.908
آره درسته

01:00:40.988 --> 01:00:43.038
الوار وحشتناکِ

01:00:43.498 --> 01:00:46.038
الوار براي زنا مناسبِ

01:00:46.918 --> 01:00:49.128
آجر و کدو تنبل

01:00:49.458 --> 01:00:52.418
يه خوکي که هنوز زنده است
هيچي از اين بدتر نيست

01:00:52.548 --> 01:00:53.918
نمک

01:00:54.798 --> 01:00:56.928
فوراً پوستت رو ميسوزونه

01:00:59.888 --> 01:01:01.678
فقط بارِ قُرص هاي ماهي

01:01:01.848 --> 01:01:03.888
خوبه

01:01:04.768 --> 01:01:07.188
اون همه گوني رو ميبيني

01:01:07.268 --> 01:01:10.518
ولي وقتي بلندش ميکني
خيلي سبکِ

01:01:10.818 --> 01:01:13.648
قرص هاي ماهي براي حمل
خيلي خوبن

01:01:14.858 --> 01:01:19.408
آره ولي آخر کار بوي بدي ميگيري

01:01:20.618 --> 01:01:22.988
سيب زميني هم حملش خوبه

01:01:23.368 --> 01:01:25.248
!قهوه

01:01:25.998 --> 01:01:28.998
!قهوه و بذر خوراکي

01:01:28.998 --> 01:01:30.668
ذرت

01:01:31.498 --> 01:01:33.588
!تشک هاي اسفنجي

01:01:35.128 --> 01:01:36.624
...برنج

01:01:36.758 --> 01:01:38.588
...شِن

01:01:39.298 --> 01:01:41.388
اگه مريض نبودم

01:01:41.548 --> 01:01:44.978
کُلِ اون کاميون رو خودم خالي ميکردم

01:01:45.268 --> 01:01:47.808
و يه کم پول پس انداز ميکردم

01:01:50.808 --> 01:01:52.608
اگه پول داشتم

01:01:53.268 --> 01:01:56.108
يه ليفت تراک ميخريدم

01:01:57.358 --> 01:01:59.528
آنتونيو کارلوس بدليل داشتن ديابت مُرد

01:02:00.068 --> 01:02:02.028
و من هم توي شهر موندم

01:02:03.988 --> 01:02:08.618
تصميم گرفتم يه جاي خواب تميز
و يه شغل مناسب پيدا کنم

01:02:40.608 --> 01:02:44.198
و توي يه کارخونه بافندگي بود که با
يه زني آشنا شدم و زندگيم رو تغيير داد

01:02:44.278 --> 01:02:45.618
آنا

01:02:54.038 --> 01:02:57.798
ـ از رمان هاي جنايي خوشت مياد؟
ـ نه خوشم نمياد

01:02:58.088 --> 01:03:00.968
اگه تنها يه چيز باشه که ازش بدم بياد، اون پليسه

01:03:01.378 --> 01:03:04.098
بيا، اينو ازم خواستن که تحويل تو بدم

01:03:05.258 --> 01:03:07.268
و براي اين، درخواست چند متر دارن؟

01:03:07.268 --> 01:03:09.428
پنج هزار متر فکر کنم

01:03:11.138 --> 01:03:14.978
ـ چرا نميشيني؟
ـ نه ممنون، خيلي کار دارم

01:03:15.518 --> 01:03:17.188
سرم خيلي شلوغه

01:03:17.278 --> 01:03:21.238
ـ ميشه لطفاً اينو بدي به سولانژ؟
ـ باشه حتماً

01:03:21.988 --> 01:03:23.988
بسيار خُب

01:03:45.638 --> 01:03:47.928
خجالت ميکشيدم با آنا حرف بزنم

01:03:47.928 --> 01:03:50.018
فکر ميکردم که اون آدم متفاوتيه

01:03:50.138 --> 01:03:53.058
از بقيه افرادي که اونجا بودن باهوشتر بود

01:03:53.558 --> 01:03:56.058
ولي يواش يواش
بهش نزديک تر شدم

01:03:56.728 --> 01:03:58.858
آهاي، اوضاع چطوره؟

01:03:59.068 --> 01:04:01.898
ـ عاليه
ـ خُب چه خبر؟

01:04:02.988 --> 01:04:04.818
امشب مياي به مهموني؟

01:04:04.908 --> 01:04:07.658
بهش فکر ميکنم، تو چي، ميري؟

01:04:07.658 --> 01:04:09.658
دوست دارم برم

01:04:12.748 --> 01:04:15.578
بعدش ميتونم تا خونه برسونمت، اگه دوست داشته باشي

01:04:15.828 --> 01:04:19.918
ـ نه لازم نيست، خونه من خيلي دوره
ـ باشه پس

01:04:22.968 --> 01:04:26.428
راستش ميدوني، حوصله ندارم بيام

01:04:26.848 --> 01:04:28.008
جدي؟

01:04:28.388 --> 01:04:30.968
ـ آره
ـ باشه عيبي نداره

01:04:31.808 --> 01:04:34.638
بهرحال اين مهموني هم حوصله آدم رو سر ميبره

01:04:36.938 --> 01:04:39.568
ولي اگه بعدش دلت يه نوشيدني خواست

01:04:39.568 --> 01:04:41.108
درست بعد از کار؟

01:04:41.358 --> 01:04:45.198
ـ آره، مستقيم از همينجا
ـ خُب ...اين به نظر خوبه

01:04:47.568 --> 01:04:50.328
يه کافه قشنگي کنار محل اقامت من هست

01:04:51.288 --> 01:04:53.958
ـ باشه قبوله
ـ حله پس

01:05:18.648 --> 01:05:20.648
چند امتياز جمع کرديم؟

01:05:20.818 --> 01:05:25.148
ـ بذار ببينم، پنج به اضافه پنج ميشه ده
!ـ بيست و هشت

01:05:35.828 --> 01:05:37.828
کدومو برداريم؟

01:05:38.498 --> 01:05:40.248
!نميدونم، خودت يکي رو انتخاب کن

01:05:40.378 --> 01:05:44.588
ـ من از اين گيتار کوچولو خوشم مياد
!ـ گيتار کوچولو

01:05:45.048 --> 01:05:46.548
...خداي من

01:05:47.088 --> 01:05:50.218
همه چيزم رو حاضرم بدم
ولي يه بار ديگه به اون روز برگردم

01:05:50.218 --> 01:05:52.218
به اون پارک

01:05:58.388 --> 01:06:01.108
<i>...وقتي که سوتِ</i>

01:06:02.188 --> 01:06:05.608
<i>...کارخونه بافندگي...</i>

01:06:05.938 --> 01:06:10.908
<i>...تو سرم ميفته</i>

01:06:11.698 --> 01:06:15.368
<i>به ياد تو ميفتم...</i>

01:06:16.828 --> 01:06:25.048
<i>ولي تو بي شک خيلي عصباني هستي</i>

01:06:25.458 --> 01:06:33.718
<i>و يا وانمود ميکني که من رو نميبيني</i>

01:06:34.758 --> 01:06:37.928
<i>تويي که به سوتِ </i>

01:06:38.428 --> 01:06:42.558
<i>دودکشِ آجري واکنش نشون ميدي</i>

01:06:43.858 --> 01:06:52.368
<i>چرا به بوقِ غمناکِ ماشين من جواب نميدي؟</i>

01:06:53.408 --> 01:07:01.288
<i>تو زمستون بدون جوراب سر کار ميري</i>

01:07:01.538 --> 01:07:05.918
<i>هيچ اعتقادي به نتيجه کار نداري </i>

01:07:05.998 --> 01:07:10.878
<i>حتي به سرما هم باور نداري</i>

01:07:57.138 --> 01:08:01.388
بهترين حسي که نسبت به خانواده تا اون روز داشتم
لحظاتي بود که با آنا ميگذروندم

01:08:04.018 --> 01:08:08.728
ولي اون هم جز يه خوشي گذرا نبود

01:08:17.658 --> 01:08:20.288
راستش نميدونم چه اتفاقي افتاد

01:08:20.998 --> 01:08:22.828
خيلي احساس درد ميکردم

01:08:22.958 --> 01:08:27.708
نميتونم بخوابم و يه روياي عجيبي داشتم

01:08:28.088 --> 01:08:30.588
تو رويام کارخونه کامل خالي بود

01:08:31.048 --> 01:08:35.508
همه دستگاه ها روشن بود و کسي کار نميکرد

01:08:36.008 --> 01:08:39.968
منم همش بالا و پايين مي دويدم
و همه چيز رو بررسي ميکردم

01:08:40.638 --> 01:08:44.888
بعدش يه سري بچه خيابوني پيدا شدن
و درد سر درست کردن

01:08:47.148 --> 01:08:49.728
نيمه خواب و نيمه بيدار بودم

01:08:49.818 --> 01:08:51.818
احتمالاً به خاطر درد بود

01:08:53.358 --> 01:08:57.158
و منم به دنبالشون مي دويدم از ترس اينکه
نکنه که آسيبي به خودشون بزنن

01:08:57.158 --> 01:09:01.038
و اينکه نذارم زياد به کوره ها و دستگاه ها نزديک بشن

01:09:03.328 --> 01:09:05.158
بعد بيدار شدم

01:09:05.958 --> 01:09:09.168
و ديدم که ملافه هام خيس عرق شدن

01:09:10.668 --> 01:09:14.468
براي همين پا شدم و يه قرص خوردم
و يه کم تبم پايين اومد

01:09:15.378 --> 01:09:17.798
ولي هنوز بدنم درد ميکرد

01:09:18.638 --> 01:09:20.678
خواهرم گفت بايد بري پيش دکتر

01:09:20.758 --> 01:09:22.768
ولي من نميخواستم برم

01:09:23.768 --> 01:09:25.438
ميخواستم که بهت زنگ بزنم

01:09:25.768 --> 01:09:30.108
ولي پيش خودم گفتم نبايد
بي دليل تو رو نگران کنم

01:09:30.728 --> 01:09:33.278
حدود ساعت ده و سي دقيقه رسيديم

01:09:34.108 --> 01:09:35.858
بعد به سولانژ زنگ زدم

01:09:36.278 --> 01:09:38.738
که بهش بگم نميتونم بيام سر کار

01:09:39.658 --> 01:09:42.328
بعد از دو ساعت معاينه شدم

01:09:43.538 --> 01:09:46.078
پزشک يه سري آزمايش روم انجام داد

01:09:46.958 --> 01:09:49.878
و ازم پرسيد که در مورد حاملگيم چيزي ميدونم يا نه

01:09:50.498 --> 01:09:54.798
منم گفتم نه و کاملاً بي اطلاع هستم

01:09:56.668 --> 01:10:00.048
گفت که از دست دادن بچه براي
بار اول يه چيز طبيعيه

01:10:00.138 --> 01:10:03.388
و گفت که خونسرديم رو حفظ کنم
و همه چيز درست ميشه

01:10:04.808 --> 01:10:07.268
خواهرم گفت که برگرديم به خونه

01:10:07.348 --> 01:10:09.848
ولي بهش گفتم که ميخوام
بيام به اينجا

01:10:10.348 --> 01:10:13.978
چون تو تنها کسي بودي که ميخواستم ببينمش

01:10:29.668 --> 01:10:33.038
از اون روز تا الان
همه چيز از هم پاشيده

01:10:35.878 --> 01:10:39.798
يه جور نشونه اي بود از اينکه
ما بهم ديگه نميخورديم

01:10:40.468 --> 01:10:42.718
حرف همديگه رو نميفهميديم

01:10:43.598 --> 01:10:46.098
من و آنا ديگه با هم يه زوج نبوديم

01:10:47.228 --> 01:10:49.848
بلکه خاطره اي از يه زوج بوديم

01:10:55.358 --> 01:10:57.148
يک ماه بعد

01:10:57.318 --> 01:11:00.988
ازم خواست که يه مدتي کاري باهاش نداشته باشم

01:11:22.548 --> 01:11:25.468
من و آنا رو بيشتر از هر چيزي تو زندگيم دوست داشتم

01:11:26.258 --> 01:11:29.728
هر دفعه که چيزي توي اين دفترچه
مينويسم به اون فکر ميکنم

01:11:31.518 --> 01:11:34.898
اون در واقع کسي بود که ميدونست چطوري بنويسه

01:11:35.358 --> 01:11:38.188
هر چيزي که گفته راست بوده

01:11:38.278 --> 01:11:41.608
من سعي کردم، ولي نتونستم باهاش رو راست باشم

01:11:45.318 --> 01:11:48.658
هميشه به اين فکر ميکنم که بين ما
چه اتفاقي افتاد

01:11:49.448 --> 01:11:53.168
ولي هيچ وقت نتونستم راه درست رو
براي بيان احساسم پيدا کنم

01:11:53.458 --> 01:11:58.878
ولي الان که دارم اين دفترچه رو مينويسم
يه چيزايي دستگيرم ميشه

01:13:10.368 --> 01:13:12.788
زدم به جاده و از ايتابيرا خارج شدم

01:13:12.908 --> 01:13:16.248
و دنبال کسي افتادم که هشت سال پيش
توي جاده بهش زدم

01:13:16.538 --> 01:13:19.838
که يکي از سخت ترين روزهاي زندگيم بود

01:13:20.668 --> 01:13:22.878
اين يه واقعيت متفاوته دوست من

01:13:23.208 --> 01:13:24.548
کاسکو بود

01:13:24.548 --> 01:13:26.758
مردم بهت پشت ميکنن

01:13:26.758 --> 01:13:32.848
ديگه جاي تو نيست
ديگه اون مقبوليت رو نداري

01:13:34.678 --> 01:13:37.308
هيچ پول و جايگاهي نداري

01:13:37.438 --> 01:13:40.478
به ويژه وقتي که ميخواي زندگيت رو تغيير بدي دوست من

01:13:43.068 --> 01:13:44.858
وقتي که تصميم ميگيري زندگيت رو تغيير بدي

01:13:44.858 --> 01:13:47.698
مردم ميدونن که ديگه پول به اين راحتي بدست نمياد

01:13:47.698 --> 01:13:50.698
ديگه قرار نيست يه عالمه پول دربياري

01:13:51.828 --> 01:13:56.998
من يه خواهر دارم که ازم خواست
ديگه به ديدنش نرم

01:13:59.788 --> 01:14:02.378
ميتوني يه همچين موقعيتي رو
درک کني دوست من؟

01:14:02.378 --> 01:14:04.378
خيلي سخته، مگه نه؟

01:14:06.298 --> 01:14:08.048
ولي خُب حقيقت محضه

01:14:08.048 --> 01:14:11.508
اين حقيقت کفِ خيابون هاست برادر

01:14:12.008 --> 01:14:15.638
سر راست و غير منصفانه

01:14:19.938 --> 01:14:22.608
احساس ميکنم يه چيزيت شده

01:14:23.108 --> 01:14:26.398
چي شده؟
جريان چيه؟

01:14:31.698 --> 01:14:35.698
من فقط بخشي از اون چيزي که
به سرم اومده رو به کاسکو گفتم

01:14:35.828 --> 01:14:38.118
نميتونستم در مورد بچه بهش چيزي بگم

01:14:38.538 --> 01:14:43.168
کاسکو منو به آورو پريتو دعوت کرد و
در مورد کار توي کارخونه بهم گفت

01:14:45.298 --> 01:14:47.128
به نظر يه زندگي جديد ميرسيد

01:14:58.018 --> 01:15:02.978
خونه خودته
از خودت پذيرايي کن

01:15:03.148 --> 01:15:05.358
به سلامتي يه شروع تازه

01:15:06.028 --> 01:15:08.188
جوري که هميشه بوديم

01:15:08.358 --> 01:15:13.448
دوباره به زودي روي پاي خودت وايميستي

01:15:15.238 --> 01:15:17.288
يه شغل جديد خواهي داشت

01:15:18.748 --> 01:15:21.038
پول درمياري

01:15:21.368 --> 01:15:25.958
تا به خودت بياي وارد يه رابطه جديد ميشي

01:15:28.008 --> 01:15:31.588
با کاکا سياه خودت اينجا، رفيق
زندگيت از اين رو به اون رو ميشه

01:15:31.678 --> 01:15:34.258
سختي کشيدن ديگه تمومه

01:15:37.928 --> 01:15:41.268
درست بعد از اينکه کاسکو
منو سر کار برد

01:15:44.808 --> 01:15:47.228
دوباره شخت کوشيم شروع شد

01:15:48.278 --> 01:15:51.608
دوباره از صفر شروع کردم

01:16:18.928 --> 01:16:21.768
من و آنا به حرف زدن ادامه داديم

01:16:22.428 --> 01:16:25.858
من احساس کردم که دوستم داره
و من هم اونو دوست دارم

01:16:27.818 --> 01:16:30.858
ولي اين طور به نظر ميرسيد که ما از اينکه در
مورد بعضي چيزها حرف بزنيم، ترسيده بوديم

01:16:30.988 --> 01:16:32.898
اينکه بيشتر بحث رو باز کنيم

01:16:41.868 --> 01:16:44.618
بعد از گذشت دو ماهي که اونجا بودم

01:16:44.618 --> 01:16:47.588
کاسکو رو از کار بيکار کردن

01:16:52.008 --> 01:16:55.258
همه وسايلتو به اون مغازه گرو فروشي فروختي؟

01:16:55.258 --> 01:16:57.718
همه وسايلم رو که نه

01:16:58.638 --> 01:17:04.348
فقط يه کم مبل و مان و تلويزيون و صندلي ازم خريد

01:17:05.388 --> 01:17:07.058
موتورسيکلت چي؟

01:17:08.898 --> 01:17:10.858
اونو به آلکس فروختم

01:17:11.188 --> 01:17:16.198
ولي پولي نداشتم
براي همين چيزي هم دستم رو نگرفت

01:17:18.488 --> 01:17:20.078
وقتي که بهش فکر ميکني

01:17:21.288 --> 01:17:25.958
ميبيني که تموم چيزي که آدم تو زندگي
درمياره، همش تو چهار تا جعبه کوچيک جا ميشه

01:17:26.538 --> 01:17:29.668
و بابتش دو هزار تا هم تو گرو فروشي بهت نميدن

01:17:31.418 --> 01:17:34.878
هيچ وقت فکرشم نميکردم که اخراجت کنن

01:17:35.798 --> 01:17:37.258
خُب، آره

01:17:40.678 --> 01:17:45.728
کسي نميتونه اونجا کمکت کنه؟

01:17:46.848 --> 01:17:49.978
حتي به اينم فکر کردم که
پيش اون يارو تو اتحاديه برم

01:17:51.268 --> 01:17:54.148
ولي که خوب بهش فکر کردم
ديدم ارزشش رو نداره

01:17:54.778 --> 01:17:56.238
راستش

01:17:57.528 --> 01:17:59.948
بهترين کار اينه که از اينجا برم

01:18:13.298 --> 01:18:17.088
بعد از چهار ماه کار در کاخونه
منو توي شيفت شب گذاشتن

01:18:17.878 --> 01:18:19.928
خوابيدن در طول روز سخت بود

01:18:20.428 --> 01:18:22.548
به خوبي استراحت نميکردم

01:18:23.138 --> 01:18:27.688
دو ساعت خوابِ شب بهتر از
هشت ساعت خوابِ روزه

01:18:28.438 --> 01:18:33.018
بدنمون آسيب ميبينه و
مخمون تاب برميداره

01:19:13.358 --> 01:19:16.858
يه روز يه نامه از آنا بدستم رسيد

01:19:20.988 --> 01:19:22.778
من چي دارم؟

01:19:22.778 --> 01:19:24.948
اين بازو ها و دهانم

01:19:25.118 --> 01:19:27.868
اين همون بدنيه که براي تو دارم

01:19:28.538 --> 01:19:33.208
وقتي که باهات آشنا شدم، رو هر چيزي
که تو دست ميذاشتي عاشقش ميشدم

01:19:33.958 --> 01:19:37.628
و حالا من بايستي فقط خاطره باز کردن
درب خونه ام رو به ياد بيارم

01:19:37.708 --> 01:19:40.668
تا بدونم که هنوز هم ميتونيم با هم باشيم

01:19:41.548 --> 01:19:45.138
اون لحظه اي رو که عاشقت شدم
نميتونم فراموش کنم

01:19:46.178 --> 01:19:48.848
تموم چيزي که ميدونم اينه که بازم
دلم ميخواد تو اون درب رو باز کني

01:19:48.968 --> 01:19:51.058
و من هم به دوست داشتن تو ادامه بدم

01:19:52.228 --> 01:19:56.438
در تک تک کلماتي که برات مينويسم
علاقه من به تو جاريه

01:19:57.068 --> 01:20:01.198
پُر کردن اين صفحه اي که يه زماني
خالي و سفيد بود

01:20:01.898 --> 01:20:03.528
چون ميخوامت

01:20:03.948 --> 01:20:06.658
و اين بي نهايت ساده است

01:20:28.098 --> 01:20:35.768
<i>مارينا، عزيزم، مارينا، تو آرايش کردي</i>

01:20:36.978 --> 01:20:43.528
<i>مارينا هر کاري ميخواي بکن</i>
<i>فقط يه لطفي در حق من بکن</i>

01:20:45.488 --> 01:20:51.948
<i>اين صورتي که من دوست دارم رو آرايش نکن</i>
<i>چون متعلق به منه</i>

01:20:53.788 --> 01:21:00.458
<i>مارينا با هميني هم که خدا بهت داده قشنگي</i>

01:21:03.298 --> 01:21:09.888
<i>من از خودم متنفر و عصباني بودم</i>
<i>چيز ديگه اي نميتونم بگم</i>

01:21:11.968 --> 01:21:18.398
<i>و وقتي که عصباني ميشم مارينا</i>
<i>نميدونم که چه جوري بايد خودمو ببخشم</i>

01:21:21.188 --> 01:21:25.358
<i>من خيلي چيزها رو بخشيدم</i>

01:21:25.608 --> 01:21:30.078
<i>يکي مثل من هرگز گيرت نمياد</i>

01:21:30.488 --> 01:21:36.828
<i>ببخش عزيزم، مارينا، من امروز غمگينم</i>

01:21:40.248 --> 01:21:42.208
هيچ وقت از دوست داشتن آنا دست نکشيدم

01:21:42.418 --> 01:21:44.208
حتي يک بار

01:21:45.548 --> 01:21:48.138
ولي هرگز نميتونستم بهش بگم

01:21:50.218 --> 01:21:53.018
و اين بود که منو آزرده ميکرد

01:21:56.978 --> 01:21:59.478
خيلي دلم ميخواست از آنا يه بچه داشته باشم

01:22:00.978 --> 01:22:05.568
وقتي که بچه رو از دست داديم
:مثل اين مي موند که زندگي داره ميگه

01:22:05.818 --> 01:22:08.068
«هميشه قراره همينجوري باشه»

01:22:28.428 --> 01:22:31.798
به اين فکر کردم که کجا براي
زندگي کردن يه کم بهتره

01:22:32.548 --> 01:22:35.768
زندگي کارگري يه دنياي متفاوتي داره

01:22:41.898 --> 01:22:45.688
اين دفعه به يه گروه تئاتر کارخونه ميرفتم

01:22:48.238 --> 01:22:51.198
پيش خودم گفتم اين باعث ميشه
کمتر احساس تنهايي بکنم

01:22:53.328 --> 01:22:55.908
يه شانس تا کارهاي متفاوتي بکنم

01:23:02.628 --> 01:23:06.878
و اون موقع بود که ازمون خواستي
يه چيز متفاوتي در مورد زندگيمون

01:23:07.458 --> 01:23:09.968
براي روي صحنه بردن توي تئاتر کارخونه، بنويسيم

01:23:27.988 --> 01:23:28.988
!آهاي

01:23:30.278 --> 01:23:31.908
ـ خوبي؟
ـ آره

01:23:32.028 --> 01:23:35.868
ميتوني يه کمکي بهم بکني؟
زياد طول نميکشه

01:23:37.368 --> 01:23:39.118
من با مارسيا آشنا شدم

01:23:39.448 --> 01:23:42.328
پرستاري که اين اطراف از مردم مراقبت ميکرد

01:23:46.548 --> 01:23:49.208
از دو تا خواهرزاده اش هم مراقبت ميکرد

01:23:50.218 --> 01:23:52.378
بزرگتره، آندره

01:23:52.758 --> 01:23:55.218
هميشه اين اطراف ميديدمش

01:24:02.558 --> 01:24:05.438
ـ باز نيست؟
ـ نه نيست

01:24:06.398 --> 01:24:08.228
هميشه تنها بود

01:24:08.938 --> 01:24:11.698
به نظر از زندگي در اينجا خوشش نميومد

01:24:15.408 --> 01:24:18.658
مارسيا بهم گفت که والدينشون
از بچه ها مواظبت نمي کنن

01:24:18.908 --> 01:24:22.498
زياد مسافرت ميرن و بچه ها
رو به حال خودشون رها ميکنن

01:24:24.918 --> 01:24:27.128
دلم به حالش سوخت

01:24:28.378 --> 01:24:32.088
ميدونستم بزرگ شدن بدون اينکه والدينت
بالا سرت باشن، چه حسي داره

01:24:32.798 --> 01:24:39.138
وقتي که ما جوون بوديم، دنيا پُر از چيز بود
پُر از تعهدات بود

01:24:39.888 --> 01:24:43.478
ولي اين طور به نظر ميرسه که
اين کارخونه اميد مردم رو داره از بين ميبره

01:24:44.808 --> 01:24:49.228
داشتم به بودن اون در اينجا فکر ميکردم
تو اين محيط کوچيک

01:24:49.478 --> 01:24:53.198
پُر از دود، پُر از اين همه آدم سالمند

01:24:53.568 --> 01:24:56.238
اين جور بزرگ شدن بايستي دردناک باشه

01:25:17.428 --> 01:25:19.718
از وقتي که کاسکو تو آتيش سوخته

01:25:19.928 --> 01:25:22.928
اشتياقمو براي رفتن به سر کار از دست دادم

01:25:26.348 --> 01:25:28.438
ولي اون فرق ميکرد

01:25:33.608 --> 01:25:35.898
احساس ميکردم که گوشهام داري کيپ ميشه

01:25:35.988 --> 01:25:39.318
و به مدت چند ثانيه کَر ميشم

01:25:42.618 --> 01:25:46.418
و بعدش يه چيز خيلي عجيبي اتفاق افتاد

01:25:47.458 --> 01:25:49.958
سر و صداي کارخونه خوابيد

01:25:50.708 --> 01:25:53.258
و من ميتونستم صداي قبل خودم رو بشنوم

01:25:58.468 --> 01:26:02.348
و براي اولين بار وايستادم
و به کارخونه نگاه کردم

01:26:04.178 --> 01:26:07.138
و از بودن اونجا احساس ناخوشايندي بهم دست داد

01:26:08.978 --> 01:26:12.148
و فهميدم که در واقع کسي رو اونجا نميشناسم

01:26:12.858 --> 01:26:15.528
که هيچ کدوم از اونا برام معني خاصي نداشت

01:26:23.238 --> 01:26:25.908
مثل بيداري بعد کابوس مي موند

01:26:35.878 --> 01:26:39.588
حسم حسِ يه اسبِ پير خسته بود

01:26:40.218 --> 01:26:43.468
چشام درد ميکرد
سرم درد ميکرد

01:26:45.968 --> 01:26:48.388
ناي کار کردن نداشتم

01:26:57.148 --> 01:26:59.238
نفسم سنگين شده بود

01:27:00.028 --> 01:27:02.818
قلبم خون پمپاژ ميکنه

01:27:05.488 --> 01:27:08.078
کاش ميتونستم همکارهام رو بغل کنم و

01:27:08.078 --> 01:27:10.578
بهشون بگم که بيدار شدم

01:27:10.708 --> 01:27:13.458
که تو کُلِ زندگيمون داشتن بازي مون ميدادن

01:27:16.298 --> 01:27:18.128
خسته ـَم

01:27:18.378 --> 01:27:20.218
ميخوام برم به خونه

01:27:21.088 --> 01:27:23.848
اي کاش همه برگردن به خونه هاشون

01:27:24.888 --> 01:27:27.348
اي کاش ميتونستيم همه چيز رو ول کنيم

01:27:27.518 --> 01:27:29.728
بذاريم تا دستگاه ها بسوزن

01:27:29.848 --> 01:27:31.598
روغن به همه جا بپاشه

01:27:31.688 --> 01:27:35.318
قطعات آهني رو رها کنيم
تسمه بالابر رو ول کنيم

01:27:35.438 --> 01:27:38.358
گدازه هاي داغ پخش بشه
همه جا رو بپوشونه

01:27:38.988 --> 01:27:42.488
دستگاه ها، زمين و ماسه ها
رو بسوزونه

01:27:42.568 --> 01:27:46.078
و يه دودي به سياهي شب ازش بلند بشه

01:27:46.658 --> 01:27:50.158
آسمونو بپوشونه و پولا رو هدر بده

01:27:54.578 --> 01:27:59.798
و ما توي خونه باشيم، آب بخوريم
بعد از ظهر بخوابيم

01:28:00.548 --> 01:28:02.878
کاش دود سياه سرفه کنيم

01:28:03.048 --> 01:28:06.298
اون ورقه هاي آهني ريه هامون رو مسدود کنه

01:28:06.888 --> 01:28:09.348
و اي کاش خونِ مون وايميستاد
تبديل به يه رودخونه مواد معدني

01:28:09.518 --> 01:28:14.308
بوکسيت، آلومينيوم ميشد
و دوباره قرمز ميشد

01:28:14.648 --> 01:28:16.858
درست مثل موقعي که جوون بوديم

01:28:18.398 --> 01:28:21.148
و براي همينه که ميخوام همه رو خبردار کنم

01:28:21.988 --> 01:28:27.278
کارگراي کوره، تکنسين هاي برق، لحيم کار ها
و سر کارگرها

01:28:28.028 --> 01:28:29.738
مرد ها و زن ها

01:28:29.828 --> 01:28:31.908
و به همشون بگم که

01:28:32.498 --> 01:28:34.418
«بريم به خونه»

01:28:34.498 --> 01:28:37.338
«ما فقط يه گروه از اسب هاي پير هستيم»

01:28:45.138 --> 01:28:47.598
ولي ميدونم کسي بهم گوش نميده

01:28:48.178 --> 01:28:50.808
چون کسي نميخواد اين حرف ها رو بشنوه

01:28:52.268 --> 01:28:55.558
ولي من ميخوام به همه شون بگم

01:28:56.148 --> 01:28:58.228
زندگي ما ساختگيه

01:28:58.898 --> 01:29:01.318
و هميشه هم قراره همينجوري بمونه

01:29:02.238 --> 01:29:05.278
و تمام دارايي مون زور بازومونه

01:29:06.028 --> 01:29:08.738
و تمام سعيمون زود از خواب بيدار شدن

01:29:40.608 --> 01:29:41.818
اون شب

01:29:41.938 --> 01:29:44.818
خواب ديدم که تو يه جنگل هستم

01:29:44.898 --> 01:29:49.368
خوابي که ده ساله دارم ميبينم

01:29:49.908 --> 01:29:52.738
خواب ديدم تنها توي يه جنگل هستم

01:29:52.868 --> 01:29:56.578
از دور دست صداي مردمي که دنبالم
بودن رو ميتونستم بشنوم

01:29:57.668 --> 01:30:01.288
و مثل اين مي موند که من کار اشتباهي کرده باشم

01:30:01.998 --> 01:30:03.798
دراز کشيدم

01:30:03.798 --> 01:30:06.218
تنها

01:30:28.988 --> 01:30:31.698
و روزهاي زيادي رو تو اين جنگل سپري کردم

01:30:33.488 --> 01:30:36.038
بالاخره اون صدا ضعيف شد

01:30:36.658 --> 01:30:39.538
و مردم دست از جستجوي من برداشتن

01:30:41.168 --> 01:30:45.588
و تمام طول شب
به يه چيز فکر ميکردم

01:30:49.468 --> 01:30:50.838
اينکه زنده بودم

01:30:51.388 --> 01:30:54.558
و هنوز ميتونستم نفس بکشم

01:31:50.388 --> 01:32:59.558
زرفيلم
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.
